با دستاوردهای سیاست خارجی نه کيفها پر پول شده و نه خزانه لبريز
معدودی از روزنامهها با چاپ دوم خود توانستهاند خبر تماس تلفنی روسای جمهور ایران و آمریکا را در صفحه اول خود جای دهند. پیش از آن، سایر برنامههای این روزهای وزارت خارجه و رئیس جمهور در مرکز توجه روزنامهها بوده است و البته اخبار اقتصادی که اهمیت دارد.
با دستاوردهای سیاست خارجی نه کيفها پر پول شده و نه خزانه لبريز
در حالی که روزنامهها پر از تحلیل در مورد نتایج سفر رئیس جمهور به نیویورک است، ابتکار از نزدیکترین روزنامهها به روحانی در سرمقاله خود با عنوان «با دست باز رفت و با دست پُر برگشت» به قلم محمدعلي وکيلي نوشته است: اجلاس سالانه مجمع عمومي سازمان ملل نقش المپيک سران کشورها را ايفا ميکند. اجلاس امسال تحت الشعاع حضور رئيس جمهور جديد ايران بود. پيش از برگزاري اجلاس، صداي متفاوت از ايران به دنيا مخابره شد و تصويري مثبت از آقاي روحاني به افکار عمومي نشان داده شد. خاصيت تصوير اول در صحنه سياست، ايجاد مطالبه به نفع صاحب تصوير ميباشد. خوشبختانه تصوير اول روحاني کار ساز بود و مطالبه نخبگان و افکار عمومي غرب را عليه سياستمداران بر انگيخت. در اين سوي ماجرا، جمع بندي نظام اين شد که آقاي روحاني با اختيار کامل و با تجربه گذشته اش پا در اين ميدان گذارد، ولي انتظارات بيش از ظرفيت ديپلماسي بالا رفت. در داخل مسئله به گونه اي پژواک يافت که سفر دکتر روحاني به مجمع عمومي همسان با پذيرش قطعنامه 598 قلمداد شد و گرانيگاه سفر مصافحه يا معانقه رؤساي جمهور ايران و آمريکا تلقي گرديد.اين ملاقات آنقدر برجسته شد که وقتي به دلايل مختلف محقق نگرديد موج منفي آن فضاي مثبت اوليه را تحت الشعاع برد، اين در حالي است که براي هر ناظر واقع نگر روشن بود که کوه يخ رابطه ايران و آمريکا که عمري 35 ساله دارد و بن بست ده ساله ي پرونده ي هسته اي را نميتوان با تابش آفتاب نو طلوع اعتدال آب شده و فيصله يافته فرض کرد. ولي آنچه به دست آمد در تاريخ مناسبات بي نظير و گامهاي اساسي بطرف جلو بود به طور طبيعي دست آوردهاي سياسي در صحنه بينالملل به صورت آني قابل احصاء نيستند. بخش مهمي ازدست آوردها در دل سياستهاي اعمالي پنهان و تدريجي خواهند بود. اما آنچه به عنوان دست آورد سفر هيأت ايراني و سفر اول دکتر روحاني قابل شمارش است به اين ترتيب ميباشد؛
اول: صداي اعتدال جهاني شد و آهنگ آن دلنشين و گوش نواز گرديد. اين صدا توانست گوشها را براي شنيدن پيام ايران آماده سازد. صندليهاي پر مجمع در حين سخنراني دکتر روحاني و استقبال رسانههاي غرب نشان داد که ميتوان پيامهاي بلند را با صداي آرام و کلام متين و ادبيات جهان فهم ارايه نمود.
دوم: موج ايران هراسي و شيعه ستيزي به ستايش از ايران و تعظيم فرهنگ اسلامي شيعي تبديل شد. تجربه سفرهاي هيأتهاي ايراني در سالهاي گذشته، نشان ميداد که مع الاسف سفرها نه فقط به تصحيح ذهنيتها در خصوص ايران منجر نميشدکه مدتها بهانه اي براي بمباران افکار عموي و تحريف و تخريب چهره ي ايران در فضاي رسانه اي بود. اما مجموعه ي سخنراني ها، مذاکرات و مصاحبههاي دکتر روحاني و محمد جواد ظريف و دقتشان در عبارت پردازي موجب شد که فضاي مثبت اوليه تشديد شود.
