مذاكرات ژنو و منافع ملي
بسیار رصد کردم که ببینم از مذاکرات ژنو چیزی عایدم میشود یا نه که نشد. طرف ایرانی بسته پیشنهادی خود را محرمانه مطرح کرده بود. پس از پایان مذاکرات هم، کاترین اشتون وارد جزئیات نشد و هرچه خبرنگاران تلاش کردند تا مطلب جزئی از زیر زبان وی بکشند، نتوانستند.
وی اظهار داشت که توافق کردیم جزئیات ذکر نشود. این که هیچ خبری در هیج جا رسما ذکر نشده میتواند نشان از یک روش در مدیریتی باشد که طرفین آن را پذیرفتهاند و به نوعی به نفع دو طرف هم هست. پرونده هستهای جمهوری اسلامی ایران با طرفیت ایران و گروه ۱+۵ مسیر طولانی را طی کرده است و در این مدت هم جامعه ایرانی و هم سیاستمداران زیادی از طیفهای متفاوت را در عرصه عمل و نظر درگیر مسائل مستقیم و غیر مستقیم خود کرده است.
در این تردیدی وجود ندارد که از زمان شروع این پرونده مسائل زیادی بر ایران به عنوان طرف اصلی رفته است؛ تحریم و قطعنامه از عوارض اصلی و تبعی آن بوده است. اینکه ما در این مدت به اقتضای خواست منطقی و در نتیجه پافشاری که بر آن داشتیم به اصطلاح عضو باشگاه کشورهای دارنده انرژی هستهای شدیم موضوعی مربوط به این حوزه است که البته در جای خود باید بررسی شود که عضو باشگاه هستهای شدن یعنی چه و چه دستاوردی است و نتایج آن برای جامعه و دولت ایرانی به صورت ملموس چیست و چه بوده و چه خواهد بود. آنچه از برنامه جدید مربوط به پرونده هستهای به واسطه استنباطهای برگرفته از دادههای رسانهای بر میآید این است که قرار است در مدت محدودی نتایجی مشخص، حاصل شود و به قول خودشان به دنبال «مذاکره برای مذاکره» نیستند و این را به گونهای در نظر گرفتهاند که با همکاری با طرف غربی گروه ۱+۵ قابل تحقق است. در گذشته با طرف شرقی این گروه همکاری وجود داشته است.
در حال حاضر صدای طرف شرقی در لابلای بحث همکاری گونه با گروه غربی به گوش نمیرسد در عین حالی که این گروه در جای خود قدرت دارد و ممکن است له یا علیه کسی بکار گرفته شود و روش آنها در حمایت به گونهای است که در جای خود باید از جانب سیاستمداران و استراتژیستهای ایرانی مورد مداقه قرار گیرد و در نظر آورده شود.
آنچه از مذاکرات بینالمللی در عرصههای پر چالشی چون موضوع هستهای ایران برای یک ایرانی مهم است دستاورد یا به اصطلاح «برد» از میدان رقابت یا حتی مبارزه است حالا به صورت «برد ـ برد» یا «برد ـ باخت». ابهام میتواند جزئی از مدیریت باشد اما دوام ابهام نمیتواند همیشگی باشد یا در همه موضوعات باشد. نکته مهم در این میان این است که در فضایی که افکار عمومی، رسانهها، سیاستمداران و گروههای سیاسی، کارشناسان و غیره میتوانند در کمک به موضوعی موثر باشند نادیده انگاشته نشوند چرا که غفلت از آنها میتواند عواقب بدی داشته باشد. هر چند نکته مهم در این جور موضوعات «بسیار حساس» (High politics)، حصول به نتیجه است و دستیابی به نتیجه میتواند با ارائه کدهای مشخصی باشد که تیم تصمیمگیر میدهد.
موضوع هستهای در دو بعد داخلی و خارجی با حساسیتهای جدی دنبال میشود. افکار عمومی داخلی، گروههای سیاسی و افکار عمومی جهانی و اکثر دولتهای اروپایی و ایالات متحده آمریکا و کشورهای منطقه خاورمیانه خصوصا رژیم صهیونیستی با حساسیت زیادی این موضوع را دنبال میکنند.
این موضوع به موضوعات دیگر داخلی و خارجی ایران در عرصههای متفاوت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی گره خورده و همه باعث شده این موضوع را دارای پیچیدگی زیادی کند. هر گونه قدمگذاری ممکن است عدهای را به واکنش وادارد.
در این زمینه لازم است با طرح موضوع تیم دیپلماسی از یک طرف و کارشناسان و رسانهها و گروههای سیاسی از طرف دیگر در جهت تنویر افکار عمومی و شفاف سازی ابهامات و حتی رفع اشکالات روشی آن به نحو درست قدمهایی در زمان کوتاه برداشته شود. چرا که اگر به این نحو عمل نشود ابهام بر ابهام افزوده و مردم ممکن است اقدامها را گروهی تعبیر کنند و نه در راستای ملی که منافع آنها هم با آن گره خورده باشد.


