وقتي هواپيما نبود!
مسلمانان و مسأله جالبي به نام راه حج
کد خبر: ۳۵۲۳
| | 5029 بازدید
رسول جعفريان
بنا بر روايتهاي اسلامي، زمين از زير كعبه گسترده شده و اين به صورت نمادين به معناي مركزيت تكويني كعبه براي اين كره خاكي است؛ آن روز را كه چنين تحولي پديد آمده، «دحو الارض» مينامند.
از سوي ديگر، به صراحت قرآن، كعبه «اول بيت وضع للناس» معرفي شده و اين نشان ميدهد كه صرف نظر از جنبه تكويني، به صورت تعييني و تشريعي هم نوعي مركزيت براي انسان دارد.
حج آدم و انبيا و اوليا و در رأس آنان ابراهيم و محمد(ع) در اين سرزمين، نشان از اعتبار و اعتنايي است كه در شرايع الهي براي كعبه و حرم امن الهي وجود داشته است؛ سنتي كه به عنوان يك تكليف شرعي در اسلام در قالب «حج» مطرح شد و از آغاز اسلام تا به امروز، بدون وقفه ادامه و امتداد داشت. خداوند در قرآن كريم نيز به آن اشاره داشته است. (آل عمران:97 و حج: 27)
سنت حجگزاري از چشم عرب، همان سنت ابراهيم و اسماعيل بود و عربها در آن روزگار يكسره به اين سنت پايبند بودند، جز آنكه برخي از سنن فرعي اين سنت بزرگ الهي را تحريف كرده و فرم شرك آلود به آن داده بودند. اسلام براي تهذيب جامعه جاهلي از شرك به توحيد آمد و در زمينه حج نيز تلاش كرد تا شكلهاي شركآلود را دور بريزد و هويت اصلي آن را بر مبناي توحيد نگه دارد.
بنا بر روايتهاي اسلامي، زمين از زير كعبه گسترده شده و اين به صورت نمادين به معناي مركزيت تكويني كعبه براي اين كره خاكي است؛ آن روز را كه چنين تحولي پديد آمده، «دحو الارض» مينامند.از سوي ديگر، به صراحت قرآن، كعبه «اول بيت وضع للناس» معرفي شده و اين نشان ميدهد كه صرف نظر از جنبه تكويني، به صورت تعييني و تشريعي هم نوعي مركزيت براي انسان دارد.
حج آدم و انبيا و اوليا و در رأس آنان ابراهيم و محمد(ع) در اين سرزمين، نشان از اعتبار و اعتنايي است كه در شرايع الهي براي كعبه و حرم امن الهي وجود داشته است؛ سنتي كه به عنوان يك تكليف شرعي در اسلام در قالب «حج» مطرح شد و از آغاز اسلام تا به امروز، بدون وقفه ادامه و امتداد داشت. خداوند در قرآن كريم نيز به آن اشاره داشته است. (آل عمران:97 و حج: 27)
سنت حجگزاري از چشم عرب، همان سنت ابراهيم و اسماعيل بود و عربها در آن روزگار يكسره به اين سنت پايبند بودند، جز آنكه برخي از سنن فرعي اين سنت بزرگ الهي را تحريف كرده و فرم شرك آلود به آن داده بودند. اسلام براي تهذيب جامعه جاهلي از شرك به توحيد آمد و در زمينه حج نيز تلاش كرد تا شكلهاي شركآلود را دور بريزد و هويت اصلي آن را بر مبناي توحيد نگه دارد.
در سال هفتم هجرت، رسول خدا (ص) عمره به جاي آورد و در سال دهم هجرت، همراه بيش از يك صد هزار مسلمان، حج گزارد و سنت حجگزاري در اسلام بر مبناي عمل آن حضرت ادامه يافت.
بلافاصله پس از فتوحات، مهمترين عاملي كه سبب نقل و انتقال مردمان ميشد، سفر حج در كنار سفرهاي تجاري بود؛ سفري پردوام و با احساس كه شرق و غرب دنياي اسلام را با يكديگر پيوند ميداد و اقوام و ملتهاي مسلمان را با يكديگر آشنا ميكرد.