سوم :بازسازي اعتماد از دست رفته ديگر دست آورد اين سفر ميباشد. اعتماد در مناسبات بينالملل حکم اعتبار در بازار سرمايه را دارد.دارايي يک سرمايه دار همواره نقدي نيست بخش مهم آن اعتبار ميباشد. تبليغات يکسويه،تدبيرهاي ضعيف باعث گرديد تا اعتماد بينالملل نسبت به مواضع ايران سست و متزلزل گردد. مواضع منطقي و بهداشت کلام دکتر روحاني موجب شد تا اعتماد از دست رفته بازيابي شود.
بديهي است اعتماد بوجود آمده کليد حل مشکلات خواهد بود. قفل بي اعتمادي را با کليد تدبير و سياست ورزي و عقلانيت ميتوان باز کرد که خوشبختانه اين مهم حاصل آمده است اما برغم دست آوردهاي بر شمرده شده نبايد هيجان زده و متوهمانه به دنبال دست آودهاي غير واقعي بود. اعتماد و بازسازي روابط يک پروژه نيست که بتوان يک شبه به سقف آن رسيد. اعتماد و توسعه مناسبات يک پروسه پر پيچ و خم است که در پروسه زمان قابليت تحقق دارد. تحريمها پروژه ي يکشبه نيست که بتوان در يک سفر آنرا برداشت و آثارش را حذف کرد. تحريمها به شکل يک پروسه زنجير وار انجام گرفته است که در اين سفر قبح آن نمايان شدو ادامه ي آن از ارزش افتاد. قبح سازي از تحريمها سد بزرگي بر مسير جنگ طلبان و افراطيون ميباشد. نبايد سفر به گونه اي تبليغ شود که گويا حالا که آقايان ظريف و کري پهلو به پهلو نشستند و چشم در چشم تبسم زدند،پس آثار راه طي شده همه بر طرف گشته و آثار تحريمها منتفي گرديد،بلکه اين قدمها و لبخندها و گفتمان اعتدال قادر خواهد بود که در طي زمان،کوه يخ را کوچک و شناور نمايد و ترک اين کوه عميق شود.به هر روي دست آورد صد روزه ي دولت دکترروحاني در بخش سياست خارجي پرملاط و قابل توجه و غرور آفرين ميباشد ولي معنايش اين نيست که کيفها پرپول شده وخزانه لبريز ميشود بلکه چشم انداز نويد بخش و اميدآفرين خواهد بود وشمشير جنگ طلبها و افراطيون در غلاف خواهد رفت.
تشریح طرح جدید بانک مرکزی برای کنترل بازار ارز
در حالی که سخنان رئیس کل بانک مرکزی در مورد قیمت ارز انتقاداتی را بر انگبخته است، روزنامهها امروز به طرحهای بانک مرکزی برای ثبات نرخ دلار پرداختهاند. بهار در این باره نوشته: سخنان رییسکل بانک مرکزی در جلسه مشترک با اتاق بازرگانی تهران در حمایت از قیمت کنونی ارز موجی از نگرانی را بین مردم به وجود آورد که شاید دولت میخواهد با دخالت مستقیم در بازار ارز قیمت ارز را بالا نگه دارد. بسیاری از مردم که بالا بودن قیمت بسیاری از کالاها را ناشی از بالا بودن قیمت ارز میدانستند با این سخنان آشفته شدند که این سخنان به نوعی برخلاف وعده رییسجمهوری مبنی بر کنترل بازار و بهبود وضعیت معیشت است، ولی پس از آن بسیاری از دولتمردان سعی کردند با مصاحبههای مکرر گامی در اصلاح سوءتفاهم ناشی از برداشت اشتباه از سخنان سیف بردارند. ابتدا نوبخت اعلام کرد که دولت قصد بالا نگه داشتن قیمت ارز را ندارد و پس از آن عدهای از معاونان رییس کل بانک مرکزی هم شایعه حمایت دولت از قیمت بالای ارز را تکذیب کردند و تنها از ثبات قیمت ارز سخن به میان آوردند.
