صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

تاریخ تشکیل دولت در ایران-2

از آغازین مشارکت‌های مردمی تا قدرت وزیران
کد خبر: ۳۶۰۷۶۱
| |
11681 بازدید

دانلود

در بخش قبل موضوع حکومت‌های اسطوره‌ای، از جم تا نخستین دولت مقتدر ایرانی بررسی شد. در این بخش چگونگی سقوط دولت هخامنشیان، شکل‌گیری نخستین مجلس و به قدرت رسیدن وزیران مورد بررسی قرار می‌گیرد.

مذاکره میان هم­قسم­ها و بیان عقایدی که در قسمت پیشین از هردوت نقل شد، برای بسیاری از پژوهشگران جای تردید دارد. آنها حدس می­زنند که هردوت این مباحث را از قول یکی از نوادگان مگابیز که به یونان مهاجرت کرده و می­خواسته با این گفتار نشان دهد که پارسیان بسیار آزادیخواه و روشنفکر بوده‌اند، نقل کرده‌است اما هردوت مصر است که این گفتارها رد و بدل شده و شیوۀ حکومتی آنها در مستعمرات یونانی­شان را تأییدی بر این ادعای خود می­داند.
 
دولت ایران از زمان کورش بزرگ این سیاست را اتخاذ کرده بود که در مستعمرات یونانی مانند سایر ولایات در ایران، حکومت را به یک نفر از اهالی همانجا می­سپرد. تنها شرطش آن بود که این شخص فرمانبردار و متکی به دولت ایران باشد. در زمان داریوش کسانی که به ایالات مختلف فرستاده می­شدند، بیش از یک نفر و با سمت­های گوناگون بودند. برخی از آنها بازرسانی بودند که با داشتن مأموریت مخفی به کارها نظارت می­کردند.
 
در ممالک غیرایرانی عموماً مردم دو دسته می­شدند: یکی آنها که تابعیت از ایران را می­پذیرفتند و یکی آنان که داشتن حکومتی کاملاً ملی را ترجیح می­دادند و گهگاه دست به شورش می­زدند.
 
در این دوره، نزدیک به 50 نوع مردم، از نژادهای گوناگون در ایران و ممالک تابعۀ آن می­زیسته­اند. این ملل و مردمان مختلف آزاد بودند که موافق معتقدات دینی و عاداتشان رفتار کنند و مذهب شاهان و معتقدات اهالی ایران به آنها تحمیل نمی­شد.
 
علاوه بر آن بعضی از ممالک مختار بودند مؤسسات ملی، سلسلۀ پادشاهان و امرای محلی و روحانیان خود را حفظ کنند. چیزی که دولت ایران از آنها می­خواست این بود که تمام اهالی، خودشان را مطیع شاه دانسته و قوانین او را حفظ و اجرا کنند.
 
شاه، منبع مقررات و صادرکنندۀ اوامر و نواهی، بخشندۀ امتیازات و اختیارات و داور نهایی در دادن پاداش­ها و کیفرها بود اما نباید تصور کرد که این حکومت به هیچ چیز محدود نمی­گشته؛ زیرا می­بینیم شاه موظف بوده عادات ایرانی­ها و سایر ملل را جز در موارد یاغیگری­های مکرر، محترم بدارد.
 
به عنوان مثال، با اینکه در ایران تاج و تخت موروثی بود و پس از فوت شاه، کسی از اولاد ذکور یا نزدیکترین افراد به او بر تخت می­نشست، در ایالت کاریّه که تابع ایران بود، تاج و تخت پس از فوت شاه به همسرش می­رسید و هرگاه این ترتیب نقض می­شد، ملکه از شاه دادخواهی می­کرد و والیان، موافق عادات ملکه را بر تخت می­نشاندند.
 
محدودیت دیگر شاه این بود که نمی­توانست حکم خود را تغییر دهد. همچنین شاه می­دانست که اگر از اختیارات خود سوءاستفاده کند، این رفتار برای حیات او و سلطنتش خطرناک خواهد بود.
 
