صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
درباره نیم قرن حضور سیاسی پدر مؤتلفه؛

ناشنیده‌هایی درباره عسگراولادی از زبان او و دیگران

وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به مجلس شورای اسلامی راه یافت و با راه‌اندازی کمیته امداد امام خمینی، به عنوان نماینده ایشان در این نهاد، عهده‌دار مسئولیت شد و فعالیت‌های اجرایی‌اش در حوزه اقتصادی در دوره‌ای محدود شد، که ظاهراً به واسطه مخالفت با برخی تصمیمات آن دوران بوده است.
کد خبر: ۳۵۵۹۷۴
| |
19990 بازدید
حبیب‌الله عسکر اولادی درگذشت«حبیب‌الله عسگراولادی» رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری، دبیرکل سابق حزب مؤتلفه اسلامی و از مبارزان اول انقلاب اسلامی است. وی از حلقه‌های رابط میان حوزه و بازار بود و از این حیث، یکی از کلیدی‌ترین چهره‌های سیاسی فعال در پیروزی و شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی ایران بود؛ اما عمق فعالیت‌های عسراولادی در این دوران تا کجا بود؟

به گزارش «تابناک»، زنده‌یاد «حبیب الله عسگراولادی» فرزند حسین در سال ۱۳۱۱ شمسی، در یک خانواده متدین و از پدر و مادری اهل دماوند، در تهران متولد شد. پدر وی حسین عسگراولادی مردی متدین بود که در تمام کارهای خیر منطقه دماوند حضور و مشارکت داشت. مادر وی آمنه توسلی نیز در خانواده بزرگ توسلی خرم در دماوند رشد کرده بود. او بانویی معتقد بود.

عسگراولادی شش سال اول کودکی خود را در تهران گذراند، سپس بنا به ضرورت زندگی به دماوند رفت و شش کلاس اول ابتدایی را در دبستان امید دماوند گذراند. با آغاز جنگ جهانی دوم و وخیم شدن اوضاع اقتصادی امکان تحصیل از وی گرفته شد، لذا به کار در بازار تهران اشتغال یافت و چند سال در بازار دروازه‌ای تهران به خرده فروشی برنج پرداخت.

وی در منزل برادر بزرگترش صادق سکونت گزید، سکونت عسگر‌اولادی در این محل و نزدیکی محل کار او با مسجد «امین‌الدوله»، باعث آشنایی وی با برنامه‌های مذهبی مسجد شد و در کلاس علوم دینی «شیخ حسین زاهد» در مسجد جامع تهران شرکت و دروس حوزوی را تا سطح فراگرفت.

عسگراولادی در سال‌های پایانی دهه بیست، به هنگام تحصیل علوم حوزوی در مسجد «امین‌الدوله» و بعد‌ها در حوزه علمیه مروی و در حالی که سیزده سال بیشتر نداشت به فعالیت‌های سیاسی به رهبری «آیت‌الله کاشانی»، جلب و در سال ۱۳۲۷ در یک راهپیمایی که به دعوت «آیت‌الله کاشانی» به هواداری از مردم فلسطین تشکیل شده بود، دستگیر و بازداشت شد.

از سال ۱۳۲۷، پس از آزادی از زندان تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، در جریانات با آهنگ روحانیت در متن فعالیت‌ها بود. در ۱۳۲۷ به فعالیت‌های سیاسی وارد و با حوادث ملی شدن نفت آشنا شد و در تجمعات و تظاهرات این دوران شرکت می‌کرد. وی که با فعالیت جمعیت فدائیان اسلام نیز آشنا بود، در ۱۳۳۳ به همراه عده‌ای از دوستانش که در مسجد امین‌الدوله با هم آشنا شده بودند، تصمیم به تأسیس هیأتی مذهبی به نام هیأت «مؤید» گرفتند و در مسجد امین‌الدوله به فعالیت مشغول شدند.