در همین راستا یکی دیگر از معاونان سیف در سخنان تازهای اعلام کرد: نرخ ارز حاوی اطلاعات ذیقیمتی است تا از طریق آن بتوان ثبات در بازارهای ارز و چهارگانه اقتصاد ایجاد کرد. مدیرکل ارزی بانک مرکزی با اشاره به اینکه نرخ ارز متغیر بسیار مهمی بهویژه برای بانکهای مرکزی است، تصریح کرد: بانکهای مرکزی در چارچوب چهار الگو نرخ ارز را تعیین میکنند که قدرت برابری خرید، تراز حساب جاری و الگوی پولی از جمله آنهاست و بانکهای مرکزی همه این موارد را برای تعیین نرخ ارز در نظر میگیرند. او ادامه داد: همچنین عوامل غیراقتصادی در تعیین نرخ ارز لحاظ میشود و بر این اساس بانک مرکزی در هدف خود به هیچ عنواندرصدد این نخواهد بود که شاهد نوسانات شدید قیمتها در بازار ارز چه در افق افزایش یا در راستای کاهش باشیم.
کریمی با اشاره به اظهارات اخیر ولیالله سیف، رییس کل بانک مرکزی درباره قیمت ارز و بازار و انعکاس آن در رسانهها، گفت: هدف بانک مرکزی جلوگیری از ایجاد نوسانات شدید در بازار ارز کشور است. مدیر کل ارزی بانک مرکزی گفت: عوامل غیراقتصادی به این سمت حرکت کرده است که آثار معناداری در ماههای اخیر در بازار ارز کشور بگذارد و با توجه به پیشبینیهایی که صورت میگیرد در آینده با توجه به اینکه تراز تجاری کشور و سیاستهای پولی در صدد کنترل نقدینگی است و از سوی دیگر تلاش دولت کاهش ریسک کشور است، امیدواریم عوامل اقتصادی در قالب این الگوها تاثیرات مثبت خود را بر بازار بگذارد و شاهد روند باثبات در بازار ارز با توجه به مولفههای مذکور باشیم. این مقام مسئول در بانک مرکزی گفت: از زمانی که مرکز مبادلات ارزی ایجاد شده است ما با یک نرخ دیگر در بازار ارز کشور مواجه هستیم و آن نرخ صرافیهای مجاز است، ضمن اینکه بحث این است که سیاستگذار پولی بتواند براساس عوامل اقتصادی و غیراقتصادی یک همگرایی بین این دو نرخ ایجاد کند که مدنظر ریاست بانک مرکزی نیز همین مطلب است.
کریمی در پاسخ به این مطلب که آیا بانک مرکزی در پی ایجاد درآمد ریالی از طریق مرکز مبادلات ارزی است، گفت: سیاستگذار پولی به هیچ عنوان به دنبال ایجاد نوسانات شدید در ارزش داراییهای خانوار و صاحبان کسب و کار نیست و نرخ ارز ترازنامه بانک مرکزی، بانکها، موسسات مالی و غیرمالی، صاحبان کسب و کار و خانوارها را بهشدت تحتتاثیر قرار میدهد.
مدیر کل ارزی بانک مرکزی با بیان اینکه نوسانات محدود و در چارچوب نظام نرخ ارز شناور مدیریت شده مدنظر است، تصریح کرد: بانک مرکزی در راستای تقویت پول ملی نیز حرکت میکند. به گفته کریمی، یک ارتباط منطقی بین نرخ ارز در مرکز مبادلات ارزی یا نرخ بازار بین بانکی یعنی همان نرخی که در بودجه به آن اشاره شده است و نرخ صرافیهای مجاز که رفتار آنها قابل پیشبینی و تحلیل است وجود دارد. او با بیان اینکه معمولا رفتار سینوسی نرخ ارز در شبکه صرافیهای مجاز دارای انحراف معیار یا نوسانات بسیار شدیدتری با نرخ ارز در مرکز مبادلات ارزی است، تصریح کرد: این دو نرخ فاصله معقولی دارند.
کریمی همچنین در بخش دیگری از صحبتهای خود با اعلام اینکه عمده تقاضاهای ارزی در کشور به مرکز مبادلات ارزی هدایت شده است، گفت: در شرایط اقتصادی کشور که در آن قرار داریم صرافیهای مجاز بازوی نهادهای مالی در کشور هستند و در تامین مالی تجارت و پروژهها کمک میکنند و از این نظر بسیار مهم هستند. او بر نظارت بانک مرکزی بر شبکههای صرافیهای مجاز اشاره و تصریح کرد: خوشبختانه تقاضای احتیاطی برای ارز، تقاضای سفتهبازی و تقاضای تبدیل داراییها در نیمه اول سال 92 بهشدت کاهش یافته که ناشی از عوامل غیراقتصادی و اقتصادی است که آغاز شده و در آینده با اقدامات دولت و بانک مرکزی انجام میشود. کریمی گفت: بانک مرکزی در آینده در چارچوب نظام نرخ ارز شناور مدیریت شده، نرخ را به سمتی خواهد برد که هم ارزش پول ملی حفظ شود و هم به صادرات و تامین مواد اولیه تولید و ماشینآلات کمک شود. بانک مرکزی در سیاستگذاری ارزی فقط به صادرات یا واردات توجه نمیکند و همه بازارهای چهارگانه را مدنظر قرار میدهد و سعی میکند نرخی را در نظر بگیرد که تعادل در کل اقتصاد ایجاد کند.
همچنین بانک مرکزی عدم زیان ناگهانی را برای ترازنامه خانوارها و صاحبان کسب و کار مدنظر قرار میدهد. این مقام مسئول در بانک مرکزی درباره ترکیب ذخایر ارزی گفت: بانک مرکزی مدیریت ذخایر ارزی را همواره انجام میدهد و سطح ذخایر را حفظ کرده و سعی میکند به سمتی برود که این ذخایر از نقدشوندگی بالایی برخوردار باشند و بتوانند در بازار ارز مدت دخالت خود را از طریق تامین مالی تجارت و تامین مالی پروژهها حفظ کنند. مدیرکل مبادلات ارزی بانک مرکزی دوباره با اشاره به صحبتهای اخیر رییس کل بانک مرکزی عنوان کرد: نظر بانک مرکزی این است که نباید اجازه دهیم نوسانات شدید و ناگهانی در بازار ارز ایجاد شود، زیرا میتواند برای تصمیمگیری فعالان اقتصادی خطرناک باشد. کریمی خاطرنشان کرد: با توجه به اتفاقاتی که در اقتصاد رخ داده، در آینده تاثیرات عوامل غیراقتصادی و عوامل اقتصادی یعنی در تراز تجاری، تراز پرداختها، سیاست پولی و جریانهای ورودی و خروجی سرمایه را شاهد خواهیم بود.
او گفت: برای بانکهای مرکزی در دنیا مهم نرخ واقعی ارز و نه نرخ اسمی ارز است؛ درست است که نرخ اسمی برای بانک مرکزی و فعالان اقتصادی بسیار مهم است اما اگر نرخ واقعی ارز کاهش یابد به مفهوم این است که قدرت خریدمان را در بازارهای جهانی از دست میدهیم. کریمی گفت: براساس قانون بانک مرکزی در چارچوب پولی و بانکی مدیریت بازار طلا واردات طلا در انحصار بانک مرکزی است که نقش انحصاری دارد همچنین نرخ طلا براساس نرخ شبکه صرافیهای مجاز تعیین میشود. با این سخنان احتمالا در روزهای آینده شاهد تحرکات جدیدی در بازار ارز و طلا خواهیم بود.
سرنوشت تحریمها چه خواهد شد؟
با توجه به شکلگیری روند جدید بین ایران وغرب، سرنوشت تحریمها علیه ایران از جمله موضوعاتی است که امروز هم مورد توجه روزنامهها قرار گرفته است. اعتماد با اشاره به آغاز لغو تحريم ها، نوشته: واردات دارو و غذا از طريق سوييفت ممكن شد.
