کلاه قرمزی؛ عروسک ملی، شخصیت ملی؟!
سید جواد مسکینی
طی مراسمی، عروسک کلاه قرمزی به عنوان عروسک ملی برگزیده میشود؛ نکته غیر قابل انکار اینست که این عروسک بر اساس شخصیت پردازی دقیق و ظریف که نوع واقعی آن در جامعه میتوان آنرا یافت به محبوبیت گستردهای دست پیدا کرده اما اطلاق عروسک ملی و شخصیت ملی ظلمی است که ما با دستان خود به هویت ایرانیان روا داشتهایم.
کلاه قرمزی شخصیت پراز اشتباه و بازیگوشی است که علاوه بر زشتی ظاهری حتی قادر به تکلم صحیح و عادی نیست و با خرابکاری و فهم نادرست و طنزآمیز مسائل ساده -که به مرزهای حماقت نزدیکتر است تا چیز دیگری- مایه خنده و سرخوشی کودکان و حتی بزرگسالان را فراهم ساخته و به نوعی با تمسک به برهان خلف میکوشد راه درست انجام کارها و امور ابتدایی زندگی اجتماعی را به کودکان آموزش دهد.
سوال اینجاست که این کاراکتر بازیگوش و کج فهم، الگو و نمونهای ملی از شخصیت کودکان ایرانی است؟
اینجاست که گویی قصد داریم با الگو قرار دادن نمونه آرمانی بچه بازیگوش و کندذهن به عنوان عروسک ملی، این نوع شخصیت را مرجع موجهی معرفی کرده و مشوقی برای تبدیل شدن به آن باشیم.
البته از این نوع تشویقها و برجستهسازی در برنامههای طنز رسانه ملی کم نیستند تا جایی که متاسفانه میتوان این رسانه را مروج لودگی و مسخرگی بین دانشآموزان برای جلب توجه و تشویق اطرافیان دانست.
این اتفاق در حالی رخ میدهد که شخصیتهای کارتونی مانند سیندرلا و بن تن با تکیه بر زیبایی ظاهری و رفتاری، شجاعت، تیزهوشی و... به روز و در سالهای اخیر معرفی شده و توانستهاند بر فضای ذهنی و رفتاری کودکان ما سیطره یافته و از رختخواب تا نوشت افزار آنها را تسخیر کنند.
هرچند میتوان زمینههای اجتماعی و فرهنگی محبوبیت شخصیتهایی همچون کلاه قرمزی، پنگول و غیره را در جامعه مطالعه کرده و پذیرش اجتماعی آنها را مورد مداقه قرار داد، ولی بهتر است توصیه کنیم متولیان فرهنگ و برنامهسازی برای کودکان به جای اصرار بر نقاط ضعف کاراکترهای محبوب بینالمللی و یا ارائه کاراکترهای سخره آمیز، شخصیتی باهوش، چالاک و موثر را که نمونه ایدهآل کودک و نوجوان ایرانیست، جایگزین سازند.
کلاه قرمزی شخصیت پراز اشتباه و بازیگوشی است که علاوه بر زشتی ظاهری حتی قادر به تکلم صحیح و عادی نیست و با خرابکاری و فهم نادرست و طنزآمیز مسائل ساده -که به مرزهای حماقت نزدیکتر است تا چیز دیگری- مایه خنده و سرخوشی کودکان و حتی بزرگسالان را فراهم ساخته و به نوعی با تمسک به برهان خلف میکوشد راه درست انجام کارها و امور ابتدایی زندگی اجتماعی را به کودکان آموزش دهد.
سوال اینجاست که این کاراکتر بازیگوش و کج فهم، الگو و نمونهای ملی از شخصیت کودکان ایرانی است؟
اینجاست که گویی قصد داریم با الگو قرار دادن نمونه آرمانی بچه بازیگوش و کندذهن به عنوان عروسک ملی، این نوع شخصیت را مرجع موجهی معرفی کرده و مشوقی برای تبدیل شدن به آن باشیم.
البته از این نوع تشویقها و برجستهسازی در برنامههای طنز رسانه ملی کم نیستند تا جایی که متاسفانه میتوان این رسانه را مروج لودگی و مسخرگی بین دانشآموزان برای جلب توجه و تشویق اطرافیان دانست.
این اتفاق در حالی رخ میدهد که شخصیتهای کارتونی مانند سیندرلا و بن تن با تکیه بر زیبایی ظاهری و رفتاری، شجاعت، تیزهوشی و... به روز و در سالهای اخیر معرفی شده و توانستهاند بر فضای ذهنی و رفتاری کودکان ما سیطره یافته و از رختخواب تا نوشت افزار آنها را تسخیر کنند.
هرچند میتوان زمینههای اجتماعی و فرهنگی محبوبیت شخصیتهایی همچون کلاه قرمزی، پنگول و غیره را در جامعه مطالعه کرده و پذیرش اجتماعی آنها را مورد مداقه قرار داد، ولی بهتر است توصیه کنیم متولیان فرهنگ و برنامهسازی برای کودکان به جای اصرار بر نقاط ضعف کاراکترهای محبوب بینالمللی و یا ارائه کاراکترهای سخره آمیز، شخصیتی باهوش، چالاک و موثر را که نمونه ایدهآل کودک و نوجوان ایرانیست، جایگزین سازند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۶
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



