سیزده آبان و مذاکره
هر ساله در سیزده آبان ماه، سالروز تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در سال ۱۳۵۸، شاهد راهپیمایی و تجمع دانشجویان، دانشآموزان و مردم و سر دادن شعارهای ضد استکباری و صهیونیستی و به ویژه «مرگ بر آمریکا» هستیم؛ هرچند امسال بحثهای مذاکره با آمریکا در سطح کشور مطرح است، قطعا این سالروز حتی به صورت گستردهتری انجام خواهد شد.
آنچه مسلم است، این که دیوار بیاعتمادی میان آمریکا و ایران در یک مقطع و یکباره پدید نیامده و بالا نگرفته که انتظار برود، یکشبه و یکباره از میان برود. قطعا کوتاه شدن دیوار بیاعتمادی بین دو کشور، نیاز به زمان و البته اقدامات عملی دارد تا این کاهش را ملموس کند.
اگر به گذشته برگردیم و به اقدامات دولت آمریکا در ایران، که سببساز تسخیر سفارت آمریکا در تهران شد، بنگریم، میتوان گفت:
1ـ تسخیر سفارت آمریکا که تسخیر «لانه جاسوسی» نام گرفت، پس از آن انجام شد که دولت آمریکا نه تنها نمیخواست خواست مردم ایران در انقلاب اسلامی را ـ که همانا استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بود ـ بپذیرد که علیه آن به اقدامات عملی دست زد؛ بنابراین، مردم و دانشجویان که قشر فرهیخته جامعه به شمار میروند، در سیزدهم آبان ۱۳۵۸ اقدام به از هم پاشیدن لانه جاسوسی کردند. دولت آمریکا پس از آن، با تهران قطع رابطه کرد. یعنی ایران این رابطه را قطع نکرد، بلکه دولت آمریکا چنین کرد. پس قطع رابطه از سوی دولت آمریکا و به دنبال رفتارهای خود دولت آمریکا که اعتراض ایرانیان را به دنبال داشت، انجام گرفت.
۲ـ تسخیر لانه جاسوسی آمریکا نزدیک ۹ ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و پس از رفتارهای دولت آمریکا در قبال انقلاب اسلامی ملت ایران صورت پذیرفت؛ هرچند رفتارهای قبلی دولت آمریکا از کودتای سال ۱۳۳۲ غرور ملت ایران را جریحه دار کرده بود، میتوان گفت اگر رفتارهای دولت آمریکا در ۹ ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران تا تسخیر لانه جاسوسی، علیه انقلاب اسلامی نبود و دولت آمریکا، تحمل تغییرات در ایران را داشت و آن را میپذیرفت، سفارت آمریکا تسخیر نمیشد و آمریکا هم قطع رابطه نمیکرد؛ بنابراین، هرچند انقلاب اسلامی ضد استعمارگری و ضد استبدادی بود، اهداف آن خیلی بالاتر از این بود که قطع رابطه با یک کشور چون آمریکا که پیشینه استکباری داشت و دارد، جزو اهداف آن قرار گیرد. بنابراین، قطع رابطه بین دو کشور ایران و آمریکا نتیجه رفتارهای دولتمردان این کشور بوده است. حضرت امام هم هیچ گاه خواستار قطع رابطه با آمریکا نشدند؛ هرچند از قطع رابطه از سوی آمریکا استقبال کردند.
۳ـ مخالفت با رابطه و حتی مذاکره، حق قانونی افراد، احزاب و گروههاست. هنگامی که دیوار بیاعتمادی مرتفع است، گروهها و افرادی هم حق دارند مخالف مذاکره یا نحوه آن باشند. بالاخره گروهها و افراد، مسائل و رخدادهای سیاسی را از نگاه خود مینگرند و تحلیل میکنند، اما آنچه مهم است، این که در ابراز مخالفت نباید توهین و هتک حرمتی به ویژه نسبت به مسئولان جمهوری اسلامی صورت گیرد. میتوان اعتراض کرد، اما نباید رفتارهای توهینآمیز انجام داد.
افزون بر آن، اعتراضها باید شناسنامهدار باشد؛ یعنی شخصیتها، احزاب، گروه یا دستهای که اعتراض یا انتقاد دارد و میخواهد با تجمع یا نشست آن را ابراز دارد، باید مشخص باشد. نه اینکه به گونهای عمل شود که گویا نهادهایی از نظام دنبال مخالفت کردن و اعتراض هستند.
۴ـ آنچه باید مورد توجه قرار گیرد و از افراط و تفریط پرهیز شود، این که اعتراض و مخالفت نه تنها برای تیم مذاکرهکننده بد نیست که اگر به درستی انجام و درست هم از آن بهرهگیری شود، میتواند یکی از ابزارهای چانهزنی تیم مذاکرهکننده باشد که البته شرایطی دارد که ذکر آن در بندهای پیش رفت. بنابراین، تیم مذاکرهکننده نباید انتظار داشته باشد که جامعه یکدست شده و تمام تخممرغهای خود را در سبد ایشان قرار دهد که این راه پیشتر آزموده شده و آزمون دوباره خطاست و راهی که دولت آغاز کرده سختیهایی دارد که به نظر نمیرسد از ذهن مسئولان سیاست خارجی پنهان بوده باشد.
۵ـ سیزدهم آبان ماه، سالروز تسخیر لانه جاسوسی است؛ بنابراین نباید انتظار داشت که مردم ایران در این روز تاریخی شعار مرگ بر آمریکا را فراموش کرده یا حتی کمرنگ کنند. دولتمردان آمریکا نباید چنین خواسته یا تحلیلی از شرایط پیش آمده داشته باشند که هنوز راه درازی مانده است. به ویژه که در اروپا شاهد افشا شدن اقدامات جاسوسی آمریکا علیه کشورهای اروپایی بودهایم که اعتراضهایی نیز به دنبال داشته است.
۶ـ مذاکره ایران و غرب قطعا مخالفان بسیاری در سطح منطقه و جهانی دارد که سختی کار را برای دو طرف بیشتر میکند؛ به ویژه که آنها فشارها را بیشتر کردهاند تا منافع خود را دریابند یا بهتر بگوییم، منافع آنها از محل قطع ارتباط و بالا رفتن خصومتها با مذاکرات ایران و غرب کاهش نیابد.
۷ـ باید توجه داشت که مذاکره بنای دوستی کشورها نیست، بلکه کشورها منافع خود را در مذاکره و ارتباط ـ در سطوح مختلف ـ دنبال میکنند. مگر ایران با انگلستان یا دیگر کشورها که حتی رابطه دارد، دوست است که برخی میپندارند هر نوع مذاکرهای به دوستی منجر میشود؟ سابقه رفتار هر دولتی در حافظه تاریخی ملت ایران خواهد ماند.


