من ابدي
ستارگان ورزش برخلاف ستاره هاي آسمان که گاهي ديده نمي شوند، درخشش هميشگي دارند اما فقط اگر سرجاي خود باشند، ديده مي شوند. اين است تفاوت ستاره ورزش با ستاره آسمان؟
به نوشته اعتماد و به نقل از تايمز، آسمان تقريباً هميشه باراني جزيره قلمرو سوسوي ستارگان نيست، با اين حال زمين خيس از نزولات جوي اين سرزمين همواره با تلالوهاي نامنتظره يي گرم شده است. تايمز پنج ستاره را دست چين کرده و آنها را تاثيرگذارترين ورزشکاران ديار آنگلوساکسون ها ناميده است.
سرالکس فرگوسن
شايد قدرت پول باعث تسلط اعراب بر بزرگ ترين دارايي نيمه آبي شهر شود يا عوامل متافيزيکي مردي را به کنترل ورزش از روي ميزش وادارد اما براي ناميده شدن به عنوان پرنفوذترين چهره ورزشي، عوامل ديگري مانند تداوم، شخصيت هدايت يک مجموعه و البته اشتياقي ديرپا اهميت بيشتري دارد. فرگوسن از آن دسته افرادي محسوب مي شود که طي دهه هاي موفقيت آميز حضور در اولدترافورد فقط به يک شروع بسنده نکرده بلکه مداح پوست انداخته است. او يک بار خبرنگاري را تا مرز نابودي پيش برده، بارها جنگ رواني به راه انداخته و بارها هم طعنه رقيبان را تحمل کرده اما... حتي جملات بنيتس مبني بر مصون ماندن فرگوسن از هرگونه محروميتي بيش از آنکه يک نکته منفي باشد، نشان دهنده چهره کاريزماتيک اسطوره اولدترافورد است. ديگران روياپردازي مي کنند و فرگوسن برخي آرزوهاي آنها را به نفع خود محقق مي سازد. سوال رافا درباه عدم تنبيه فرگوسن به خاطر «اظهارات دلخواه» جوابي ندارد، رگبار اتهامات بر سر و روي پدرخوانده فوتبال جزيره مي ريزد و او بدون چتر، لبخندزنان کار خود را انجام مي دهد. فرگوسن بي ترديد معمار و پدر فوتبال نوين تلقي مي شود. در اينکه ليگ برتر مدرن ترين سازنده فوتبال عصر جديد است، ترديد داريد؟ آوازه قدرت منچستريونايتد، گوش انگليس را کر کرده و به راستي فقط الکس مي توانست دامنه فروش مارک تجاري شياطين سرخ را تا پکن و بانکوک گسترش دهد. فارغ از تمام تعريف و تمجيدها، يک لحظه به سير حرکت او در دو دهه گذشته فکر کنيد. چگونه توانسته 22 سال زير بيرق يکي از ناآرام ترين ارتش هاي فوتبالي دنيا دوام بياورد. فقط اگر بتوانيد خود را قانع کنيد قبل از صبحانه به کار بينديشيد، موفق مي شويد و اين ژانر موفقيت فرگي است. البته سرمربي مقتدر منچستريونايتد اشتباهات بزرگي هم مرتکب شده و هنوز بابت رفتارهاي بدوي مورد تمسخر قرار مي گيرد اما در بهترين بودن او ترديدي وجود ندارد. الکس بارها تا مرز بازنشستگي پيش رفت و قدرتمندتر از قبل بازگشت. تيم او فراتر از چلسي قهرمان انگليس، اروپا و جهان شد. سال 2010 منتظر فرگوسن خواهيم بود. لابد آنجا نيز قبل از بازنشستگي يک قهرماني ديگر انتظار اسطوره را مي کشد، شايد کسب مدال طلاي فوتبال المپيک 2012 پاياني خوش باشد. تنها فرگوسن مي تواند با متحد کردن بريتانيا به طلسم ناکامي آنگلوساکسون ها پايان دهد. آن زمان در 70 سالگي وي کلمه «جاودانه» صفت تفضيلي به خود مي گيرد و سال ها بعد خواهند نوشت؛ «فرگوسن جاودانه تر شد.»