در کنار این محدودیت­ها که از مطلقه بودن قدرت شاه می­کاست، هفت نفر که هرکدام رییس یکی از هفت خانوادۀ درجه اول پارسی بودند، مشاوران و قضات شاه محسوب می­شدند و در بسیاری موارد شاه باید از نظرات آنها تبعیت می­کرد.
 
ادارۀ قلمرو گسترده هخامنشی حتی با این شیوه که به نوعی تقسیم قدرت و اختیارات بود نیاز به یک فرمانروای مقتدر و مدّبر داشت که در میان آخرین شاهان این سلسله کمتر دیده می­شد.
 
پایان هخامنشی و آغاز حکومت بیگانگان
زمانی که اسکندر مقدونی تصمیم به فتح آسیا گرفت، دولت ایران بزرگترین دولت آسیا بود. در این موقع سلطنت ایران 50 برابر مقدونیه وسعت و تعداد ایرانی­ها نیز به همین نسبت بر مقدونیان افزونی داشت ولی وسعت این مملکت و عدم تجانس مللی که تحت حکمرانی شاهان ایران زندگی می­کردند، مانع از این بود که نفوذ و قدرت مرکزی در تمام نقاط آن جاری شود.
 
دولت مرکزی دیگر قادر به جمع­آوری مالیات از بعضی نقاط نبود و بیشتر حکومت­ها مستقلاً اداره می‌شدند. به خصوص یونانی­ها که اردوکشی­های داریوش و خشایار را نیز فراموش نکرده و در پی فرصتی برای انتقام بودند.
 
اسکندر 22 ساله این فرصت را فراهم کرد و پس از چند نبرد، به امپراتوری ایران و خزانۀ تخت جمشید دست یافت. او پس از این پیروزی­­هایش عمر زیادی نکرد و در واقع تشکیل دولت جدید به سردارانش واگذار شد که آنان این امپراتوری عظیم را میان خود تقسیم کردند و بیش از 30 سال بر سر دست یافتن به سهم بیشتر با یکدیگر می­جنگیدند. پیروز این میدان شخصی بود به نام سلوکوس که به فرمان اسکندر با دختر یکی از شهربانان ایرانی ازدواج کرده بود و بدین ترتیب دودمان سلوکی از این وصلت مقدون - ایرانی شکل گرفت.
 
اسکندر و سلوکیان تقسیم امپراتوری به شهربان نشین­های متعدد را که در دوره هخامنشیان مرسوم بود، حفظ کردند. آنها در ابتدا خواستند در ساخت تشکیلات اداری و دولتی از داریوش اول پیروی کنند یعنی شاهان دست نشاندۀ محلی داشته باشند که زیر نظر والیانِ ناظر کار می­کردند اما بعداً مجبور شدند به شیوه ملوک الطوایفی کورش برگردند و از تعداد فرستادگانشان بکاهند.
تدابیر اقتصادی که سلوکی­ها در آن مهارت داشتند سبب شد در این دوره، میان دستمزدها و قیمت­ها تعادل برقرار شود و ایران یکی از بهترین دوره­های رونق اقتصادی را تجربه کند. همچنین اقدامات آنها در زمینۀ شهرسازی و توسعۀ کشاورزی چشمگیر بود.
 
اما به هرحال دولت سلوکی در آسیا پایه ملی نداشت و بیگانه به شمار می­آمد. آنها می­دانستند که نمی­توانند آسیا، به­ویژه ایران را به گونه­ای متفاوت با آنچه که قبلاً بوده، اداره کنند. بنابراین طبیعی بود که به شهرهای یونانی بیشتر اهمیت می­دادند و آنان را پشتیبان واقعی خود می­دانستند.
 
همین امر فرصت خوبی را برای پارت­ها که در نواحی شرقی ایران و به دور از مرکز حکومت سلوکی می‌زیستند، فراهم کرد تا اعلام استقلال کرده و در صدد تشکیل حکومتی ایرانی برآیند.
 
اشکانیان و تشکیل یک دولت ملی
ارشک (Arsace) متعلق به یکی از خاندان­های مهم پارتی بود که به دلیل شجاعت، لیاقت و حسن تدبیری که داشت توانست اعضای دیگر قبیلۀ خود را با هم متحد کرده بر ضد سلوکیان علم مخالفت برافرازد.
 