این روزنامه ادامه داده است: اكبر كميجاني، معاون اقتصادي بانك مركزي در تشريح پشت پرده اخبار مربوط به لغو تحريم سوييفت در ايران گفت: در هفته هاي گذشته سوييفت با درخواست بانك خاورميانه براي ارتباط جهاني و واردات دارو و مواد غذايي موافقت كرده، زيرا هميشه تقاضاي بازنگري در تحريم سوييفت از سوي ايران مطرح بوده است. او افزود: اين ذهنيتي است كه در سطح جامعه و فضاي بين المللي ايجاد شده مبني براينكه بعد از لغو تحريم 7 الي 8 بانك ايراني نوبت به برقراري ارتباط سوييفت با ايران رسيده است و اين موضوع را خودشان طرح مي كنند. وي البته اين را گفت كه در همين ميان بانك خاورميانه به دليل اينكه تاكنون هيچ گونه روابط تجاري نداشت درخواست خود را ارسال كرده و دو الي سه هفته قبل سوييفت به اين بانك مجوز داد و ارتباط با بانك خاورميانه در اين شبكه برقرار شد. او به تسنيم اظهار داشت: بانك خاورميانه مي خواهد براي واردات دارو و مواد غذايي و تجهيزات دارويي اقدام كند، البته اوفك (در خزانه دارايي امريكا) در 25 جولاي اعلام كرده بانك هاي ايراني كه مي خواهند نسبت به واردات دارو و غذا و تجهيزات دارويي اقدام كنند حتي با استفاده از وجوه و منابع ارزي بانك مركزي مجاز به فعاليت هستند. سوييفت از شنبه 27 اسفند 1390 خدمات به برخي بانك هاي ايراني را كه مشمول طرح تحريم هستند قطع كرد.
آمریکا چه میخواهد؟
روزنامه شرق در پرتو توجه عمومی به رابطه ایران و آمریکا در روزهای اخیر در مطلبی به قلم حسین دهشیار تلاش کرده است، رفتار آمریکا در صحنه جهانی را توضیح دهد. در این مطلب میخوانیم: دو ویژگی حاشاناپذیر آمریکا را از قدرتهای برتر و سلطهگر اروپایی در 500سال گذشته متمایز میسازد. بهطور کلی سیاست آمریکا و علل شکلدهنده جنگافروزیهای این کشور تصاحب «سرزمین» کشورهای دیگر فرای مرزهای تثبیتشده خود نبوده است. در اواخر قرن نوزدهم بخش وسیعی از سرزمینها در قاره آفریقا جولانگاه سربازان و بوروکراتهای فرانسوی و انگلیسی بود. برخلاف اروپاییان، آمریکاییان از سال 1898 که آغاز عصر بینالمللگرایی برای آنان محسوب میشود در فرای قاره خود سیاست به دستگرفتن مالکیت «منابع» و داشتههای زیرزمینی کشورهای آفریقایی و آسیایی را دنبال نکردهاند. از اواخر سده 1400میلادی که عصر استعمار اروپاییان به وسیله کشور پرتغال کلید خورد، قدرتهای برتر قاره یعنی اسپانیا، هلند، فرانسه و انگلستان، روسیه و حتی کشور کوچک بلژیک غارت ثروت زیرزمینی کشورهای غیراروپایی را سرلوحه سیاستهای خود قرار داده بودند. جهانگرایی آمریکاییان که سابقه آن کمتر از 150سال است اصولا «سرزمین محور» و «منابع محور» نبوده است. سرزمین وسیع آمریکا، منابع زیرزمینی غنی این کشور و کیفیت شکلگیری این سرزمین چارچوب فکری و توجیهی خاصی را برای مردم و نخبگان کشور فراهم آورده که از نقطه نظر ماهوی کاملا با اروپا متفاوت است. شهروندان و بخش وسیعی از سیاستمداران آمریکایی به دلایل تاریخی، جغرافیایی و ارزشی این باور را به صحنه آوردهاند که آمریکا سرزمین «خاصی» است. حتی باراک اوباما که به لحاظ موضوع بردهداری اکراه فراوانی به پذیرش این باور در گذشته از خود نشان داده بود در پاسخ به نوشته ولادیمیر پوتین در «نیویورک تایمز» در رابطه با موضوع سوریه، صحبت از «خاص» بودن آمریکا کرد. اجماع در بین نخبگان آمریکایی این است که به لحاظ این ویژگی منحصربهفرد، آمریکا دارای یک «ماموریت» جهانی است.
