چرا فردوسيپور، احمدينژاد نيست؟
کد خبر: ۳۴۸۶۴۲
| | 5694 بازدید
| 1) متهم شدن برنامه نود به «احمدينژاديسم» به هيچ وجه اتفاق تازهاي نيست. در واقع سالهاست كه بخشي از منتقدان اين شوي تلويزيوني در مواجهه با بسياري از جنبههاي پاپيولار اين برنامه، انگ عوامگرايي به آن ميزنند و مشي عادل را در اين زمينه، با سبكوسياق پوپوليستي دولت سابق مقايسه ميكنند. كساني كه حتي نظرسنجي پيامكي و انجام مصاحبه با تماشاگران روي سكوها را هم تحمل نميكردند، حالا و با آغاز سفرهاي دوربين نود به مناطق فاقد نماينده در ليگ برتر، بهانهاي تازه براي احمدينژادي خواندن اين برنامه يافتهاند.
به نوشته روزنامه گل ، قياس اين آيتم جديد با سفرهاي استاني رييس دولت پيشين، حالا به برگ برنده گروهي تبديل شده است كه در سيماي عادل، معجزه هزاره سوم را ميبينند و اصرار دارند كه فردوسيپور به احمدينژاد برنامههاي تلويزيوني تبديل شده است! با اين وجود اما، تكرار مكرر و بيش از حد اين اتهام در شرايطي رخ ميدهد كه بعيد به نظر ميرسد دستكم در حوزه سركشي به مناطق محروم، شباهتي بين آيتم تازه نود و سفرهاي استاني دو دولت نهم و دهم وجود داشته باشد.
2) ترديدي نيست كه نود، برنامهاي براي كل مردم ايران است؛ مجموعهاي تلويزيوني كه بايد بازتابدهنده معايب و مشكلات فوتبالي در سراسر كشورمان باشد. در اين ميان كاملا طبيعي به نظر ميرسد كه گردانندگان اين برنامه، به صرافت تهيه گزارش از مناطقي بيفتند كه طي 15 سال گذشته هرگز بهانهاي براي سفر به آنها نداشتهاند. شهروندان فوتبالدوست اردبيل، زاهدان و ابوموسي هم حق دارند بعد از اين همه مدت، حداقل براي چند دقيقه يك تريبون داشته باشند و از خودشان براي بقيه هموطنانشان حرف بزنند. اين گناه آنها نيست كه استانشان در ليگ برتر نماينده ندارد. همانطور كه اين گناه فردوسيپور نيست كه محل زندگي آنها، از كمترين امكانات ورزشي و رفاهي محروم است. تيم برنامهساز نود قطعا فلاكت را جستوجو نميكند، اما اين كه در بسياري از مقاصد سفر آنها فقر و نداري انتظارشان را ميكشد، شاهكار مديران، وزرا و وكلاي اين مملكت است. برنامهاي همچون نود، مثل هر رسانه نسبتا سالم ديگري شبيه آيينه عمل ميكند. دوربين اين برنامه همانطور كه استاديوم شيك و نوساز زاهدان را به تصوير ميكشد، در سيبوسوران هم چارهاي غير از نمايش كموكاستيها و تنگدستي مردم ندارد. اين نفتي كه از قرار هر بشكه يك خروار دلار به فروش ميرسد، نفت بچههاي سيستانوبلوچستان هم هست، اما اگر كودكان اين منطقه ناچارند با اين همه سرمايه به سنگ و كلوخ لگد بزنند، مسوولان لشكري و كشوري بايد كلاهشان را بالاتر بگذارند. جامجم ايران بيشتر از 100 شبكه راديويي و تلويزيوني دارد، اما باز زحمت انعكاس صداي عطش و بيآبي زابليها گردن نود ميافتد؛ برنامهاي كه حالا اتفاقا به همين جرم، به احمدينژاديسم متهم ميشود!
3) بين اين دو نوع مسافرت، تفاوت از زمين تا آسمان است. برخلاف رييس دولت پيشين كه شايد علاقه داشت مردم را دنبال اتوموبيلش بكشاند، مانور قدرت بدهد و براي خودش يا جناح سياسياش تبليغ كند، نود و سازندگانش محتاج چنين فرمولي نيستند. آنها راي اعتماد هفتگيشان را از چند ميليون پيام كوتاهي ميگيرند كه هر دوشنبهشب به 200090 ارسال ميشود. همچنين هزينه سفرهاي نود، متوجه جيب تهيهكنندهاش خواهد بود، نهاينكه به بيتالمال و سفره ملت تحميل شود. در كنار اين، به عكس سفرهاي تيم احمدينژاد كه عمدتا جنبه نمايشي داشت و مصوباتش بدون پيگيري رها ميشد، عادل در همين يك ماه نشان داده به وعدههايي كه پيرامون آيتم جديد برنامهاش داده ميشود حساسيت خاصي دارد و تا تحقق آنها موضوع را دنبال خواهد كرد. در اين ميان طبيعي است كه قسمت تازه نود تا جا افتادن، فاصله قابلتوجهي داشته باشد. عادل هنوز در حال آزمون و خطاست و ميتواند به تدريج اشتباهاتش را جبران كند؛ خطاهايي مثل اسم بردن از افراد و موسسات خير كه ميتواند بيم رياكارانهبودن اين كمكها را به وجود بياورد و به تبليغ افراد نهچندان سالم بينجامد.
4) صرف سركشي به مناطق محروم عيب نيست. آنچه اشكال دارد، استفاده ابزاري از مردماني است كه مورد ظلم و محروميت قرار گرفتهاند و ناخواسته نقش پلكان ترقي را براي افراد فرصتطلب بازي ميكنند. بسيار دشوار خواهد بود اگر چنين هدفي را براي يكي مثل فردوسيپور قائل باشيم؛ مجري و تهيهكنندهاي كه به اندازه خودش پايگاه اجتماعي دارد و به احتمال فراوان در پي فعاليت در عرصههاي سياسي هم نيست. اين بار بايد با دوربين شرافتمند او همراه باشيم و لذت ببريم از اينكه فعلا بغض فوتبالي بچههاي محروم ايران، جاي آيتم قاشق و چنگال نودي را روي آنتن دوشنبهها پر كرده است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


