در کشتهشدن شوهرم دخالت نداشتم
مردی که در قتل شوهر زنی پرستار مجرم شناختهشده و منتظر اجرای حکم قصاص است، بعد از پنجسال وقتی بهعنوان مطلع به دادگاه احضار شد انگشت اتهام را به سمت همسر مقتول گرفت و مدعیشد او فرمان قتل را صادر کرده است.
به گزارش شرق، پرونده اتهامی فرهاد پنجسال پیش به جریان افتاد و این مرد به اتهام قتل بازداشت شد.
او متهم بود شوهر زنی پرستار را به قتل رسانده و اموال او را به سرقت برده است. فرهاد در بازجوییها اعتراف کرد برای گرفتن پولی که از مقتول طلب داشت به خانه او رفت و بعد از درگیری با این مرد او را با همدستی مردی افغان به قتل رساند و فرار کرد.
فرهاد علاوه بر خودرو مقتول، دو فقره چک نیز از او به سرقت برده بود. پلیس در تحقیقات بعدی که انجام گرفت متوجه شد مقتول که احمد نام داشت با همسرش رویا اختلافات شدیدی داشت و آنها مدتی قبل جدا شده بودند اما با هم زندگی میکردند همچنین مشخص شد فرهاد و احمد از طریق رویا با هم آشنا شدند و فرهاد از همکاران رویا بود و احمد به رابطه او و همسرش شک داشت.
به این ترتیب رویا نیز بازداشت شد هرچند او هیچوقت به دستداشتن در قتل شوهرش اعتراف نکرد اما از آنجایی که حضور فرهاد را در خانهاش از پلیس مخفی کرده بود، متهم شناخته شد و بر اساس مدارک و شواهدی که دادستانی جمعآوری کرده بود برای فرهاد به جرم قتل عمد و برای رویا به اتهام معاونت در قتل درخواست مجازات شد.
جلسه رسیدگی به این پرونده در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران برگزار و با درخواست اولیایدم و اعتراف فرهاد به قتل، او به قصاص و رویا نیز در معاونت در جرم مجرم شناخته و به حبس محکوم شد. رای صادره در مورد قصاص فرهاد در دیوانعالی کشور تایید شد اما حکم رویا نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
روز گذشته بعد از اینکه نماینده دادستان درخواست مجازات برای رویا را تکرار و دوباره او را متهم به معاونت در قتل شوهرش احمد کرد، مادر مقتول بهعنوان ولیدم و ولی قهری نوههایش در جایگاه حاضر شد تا دلایل خود را برای متهم کردن عروسش توضیح دهد.
این زن گفت: چند سال قبل از قتل، عروسم به پسرم خیانت کرد و حتی توبهنامه هم نوشت که آن را به دادگاه تحویل دادم و در پرونده نیز موجود است. رویا به پسرم خیانت میکرد و به همین دلیل باهم اختلاف داشتند. با اینکه پسرم او را طلاق داده بود اما بهخاطر بچههایش او را در خانه نگه داشته بود. این زن با فرهاد همدستی کرده و نقشه قتل پسرم را کشیده و عملی کرده است. با اینکه نوههایم به سن قانونی نرسیدهاند اما حاضر هستند درباره روابط مادرشان با افراد غریبه در دادگاه شهادت بدهند.
بعد از این زن، رویا در جایگاه حاضر شد. او اتهام معاونت در قتل شوهرش را رد کرد و گفت: شوهرم بهشدت معتاد بود و هرروز هم بدتر میشد. او در کارهای خلاف دست داشت و در سال 84 به جرم جعل اسناد شناسایی و بازداشت شد و مدتی در بازداشت ماند.
او بعد از آزادی نسبت به من بدبین شد. اصلا رفتارهای عادی نداشت، شیشه میکشید و اعتیادش هرروز شدیدتر میشد. او قبل از بازداشت فقط تریاک میکشید اما بعد از بازداشتش شیشه میکشید و نسبت به من شک کرده بود. مرتب تلفنم را بررسی و مرا اذیت میکرد گاهی نیمهشب بیدار میشد، تیغ روی دستم میگذاشت و میگفت بگو با چه کسی رابطه داری؟ کلافه شده بودم. نمیتوانستم کارهایش را تحمل کنم و درگیری ما سر این مساله بود. او توبهنامه را بهزور از من گرفت. آن را امضا کردم تا باور کند کاری نکردهام.
او میگفت من با فرهاد رابطه دارم بهخاطر همین هم درخواست طلاق توافقی دادیم و حکم هم صادر شد. من نمیدانستم شوهرم صیغه را جاری و طلاق را در شناسنامه وارد کرده است. او به من گفته بود شناسنامهها را گم کرده است. ما توافق کردیم همچنان با هم زندگی کنیم بعد هم گفتند چون رجوع کردهای طلاق باطل است.
با همه این اوضاع در قتل شوهرم نقشی نداشتم به ایندلیل از حضور فرهاد در خانهام به پلیس حرفی نزدم چون نمیخواستم موضوع رابطه من و فرهاد در سال 84 باز شود. کلید ماشین را هم به او دادم چون شوهرم گفته بود میخواهد ماشین را بهجای بدهیاش به فرهاد بدهد. من هیچ انگیزهای برای قتل شوهرم نداشتم و با فرهاد همدستی نکردم.
سپس فرهاد، مجرم ردیف اول این پرونده که بهعنوان مطلع در دادگاه حاضر شده بود، در جایگاه ایستاد و گفت: من و رویا همکار بودیم و با هم رابطه داشتیم. شوهرش بعد از آزادی از زندان به رابطه ما شک کرد و موضوع را به همسر من گفت. وقتی مساله فاش شد ما دیگر رابطهای با هم نداشتیم تا اینکه سال 87 رویا به من زنگ زد و گفت از شوهرش جدا شده و دوباره رابطه ما از سر گرفته شد.
او از من خواست شوهرش را بکشم. او بابت قتل دو چک پنجمیلیونتومانی و یک ماشین به من داد.
بعد از پایان گفتههای این مرد و بیان آخرین دفاع از سوی رویا، هیات قضات شعبه 113 با ریاست دادرس اصغرزاده برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.