لرد کو
رئيس کميته ملي المپيک انگليس ميزباني بازي هاي سال 2012 را از ساير مدعيان دزديد. «کو» به عنوان يکي از بانفوذترين ورزشي هاي جزيره دخالت مستقيمي در نحوه آماده سازي ورزشکاران دارد و به همان نسبت بايد پاسخگو نيز باشد. او شعار ابداعي چهار سال قبل با مضمون «ترغيب جوانان به ورزش» را عاملي در جهت توسعه ورزش در ارکان جامعه بريتانيا مي دانست. وعده هاي «کو» به مرحله عمل رسيده و موفقيت کم سابقه بريتانيا در المپيک 2008 نويد انحصارگرايي ميزبان فستيوال دوره بعدي را داد. البته اين توفيق در مقايسه با دستاوردهاي «لرد» در سياست و ورزش چندان باارزش نيست. کافي است سمت هاي مهم چهره سياسي- ورزشي انگليس را بشماريد؛ رئيس کميسيون فيفا، نايب رئيس اتحاديه بين المللي ورزشکاران، هوادار چلسي (اين يک شغل است،) و شايد رئيس کميته برگزاري المپيک 2012.
شيخ منصور بن زايد آل نهيان
بيتلز سال 1964 ترانه يي با مضمون «نمي تواني عشق مرا بخري» اجرا کرد. حالا پس از گذشت 45 سال يک عرب سرمايه دار، عشق بزرگ آبي هاي منچستر را خريده و تا چندي قبل قصد داشت يک نگين صد ميليون پوندي (کاکا) را براي اين انگشتري بخرد. البته نتايج ضعيف تيم هيوز ثابت کرد حتي سرمايه يک ميليارد دلاري هم نمي تواند متوسط ها را پادشاه کند. شيخ منصور رئيس اولين بانک کشورهاي حاشيه خليج فارس بود و بارها در شرکت هاي بزرگ سرمايه گذاري کرده است. او عشق به ورزش را علاقه اش به «سلامتي جاودانگي» تعبير کرده اما خيلي خوب مي داند حتي مالکيت بر باشگاه الجزيره و رياست در فدراسيون اسب سواري امارات به اندازه چشم انداز موفقيت منچسترسيتي وسوسه برانگيز نيست. فراموش نکنيد شيخ منصور يک ساختمان 32 اتاق خوابه براي رفاه حال ورزشکاران هندبال، واليبال و بسکتبال کشورش بنا کرده است. البته اگر ستارگان دنياي فوتبال حاضر نشوند در تيمي متوسط توپ بزنند، ايده هاي او به باد تمسخر گرفته مي شود.
جرمن داروچ
اين کارشناس بزرگ در هر رشته ورزشي تاثيرگذار بوده است. داروچ در انواع و اقسام سفرها کنار کاروان انگليسي ها بوده و مي توان گفت تقريباً تمام اتفاقات دنياي ورزش را مي داند. حضور در ايستگاه ويژه استقبال 50 هزار نفري از دوچرخه سواران جزيره، تدارک يک برنامه براي ورزشکاران موفق ولز و انگليس و پروژه ساخت مدرسه ورزش براي پرورش استعداد 30 هزار جوان مستعد در چهار سال آينده، از ديگر کارهاي خارق العاده داروچ محسوب مي شوند. در روزهاي بازنشستگي «واکلينگ» رئيس 65 ساله اسکاي اسپورتس خيلي ها اعتقاد دارند داروچ لايق ترين فرد جهت در اختيار گرفتن سکان هدايت پرمخاطب ترين شبکه تمام ورزشي انگليس است.
ديو بريلسفورد
او به عنوان دوچرخه سواري که در المپيک 2008 به تنهايي بيش از کاروان ورزش فرانسه طلا گرفت، لايق بالاترين ستايش هاست. اين چهره دوست داشتني هشت بار سرود بريتانيا را در ورزشگاه هاي پايتخت چين طنين انداز کرد و به دنياي ورزش گفت دوچرخه تا چه ميزان در معادلات قدرت نقش دارد. او صدها شاگرد دارد. اميد اول بريتانيا در فصل آتي توردو فرانس تا چهار سال پيش نمي دانست واقعاً استعداد دوچرخه سواري دارد. از چپ و راست باران نااميدي روي سر بريلسفورد مي باريد اما براي قهرمان ساليان آتي، نااميدي معنا نداشت. نبايد از نقش پيتر کين مربي سابق بوردمن در موفقيت اسطوره جديد غافل شد. موفقيت دوچرخه سوار طلايي نتيجه تمرينات فوق حرفه يي کين بود. اگر مي خواهيد فرمول موفقيت بريلسفورد را کشف کنيد، بايد در ادبيات تبحر زيادي داشته باشيد چون در غير اين صورت از واژه «دلسوزي بي رحمانه» که توسط اين ورزشکار به فرهنگ لغات افزوده شد، سر درنخواهيد آورد.