او که نخستین پایه­های سلسله پارت را بنیاد نهاد در یکی از جنگ­ها کشته شد و جانشینانش به دلیل احترام و اعتقاد زیادی که به او داشتند، به افتخارِ نام او خود را ارشک و سلسله­شان را اشکانی نامیدند.
 
سالیان درازی به طول انجامید تا پارت­ها توانستند سلوکی­ها را به طور کامل از ایران رانده و سلسلۀ اشکانی را مستقر کنند. اشکانیان مردمان سلحشور و جنگاوری بودند که به­ویژه نخستین پادشاهان آن برای به قدرت رسیدن و استقلال ایران نبردها و تلاش­های زیادی کردند.
 
مجلس مهستان
درباره تشکیل دولت و نحوه اداره حکومت اشکانی که بسیار تحت تأثیر دولت هخامنشی بودند، باید به یک نکته مهم اشاره کرد و آن وجود مجلسی است با نام مهستان؛ با نقشی چشمگیر که در طول نزدیک به 500 سال حکومت این سلسله داشت.
 
این مجلس در واقع متشکل از دو شورا بود که اعضای یکی از آنها را خاندان سلطنت و دیگری را بزرگان روحانی و غیر روحانی تشکیل می­دادند. مجموع این دو شورا که رؤسای خاندان­های مهم نیز از اعضای آن بودند و در مواقع خاص با هم تشکیل جلسه می­دادند، مجلس مهستان نام گرفت.
 
این مجلس نخستین بار در زمان مهرداد اول، ششمین پادشاه اشکانی تشکیل شد و اولین مصوبه آن انتخابی کردن شاه بود. عزل شاه نیز در اختیار همین مجلس قرار گرفت، البته طی شرایطی از جمله خیانت به کشور، ابراز ضعف یا جنون، بیماری سخت و از کار افتادگی.
 
اگر رؤسای خاندان­های مشهور را به عنوان نمایندگانی از جانب توده مردم تلقی کنیم، می­توان گفت در این دوره رگه­هایی از حضور مردم و نقش آنان در تعیین یا تحدید قدرت مرکزی دیده می­شود.
 
به عنوان مثال مهرداد سوم در زمان سلطنت خود خشونت و بی‌رحمی زیادی اعمال کرد و تا آنجا پیش رفت که سرانجام نظر مجلس مهستان برای نجات کشور اشکانی بر آن قرار گرفت که وی را از مقام پادشاهی برکنار کند و برادرش ارد را به جانشینی او به تخت سلطنت بنشاند.
 
یکی از تاریخ­نگاران رومی به نام تاسیتوس با اندکی بزرگنمایی درباره این مجلس می­گوید:300 نفر از مردان برگزیده ثروتمند و هوشیار، مجلسی شبیه به سنا را تشکیل می‌دهند. مردم سوار بر قدرت قانونی خود هستند.
 
تا هنگامی که مجلس و مردم با هم اتفاق نظر دارند، واهمه‌ای از شاهان اشکانی ندارند اما همین‌که میان این دو شکاف می‌افتد هر کدام برای خود حریفی را به کمک می‌طلبد تا سرانجام یکی از حریفان به برتری برسد.
 
اما از آنجا که اعضای مجلس مهستان در تمامی امور صاحب رای بودند گاهی نیز مشکلاتی به وجود می‌آوردند و اقدام به عزل و نصب­هایی می­کردند که منافع کشور را به خطر می­انداخت.
 
شیوه حکومت به اقصا نقاطِ متصرفاتِ اشکانی که گسترۀ پهناوری را هم در بر می­گرفت، همان شیوه فئودالی­ هخامنشیان بود. قلمرو اشکانی به نوزده ایالت تقسیم می­شد و در رأس هر ایالت یک والی حکومت می­کرد که از سوی دولت مرکزی منصوب می­گردید. این ایالات خودشان به واحدهای کوچکتری تقسیم می­شدند که برای اداره آنها نیز مسئولانی از جانب والیان گمارده می­شد.
 
