دلهرهاي براي تيم تك نفره دايي
آنچه در كنفرانس مطبوعاتي پس از مسابقه ايران مقابل تايلند از زبان علي دايي ميشنويم، دقيقا عين واقعيتي بود كه چندان به مذاق ايرانيان خوش نيامد. علي دايي حق داشت با افتخار از كسب تك امتياز بازي در بانكوك ابراز رضايت و بازيكنان خود را بابت اين تساوي ستايش كند و البته ايرانياني كه تصور ميكردند روز سادهاي را بسختي پشت سر گذاشتهاند و امتيازي مجاني را از كف دادهاند، با هر جمله رضايتبخش علي دايي برافروختهتر ميشدند.
به نوشته جام جم، شايد دليل اين تضاد را بايد در چشمهاي دايي دنبال كرد. علي دايي چشماني دارد كه در طول تمرينات و در روزهاي زندگي اردويي كنار تيم ملي است و اما مردمي كه صرفا هوادارانه پيروزي تيم خود را مقابل يك تيم درجه دومي جستجو ميكردند، چشمهاي خود را فقط در 90 دقيقه ملالآور بازي با تيم ملي با ملي پوشان همراه كردند.
علي دايي از آنچه ساخته است ابراز رضايت ميكند؛ چون سرانجام به نقطهاي رسيده كه نه ميتواند مانند روزهاي گذشته و بازيهاي قبلي تيم ملي خودفريبي كند و نه جرياني رواني عليه تيم داوري و حواشي ميزبان به راه اندازد. او نميتواند مانند روزي كه در عربستان به دشواري و با درخشش خيرهكننده رحمتي از شكست گريخت، تيم خود را برتر ميدان بداند و در حالي كه چشمهاي خود را به روي موقعيتهاي حريف ميبندد، مدعي شود كه فقط تيم او در زمين بازي صاحب طرح و برنامهاي از پيش تعيينشده بوده است.
او خواهناخواه خودش را در آچمزي خود ساخته ميبيند كه زبان او را از حركت مانند روز بازي با امارات باز ميدارد. روزي كه او انتخاب مهدي رحمتي به عنوان ستاره مسابقه را معني دار ناميد و چشمهاي خود را به روي جريان بازي بست. آيا ستارهاي جز رحمتي در آن بازي وجود داشت؟ رحمتي نه تنها ستايش منتقدان و كارشناسان اماراتي كه تحسين تمام ايرانيان را در دبي برانگيخت.
آيا مجالي براي نقد كردن داور بازي وجود داشت؟ آيا علي دايي كه روز بازي ديد مهدي رحمتي تمام توپهاي صد در صد گل اماراتيها را از دروازه بيرون ميكشد، فرصتي براي ناديده گرفتن ضعفهاي ساختار دفاعي تيم خود و پاك كردن برنامههاي ناقصاش با حمله به داوري داشت؟ بيشك پاسخ تمامي اين پرسشها منفي خواهد بود.
علي دايي خودش را فريب داده است. او تيم خود را در روزهاي شناسايي مقابل تيم زير 23 سال چين به ميدان ميفرستد و با گلباران كردن سنگاپور كه حتي در ميان 110 تيم اول جهان هرگز صاحب جايگاهي لغزان هم نشده، به اين استنباط ميرسد كه به پيشرفتي چشمگير دست يافته است، اما در ميدان عمل و روزي كه بايد در برابر حريفي با اسكلتي محكمتر قرار بگيرد، چهرهاي ديگر از تيمش ميبيند. دايي تا چه زمان قدرت انكار واقعيت را خواهد داشت؟ تا چه روزي ميتواند با راهاندازي دعواي بيحاصل در كنفرانسهاي خبرياش، ضعفهاي تيم خود را لاپوشاني كند؟ اين پلتيك رفتاري يا در حقيقت شفاهي اول شخص تيم ملي ايران از تاريخ انقضا عبور كرده است.
دايي تا چه زمان قدرت انكار واقعيت را خواهد داشت؟ تا چه روزي ميتواند با راهاندازي دعواي بيحاصل در كنفرانسهاي خبرياش ضعفهاي تيم خود را لاپوشاني كند؟
معادلهاي ساده پيش روي ما قرار ميگيرد. علي دايي پس از سالها، معضل دروازهباني تيم ملي را حل ميكند. او سرانجام راي به مهدي رحمتي ميدهد و او را در قامت شماره يك ايران معرفي ميكند، اما در كنار ستايش تصميم همين مربي بايد پرسيد چرا همين كشف دايي، مبدل به ستاره مطلق تك تك بازيهاي او ميشود؟ آيا غلامرضا رضايي با پيراهن ملي هم محصول دايي در تيم ملي نبود؟ آيا آرش برهاني و بازگشت باقري همگي از خواستههاي فني دايي به حساب نميآمد؟ در تيمي كه گاهي نكونام و شجاعي و روزگاري هم آندرانيك تيموريان را در تيم خود ميديد، چرا فقط يك دروازهبان ستاره بيبديل تيم ملي ميشود؟ آيا همين پرسشهاي كليدي براي رسيدن به عمق بيبرنامگي و ضعفهاي تيم ملي نيست؟
گرفتار ضعفهاي آشكاري در خط دفاعي تيم ملي شدهايم. تايلند كه قرار بود براي ايران فرصتي باشد براي تمرين بازي با كره جنوبي، معادله بازي را تغيير داد و خوش خدمتي بزرگي در حق اصليترين رقيب ايران در بازيهاي باقيمانده تا پايان سال خورشيدي كرد.
دايي در حقيقت تايلند را در قامت تيمي ديد كه تمامي ضعفهاي آشكار و پنهان خط دفاعي را به مهاجمان كرهاي نشان داد. امروز ميتوان از علي دايي پرسيد وقتي مهاجمان كند و نهچندان سرعتي اماراتي و عربستاني بسادگي در دو بازي بيش از 15 مرتبه از لايههاي نازك خط دفاعي ايران عبور ميكنند و به مهدي رحمتي ميرسند، وقتي تايلند كه تا امروز در حسرت شكست ايران باقي مانده، فقط با درخشش ستارهاي مانند رحمتي سنت قديمي ناكامي برابر ايران را نميشكند، مهاجمان كرهاي چه بر سر خط دفاع ايران ميآورند؟
اين جمله را از زبان دايي شنيده و باز هم تا پيش از رويارويي با كره در تهران خواهيم شنيد كه از تيم ملي حمايت كنيد. اما ترديدي نيست كه علي دايي در پس آن غرور ناگسستني و لجاجتهاي هميشگياش، اين واقعيت را مانند هراسي هميشگي در وجود خود خواهد داشت كه اگر روز بازي ايران برابر كره، رحمتي در سطح بازيكناني مانند مدافعان تيم ملي قرار داشته باشد، چه بر دروازه ايران خواهد گذشت.
آيا باز هم سرمربي تيم ملي مجالي خواهد يافت بر داور بازي بتازد يا تيم خود را با موقعيتهايي بمراتب كمتر از حريف پيروز ميدان معرفي كند؟ اين ترسناك است كه بدانيم كره از تايلند براي شكست دادن ما درس گرفته است و البته ترسناكتر خواهد بود وقتي ميشنويم مربي تيم ملي كره، 8 آناليزور دائمي را مامور ارزيابي حريفان خود كرده است. آنها از دفاع ايران چه استنباطي خواهند داشت؟