شكلگيري كاروان، اميرالحاج و دهها عنوان ديگر كه به مرور پيرامون آن درست شد، فرهنگ خاصي را پديد آورده است كه ميتوان از آن با نام «فرهنگ حج» ياد كرد. افزون بر آنكه جنبه شرعي و ديني دارد، آثار اجتماعي، اقتصادي و سياسي آن هم از ديرباز مورد توجه بوده و در گسترهاي قابل توجه، از مسائل تأثيرگذار در حيات فرهنگي، اجتماعي، سياسي واقتصادي مسلمانان بوده است.
مسلمانان حتي در اوج خطر، كاروانهاي حج را به راه ميانداختند و با وجود همه مشكلات، از هزاران كيلومتر حركت كرده براي ايام حج خود را به مكه و مدينه ميرساندند و دوباره همين راه را با زحمتهاي فراوان پشت سر ميگذاشتند و به موطن خود باز ميگشتند.
دولتها نيز برجستهترين كارگزاران خود را به عنوان «اميرالحاج» برگزيده و براي سرپرستي حجاج به حج ميفرستادند. اينان افراد مهمي بودند و شغلشان اهميت داشت، چنانكه نام بيشترشان در منابع تاريخي و رويدادهاي سالانه درج شده است.
توجه به گستردگي حوزه جغرافيايي اسلام، از اندلس و شمال آفريقا تا دورترين نقاط در ماوراءالنهر و هندوستان ميتواند ما را با اهميت اين راهها؛ اعم از دريايي و زميني، آشنا كند؛ نقشي كه اين راهها در زندگي مسلمانان داشته و تحولي كه حج در زندگي مسلمانان ايفا ميكرده، آن قدر اهميت دارد كه رسيدگي به جنبههاي آن واقعا دشوار است؛ چيزي كه تاكنون مورد توجه قرار نگرفته است.
پديدهاي به نام راه حج و آثار آن
پديدهاي كه در اين ميان ظاهر شد، «راه حج» بود. مقصود از آن راه يا راههايي بود كه بنا بر راههاي كهن و اين بار براي امر حج گزاري دوباره آباد شده و توسط مسلمانان مورد استفاده قرار گرفت.
روزگاري تنها بازرگانان، لشكريان يا نمايندگان سياسي و جمع اندكي از سياحتگران، از اين قبيل راهها استفاده ميكردند، اما اين بار هرچند سالانه، اما بسياري از مردم، به ويژه از اقشار عمومي جامعه، از راهها براي انجام فريضه حج استفاده ميكردند. بدين ترتيب، هر ساله هزاران نفر از اين مسيرها عازم حج ميشدند. اين، پديده بسيار شگرف و شگفتي در تمدن اسلامي است كه هر ساله اين مقدار مسافر در آن جابجا شده و از آثار و فوايد آن بهره مند ميشدند.
پديده راه حج در بخشهاي بسياري از جامعه اسلامي، بخشهاي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و قومي و جز اينها تأثير بسياري ميگذاشت؛ تأثيراتي كه ميتوان درباره هر كدام از آنها پژوهشهاي مستقلي انجام داد.

* آثار ديني
آثار ديني، بخش عمدهاي از نتايج روشن و آشكار راه حج است. منهاي اصل حج كه به عنوان يك فريضه ديني انجام ميشد و سبب رسيدن مردمان به حج، همين راه حج بود، بسياري از عالمان دين در اين راهها از شهرها ميگذشتند. بسياري از آنان براي مدتها در اين شهرها ميماندند و بسا ممكن بود به سمتهايي مانند قضاوت منصوب شوند. انتقال كتابهاي ديني، نقل حديث از مشايخ، گرفتن درس قرائت قرآن و دهها مورد ديگر، از نتايج و پيامدهاي همين رفت و آمدهايي بود كه از «راه حج» صورت ميگرفت.
آثار ديني، بخش عمدهاي از نتايج روشن و آشكار راه حج است. منهاي اصل حج كه به عنوان يك فريضه ديني انجام ميشد و سبب رسيدن مردمان به حج، همين راه حج بود، بسياري از عالمان دين در اين راهها از شهرها ميگذشتند. بسياري از آنان براي مدتها در اين شهرها ميماندند و بسا ممكن بود به سمتهايي مانند قضاوت منصوب شوند. انتقال كتابهاي ديني، نقل حديث از مشايخ، گرفتن درس قرائت قرآن و دهها مورد ديگر، از نتايج و پيامدهاي همين رفت و آمدهايي بود كه از «راه حج» صورت ميگرفت.
* آثار اقتصادي
در درجه نخست، مكه به عنوان يك قطب تجاري مطرح شد.
اين مسألهاي است كه از پيش از اسلام هم با تشكيل بازارهاي گوناگون در ايام حج مطرح بود. قرآن با اشاره به همين پديده است كه ميفرمايد: «ليشهدوا منافع لهم». اين مسأله بعدها براي جده هم پيش آمد، اما افزون بر آن، بخش عمدهاي از قبايل عرب و شهرهايي كه در راه بودند، از فوايد اقتصادي اين راه برخوردار بودند. اصولا راههاي حج كه به خاطر جنبه ديني آن آباد ميشد و دهها بلكه صدها بركه و چاه و چشمه در آنها پديد ميآمد، خود به خود، راه تجارت را نيز آباد ميكرد.
* آثار فرهنگي
در ادامه آثار ديني، ميتوان از آثار فرهنگي راه حج ياد كرد كه چگونه سبب گسترش علم، انتقال تجربيات علمي، آموختهها و انتقال آنها، روابط فرهنگي ميان چهرههاي جهان اسلام و مسائلي مانند آن ميشود. يك بعد اين فرهنگ، پديد آمدن صدها سفرنامه حج در زبانهاي عربي، فارسي و تركي و نيز مجموعهاي از آثار جغرافي و منازل شناسي بود كه باز در ادبيات اسلامي و در قالب زبانهاي پيش گفته توليد شد.
* آثار اجتماعي و قومي
به جز تعارف ميان اقوام كه در اين راه و در حج پديد ميآمد، بسياري از اقوام گوناگون به حرمين آمده و در آنجا اقامت ميگزيدند. منهاي كساني كه مقيم ميشدند، در ايام حج و به تناسب حج، از هر قومي، گروهي به مكه ميآمدند و در آنجا با يكديگر ديدار داشتند. بدون ترديد، ميتوان آثار اجتماعي اين پديده را از زواياي گوناگون بررسي كرد.

* منابع اطلاعاتي راه حج
اشاره كرديم كه راه حج آثار فرهنگي ويژه خود را داشت و از آن جمله توليد آثار جغرافيايي خاص در جهان اسلام بود. اين جهتگيري آن اندازه نيرومند بود كه سبب شد در قرن سوم، كتابي ويژه «طرق الحج» نوشته شود. در اين اثر، جزييات مربوط به راه عراق، راه بصره و راه يمن آمده است.
اشاره كرديم كه راه حج آثار فرهنگي ويژه خود را داشت و از آن جمله توليد آثار جغرافيايي خاص در جهان اسلام بود. اين جهتگيري آن اندازه نيرومند بود كه سبب شد در قرن سوم، كتابي ويژه «طرق الحج» نوشته شود. در اين اثر، جزييات مربوط به راه عراق، راه بصره و راه يمن آمده است.
به جز آن، آثار جغرافيايي قرن چهارم در بسياري از موارد به بيان راههاي حج پرداختهاند. به تدريج و پس از آن، دانش سفرنامهنويسي باب شد و بسياري از فرهيختگاني كه به حج آمدند، سفرنامه نوشتند و جزيياتي را در باره منازل ميان راه به دست دادند.يكي از كهنترين سفرنامهها، از «ناصر خسرو» و ديگري از «ابن جبير» است كه هر كدام از دورترين نقطه در شرق و غرب عازم حج شدند. يكي از ماوراءالنهر و ديگري از مغرب. حتي در حال حاضر نيز فاصله اين دو نقطه بيش از 13 ساعت راه با هواپيماست. مغربيها در نگارش سفرنامه نويسي پيشگام هستند و مفصل ترين سفرنامههاي حج را نوشته اند. تركان عثماني، شمار زيادي منازل نامه نوشتند كه بيشتر آنها به تركي است. ايرانيان در دوره قاجاريه نهضت سفرنامه نويسي حج را به راه انداختند و دهها سفرنامه نوشتند كه برخي از آنها آثاري شايسته و جالب توجه است.
* راههاي حج
يك ويژگي مهم اين راهها، آن بود كه همه آنها به يك نقطه؛ يعني حرمين و مدينه ختم ميشد. در واقع راه حج چنان نيست كه راهي از شرق به غرب باشد، بلكه مجموعه راههايي است كه همه جهان اسلام را در نقطهاي به نام مكه با يكديگر پيوند ميدهد؛ بنابراين، بايد در يك طرح كلي، مكه را مركز حساب كرده و از همه سرزمينهاي اسلامي، راهي به سوي آن گشود.
اين راهها بايد به راههاي اصلي و فرعي تقسيم شود. دليل آن هم اين است، كه گروههايي كه طالب حج از هر شهري بودند، راههايي را ميپيمودند تا به نقطهاي برسند كه در آنجا كاروانهاي بزرگ شكل ميگرفت. پس از آن بود كه به تدريج مسيرهاي گوناگون در شهرهايي كه موقعيت نزديكي به حجاز داشتند، به يكديگر متصل ميشدند. از آن پس راههاي اصلي حج از آن شهرها آغاز شده و كاروانهاي بزرگ به راه ميافتاد.
در قرون ميانه اسلامي، چند شهر اصلي بودند كه حجاج بقيه مناطق به آن شهرها آمده و از آنجا در كنار ديگر حجاج راهي حرمين ميشدند.
1ـ راه عراق از شهرهاي كوفه و بغداد و نجف
نخستين راهي كه از آن بايد به عنوان يك راه كليدي براي حج ياد كرد، راه عراق است. عراق پس از شام، دومين منطقهاي بود كه به دست مسلمانان فتح شد. به دنبال آن، شهرهاي بصره و كوفه پايهگذاري شد و شمار زيادي از اصحاب پيامبر(ص) و همين طور مسلماناني كه از نقاط گوناگون جزيرةالعرب به عراق آمده بودند، در اين شهرها ساكن شدند. بلافاصله پس از آن بود كه آنان ميبايد براي حج و يا بازديد از خانوادههاي خود، راهي حجاز يا يمن ميشدند. راهي كه از گذشته ميان حجاز و عراق بود و به احتمال، اعراب حجاز از آن راه به شهر «حيره» ميآمدند، دوباره آباد شد و اين بار به طور گستردهتر مورد استفاده قرار گرفت. براي نزديك به دو قرن، كوفه مركز ثقل اجتماع كاروانيان براي رفتن به عراق بود. در اين راه، نام منازلي چون زرود، ثعلبيه، عذيب و قادسيه را ميبينيم و جمعا 27 منزل اصلي در اين مسير وجود داشت.
در تمام اين مدت، مسلماناني كه در شرق اسلامي بودند در عراق اجتماع كرده و از راه عراق به سمت حجاز ميرفتند، به تدريج و پس از تأسيس بغداد از اهميت كوفه كاسته شد و اين شهر به عنوان مركز خلافت محل اجتماع سالانه كاروان حج بود كه با حمايت دولت عباسي و اميرالحاجي كه از طرف اين دولت منصوب ميشد، به حج ميرفت. اين راه خود مسئول خاصي داشت كه بايد آن را آباد نگاه ميداشت.
در دوراني كه بغداد از مركزيت افتاد، شهر نجف به عنوان مركز اجتماع زايران خانه خدا بود. اين وضعيت به ويژه از قرن دهم تا اوايل قرن چهاردهم ادامه داشت. اين زماني بود كه به ويژه دولت صفوي تشكيل شده و سايه اين دولت روي سر عراق گسترانده شد. از پس حجاج ايراني بخصوص در بخشهاي مركزي ايران از اين راه استفاده ميكردند. آنان تلاش ميكردند در رفت يا برگشت يا هر دو از عتبات نيز بگذرند.
ايرانيان از ديرباز از همين راه استفاده ميكردند، اما زماني كه اوضاع ناامن بود، ممكن بود از راه شام عازم حج شوند؛ يعني نخست به حلب و دمشق رفته و سپس عازم مدينه و مكه ميشدند.
