خانه آتشنگرفته و ساکنان آن!
در حاشيه مصاحبه زنده احمدينژاد
کد خبر: ۳۴۸۷
| | 21085 بازدید

رسول جعفريان
گفتهاند: روزگاري خانهاي آتش گرفت و يکسره در آتش ميسوخت. اهل خانه به بيرون از خانه گريخته، هر يک برسر ديگري فرياد ميکشيد که تو خانه را آتش زدي. عاقلي رسيده گفت: شما عوض آن که آتش را خاموش کنيد، نشستهايد و يکديگر را به آتش زدن خانه متهم ميکنيد؟ عن قريب است که همه چيز بسوزد.
باز هم خداي را هزار بار شکر که خانه و کاشانه ما آتش نگرفته است، اما چه کنيم که گراني و نگراني از ابعاد مختلف، کشور ما را که متعلق به همه ماست، در بر گرفته و مسئولان ما عوض آن که آنها را رفع و رجوع کنند، يکديگر را متهم و ديگري را عامل و مقصر معرفي ميکنند.
راستي آيا کشورداري اين است که ما صرفا مقصر خرابيها را در جبهه مخالف بجوييم و بر سر او بکوبيم و از آن براي پيروزي سياسي خود در انتخابات بهره ببريم؟
مگر کسي جز اين مجموعه افراد که امروز در چند تشکل حضور دارند، کشور را در طول اين بيست و اندي سال اداره کردهاند؟ هر کدام شما ـ يعني همين احزاب و رؤساي موجود ـ دورهاي و مقطعي مديريت کشور را داشتهايد. از روز اول، هر کدام که به قدرت رسيدهايد، کم و بيش ـ البته با برخي استثناها ـ مدير قبلي را متهم کرديد که خرابيها از اوست و براي ما يک ويرانه بر جاي گذاشته است. نفر بعدي هم چنين کرده و تا به امروز اين ادبيات رواج يافته است.
جالب آن که برخي هنوز نيامده، ميگويند خرابيهاي فعلي تا بيست سال ديگر هم درست نخواهد شد. چه بسا به گمان آن که اگر آمدند و نتوانستند کاري از پيش ببرند، مستندي داشته باشند.
با انداختن مسئوليت به دوش اين و آن، مشکل گراني که ناله فقيران و مستضعفان را به اوج رسانده است، حل نميشود. راستش نه مشکل مردم با انکار گراني حل ميشود و نه با انداختن مسئوليت آن به دوش ديگري.
اما مشکل سومي هم وجود دارد و آن اين که اگر کسي پذيرفت اشتباهاتي روي داده است و عذرخواهي و طلب بخشش کرد، معنايش اين نيست که همه بر سرش هجوم بريم و او را منکوب و محکوم کنيم. در درجه اول بپذيريم که او مثل گذشته همه چيز را سفيد نميبيند و پذيرفته است که مشکلي وجود دارد. دوم آن که نبايد اين مطلب سوژهاي براي کوبيدن بر سر و صورت او باشد.
حقيقت آن است که در کشور ما ادبيات اعتراف به اشتباه رواج چنداني ندارد، و شايد يک دليل عمده آن سوءاستفاده ديگران است. بنابراين اگر کسي يک قدم به جلو برداشت و اعتراف کرد که تاکنون اشتباهات فاحشي روي داده است، فقط و فقط به خاطر مصالح مردم و در جهت بهبود اوضاع به او کمک کنيم.
البته ميپذيريم فرافکني کار زشت و ناپسندي است؛ چنان که متهم کردن بيجاي ديگران کاري است نادرست و صد البته که نگاه توطئهآميز به همه چيز و همه کس هم دردي را دوا نميکند.
در يک کلام سزاوار نيست مردم به خصوص قشر زحمتکش جامعه با تمام مشکلات دست و پنجه نرم کنند و در آن سوي دولت و مجلس و احزاب موافق و مخالف، به خصوص رؤساي آنان که کمتر تجربه فقر و فاقه را طي اين سالها ميچشند، با يکديگر به نزاع برخيزند.
در اين ميان تحمل فقر از يک سو و حس اين که نوعي نابرابري اجتماعي وجود دارد، ميتواند سيلي از جمعيت را متحد کرده و به مخالفت با همه چيز و همه کس بکشاند. در آن صورت ديگر نصيحت و موعظه و اعتراف به گناه و طلب بخشش و مقصريابي و چيزهايي از اين قبيل، دردي را درمان نخواهد کرد.
مشکل فعلي ما در اين زمينه يک مشکل ملي است و راه حل ملي ميخواهد. روشن است که حل آن کار دو ـ سه نفر معين نيست که همه تصميمات را بگيرند و ديگران را نه تنها شريک نکنند و مشاور قرار ندهند که بيخبر از همه چيز بگذارند.
