دانشگاه آزاد، سراب احمدینژاد
محمدحسین نجاتی
هشت سال از روزی که «محمود احمدینژاد» اولین تیر را به سوی دانشگاه آزاد اسلامی نشانه رفت، میگذرد. در آن زمان تیرها، یکی پس از دیگری به نشانه میرفت و بعدها نقطه سیبل گم شد و معلوم نشد، خودیها در نقطه سیبل هستند یا ديگران. در هفتهای که گذشت، فرهاد دانشجو از ریاست دانشگاه آزاد اسلامی برکنار شد. حرفهای ناگفتهاش در دل ماند و به تنهایی از این دانشگاه خداحافظی کرد.
محمود احمدینژاد در اولین روزهای حضورش در دولت نهم، دانشگاه پیامنور را در مقابل دانشگاه آزاد، علم کرد. در ادامه سفرهای استانیاش، به نقل از جاسبی وعده کاهش شهریههای دانشگاه آزاد اسلامی را داد و هشدار داد اگر این کاهش شهریه اجرا نشود از طرق دیگر وارد میشویم. بعدها با کمک وزارت علوم در مسیر توسعه رشتهها و واحدهای جدید دانشگاه آزاد اسلامی اخلال شد. در ادامه بازهم با کمک وزارت علوم ظرفیت دانشگاه پیام نور در دوره کارشناسیارشد را به بیش از 60 درصد رساند و ساختمانهای مدارس را در روزهای تعطیل به پیامنور داد تا زمانی که بودجههایی همتراز دانشگاههای مادر کشور به دانشگاهی برسد که ادعای غیردولتیبودن داشت.
همه این تیرها به نشانه رفت و سر بزنگاه، نقطه سیبلاش تغییر کرد. احمدینژاد در یک قدمی تصرف دانشگاه آزاد اسلامی با سد برادران دانشجو و همفکرانشان مواجه شد. درگیرودار تلاشهای سیاسی و رسانهای برای تغییر عبدالله جاسبی در نیمه دوم سال 1390، فرهاد دانشجو با کمک برادرش در وزارت علوم و همفکرانش در مجلس، گزینهای جدی برای جایگزینی جاسبي معرفی شد و در ظاهر تنها یک گام برای نشستن بر کرسی ریاست فاصله داشت: موافقت محمود احمدینژاد.
اما سد برادران دانشجو برای ناکامی احمدینژاد این بود که فرهاد دانشجو درست یک هفته قبل از انتخابش بهعنوان رییس دانشگاه آزاد اسلامی اعلام کرد: «برای من افتخاری است که رییسجمهور بر ریاست بنده بر دانشگاه آزاد نظر مثبت داشته باشد اما برای من تکلیف، مساله شرعی است و تمایل ندارم به این سوال پاسخی بدهم زیرا مایل نیستم بگویم اگر رییسجمهور دستور بدهد، کاری را انجام نمیدهم. در هر حال مرجعی که مسایل شرعی را تعیین میکند، رهبری است»
پس از آن محمود احمدینژاد آن روی سکه را رو کرد. احمدینژاد از امضای حکم دانشجو امتناع کرد، عبدالله جاسبی را عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی کرد، پیکان انتقاد روزنامه «ایران» را به سمت خیابان بهارستان و دفتر فرهاد دانشجو هدایت کرد، زمزمههایی از برکناری کامران دانشجو را در رسانهها مطرح کرد و دستآخر ضربهای کارساز به بدنه مدیریت فرهاد دانشجو زد. احمدینژاد در آخرین روز کاریاش از کانال دفتر بازرسی ریاستجمهوری اسنادی از فساد مالی و عملکرد غیرشفاف در دانشگاه آزاد اسلامی در دوران مدیریت فرهاد دانشجو رو کرد و از پاستور رفت.
همه اینها یک تحلیل را تقویت میکند که ناکامی احمدینژاد در دانشگاه آزاد اسلامی اگر بیشتر از فرهاد دانشجو نباشد، قطعا کمتر نیست. بزرگترین دانشگاه غیرانتفاعی کشور، هشت سال بخشی از توان حرفهای خود را صرف مقابله، سیاسیکاری و آفند و پدآفند با خواست کسی کرد که در رویای تصرف دانشگاه آزاد اسلامی بود. او در این هشتسال تمام تیرهایش به سنگ خورد و نه گذاشت جاسبی ثبات مدیریتش در این دانشگاه را حفظ کند و نه گذاشت آب راحتی از گلوی برادران دانشجو پایین برود. از همه مهمتر، او بزرگترین دانشگاه غیرانتفاعی کشور را بستر جدیترین و مخربترین دعواهای سیاسیای کرد که تا امروز (با دستهای خالیتر از قبل) شاهد تنآسایی رقبایی همچون دانشگاه پیامنور و دانشگاههای پولی در کنار خود باشند.
