فرصت طلب، نه، موقع شناس
گزارشگران صدا و سيما، ورزشکاراني را که با ذکاوت و هوشياري و موقع شناسي دست به حرکتي باثمر مي زنند «فرصت طلب» مي خوانند. مثلاً اگر يکي از مهاجمان تيم ملي فوتبال جاگيري خوبي کند و پاسي را که به او داده اند، گل کند، مي گويند «فرصت طلب» است. معناي «فرصت طلب» چيست؟
به نوشته اعتماد، فرصت طلب معناي واژه انگليسي Opportunist است. اين واژه در فرهنگ سياسي معنايي منفي دارد. به معني کسي است که از امکانات و موقعيت هاي مناسب معمولاً براي هدف هاي ناموجه و غيراخلاقي بهره مي گيرد تا حريف را از ميدان به در کند.
در گفت وگوهاي روزمره هم به همين ترتيب است. وقتي مي گوييم فلان کس فرصت طلب است، ويژگي منفي را در او مد نظر داريم. ولي آدم «موقع شناس» يعني کسي که داراي قدرت تشخيص و شناخت زمان، مکان يا وضعيت مناسب براي اقدام به کار يا انجام رفتاري است.
در حالي که در فرهنگ فارسي فرصت جويي يا فرصت طلبي معادل «حيله گري» آمده است. موقع شناس اگر به معناي منفي هم به کار برود (که بسياربسيار کم است) شدت منفي بودنش به اندازه فرصت طلب نيست. حالا اين گوي و اين ميدان. گزارشگران و گويندگان عزيز راديو و تلويزيون.
در موقعي که مهاجم تيم ملي فوتبال ايران با جاگيري مناسب و اقدام به موقع و ضربه يي خيلي خوب گل مي زند، او «موقع شناس» است نه «فرصت طلب». فرصت طلب بازيکناني را مي گويند که در اصطلاح فوتبال محلات «مرده خور» يا حيله گر است.
به عمل درست و اخلاقي و ماهرانه ورزشکاران نامي نادرست و منفي ندهيد. باز هم روي صحبت من با مديران صدا و سيماست و يادآور شدن تکليف بزرگي که در پاسداري از زبان فارسي دارند.



