تربيت بدنى و معضل خصوصى سازى
مهندس على آبادى همسو با بسيارى از كارشناسان ورزش و اهالى فوتبال معتقد است خصوصى سازى در ورزش به طور اعم و در فوتبال به طور خاص، آن قدرها هم پرسود نيست.
به نوشته جوان، رئيس سازمان تربيت بدنى در اين خصوص مى گويد: «سرمايه گذاران بخش خصوصى در جا و عرصه اى قدم مى گذارند كه منافعى داشته باشد ولى ورزش و از جمله فوتبال در كشور ما آنقدرها هم سودآور نيست.
بسيارى از باشگاه هاى خصوصى در ايران نيز فقط در صورت ظاهر چنين هستند و در عمل از جانب دولت حمايت مى شوند. قدر مسلم اينكه ساز و كار باشگاه هاى خصوصى در جهان به گونه اى ديگر است، به طورى كه براى حضور بخش خصوصى در اين عرصه زمين رايگان و تسهيلات با كمترين بهره داده مى شود و كارخانه ها و ديگر تشكل هاى موجود را مجاب به دادن تبليغات به باشگاه هاى خصوصى مى كنند.»
براساس توضيحات و روند فوق على آبادى هم معترف است كه خصوصى سازى حقيقى باشگاه ها در عرصه ورزش كشور عملى نخواهد شد ، مگر اينكه ابزار مورد نياز آن فراهم آيد.
به زعم وى هر اقتصاددانى به خوبى مى تواند حس كند و باور داشته باشد كه در اين شرايط روند خصوصى سازى باشگاه ها به طور كامل به ثمر نمى نشيند.
صحبت هاى مسئول اول ورزش كشور در مورد مسائل فوق به اندازه كافى گويا و مبين مشكلات موجود است اما آنچه بايد بر آن افزود و به عنوان يك سوال مطرح كرد، اين است كه سازمان تربيت بدنى براى سهل كردن راهى كه خود معترف است سختى هاى بسيارى را در بردارد، چه چيزى را در دستور كارش دارد و مى خواهد چگونه عمل كند؟
صحبت هاى على آبادى در شرايطى عنوان مى شود كه روند حركات در ورزش ايران مانند ساير شئون كشور رو به خصوصى سازى است اما اگر قرار باشد در اين راه حمايتى شكل نگيرد، چگونه مى توان به حاصل كار خوشبين بود؟
در حالى كه پرسپوليس و استقلال با خيل هواداران شان فقط به لطف حمايت دولت سرپا مانده اند و طرح واگذارى شان به وزارتخانه ها و همچنين فروش سهام شان از نو مطرح شده است، چگونه مى توان به ادامه حيات باشگاه هايى دل بست كه همين پشتوانه و دلگرمى را نيز ندارند.