باز هم خداي را هزار بار شکر که خانه و کاشانه ما آتش نگرفته است، اما چه کنيم که گراني و نگراني از ابعاد مختلف، کشور ما را که متعلق به همه ماست، در بر گرفته و مسئولان ما عوض آن که آنها را رفع و رجوع کنند، يکديگر را متهم و ديگري را عامل و مقصر معرفي ميکنند.
راستي آيا کشورداري اين است که ما صرفا مقصر خرابيها را در جبهه مخالف بجوييم و بر سر او بکوبيم و از آن براي پيروزي سياسي خود در انتخابات بهره ببريم؟
مگر کسي جز اين مجموعه افراد که امروز در چند تشکل حضور دارند، کشور را در طول اين بيست و اندي سال اداره کردهاند؟ هر کدام شما ـ يعني همين احزاب و رؤساي موجود ـ دورهاي و مقطعي مديريت کشور را داشتهايد. از روز اول، هر کدام که به قدرت رسيدهايد، کم و بيش ـ البته با برخي استثناها ـ مدير قبلي را متهم کرديد که خرابيها از اوست و براي ما يک ويرانه بر جاي گذاشته است. نفر بعدي هم چنين کرده و تا به امروز اين ادبيات رواج يافته است.
جالب آن که برخي هنوز نيامده، ميگويند خرابيهاي فعلي تا بيست سال ديگر هم درست نخواهد شد. چه بسا به گمان آن که اگر آمدند و نتوانستند کاري از پيش ببرند، مستندي داشته باشند.
با انداختن مسئوليت به دوش اين و آن، مشکل گراني که ناله فقيران و مستضعفان را به اوج رسانده است، حل نميشود. راستش نه مشکل مردم با انکار گراني حل ميشود و نه با انداختن مسئوليت آن به دوش ديگري.
اما مشکل سومي هم وجود دارد و آن اين که اگر کسي پذيرفت اشتباهاتي روي داده است و عذرخواهي و طلب بخشش کرد، معنايش اين نيست که همه بر سرش هجوم بريم و او را منکوب و محکوم کنيم. در درجه اول بپذيريم که او مثل گذشته همه چيز را سفيد نميبيند و پذيرفته است که مشکلي وجود دارد. دوم آن که نبايد اين مطلب سوژهاي براي کوبيدن بر سر و صورت او باشد.
حقيقت آن است که در کشور ما ادبيات اعتراف به اشتباه رواج چنداني ندارد، و شايد يک دليل عمده آن سوءاستفاده ديگران است. بنابراين اگر کسي يک قدم به جلو برداشت و اعتراف کرد که تاکنون اشتباهات فاحشي روي داده است، فقط و فقط به خاطر مصالح مردم و در جهت بهبود اوضاع به او کمک کنيم.
البته ميپذيريم فرافکني کار زشت و ناپسندي است؛ چنان که متهم کردن بيجاي ديگران کاري است نادرست و صد البته که نگاه توطئهآميز به همه چيز و همه کس هم دردي را دوا نميکند.
در يک کلام سزاوار نيست مردم به خصوص قشر زحمتکش جامعه با تمام مشکلات دست و پنجه نرم کنند و در آن سوي دولت و مجلس و احزاب موافق و مخالف، به خصوص رؤساي آنان که کمتر تجربه فقر و فاقه را طي اين سالها ميچشند، با يکديگر به نزاع برخيزند.
در اين ميان تحمل فقر از يک سو و حس اين که نوعي نابرابري اجتماعي وجود دارد، ميتواند سيلي از جمعيت را متحد کرده و به مخالفت با همه چيز و همه کس بکشاند. در آن صورت ديگر نصيحت و موعظه و اعتراف به گناه و طلب بخشش و مقصريابي و چيزهايي از اين قبيل، دردي را درمان نخواهد کرد.
مشکل فعلي ما در اين زمينه يک مشکل ملي است و راه حل ملي ميخواهد. روشن است که حل آن کار دو ـ سه نفر معين نيست که همه تصميمات را بگيرند و ديگران را نه تنها شريک نکنند و مشاور قرار ندهند که بيخبر از همه چيز بگذارند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ضمن احترامی که برای محقق ارجمند جناب آقای جعفریان قایلم لازم میدانم محضر ایشان عرض کنم که انتظار از اشخاص درد آشنایی نظیر ایشان این است که در عین پایبندی تام و کامل به اصول و موازین اخلاق اسلامی هیچگاه شیرینی کاذب برخوردهای دنیا مدارانه که متاسفانه به بلای دامنگیر جامعه امروزی مبدل شده را جایگزین صراحت لهجه صادقانه و دردمندانه نکنیم.
جامعه امروز ما بیش از هر زمان دیگری نیازمند برخوردهای صادقانه است نه مصلحت جویانه.
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