2ـ راه شام
راه مهم ديگري كه از آن نيز بايد به عنوان يكي از قديميترين راههاي حج ياد كرد راه شام است. اعراب پيش از اسلام به ويژه قريش از اين راه استفاده فراوان تجاري ميكردند. اهالي يمن هم براي رسيدن به شام نخست به سوي مكه آمده و از آنجا از همين راه به شام ميرفتند. پس از اسلام و محكمتر شدن ارتباط ميان شام و حجاز، و به ويژه براي حج، رفت و آمد از اين راه بيشتر شده و آباد شد. در ميان اين راه، منازل بيشماري وجود داشت كه غالب آنها يا در آباديها و يا بر سر چاهها بود و عمده آنها 23 منزل اصلي است. طبيعي است كه در دورههاي گوناگون گاه مسيرها اندك تغييري داشت. اين به آب و آبادي و يا عنايت خاص ملوك و سلاطين بستگي داشت. شهرهاي علا، قلعه تبوك، آثار حجر مربوط به صالح پيامبر (ص) از جمله آن منازل است كه برخي به مرور به صورت يك شهر درآمد. اين راهي بود كه مورد استفاده مسلمانان بيشماري از منطقهاي وسيع كه به آن شامات گفته ميشود و امروزه شامل چندين كشور است، قرار ميگرفت. شام هميشه كاروان مستقل خود را داشت و «محمل»؛ يعني هودج بزرگ و تزيين شده و با شكوهي كه روي شتري گذاشته شده و به حج آورده ميشد، عنوان علامت اين كاروان بود كه از آن با نام محمل شام شريف ياد ميشد.

3 ـ راه مصريان
مصريان نيز براي آمدن به حج راه مخصوص خود را داشتند. روزگاري طولاني از زمان طولونيان و سپس فاطميان، و بعدها مماليك، حرمين زير سلطه مصر بود و اقتصاد حرمين از ناحيه كمكهاي مصريان تأمين ميشد. آنان با شكوه تمام از فسطاط به سمت قاهره حركت كرده رو به جنوب ميآمدند. در دو قرن بندري بر ساحل غربي درياي سرخ با نام «عيذاب» بود كه حجاج مصري از آن بندر سوار كشتي شده به اين سوي دريا آمده و از جده عازم مكه ميشدند، اما پس از رفع موانع به ويژه باز پس گرفتن ايله (عقبه) از صليبيان دوباره اين مسير مورد استفاده قرار گرفت و بندر عيذاب به تدريج نابود شد.
راه حجاج مصري از شماليترين نقطه درياي سرخ و از حاشيه غربي اين دريا با گذر از سينا به سمت نخل بود. در واقع آنان اين راه را به سمت جنوب و تا مكه ادامه ميدادند. براي اين مسير هم منازل فراواني است كه در كتابهاي خاص به ويژه سفرنامههاي فراوان از آنها ياد شده است. مصريان نيز محمل خاص خود را داشتند.
4 ـ حجاج مغربي
حجاج مغربي و ديگر بلاد افريقيه از الجزاير و پيش از آن از اندلس راه طولاني را براي رسيدن به اسكندريه و قاهره پشت سر گذارده و سپس همراه كاروان مصريان يا اندكي پيش و پس از آنان، راهشان را از همان راه مصريان به سوي مكه ادامه ميدادند. راهي كه حجاج مغربي و افريقي برميگزيدند، يك بار مسير دريايي از سمت صقليه و سيسل و رسيدن به اسكندريه و از آنجا از راه زميني بود و بار ديگر از راه خشكي مسيري را در شمال قاره سياه رفته و عازم قاهره ميشدند. هر بار به دليل مشكلات سياسي ممكن بود راههاي طولانيتري را هم انتخاب كنند. مغربيها با وجود دوري، راه نفوذي فراوان در مكه داشتند و شمار زيادي از آنان در مدينه ساكن شده بودند. در يك مقطع تاريخي بيشتر خواجگان حرم نبوي، از مغربيها بودند.
5 ـ راه يمن
يمن نيز از نخستين مناطقي بود كه مردمانش به اسلام گرويدند و قبايل ساكن در آن كه فراوان هم بودند، به عراق و شام منتقل شدند. اين منطقه هميشه علاقهمند به اسلام بوده و شمار فراواني از آنان براي كار و عبادت به مكه آمده در آنجا ماندگار ميشدند. يمن در امر حج تأثير خاص خود را داشت و در دورههايي بر مكه تسلط هم داشت.
حجاج يمن دو راه براي رسيدن به مكه داشتند؛ يكي راه داخلي و ديگري راه ساحلي درياي سرخ. راه ساحلي از صنعا تا مكه شامل 21 منزل بود، اما راه داخلي از صنعا به صعده ميآمد و با گذر از راههاي كوهستاني و گذر از عسير و جرش و بيشه و تباله و تربه به قرن المنازل ميرسيد.
آنان در مواردي از راه سومي كه راه دريايي بود نيز استفاده كرده از سواحل يمن سوار بر كشتي شده در جده يا ينبع پياده شده و به مكه يا مدينه ميآمدند.
6 ـ راه لحسا يا عمان
سرزمينهاي سواحل جنوبي خليج فارس از دير زمان سرزمينهايي با ساكناني از قبايل عرب و مهاجران ايراني بوده و در بسياري از دورههاي تاريخي زير سلطه مستقيم ايران قرار داشته است. عمان و بحرين به معناي كهن آن شامل بيشتر مناطق ساحلي تا نزديكي بصره، به طور معمول از راهي به نام لحسا عازم حج ميشدند. اين مسير از احساء به سمت بخش مركزي جزيرةالعرب؛ يعني بريده و حايل رفته و از آنجا به سمت مكه ميرفت. اين راه طولاني و بسيار خطرناك بود. در اين اواخر مسافران اين راه از رياض هم ميگذشتند. شماري از مردم اين نواحي از سواحل اقيانوس هند به سمت حضرالموت رفته از آنجا عازم يمن شده و با كاروان يمنيان از سواحل درياي سرخ عازم مكه ميشدند.
7 ـ حجاج استانبول
با گشوده شدن استانبول در نيمه قرن نهم هجري و استقرار مركزيت دولت عثماني در آنجا، از اين شهر نيز كاروان بزرگي به سمت حجاز حركت ميكرد. نيمه دوم اين راه همان راه شام بود، اما اين كاروان بزرگي بود كه جمعيت فراوان تركان و حمايت دولت عثماني پشت سر آنان بود. كاروان مزبور حركت خود را از استانبول آغاز كرده به سمت قونيه ميآمد. سپس از آنجا به سمت شهرهاي ساحلي درياي مديترانه آمده و در راه جنوب خود عازم شام ميشد و سپس همراه محمل شام به حرمين ميآمد. تركان عثماني نيز محمل خاص خود را داشتند. بعدها كه راه دريا باز شد، محمل عثماني با كشتي به سوي جده ميآمد. در اين دوره به تدريج راه خشكي كه از ميان آسياي صغير ميگذشت و به شام ميآمد متروك شد.
8 ـ راه دريايي ايرانيان
از ديرباز حجاج ايراني از راه دريايي نيز براي رفتن به حج استفاده ميكردند. اين راه از طريق بنادر خليج فارس از بصره تا بوشهر به سمت درياي عمان و از آنجا در اقيانوس هند به سمت سواحل عدن و با گذر از دماغه اميد نيك و رفتن به درياي سرخ و رسيدن به جده بود. اين راه به ويژه پس از به راه افتادن كشتيهاي بخار و آمدن كشتيهاي كمپانيهاي فرنگي به اين مناطق جديتر شد. به طور معمول، حجاج مناطق جنوبي ايران يا به بندر بوشهر رفته و از آنجا عازم ميشدند يا به عتبات رفته از آنجا به سمت جنوب عراق رفته، از بصره وارد خليج فارس شده و اين مسير طولاني را ميگذراندند. با رايج شدن استفاده از اين راه دريايي، استفاده از راه جبل بسيار كم و كمتر شد.
9 ـ راه حجاج شمالي ايران و حجاج ماوراءالنهر
حجاج ماوراءالنهر در دورهاي كه حكومت صفوي در ايران پديد آمد، نتوانستند از ايران بگذرند، به ناچار از راه دور زدن درياي مازندران به سمت درياي سياه آمده، از آنجا به استانبول رفته و با كاروان استانبول عازم حرمين ميشدند. آنان بعدها در دوره روسها نيز همواره مشكل داشتند. در زماني كه راه جبل؛ يعني راه عراق، راهي خطرناك تلقي ميشد و به ويژه كشتيهاي بخار نيز در درياها آغاز به كار كردند، شماري از ايرانيان بخصوص از تهران به سمت شمال و نيز از آذربايجان و خراسان، ترجيح ميدادند تا به روسيه رفته از آنجا عازم حج شوند. اين راه در نيمه دوم دولت قاجاري، راهي بسيار معمول بود و بسياري از سفرنامههايي كه ما از اين دوره داريم، توسط كساني نوشته شده كه از اين راه استفاده كردهاند.
مصريان نيز براي آمدن به حج راه مخصوص خود را داشتند. روزگاري طولاني از زمان طولونيان و سپس فاطميان، و بعدها مماليك، حرمين زير سلطه مصر بود و اقتصاد حرمين از ناحيه كمكهاي مصريان تأمين ميشد. آنان با شكوه تمام از فسطاط به سمت قاهره حركت كرده رو به جنوب ميآمدند. در دو قرن بندري بر ساحل غربي درياي سرخ با نام «عيذاب» بود كه حجاج مصري از آن بندر سوار كشتي شده به اين سوي دريا آمده و از جده عازم مكه ميشدند، اما پس از رفع موانع به ويژه باز پس گرفتن ايله (عقبه) از صليبيان دوباره اين مسير مورد استفاده قرار گرفت و بندر عيذاب به تدريج نابود شد.
راه حجاج مصري از شماليترين نقطه درياي سرخ و از حاشيه غربي اين دريا با گذر از سينا به سمت نخل بود. در واقع آنان اين راه را به سمت جنوب و تا مكه ادامه ميدادند. براي اين مسير هم منازل فراواني است كه در كتابهاي خاص به ويژه سفرنامههاي فراوان از آنها ياد شده است. مصريان نيز محمل خاص خود را داشتند.
4 ـ حجاج مغربي
حجاج مغربي و ديگر بلاد افريقيه از الجزاير و پيش از آن از اندلس راه طولاني را براي رسيدن به اسكندريه و قاهره پشت سر گذارده و سپس همراه كاروان مصريان يا اندكي پيش و پس از آنان، راهشان را از همان راه مصريان به سوي مكه ادامه ميدادند. راهي كه حجاج مغربي و افريقي برميگزيدند، يك بار مسير دريايي از سمت صقليه و سيسل و رسيدن به اسكندريه و از آنجا از راه زميني بود و بار ديگر از راه خشكي مسيري را در شمال قاره سياه رفته و عازم قاهره ميشدند. هر بار به دليل مشكلات سياسي ممكن بود راههاي طولانيتري را هم انتخاب كنند. مغربيها با وجود دوري، راه نفوذي فراوان در مكه داشتند و شمار زيادي از آنان در مدينه ساكن شده بودند. در يك مقطع تاريخي بيشتر خواجگان حرم نبوي، از مغربيها بودند.
5 ـ راه يمن
يمن نيز از نخستين مناطقي بود كه مردمانش به اسلام گرويدند و قبايل ساكن در آن كه فراوان هم بودند، به عراق و شام منتقل شدند. اين منطقه هميشه علاقهمند به اسلام بوده و شمار فراواني از آنان براي كار و عبادت به مكه آمده در آنجا ماندگار ميشدند. يمن در امر حج تأثير خاص خود را داشت و در دورههايي بر مكه تسلط هم داشت.
حجاج يمن دو راه براي رسيدن به مكه داشتند؛ يكي راه داخلي و ديگري راه ساحلي درياي سرخ. راه ساحلي از صنعا تا مكه شامل 21 منزل بود، اما راه داخلي از صنعا به صعده ميآمد و با گذر از راههاي كوهستاني و گذر از عسير و جرش و بيشه و تباله و تربه به قرن المنازل ميرسيد.
آنان در مواردي از راه سومي كه راه دريايي بود نيز استفاده كرده از سواحل يمن سوار بر كشتي شده در جده يا ينبع پياده شده و به مكه يا مدينه ميآمدند.
6 ـ راه لحسا يا عمان
سرزمينهاي سواحل جنوبي خليج فارس از دير زمان سرزمينهايي با ساكناني از قبايل عرب و مهاجران ايراني بوده و در بسياري از دورههاي تاريخي زير سلطه مستقيم ايران قرار داشته است. عمان و بحرين به معناي كهن آن شامل بيشتر مناطق ساحلي تا نزديكي بصره، به طور معمول از راهي به نام لحسا عازم حج ميشدند. اين مسير از احساء به سمت بخش مركزي جزيرةالعرب؛ يعني بريده و حايل رفته و از آنجا به سمت مكه ميرفت. اين راه طولاني و بسيار خطرناك بود. در اين اواخر مسافران اين راه از رياض هم ميگذشتند. شماري از مردم اين نواحي از سواحل اقيانوس هند به سمت حضرالموت رفته از آنجا عازم يمن شده و با كاروان يمنيان از سواحل درياي سرخ عازم مكه ميشدند.
7 ـ حجاج استانبول
با گشوده شدن استانبول در نيمه قرن نهم هجري و استقرار مركزيت دولت عثماني در آنجا، از اين شهر نيز كاروان بزرگي به سمت حجاز حركت ميكرد. نيمه دوم اين راه همان راه شام بود، اما اين كاروان بزرگي بود كه جمعيت فراوان تركان و حمايت دولت عثماني پشت سر آنان بود. كاروان مزبور حركت خود را از استانبول آغاز كرده به سمت قونيه ميآمد. سپس از آنجا به سمت شهرهاي ساحلي درياي مديترانه آمده و در راه جنوب خود عازم شام ميشد و سپس همراه محمل شام به حرمين ميآمد. تركان عثماني نيز محمل خاص خود را داشتند. بعدها كه راه دريا باز شد، محمل عثماني با كشتي به سوي جده ميآمد. در اين دوره به تدريج راه خشكي كه از ميان آسياي صغير ميگذشت و به شام ميآمد متروك شد.
8 ـ راه دريايي ايرانيان
از ديرباز حجاج ايراني از راه دريايي نيز براي رفتن به حج استفاده ميكردند. اين راه از طريق بنادر خليج فارس از بصره تا بوشهر به سمت درياي عمان و از آنجا در اقيانوس هند به سمت سواحل عدن و با گذر از دماغه اميد نيك و رفتن به درياي سرخ و رسيدن به جده بود. اين راه به ويژه پس از به راه افتادن كشتيهاي بخار و آمدن كشتيهاي كمپانيهاي فرنگي به اين مناطق جديتر شد. به طور معمول، حجاج مناطق جنوبي ايران يا به بندر بوشهر رفته و از آنجا عازم ميشدند يا به عتبات رفته از آنجا به سمت جنوب عراق رفته، از بصره وارد خليج فارس شده و اين مسير طولاني را ميگذراندند. با رايج شدن استفاده از اين راه دريايي، استفاده از راه جبل بسيار كم و كمتر شد.
9 ـ راه حجاج شمالي ايران و حجاج ماوراءالنهر
حجاج ماوراءالنهر در دورهاي كه حكومت صفوي در ايران پديد آمد، نتوانستند از ايران بگذرند، به ناچار از راه دور زدن درياي مازندران به سمت درياي سياه آمده، از آنجا به استانبول رفته و با كاروان استانبول عازم حرمين ميشدند. آنان بعدها در دوره روسها نيز همواره مشكل داشتند. در زماني كه راه جبل؛ يعني راه عراق، راهي خطرناك تلقي ميشد و به ويژه كشتيهاي بخار نيز در درياها آغاز به كار كردند، شماري از ايرانيان بخصوص از تهران به سمت شمال و نيز از آذربايجان و خراسان، ترجيح ميدادند تا به روسيه رفته از آنجا عازم حج شوند. اين راه در نيمه دوم دولت قاجاري، راهي بسيار معمول بود و بسياري از سفرنامههايي كه ما از اين دوره داريم، توسط كساني نوشته شده كه از اين راه استفاده كردهاند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