از شیوه حکومت و تشکیلات اداری شهرهای یونانی که در دوره اشکانی همچنان موجودیت داشتند، اطلاعات بیشتری در دست است.
 
در این شهرها نیز یک نفر در رأس امور قرار می­گرفت که هم مورد تأیید شاه بود و هم منتخب مردم. علاوه بر آن، این شهرها دارای شورایی بودند که اعضای آن را اهالی از میان ثروتمندترین و تحصیلکرده­ترین همشهریان خود انتخاب می­کردند.
 
در هر شهر یونانی دو حزب فعالیت می­کرد، یکی حزب شاهی و دیگر حزب شهری. در صورت بروز مشکل با نوشتن نامه به شاه اشکانی مستقیماً به او رجوع می­کردند و شاه به آنها پاسخ داده، مسئله را پایان می­داد. در صورت بروز اختلافات داخلی در این شهرها، سپاهیان ایران مداخله کرده، اختلافات را فرو می­نشاندند.
 
در اغلب شهرهای اشکانی نیز چنین شوراهایی وجود داشته و اعضای شورا برای امور قضایی داورانی را پیشنهاد می­کردند که انتخاب آنان موکول به بررسی شایستگی­شان آنها می­شد. سپس مردم اختیار داشتند که داوران را از میان نامزدهای شورا برگزینند.
 
پایگاه و قدرت این شهرها تا اوایل سده اول میلادی همچنان باقی بود و از آن پس به ضعف گرایید.
 
تشکیل دولت ساسانی
پس از مرگ والی پارس، اردشیر که به روایتی پسر او بود و شغلی نظامی داشت در آن منطقه اعلام استقلال و اقدام به شورش کرد. او توانست بر اردوان آخرین پادشاه اشکانی پیروز شود و اتحادیه­ای را که برای ترمیم وضع خاندان اشکانی تشکیل شده بود، شکست دهد.
 
بدین ترتیب اردشیر بابکان، سلسله ساسانی را بنیاد گذاشت که دولت او توسط دو چیز از دولت قبلی متمایز می­شد: یکی تمرکز قدرت و دیگری ایجاد دین رسمی که اگر مورد نخست را بازگشت به سنت‌های زمان داریوش هخامنشی بدانیم، بی­شک دومی را باید از ابتکارات دولت ساسانی به شمار آوریم.
 
در تشکیلات حکومتی ساسانیان مانند دولت­های پبشین شخصی وجود داشت به نام وزیر بزرگ. اما قدرت و نفوذ این سمت در سلسله ساسانی به مراتب بیشتر بود و برخی از آنان به مقامی می­رسیدند که در اصل پادشاه به دست آنها امور مملکت را اداره می­کرد.
 
از میان کسانی که به این مقام رسیده­اند می­توان به ابرسام در زمان اردشیر اول، خسرو یزدگرد در عهد یزدگرد اول و مهرنرسه که وزارت سه شاه یعنی یزدگرد اول و دوم و بهرام گور را به عهده داشت، اشاره کرد.
وظیفه این وزیران ادارۀ کشور تحت نظارت پادشاه بود ولی در بسیاری از موارد کارها را بنابر رای خود انجام می­دادند. از این گذشته هنگامی که پادشاه در سفر یا در جنگ بود، وزیر بزرگ نایب السلطنه هم محسوب می­شد. مذاکرات سیاسی تکلیف او بود و حتی در صورت لزوم می­توانست فرماندهی هم داشته باشد.
 
خلاصه کلام آنکه چون مشاور خاص شاهنشاه بود، به لحاظ قانونی همه شئون کشور را در دست داشت و در هر باب می­توانست مداخله کند اما میزان این مداخله در زمان­های مختلف بستگی به میزان اقتدار شاه داشت.
 
در زمان­های نخستین عهد ساسانی، یک تقسیم­بندی اجتماعی وجود داشت که بی­تردید از بقایای دوره اشکانی بود. نام این طبقات آنچنان که در کتیبه شاپور در حاجی آباد آمده عبارت است از شهرداران، واسپوهران، وزرگان و آزادان.
 
شهرداران در حقیقت امرای دولت بودند و واسپوهران همان نجبا و افراد خاندان­های بزرگ. زیرا ساسانیان اصول ملوک الطوایفی را که در رأس آنها هفت دودمان ممتاز قرار داشت از اشکانیان به ارث برده بودند و خاندان ساسانی نخستین دودمان از این دودمان­های هفتگانه محسوب می­شد.
 
طبقه وزرگان یا همان بزرگان نیز مجموعه­ای از نجبا و نژادگان بودند که در امور مملکتی اختیارات زیادی داشتند. عموماً در مراسم تشریفاتی مانند مراسم بر تخت نشستن شاه جدید دیده می­شدند اما نفوذ قدرت آنان تا آنجا بود که اردشیر دوم را خلع و یا شاپور سوم را مقتول کردند.
 
بعضی از همین بزرگان و نجبا مصمم شدند که اعقاب یزدگرد اول را از سلطنت محروم گردانند. بنابر اعتبار و اهمیت بزرگان شکی نمی­ماند که آنها صاحب­منصبان بزرگ دولت و عالیترین نمایندگان ادارات بوده­اند.
 
طبقه دیگر یعنی آزادان به وضوح مشخص نیست که به چه کسانی اطلاق می­شده اما احتمال می­رود نامی باشد که فاتحان آریایی در مقابل بومیان برای خود اختیار کرده باشند.
 
در تشکیلات دولت ساسانی، جامعه روحانیت زرتشتی را به هیچ عنوان نمی­توان نادیده گرفت. در این دوره روحانیان و نجبای ملوک الطوایف، قرین و همدوش یکدیگر بودند و معمولاً در زمان­هایی که پادشاه از سوی مخالفان تهدید می­شد، با او همدست می­شدند.
 
این روحانیان که در نظر عموم مردم نیز محترم و مقدس بودند حق مداخله در زندگانی افراد را داشتند، در امور مملکتی نیز گاه شاه را به شدت تحت تأثیر قرار داده و اهداف خود را پیش می­بردند.
 
یکی از این افراد که در حکم سیاستمدار درجه اول بود، کرتیر نام داشت. این نام نخستین بار در کتیبه شاپور اول آمده اما بعدها او به مقامی رسید که همپای شاهان ساسانی از خودش چهار کتیبه در جاهایی که پیش از این فقط مخصوص شهریاران بود، برجای گذاشت.
 
او که در مسایل دینی بسیار متعصب و سختگیر بود، اجازه نمی­داد مبلغانِ هیچ­یک از ادیان دیگر، دینشان را گسترش دهند؛ از این رو سبب ساز قتل مانی و سرکوبی و کشتار مانویان که روز به روز تعدادشان فزونی می­یافت، شد.
 
شاهان ساسانی همانطور که از خیلی جهات در تشکیل و اداره حکومت وامدار هخامنشیان بودند، دستگاه دولتی و عملکرد تشکیلاتی آن را برای دولت­های پس از خود به میراث گذاشتند که در بخش‌های آتی به شرح آنها خواهیم پرداخت.
 
سیمین­دخت گودرزی
 
منابع:
-          امپراتوری هخامنشی، پیر بریان، ترجمه ناهید فروغان، جلد دوم
-          تاریخ ایران باستان، حسن پیزنیا، جلد دوم
-          تاریخ سیاسی و اجتماعی اشکانیان (پارتیان یا پهلویان قدیم)، محمدجواد مشکور
-          سلوکیان و اشکانیان، نادر میرسعیدی
-          دویست و پنجاه و هفت پادشاه در ایران، جعفر مهدی نیا
-          تاریخ ایران در دوره سلوکیان و اشکانیان، پرویز رجبی
-          تاریخ ایران و ممالک همجوار آن از زمان اسکندر تا انقراض اشکانیان، آلفرد دفن گوتشمید، ترجمه کیکاووس جهانداری
-          اشکانیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب­نیا
-          ایران از آغاز تا اسلام، رومن گیرشمن، ترجمه محمد معین
-          ایران در زمان ساسانیان، آرتور کریستنسن، ترجمه رشید یاسمی
-          شاهنشاهی ساسانی، تورج دریایی، ترجمه مرتضی ثاقب­فر


مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