با آغاز نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی (ره)، با ایشان آشنا شد و به قم رفت و آمد می‌کرد و از طرف امام (ره) مأمور وصول وجوهات شرعی در بازار تهران شد. در ماجرای تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، ارتباط هیأت وی با بیت امام (ره) گسترده‌تر شد و این ارتباط باعث ائتلاف آنان با دو هیأت مسجد «شیخ علی» و هیأت اصفهانی‌های بازار و تشکیل هیأت‌های مؤتلفه اسلامی شد. وی درباره نوع همکاری بازار با مبارزین در این دوران می‌گوید: «حمایت مالی می‌کردند. انواع حمایت‌ها را داشتند‌».

با فرا رسیدن محرم سال ۱۳۸۳ که مصادف با خرداد ۱۳۴۲ بود، مؤتلفه اسلامی که به تازگی تشکیل شده بود، در جلسه‌ای تصمیم گرفت اعلامیه امام را خطاب به هیأت‌های مذهبی راجع به با شکوه برگزار کردن مراسم عزاداری محرم، تکثیر کند و در اختیار مردم قرار دهد. همچنین با صدور اعلامیه اخطار گونه‌ای، از تمامی خطبا و وعاظ و مداح‌ها خواست تا بر طبق خواسته امام عمل شود، مؤتلفه اسلامی سپس طرح یک راهپیمایی بزرگ را در روز عاشورا تهیه کرد، عسگر‌اولادی از طراحان راهپیمایی این روز به همراه «مهدی عراقی» و «ابوالفضل توکلی بینا» به قم رفتند تا موافقت امام (ره) را جلب کنند.

در جریان رویدادهای پانزده خرداد ۱۳۴۲، هیأت‌های مؤتلفه اسلامی دو تصمیم مهم هجرت علمای شهرهای بزرگ برای تجمع در تهران و اعتراض به بازداشت امام و فعالیت برای تثبیت مرجعیت امام خمینی (ره) ‌را گرفتند.

در سال ۱۳۴۳ که هیأت‌های مؤتلفه به ترور «حسنعلی منصور» اقدام کرد، عسگر‌اولادی نیز به همراه شاخه نظامی مؤتلفه به جرم نگهداری چمدان اسلحه دستگیر و به حبس ابد محکوم شد. آنچنان که خود عسگراولادی می‌گوید، در سال ۵۴ تصمیم دیگری گرفتند، ‌مبنی بر این که «در سال ۱۳۵۴ به دلیل اختناق سیاسی جامعه و شرایط نگران‌کننده‌ای که از این اختناق سیاسی احساس می‌شد، دولت آمریکا به شاه فشار آورد که فضای سیاسی را باز کند. لذا رژیم ناگزیر بود تعدادی از زندانیان سیاسی را آزاد کند. به واسطه‌ بعضی از علمای بزرگ سفارش‌هایی از امام (ره) به ما رسید که شما یک مطلب ساده‌ای بنویسید تا آزاد شوید. بنده یک عذرخواهی ساده نوشتم‌‌».
 
عسگراولادی و عراقی پس از نوشتن این «عذرخواهی ساده» به مراسم جشنی برده شدند که بعد‌ها به ‌جشن سپاسی‌ها معروف شد. عسگراولادی درباره‌ جریان شرکت در آن مراسم می‌گوید: «یک شب ما دو نفر (عسگراولادی و عراقی) را بردند در مدرسه داخل زندان قصر. فردا صبح در طبقه پایین مدرسه جشن آزادی زندانیان سیاسی برقرار شده بود. آمدند چشمان ما را بستند و بردند در وسط جمعیت نشاندند. سپس چشم ما را باز کردند. هر کاری کردند که یکی از ما‌ها صحبت کنیم، مطلقاً قبول نکردیم. چهار پنج نفر از کمونیست‌ها و یکی دو تا از ملی‌گرا‌ها صحبت کردند، ولی هر کاری کردند یکی از مسلمانان صحبت کند، این کار انجام نشد و عملاً ما در جشن شرکت نکردیم. مطبوعاتی که آنجا حضور داشتند سعی کردند از ما عکس بگیرند و با ما مصاحبه کنند ولی موفق نشدند. شهید عراقی عینک دودی به چهره زده بود و هر دوی ما با دست روی چهره خود را گرفتیم که کسی از ما عکس نگیرد. چون ما موافق اینکه ما در این مجلس باشیم، نبودیم. اما آن کسانی که طالب این جشن بودند، بعداً از نگاه منافقین و چریک‌های فدایی خلق، قهرمان معرفی شدند. ولی ما این جشن را قبول نداشتیم، هرچند این مراسمی بود که طی آن ما را آزاد کردند‌».
پس از این اتفاقات‌ در ۱۳۵۶ مورد عفو قرار گرفت. عسگراولادی پس از آزادی از زندان به مبارزات انقلابی خود همراه با دیگر مبارزین ادامه داد و پس از تبعید امام به فرانسه او نیز به دیدار امام به پاریس رفت و توانست امام خمینی (ره) را پس از پانزده سال بار دیگر ببیند و سپس پیام آیت‌الله شهید مطهری و دکتر بهشتی را به امام تقدیم کرد.

وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به مجلس شورای اسلامی راه یافت و با تأسیس کمیته امداد امام خمینی، به عنوان نماینده ایشان در این نهاد، عهده‌دار مسئولیت ‌و فعالیت‌های اجرایی‌اش در حوزه اقتصادی در دوره‌ای محدود شد، که ظاهراً به واسطه مخالفت با برخی تصمیمات آن دوران بوده است.

وی بعد‌ها درباره آن دوران و در پاسخ به این که «آقای عسگراولادی، آنچه در ابتدای انقلاب بر بازاریان گذشت، برای آن‌ها خوشایند نبود. خیلی به آن‌ها میدان داده نشد. مجوز بانک اسلامی بازاریان لغو شد و دولت موقت تهدید کرد که اگر بانک اسلامی بازاریان ایجاد شود هفت نفر از وزرا استعفا می‌دهند. این در حالی بود که نخستین پذیره‌نویسی بانک اسلامی به نام امام خمینی صادر شده بود. چرا بازاریان که نقش عمده‌ای در انقلاب داشتند، با چنین مسائلی مواجه شدند؟» چنین پاسخ داده بود: برخی برخورد‌ها در ابتدای انقلاب، خون به دل بازاریان کرد اما به هر حال آن‌ها به خاطر نظام و کشور سکوت کردند.

عسگر‌اولادی در ۱۳۶۰ در منزل خود مورد سوء قصد قرار گرفت که این ترور با شکست رو به رو شد. پس از تأسیس جمعیت مؤتلفه اسلامی در ۱۳۶۹، وی به ‌دبیر کلی آن انتخاب و به کار مشغول شد.

وی سال‌ها‌ در مقام دبیرکلی مؤتلفه بود که در تیر ۸۳ جای خود را به «محمدنبی حبیبی»، دیگر عضو مؤتلفه داد که شانزده سال کوچک‌تر بود، اما همچنان کرسی ریش سفیدی وی پابرجا ماند. عسگراولادی کتاب خاطرات هم دارد که در بهمن ۸۹ با حضور لاریجانی رونمایی شد. در این کتاب ۲۲۶ صفحه‌ای در هفت فصل به زندگی سیاسی‌اش پرداخته که اغلب به روزهای زندان و مبارزه قبل از انقلاب اختصاص دارد.

حبیب‌الله عسگراولادی پس از گذشت ۸۲ سال از عمر خویش، سرانجام صبح امروز (چهاردهم آبان‌ماه) در نخستین روز از ماه محرم‌الحرام و پس از پشت سر گذاشتن یک دوره بیماری سخت در بیمارستان «دی» دعوت حق را لبیک گفت.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