ماموریت آمریکا در گستره جهان «اشاعه» و «استقرار» ارزشها، باورها و نهادهایی است که اساسا ریشه در تجارب تاریخی و تحولات فکری غرب دارند و در سرزمین آمریکا از اعتبار برخوردار هستند. اینکه آمریکاییان در دهههای آغازین قرن بیستویکم با دغدغههای روانی و انسانی کمتری در مقام مقایسه با همتایان اروپایی خود در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، کودتاها را رقم میزنند، تحریمها را اجرا میکنند، فشارهای شدید دیپلماتیک را ممکن میسازند و تهاجمات نظامی را پیاده میکنند جدا از تمام دلایل سختافزاری به جهت باور به محولشدن وظیفه ماموریت به آنهاست. فرهنگ سیاسی در این کشور محور این نکته حیاتیافته که آمریکا نیازی به منابع و سرزمین کشورهای دیگر ندارد و آنچه مبنای شکلگیری سیاست آمریکا در مورد کشورهای دیگر هست همانا میزان گستردگی و استقرار نهادها، باورها و ارزشهای مطلوب نظر آمریکا در آن سرزمینهاست. حس وجود ماموریت باعث شده که آمریکاییان برای اقدامات خود استدلالها و توجیهات اخلاقی و انسانمحور را مطرح کنند و علل منفعتی را منکر شوند. حمله نظامی به عراق شکل گرفت تا ساختار قدرت سیاسی مطلقه منهدم شود و لیبی به آماج حمله موشکهای پرتابشده از کشتیهای آمریکایی مستقر در مدیترانه گرفتار آمد تا معمر قذافی فرصت کشتار مردم را در بنغازی به دست نیاورد. سیاستهای آمریکا از نقطه نظر بخش وسیعی از نخبگان حاکم بر مبنای نیازهای مادی شکل نمیگیرد و علت وجودی آنها باورهای بشردوستانه است. بنابراین تحریمها، فشارهای سیاسی، انسدادهای رسانهای و تهاجمات نظامی تماما در راستای ارتقای مردم و اهالی کشورهای مقصد و سستکردن حاکمیت حکومتهای بشرستیز هستند. وجود ظرفیت روانی برای توجیه اخلاقی سیاستها سبب شده که آمریکاییان خشنتر، بیمهاباتر و با دغدغه کمتر به مدت زمان بهثمرنشستن سیاستها و اقدامات شکلدهنده با توجه به شرایط داخلی و ملاحظات بینالمللی از سوی دیگر با در نظرگرفتن کشور هدف است که آمریکاییان به سیاست اشاعه و استقرار میپردازند. بعضی شرایط میطلبد که حمله نظامی اولویت یابد در حالیکه شرایط دیگر، تحریمها را مطلوب جلوه میدهد. در مورد کشورهای دوست، آمریکاییان با تعامل با رهبران و گروههای متحد در این جوامع از طریق راههای غیرخشونتآمیز از قبیل کمکهای اقتصادی و اعطای بورسهای تحصیلی سعی میکنند ارزشها و نهادهای مورد نظر خود را اشاعه دهند و مستقر کنند. این سیاستی میباشد که همراه با نیازهای گروههای حاکم بر کشورهای دوست و بهشدت «زمانبر» است. اما هدف آمریکا کاملا مشخص است: گسترش ارزشها و نهادهای مطلوب این کشور. در رابطه با کشورهای دشمن آمریکا به تمامی ابزارهای فشار از قبیل تحریم و در صورت لزوم تهاجم نظامی متوسل میشود تا به سیاست اشاعه توفیق حاصل کند. نیاز طبیعی و خواست غایی آمریکا کاملا محرز و مشخص است. آمریکاییان در رابطه با کشورهای دوست و دشمن البته شیوهها و ابزارهای متفاوت را استفاده میکنند اما در نهایت درصدد حذف نهادهای مستقر و ارزشهایی که فاقد سنخیت با معیارهای مورد نظر آمریکا هستند. در رابطه با کشورهای دوست این سیاست در بلندمدت و به طور مسالمتآمیز انجام میشود و در رابطه با کشورهای دشمن از طریق فشار و در صورت نیاز با توسل به خشونت انجام میشود.
البته اگه همینطوز مثبت پیش بره
به نظرم برای باراول فوق العاده بود.
سیاست یعنی این .نه اینکه بریم یه حرفایی بزنیم که باعث ایجاد مشکلات بیشتر برای مردممان بشیم.مطمینا راههایی هم هست که هم از تحریم در بیاییم هم زیر بار زور نریم.
فراموش نکنیم که نصف مشکلات ما مربوط به مدیریت نادرست داخلی است وهمه اش هم تحریم نیست.
زنده باد تمام کسانی که برای عزت ایران وایرانی تلاش می کنند.
با عزت بودن و داشتن احترام و اعتبار شاید بسیار مهمتر از سیر شدن شکم و بحث پول است. به امید خدا آنهم به سرانحام می رسه