منبع: شرق
محمود احمدینژاد در اولین روزهای حضورش در دولت نهم، دانشگاه پیامنور را در مقابل دانشگاه آزاد، علم کرد. در ادامه سفرهای استانیاش، به نقل از جاسبی وعده کاهش شهریههای دانشگاه آزاد اسلامی را داد و هشدار داد اگر این کاهش شهریه اجرا نشود از طرق دیگر وارد میشویم. بعدها با کمک وزارت علوم در مسیر توسعه رشتهها و واحدهای جدید دانشگاه آزاد اسلامی اخلال شد. در ادامه بازهم با کمک وزارت علوم ظرفیت دانشگاه پیام نور در دوره کارشناسیارشد را به بیش از 60 درصد رساند و ساختمانهای مدارس را در روزهای تعطیل به پیامنور داد تا زمانی که بودجههایی همتراز دانشگاههای مادر کشور به دانشگاهی برسد که ادعای غیردولتیبودن داشت.
همه این تیرها به نشانه رفت و سر بزنگاه، نقطه سیبلاش تغییر کرد. احمدینژاد در یک قدمی تصرف دانشگاه آزاد اسلامی با سد برادران دانشجو و همفکرانشان مواجه شد. درگیرودار تلاشهای سیاسی و رسانهای برای تغییر عبدالله جاسبی در نیمه دوم سال 1390، فرهاد دانشجو با کمک برادرش در وزارت علوم و همفکرانش در مجلس، گزینهای جدی برای جایگزینی جاسبي معرفی شد و در ظاهر تنها یک گام برای نشستن بر کرسی ریاست فاصله داشت: موافقت محمود احمدینژاد.
اما سد برادران دانشجو برای ناکامی احمدینژاد این بود که فرهاد دانشجو درست یک هفته قبل از انتخابش بهعنوان رییس دانشگاه آزاد اسلامی اعلام کرد: «برای من افتخاری است که رییسجمهور بر ریاست بنده بر دانشگاه آزاد نظر مثبت داشته باشد اما برای من تکلیف، مساله شرعی است و تمایل ندارم به این سوال پاسخی بدهم زیرا مایل نیستم بگویم اگر رییسجمهور دستور بدهد، کاری را انجام نمیدهم. در هر حال مرجعی که مسایل شرعی را تعیین میکند، رهبری است»
پس از آن محمود احمدینژاد آن روی سکه را رو کرد. احمدینژاد از امضای حکم دانشجو امتناع کرد، عبدالله جاسبی را عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی کرد، پیکان انتقاد روزنامه «ایران» را به سمت خیابان بهارستان و دفتر فرهاد دانشجو هدایت کرد، زمزمههایی از برکناری کامران دانشجو را در رسانهها مطرح کرد و دستآخر ضربهای کارساز به بدنه مدیریت فرهاد دانشجو زد. احمدینژاد در آخرین روز کاریاش از کانال دفتر بازرسی ریاستجمهوری اسنادی از فساد مالی و عملکرد غیرشفاف در دانشگاه آزاد اسلامی در دوران مدیریت فرهاد دانشجو رو کرد و از پاستور رفت.
همه اینها یک تحلیل را تقویت میکند که ناکامی احمدینژاد در دانشگاه آزاد اسلامی اگر بیشتر از فرهاد دانشجو نباشد، قطعا کمتر نیست. بزرگترین دانشگاه غیرانتفاعی کشور، هشت سال بخشی از توان حرفهای خود را صرف مقابله، سیاسیکاری و آفند و پدآفند با خواست کسی کرد که در رویای تصرف دانشگاه آزاد اسلامی بود. او در این هشتسال تمام تیرهایش به سنگ خورد و نه گذاشت جاسبی ثبات مدیریتش در این دانشگاه را حفظ کند و نه گذاشت آب راحتی از گلوی برادران دانشجو پایین برود. از همه مهمتر، او بزرگترین دانشگاه غیرانتفاعی کشور را بستر جدیترین و مخربترین دعواهای سیاسیای کرد که تا امروز (با دستهای خالیتر از قبل) شاهد تنآسایی رقبایی همچون دانشگاه پیامنور و دانشگاههای پولی در کنار خود باشند.
منبع: شرق
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۳
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۱
پاسخ ها
ناشناس
| ۰۰:۰۶ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۹
ناشناس
| ۱۰:۲۹ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۹
ناشناس
| ۰۸:۴۷ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۱
ناشناس
| ۲۰:۴۸ - ۱۳۹۴/۰۵/۰۴
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



