ديپلماسي نرم چين در سوريه
دكتر بهزاد شاهنده*
کد خبر: ۳۴۷۸۲۵
| | 9211 بازدید
بر کسی پوشیده نیست که ارائه راهکار دیپلماتیک روسیه در قبال بحران سوریه، پیروزی بزرگی برای ولادیمیر پوتین به شمار میآید، چرا که منزلت روسیه را در جهان بالا برده است. جلوگیری از جنگی دیگر در خاورمیانه که میتوانست امنیت کل منطقه و جهان را به خطر بیندازد، موفقیت درخور توجهی برای مسکو به شمار میرود.
با پذیرفتن این حقیقت، نباید نقش کلیدی چین را نادیده گرفت. «بیجینگ» (پکن) همواره با روسیه در مسدود کردن قطعنامههای پیشنهادی از طرف امریکا و کشورهای اروپایی همراه بوده و در اقدام اخیر روسیه در گرفتن ابتکار از امریکا در مسأله سوریه نیز مؤثر بوده است.
برخی از نظریهپردازان بر این باروند که پیوند مسکو و بیجینگ ایدئولوژیک بوده و بر آن تأکید دارند. نگارنده ضمن رد این نظر، میگوید که عملگرایی اصول رفتاری دو قدرت بزرگ است. با پذیرش این نظریه، باید به این پرسش پاسخ دهیم که چین در قبال سوریه به دنبال چیست و و مهمتر آن که چرا «بیجینگ» آماده است، به ماجراجویی در مقابل امریکا و اروپا (دو بازار اول و دوم تجاری خود) بپردازد و نگران خطرات ان نباشد؟
پاسخ این پرسشها را باید در رکود تحمیلی به چین به واسطه سیاستهای بانک فدرال امریکا ـ که در تعدیلات مالی به اجرا گذاشته ـ جستجو کرد. در چند سال اخیر، چین با پشت سر گذاشتن سی سال رشد متوسط اقتصادی 10 درصدی، کاهش رشد داشته و همین، بحرانی را در این کشور رقم زده است.
«بیجینگ» با همکاری مسکو، «سیاست ثباتسازی بازار» را در پیش گرفت و باعث شد بانک جهانی به تازگی اعلام دارد که چین رکود را پشت سر گذاشته و در سال ٢٠١۴ با رشدی ۷.۵ درصد، اقتصاد پر رونقی را خواهد داشت و به دنبال آن، در سال ٢٠١٧ با پشت سر گذاردن ایالات متحده امریکا، اقتصاد اول دنیا را از آن خود خواهد کرد.
چین و روسیه پیوند مستحکم اقتصادی با یکدیگر دارند، به گونهای که چین بزرگترین شریک وارداتی روسیه با اختصاص ۱۵.۵ درصد وارادت آن کشور است، حال آن که خودش شریک سوم وارداتی سوریه به شمار میرود.
از سوی دیگر، روسیه شریک اول نظامی سوریه است و قراردادهای نظامی بالغ بر چهار میلیارد دلار با دمشق دارد و افزون بر آن، در بندر «طرطوس» سوریه نیز حضور قدرتمندانه دارد (سابقه حضور روسیه به دوران شوروی سابق برمیگردد). بیگمان، «بیجینگ» از این وادی بهره برده، زیرا رونق اقتصادی مسکو در راستای فروش تسلیحات نظامی به سوریه و دیگر کشورها، چین را نیز بهرهمند خواهد ساخت.
اما همراه با این تحولات، باید تأکید داشت که چین در حال گذار به نسل سوم برنامه صنعتی خود بوده و به تدریج به ساخت لوازم الکترونیک، اتومبیل و فناوریهای دیجیتال پرداخته. ناگفته نماند که در این راستا به بازارهای جایگزین در مقابل امریکا و اروپا نیازمند است که سوریه جزئی از آن به شمار میآید.
چین بزرگترین دارنده و خریدار سهام دولتی ایالات متحده امریکاست و به عبارتی، بانکدار این کشور بوده (چین بیش از ۲۳ برابر امریکا ذخائر ازری دارد) و بسیار غیرمحتمل است که مورد تجاوز تحریمهای امریکا و یا به کل غرب قرار گیرد؛ افزون بر آن، امریکا برای مدت نامعلومی به واردات ارزانقیمت چین وابسته خواهد بود و سرانجام این که با رشد امریکا چین نیز به نسبت رشد خواهد کرد!
همان گونه که در بالا تأکید شد، درباره روسیه نیز این مطلب مصداق دارد و رشد اقتصادی هرچه بیشتر روسیه، رونق روزافزون را برای چین به ارمغان خواهد آورد.
نکته پایانی این که هر چقدر مردم مقروض شوند، چین فربهتر خواهد شد؛ به عبارت دیگر، پدیدهای در حال ظهور است که طی آن، چین قدرت نظامی در برابر امریکا به شمار نمیرود که به جنگ افروزی نظامی نیازمند باشد، بلکه یک قدرت اقتصادی و مالی است که برای گسترش منافع خود به ارتش وابسته نیست و فقط و فقط خواهان خریدار است که به وفور در دسترس است.
* استاد پايه شرق آسيا دانشگاه تهران
با پذیرفتن این حقیقت، نباید نقش کلیدی چین را نادیده گرفت. «بیجینگ» (پکن) همواره با روسیه در مسدود کردن قطعنامههای پیشنهادی از طرف امریکا و کشورهای اروپایی همراه بوده و در اقدام اخیر روسیه در گرفتن ابتکار از امریکا در مسأله سوریه نیز مؤثر بوده است.
برخی از نظریهپردازان بر این باروند که پیوند مسکو و بیجینگ ایدئولوژیک بوده و بر آن تأکید دارند. نگارنده ضمن رد این نظر، میگوید که عملگرایی اصول رفتاری دو قدرت بزرگ است. با پذیرش این نظریه، باید به این پرسش پاسخ دهیم که چین در قبال سوریه به دنبال چیست و و مهمتر آن که چرا «بیجینگ» آماده است، به ماجراجویی در مقابل امریکا و اروپا (دو بازار اول و دوم تجاری خود) بپردازد و نگران خطرات ان نباشد؟
پاسخ این پرسشها را باید در رکود تحمیلی به چین به واسطه سیاستهای بانک فدرال امریکا ـ که در تعدیلات مالی به اجرا گذاشته ـ جستجو کرد. در چند سال اخیر، چین با پشت سر گذاشتن سی سال رشد متوسط اقتصادی 10 درصدی، کاهش رشد داشته و همین، بحرانی را در این کشور رقم زده است.
«بیجینگ» با همکاری مسکو، «سیاست ثباتسازی بازار» را در پیش گرفت و باعث شد بانک جهانی به تازگی اعلام دارد که چین رکود را پشت سر گذاشته و در سال ٢٠١۴ با رشدی ۷.۵ درصد، اقتصاد پر رونقی را خواهد داشت و به دنبال آن، در سال ٢٠١٧ با پشت سر گذاردن ایالات متحده امریکا، اقتصاد اول دنیا را از آن خود خواهد کرد.
چین و روسیه پیوند مستحکم اقتصادی با یکدیگر دارند، به گونهای که چین بزرگترین شریک وارداتی روسیه با اختصاص ۱۵.۵ درصد وارادت آن کشور است، حال آن که خودش شریک سوم وارداتی سوریه به شمار میرود.
از سوی دیگر، روسیه شریک اول نظامی سوریه است و قراردادهای نظامی بالغ بر چهار میلیارد دلار با دمشق دارد و افزون بر آن، در بندر «طرطوس» سوریه نیز حضور قدرتمندانه دارد (سابقه حضور روسیه به دوران شوروی سابق برمیگردد). بیگمان، «بیجینگ» از این وادی بهره برده، زیرا رونق اقتصادی مسکو در راستای فروش تسلیحات نظامی به سوریه و دیگر کشورها، چین را نیز بهرهمند خواهد ساخت.
اما همراه با این تحولات، باید تأکید داشت که چین در حال گذار به نسل سوم برنامه صنعتی خود بوده و به تدریج به ساخت لوازم الکترونیک، اتومبیل و فناوریهای دیجیتال پرداخته. ناگفته نماند که در این راستا به بازارهای جایگزین در مقابل امریکا و اروپا نیازمند است که سوریه جزئی از آن به شمار میآید.
چین بزرگترین دارنده و خریدار سهام دولتی ایالات متحده امریکاست و به عبارتی، بانکدار این کشور بوده (چین بیش از ۲۳ برابر امریکا ذخائر ازری دارد) و بسیار غیرمحتمل است که مورد تجاوز تحریمهای امریکا و یا به کل غرب قرار گیرد؛ افزون بر آن، امریکا برای مدت نامعلومی به واردات ارزانقیمت چین وابسته خواهد بود و سرانجام این که با رشد امریکا چین نیز به نسبت رشد خواهد کرد!
همان گونه که در بالا تأکید شد، درباره روسیه نیز این مطلب مصداق دارد و رشد اقتصادی هرچه بیشتر روسیه، رونق روزافزون را برای چین به ارمغان خواهد آورد.
نکته پایانی این که هر چقدر مردم مقروض شوند، چین فربهتر خواهد شد؛ به عبارت دیگر، پدیدهای در حال ظهور است که طی آن، چین قدرت نظامی در برابر امریکا به شمار نمیرود که به جنگ افروزی نظامی نیازمند باشد، بلکه یک قدرت اقتصادی و مالی است که برای گسترش منافع خود به ارتش وابسته نیست و فقط و فقط خواهان خریدار است که به وفور در دسترس است.
* استاد پايه شرق آسيا دانشگاه تهران
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


