پيراهني که پرچم نيست
1- ورزش هر کشور برآمده از تصويري است که از اقتصاد، فرهنگ و سياست همان کشور مي توان در نظر گرفت.
به نوشته اعتماد، در حقيقت ساختار فرهنگي، اقتصادي و سياسي هر کشور مي تواند بازتاب دهنده ورزش آن در رشته هاي مختلف باشد و اگر اين ساختار و زيرساخت داراي تشکيلات، برنامه ريزي و پشتوانه باشد، بدون شک مي تواند در ورزش هم موفق بوده و افتخارآفريني هاي فراواني را تجربه کند. قهرماني بدون برنامه ريزي محقق نمي شود و برنامه ريزي بدون مديران عمل گرا انجام نمي گيرد، بدون شک مي توان وضعيت جوامع مختلف را در فرهنگ اردونشيني و نتايج آن کندوکاو کرد.
2- ورزش ايران در رشته هاي مختلف مطمئناً در سطح جهان به عنوان ورزشي توسعه يافته تلقي نمي شود. اگرچه مديرانش بر اين عقيده اند که مي توانند در المپيک بعدي جايگاهي بسيار خوب کسب کنند يا حتي ميزبان المپيک باشند اما چه کسي مي تواند ادعا کند ما با برنامه ريزي توانستيم قله هاي قهرماني را فتح کنيم؟ قهرماني هادي ساعي در المپيک بر چه اساسي شکل گرفت و مگر همان او نبود که براي نرفتنش به المپيک تلاش هاي پشت پرده فراواني صورت گرفت. قهرماني او همانند انتخاب سيدمحمد خاتمي در سال 76 يا محمود احمدي نژاد در سال 84 بود؛ غيرقابل پيش بيني براي همه. وقتي جامعه يي از احزاب تهي باشد مطمئناً اتفاقات غيرقابل پيش بيني همه را شگفت زده مي کند، مثل ورزش که قهرماني ساعي همه را شگفت زده کرده بود.
3- دغدغه مهمي که اين روزها در ورزش ايران مي توان بر آن پافشاري کرد مربوط به پيراهن تيم هاي ملي است. در همه کشورها، پيراهن ها به عنوان نماد و پرچم کشورها ناميده مي شود و شکل و طراحي آن در همه تيم هاي ورزشي به شکلي است که شکل، رنگ و طراحي پيراهن در همه جوامع قابل تشخيص است. کمتر کسي است که نداند تيم هاي ورزشي برزيل زرد مي پوشند يا تيم هاي ورزشي آرژانتين لباس هاي راه راه آبي و سفيد بر تن دارند. پيراهن کشورها تبديل به نماد و پرچم کشورها شده است و اين بزرگ ترين تبليغ و صدور فرهنگي محسوب مي شود. حتي کشورهاي آسيايي مثل ژاپن و کره هم به اين موضوع رسيده اند و تيم هاي ورزشي شان را با لباسي واحد در همه مسابقات به ميدان مي فرستند. پيراهن ملي هر کشور يعني پرچم همان کشور که بر تن ملي پوشان دوخته اند، آيا کسي به اين فرصت ها فکر کرده است؟
4- هيچ گاه به وضعيت پيراهن تيم هاي ملي ايران در رشته هاي مختلف فکر کرده ايد؟ مي توان آن را در حد «فاجعه» ارزيابي کرد. فدراسيون فوتبال آن طور که خودش مي خواهد رفتار مي کند، فدراسيون واليبال رنگ و طرح جداگانه در نظر مي گيرد، فدراسيون بسکتبال هم به دلخواه خود رفتار مي کند و همين وضعيت در فدراسيون هاي ديگر هم رواج دارد. اوضاع به شکلي است که گويي سازماني به نام تربيت بدني در کشور وجود ندارد تا معاونت فرهنگي آن به مساله مهمي مثل اين موضوع دقت کند. شگفت آور است رئيسي که دغدغه فرهنگ دارد و اعتقاد دارد به جاي برنامه «دوربين خبرساز» بايد «دوربين فرهنگ ساز» ساخته شود آنگاه به اين مسائل فرهنگي توجه ندارد. رئيسي که ادعا دارد بايد فرهنگ ايراني را از طريق ورزش به جهان بشناسانيم آنگاه به اين موضوعات توجهي ندارد تا با به کارگيري همه کارشناسان عرصه لباس و مد، پيراهن واحد ملي را طراحي و رونمايي کند تا تمام تيم هاي ملي در رشته هاي مختلف ورزشي از آن لباس استفاده کنند؛ پيراهني که در فرهنگ ملي ايران «پرچم» ناميده مي شود اما اين پرچم در هر فدراسيوني به شکلي خاص است.


