آیا «دیپلماسی کریدوری» ایران و آمریکا را به هم نزدیک میکند؟
با نزدیک شدن زمان برگزاری اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، بحثها درباره احتمال دیدار مقامات ارشد ایرانی و آمریکایی در حاشیه این اجلاس بالا گرفته است. هرچند تاکنون هیچ یک از طرفین از وجود برنامهای برای این موضوع سخن به میان نیاورده، برخی بر این باورند که «دیپلماسی کریدوری» در این زمینه به کار خواهد آمد.

با نزدیک شدن زمان برگزاری اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، بحثها درباره احتمال دیدار مقامات ارشد ایرانی و آمریکایی در حاشیه این اجلاس بالا گرفته است. هرچند تاکنون هیچ یک از طرفین از وجود برنامهای برای این موضوع سخن به میان نیاورده، برخی بر این باورند که «دیپلماسی کریدوری» در این زمینه به کار خواهد آمد.
به گزارش «تابناک»، روزنامه انگلیسی «گاردین» در مطلبی به بررسی احتمال دیدار رؤسای جمهور ایران و آمریکا در حاشیه اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل پرداخته و مینویسد، این اجلاس، همواره محل وقوع دیدارهای تصادفی است که در شرایط دیگر امکان وقوع ندارند. امسال، همه چشمها به ایران و آمریکا دوخته شده است.
این روزنامه مینویسد، در شرایطی که از یک سو، رئیس جمهوری میانه رو در ایران روی کار آمده و از سوی دیگر، کاخ سفید به دنبال یک موفقیت سریع دیپلماتیک است، گمانههایی درباره احتمال «دیدار تصادفی» رؤسای جمهور دو کشور در کریدورهای مجمع عمومی سازمان ملل شکل گرفته است.
در این میان، حتی گفته میشود که شاید رؤسای جمهور دو کشور با یکدیگر دست داده و خوش و بشی هم بکنند که به معنای نخستین مواجهه رو در روی مقامات ارشد دو کشور از سال ۱۹۷۷ تاکنون خواهد بود. دیپلماتها میگویند حتی در صورت انجام نشدن این کار، شانس این که جان کری، وزیر خارجه آمریکا و محمد جواد ظریف، همتای ایرانی وی با یکدیگر دیدار کنند، کاملاً وجود دارد؛ چنین دیداری نیز در صورت وقوع، عالی ترین سطح دیدار مقامات دو کشور از سال ۱۹۷۹ تاکنون خواهد بود.
مکتب «دیپلماسی کریدوری» در سیاست خارجی، مدتهای طولانی است که به مانند یک ابزار به کار سیاستمدارانی میآید که چندان مایل نیستند، رسم با یکدیگر دیدار کنند. این موضوع بیتردید در روابط همیشه تیره میان ایران و آمریکا کاربرد دارد.
«ریچارد هالبروک»، در سال ۲۰۰۹ نماینده ویژه سابق آمریکا در افغانستان، در جریان کنفرانسی درباره افغانستان، با محمد مهدی آخوندزاده، معاون وزارت خارجه ایران دیدار کرد. در آن زمان، هیلاری کلینتون، وزیر خارجه وقت آمریکا، دیدار این دو تن را «گفتوگویی صمیمانه» دانست و گفت که ارتباط آنها ادامه خواهد داشت.
اما این موضوع در عمل اتفاق نیفتاد. در آن مقطع، شرایط زمانی برای چنین روندی خوب نبود و آخوندزاده هنگام بازگشت به تهران، بخش عمدهای از کار خود را به تلاش برای کم اهمیت نشان دادن موضوع ـ اگر نگوییم انکار آن به طور کلی ـ اختصاص داد.
یک سال پس از این واقعه، دیداری «حاشیهای» میان دیپلماتهای ایرانی و آمریکایی در ژنو و در جریان مذاکرات هستهای ایران انجام شد. با این حال، از آن زمان به بعد دیگر هیچ گاه چنین دیداری میان مقامات دو طرف انجام نشده است.
به هر حال، اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل ـ که دوشنبه آینده آغاز به کار میکند ـ محیط مساعدی برای چنین دیدارهای دیپلماتیکی است، زیرا کریدورهای سازمان معمولاً آنقدر شلوغ است که رهبران اصولاً نمیتوانند از روبه رو شدن با یکدیگر خودداری کنند.
در سالهای گذشته، تیم امنیتی اوباما همواره مراقب بودند که وی با محمود احمدینژاد، رئیس جمهور پیشین ایران مواجه نشود. البته در سال ۲۰۰۹ و در جریان اجلاس اتحادیه آمریکایی در ترینیداد و توباگو، اوباما ناخواسته با یکی دیگر از رهبران تندروی مخالف خود، یعنی هوگو چاوز روبه رو شد؛ در این ملاقات، چاوز کتابی را نیز به اوباما هدیه داد.
«جک استراو»، وزیر خارجه پیشین انگلیس نیز تجربهای مشابه را از سر گذرانده است، زیرا یک بار ناچار شد با «رابرت موگابه» روبه رو شده و با وی احوالپرسی کند. استراو بعداً گفت که این دیدار کاملاً تصادفی بوده، زیرا وی در گوشه تاریکی از سازمان ملل بوده و با شمار زیادی از رهبران جهان خوش و بش میکرده است.
اما «گوردون براون» با تجربهای برعکس روبه رو شد. در سال ۲۰۰۹، وی که نخست وزیر وقت انگلیس بود، هرچه تلاش کرد نتوانست در کریدورهای سازمان ملل با اوباما ملاقات کند. همچنین تیم وی نیز کوشش بسیاری کردند، اما نتوانستند مقدمات دیپلماسی کریدوری را فراهم کنند. در عوض، رابطه ویژه دو کشور به یک گپ و گفت سرپایی پانزده دقیقهای، دور از چشم همه و در آشپزخانههای سازمان ملل محدود شد.
به هر حال، این بار همه منتظرند تا ببینند آیا «دیپلماسی کریدوری» در رابطه ایران و آمریکا نیز جواب خواهد داد یا خیر!
به گزارش «تابناک»، روزنامه انگلیسی «گاردین» در مطلبی به بررسی احتمال دیدار رؤسای جمهور ایران و آمریکا در حاشیه اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل پرداخته و مینویسد، این اجلاس، همواره محل وقوع دیدارهای تصادفی است که در شرایط دیگر امکان وقوع ندارند. امسال، همه چشمها به ایران و آمریکا دوخته شده است.
این روزنامه مینویسد، در شرایطی که از یک سو، رئیس جمهوری میانه رو در ایران روی کار آمده و از سوی دیگر، کاخ سفید به دنبال یک موفقیت سریع دیپلماتیک است، گمانههایی درباره احتمال «دیدار تصادفی» رؤسای جمهور دو کشور در کریدورهای مجمع عمومی سازمان ملل شکل گرفته است.
در این میان، حتی گفته میشود که شاید رؤسای جمهور دو کشور با یکدیگر دست داده و خوش و بشی هم بکنند که به معنای نخستین مواجهه رو در روی مقامات ارشد دو کشور از سال ۱۹۷۷ تاکنون خواهد بود. دیپلماتها میگویند حتی در صورت انجام نشدن این کار، شانس این که جان کری، وزیر خارجه آمریکا و محمد جواد ظریف، همتای ایرانی وی با یکدیگر دیدار کنند، کاملاً وجود دارد؛ چنین دیداری نیز در صورت وقوع، عالی ترین سطح دیدار مقامات دو کشور از سال ۱۹۷۹ تاکنون خواهد بود.
مکتب «دیپلماسی کریدوری» در سیاست خارجی، مدتهای طولانی است که به مانند یک ابزار به کار سیاستمدارانی میآید که چندان مایل نیستند، رسم با یکدیگر دیدار کنند. این موضوع بیتردید در روابط همیشه تیره میان ایران و آمریکا کاربرد دارد.
«ریچارد هالبروک»، در سال ۲۰۰۹ نماینده ویژه سابق آمریکا در افغانستان، در جریان کنفرانسی درباره افغانستان، با محمد مهدی آخوندزاده، معاون وزارت خارجه ایران دیدار کرد. در آن زمان، هیلاری کلینتون، وزیر خارجه وقت آمریکا، دیدار این دو تن را «گفتوگویی صمیمانه» دانست و گفت که ارتباط آنها ادامه خواهد داشت.
اما این موضوع در عمل اتفاق نیفتاد. در آن مقطع، شرایط زمانی برای چنین روندی خوب نبود و آخوندزاده هنگام بازگشت به تهران، بخش عمدهای از کار خود را به تلاش برای کم اهمیت نشان دادن موضوع ـ اگر نگوییم انکار آن به طور کلی ـ اختصاص داد.
یک سال پس از این واقعه، دیداری «حاشیهای» میان دیپلماتهای ایرانی و آمریکایی در ژنو و در جریان مذاکرات هستهای ایران انجام شد. با این حال، از آن زمان به بعد دیگر هیچ گاه چنین دیداری میان مقامات دو طرف انجام نشده است.
به هر حال، اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل ـ که دوشنبه آینده آغاز به کار میکند ـ محیط مساعدی برای چنین دیدارهای دیپلماتیکی است، زیرا کریدورهای سازمان معمولاً آنقدر شلوغ است که رهبران اصولاً نمیتوانند از روبه رو شدن با یکدیگر خودداری کنند.
در سالهای گذشته، تیم امنیتی اوباما همواره مراقب بودند که وی با محمود احمدینژاد، رئیس جمهور پیشین ایران مواجه نشود. البته در سال ۲۰۰۹ و در جریان اجلاس اتحادیه آمریکایی در ترینیداد و توباگو، اوباما ناخواسته با یکی دیگر از رهبران تندروی مخالف خود، یعنی هوگو چاوز روبه رو شد؛ در این ملاقات، چاوز کتابی را نیز به اوباما هدیه داد.
«جک استراو»، وزیر خارجه پیشین انگلیس نیز تجربهای مشابه را از سر گذرانده است، زیرا یک بار ناچار شد با «رابرت موگابه» روبه رو شده و با وی احوالپرسی کند. استراو بعداً گفت که این دیدار کاملاً تصادفی بوده، زیرا وی در گوشه تاریکی از سازمان ملل بوده و با شمار زیادی از رهبران جهان خوش و بش میکرده است.
اما «گوردون براون» با تجربهای برعکس روبه رو شد. در سال ۲۰۰۹، وی که نخست وزیر وقت انگلیس بود، هرچه تلاش کرد نتوانست در کریدورهای سازمان ملل با اوباما ملاقات کند. همچنین تیم وی نیز کوشش بسیاری کردند، اما نتوانستند مقدمات دیپلماسی کریدوری را فراهم کنند. در عوض، رابطه ویژه دو کشور به یک گپ و گفت سرپایی پانزده دقیقهای، دور از چشم همه و در آشپزخانههای سازمان ملل محدود شد.
به هر حال، این بار همه منتظرند تا ببینند آیا «دیپلماسی کریدوری» در رابطه ایران و آمریکا نیز جواب خواهد داد یا خیر!
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۶۲
انتشار یافته: ۱۵
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۰:۵۶ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۶
به نظر من داشتن رابطه با آمریکا (البته نه از موضع ذلیلانه؛ مثل برخی کشورهای منطقه) می تونه منطقی و مفید باشه و فراتر از اون دیگه الآن برای ما یک ضرورته
مفهوم داشتن رابطه این نیست که ما مطیع و فرمانبردار آمریکا باشیم یا فرضاً در تمامی موارد نظر آمریکا رو بپذیریم. همین الآن روسیه، چین یا هند با آمریکا رابطه دارند ولی سیاست خودشون رو پیش می برند
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



