چه کسي ميآيد، چه کسي نميآيد؛ مسأله اين است
با گذشت سي بهار از عمر نظام مقدس جمهوري اسلامي، هرچند برکات فراواني از سايهسار انفاس روح خدا(ره) و خون سرخ فرزندان اين مرز و بوم، کوير جان ملت آزاده ايرانزمين و بلکه مستضعفان عالم را سيراب کرده است، آنچه اما از پس اين شيرينيها، روح آرمانگراي جامعه ايراني را آزرده ميسازد، روايتي است از اين قصه که متأسفانه رويکرد و نگاه ناب علوي به مقوله سياست و جامعه، چنانچه بايد و شايد در منش و رفتار نخبگان سياسي جامعه جا نيفتاده و دوران گذاري نسبتا طولاني را تجربه کرده و ميکند.
درواقع، نگاه معطوف به خدمت که برگرفته از منش والاي معصومين(ع) و به ويژه اميرالمؤمنين(ع) در زمان حکومتشان است، آشکارا بيانگر اين است که بايد تا آخرين لحظه، تنها با هدف خدمت به خلق، جلب رضايت الهي و پرهيز از قدرتطلبي و ثروتاندوزي حرکت کرد.
نکته آنکه در نظام جمهوري اسلامي ـ که مدعي پيروي از همان مدل و منش حکومتي است ـ آنچه در حال رخ دادن است، نشانگر واقعيتي ديگر است. واقعيتي که همه چيز را به قدرت و تصاحب آن در چهار سال آينده معطوف ميداند و شخصيتها و گروههاي سياسي را ظاهرا با احساس تکليفي از سر دغدغهمندي، وارد ميدان رقابت ميکند.
نکته دوم آنکه در اين راه حتي همخطيها و همگروهيها نيز حاضر به پذيرفتن يکديگر نبوده و تنها راه نجات آينده جامعه را در گرو کانديداتوري خويش ميدانند و جالب آنکه عموما هيچ برنامه مدون و حسابشدهاي نيز براي دوران پس از تصدي خويش بر قدرت ندارند و يا دستکم ارايه نميدهند.
اما نکته سوم و مهمتر اينکه اگر داستان به همينجا پايان مييافت، چندان ملالي نبود؛ اما غصه از آنجا بيشتر ميشود که در اين گير و دار عمل به احساس تکليفها! و موضعگيريهاي هميشه! حق به جانب، معمولا فرصت خدمت به مردم دست کم شش ماهي به محاق رفته و بيشتر مديران ـ از ارشد تا مياني ـ در اضطراب و دلهره اينکه چه کسي خواهد آمد و قدرت در چهار سال آينده در دستان کيست، وظيفه اصلي خود، يعني خدمت به خلق تا آخرين لحظه و جلب رضايت الهي را فراموش ميکنند.
خلاصه آنکه به نظر ميرسد، متأسفانه آنچه در فضاي سياسي امروز جامعه شيعي ايران در حال رخ دادن است، بيش از آنکه از جنس حرکت اصلاحگرانه و معطوف به خدمت و تعالي امام حسين(ع) و با محوريت امر به معروف و نهي از منکر باشد، از جنس حرکاتي است که هرچند تظاهر به خيرخواهي ميکند عمدتا از سر هواي نفس و حذف رقيب است که انتظار اخلاق، تقواي سياسي، يکرنگي و خلوص نيت در آن کمرنگ است.


