در حاشیه سخنان وزیر آموزش و پرورش
آموزش و پرورش را وزیری عزیز باید
آموزش و پرورش، عرصه شعار نبوده و نیست. بلکه عرصه مدیریت است و اندیشه شرط اول قدم در مدیریت آموزش و پروش فرهیختگی و عزت نفس است.
کد خبر: ۳۴۸۵۲
| | 10784 بازدید
وزیر آموزش و پرورش دوشنبه شب در جمع فراکسیون فرهنگیان مجلس شورای اسلامی: «من برای این کسری بودجه بارها بغض کرده ام، ذلیل شده ام. استیصال من را به این روز انداخته است.»
شاید روزی که در گرمارنگ انتخابات شعار حمایت از قشر معلم داده می شد، شعاردهندگان عزیز یا آموزش و پرورش را نمی شناختند یا این که جاذبه آرای معلمین و دانش آموزان شیرین و حلاوتی داشت که چنین شعارهایی را به عرصه وسایل ارتباط جمعی کشاند.
اما، آموزش و پرورش، عرصه شعار نبوده و نیست. بلکه عرصه مدیریت است و اندیشه شرط اول قدم در مدیریت آموزش و پروش فرهیختگی و عزت نفس است.
شرط دوم، معلمی و درک معلمی است. هر کس که چند صباحی در کلاس های دانشگاهی به تدریس پرداخته باشد شرط لازم و کافی برای شناخت و تعامل با معلمین را ندارد. مدیریت بر معلمین، بر معلمین رواست.
سوم، آنکه اموزش و پرورش را مشکلاتی قدیمی و مزمن است و مشکلاتی جدید و حادث. آن ها که تجربه کار آموزش و پرورش را ندارند، اداره وزارتخانه مادر را با یک بنگاه آموزشی اشتباه می گیرند، وعده های غیرواقعی می دهند، گذشتگان را زیر سوال می برند و فیلسوفانه ادعای اصلاح می کنند. وقتی درون مجموعه قرار می گیرند، در وهله اول، گذشتگان را مانع تصمیمات خود می دانند و تحت تأثیر فرصت طلبان به قلع و قمع می پردازند، سپس افراد کوتاه قدی را به مناسب مهم می گمارند، آنگاه یا در دام ندانم کاری قرار می گیرند یا در تله منفعت طلبان گیر می افتند.
چاره ای نمی نماند، امروز مصاحبه می کنند، شعار می دهند، امید می دهند، زیر سوال می برند و... فردا منکر می شوند، عوامل زیر مجموعه را زیر سوال می برند و... و چه دیر دست ها را بالا می برند.
دیر شده است. باید آموزش و پرورش را به فرهنگیان سپرد. خود می دانند چه باید کرد، آن ها که زمانی با حدود 19 میلیون دانش آموز و نفتی به مراتب ارزان تر این وزارتخانه را اداره کردند. چون می شناختند، کار را و هم ویژگی های آموزش و پرورش را می دانستند.
نیازی به نگرانی جناحی نیست، شما در بین فرهنگیان از همه جناح ها افراد کارشناس و توانمندی دارید که بتوانند مسئولیت این وزارتخانه مهم را به عهده بگریند و بار را به سرمنزل مقصود برسانند.
اگر سوابق نمایندگان چندین دوره مجلس، استانداران، وزرا و مدیران جامعه را بررسی کنید، همگی حاکی از این است که درصد قابل توجهی از ایشان سابقه معلمی دارند. بدنه آموزش و پرورش آن قدر فقیر نیست که لازم باشد از جایی دیگر نیرو وارد کنیم.
آموزش و پرورش با یک بازگشت به خویشتن به رشد و شکوفایی خواهد رسید. و دولت و مجلس بدانند که طلب انباشته مزمن فرهنگیان را باید یک بار و برای همیشه بپردازند، بودجه آموزش و پرورش را واقعی ببندند و واقعی اعتبارات را تخصیص دهند تا وزرا به جای این که نیروی تدارکاتچی و تأمین کننده مالی باشند بتوانند به برنامه ریزی کیفی آموزش بپردازند.
اما، آموزش و پرورش، عرصه شعار نبوده و نیست. بلکه عرصه مدیریت است و اندیشه شرط اول قدم در مدیریت آموزش و پروش فرهیختگی و عزت نفس است.
شرط دوم، معلمی و درک معلمی است. هر کس که چند صباحی در کلاس های دانشگاهی به تدریس پرداخته باشد شرط لازم و کافی برای شناخت و تعامل با معلمین را ندارد. مدیریت بر معلمین، بر معلمین رواست.
سوم، آنکه اموزش و پرورش را مشکلاتی قدیمی و مزمن است و مشکلاتی جدید و حادث. آن ها که تجربه کار آموزش و پرورش را ندارند، اداره وزارتخانه مادر را با یک بنگاه آموزشی اشتباه می گیرند، وعده های غیرواقعی می دهند، گذشتگان را زیر سوال می برند و فیلسوفانه ادعای اصلاح می کنند. وقتی درون مجموعه قرار می گیرند، در وهله اول، گذشتگان را مانع تصمیمات خود می دانند و تحت تأثیر فرصت طلبان به قلع و قمع می پردازند، سپس افراد کوتاه قدی را به مناسب مهم می گمارند، آنگاه یا در دام ندانم کاری قرار می گیرند یا در تله منفعت طلبان گیر می افتند.
چاره ای نمی نماند، امروز مصاحبه می کنند، شعار می دهند، امید می دهند، زیر سوال می برند و... فردا منکر می شوند، عوامل زیر مجموعه را زیر سوال می برند و... و چه دیر دست ها را بالا می برند.
دیر شده است. باید آموزش و پرورش را به فرهنگیان سپرد. خود می دانند چه باید کرد، آن ها که زمانی با حدود 19 میلیون دانش آموز و نفتی به مراتب ارزان تر این وزارتخانه را اداره کردند. چون می شناختند، کار را و هم ویژگی های آموزش و پرورش را می دانستند.
نیازی به نگرانی جناحی نیست، شما در بین فرهنگیان از همه جناح ها افراد کارشناس و توانمندی دارید که بتوانند مسئولیت این وزارتخانه مهم را به عهده بگریند و بار را به سرمنزل مقصود برسانند.
اگر سوابق نمایندگان چندین دوره مجلس، استانداران، وزرا و مدیران جامعه را بررسی کنید، همگی حاکی از این است که درصد قابل توجهی از ایشان سابقه معلمی دارند. بدنه آموزش و پرورش آن قدر فقیر نیست که لازم باشد از جایی دیگر نیرو وارد کنیم.
آموزش و پرورش با یک بازگشت به خویشتن به رشد و شکوفایی خواهد رسید. و دولت و مجلس بدانند که طلب انباشته مزمن فرهنگیان را باید یک بار و برای همیشه بپردازند، بودجه آموزش و پرورش را واقعی ببندند و واقعی اعتبارات را تخصیص دهند تا وزرا به جای این که نیروی تدارکاتچی و تأمین کننده مالی باشند بتوانند به برنامه ریزی کیفی آموزش بپردازند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
این پرسشی جدی است که آیا بهتر نیست وزیر از بدنه آموزش پرورش باشد بدنه ای که خود خلا مدیریت بخشهای بسیاری از بدنه نظام را تغذیه کرده است؟ پاسخ این پرسش هرچه باشد تنها می تواند ناظر به حل مسائل درونی نظام آموزش پرورش باشد.
واقعیت این است که مشکل تامین منابع مالی آموزش و پرورش یک مشکل فرابخشی است و همت و عزم ملی نهادهای سهیم و موثر را طلب می نماید. باید با روشی سنت شکن به این موضوع فکر کرد و راهی برای درمان این درد کهنه پیدا کرد و گرنه با این روند نظام آموزش و پرورش با بحرانی فراگیر و بنیادی روربرو خواهد شد. حسنی
اما دوست عزیز من! شعارهایی هم که خود شما داده اید تفاوت چندانی با شعارهای دیگران ندارد!مشکلات "قدیمی و مزمن" و نیز "جدید و حادث" آموزش و پرورش زمانی حل خواهد شد که سایر مشکلات کشورمان هم حل شود. مشکلات اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی ، بین المللی و ... مطمئن باشید تا مجموعه امور کشور ما در یک روند توسعه ای پایدار ، علمی ، منطقی و متوازن قرار نگیرد و شایسته ترین و توانمندترین مدیران در همه بخش ها و سطوح مختلف منصوب نشوند ، مشکلات آموزش و پرورش هم حل نخواهد شد. حتی اگر به قول شما: "طلب انباشته مزمن فرهنگیان را باید یک بار و برای همیشه بپردازند، بودجه آموزش و پرورش را واقعی ببندند و واقعی اعتبارات را تخصیص دهند ...". پایدار باشید.
این پرسشی جدی است که آیا بهتر نیست وزیر از بدنه آموزش پرورش باشد بدنه ای که خود خلا مدیریت بخشهای بسیاری از بدنه نظام را تغذیه کرده است؟ پاسخ این پرسش هرچه باشد تنها می تواند ناظر به حل مسائل درونی نظام آموزش پرورش باشد.
واقعیت این است که مشکل تامین منابع مالی آموزش و پرورش یک مشکل فرابخشی است و همت و عزم ملی نهادهای سهیم و موثر را طلب می نماید. باید با روشی سنت شکن به این موضوع فکر کرد و راهی برای درمان این درد کهنه پیدا کرد و گرنه با این روند نظام آموزش و پرورش با بحرانی فراگیر و بنیادی روربرو خواهد شد. حسنی
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟





