کاشف اين بال چپ کلاسيک چه کسى بوده؟
عاليشاه مىتواند به مهدويکياى ديگري در پرسپوليس تبديل شود. اين را نه با ذوقزدگي از نمايش امشب او، که با توجه به نمايشهاي مشابهش در سالهاي اخير ميتوان ادعا کرد
90 : پرسپوليسىها ديشب يک برد کاتاناچيوئى ديگر با على دايى به دست آوردند. با گلزنى يکى ديگر از تازهواردهايشان. بردى که به دليل ده نفره شدن سرخپوشان بدجورى به آنها چسبيد. مهرداد کفشگري بازيکن مورد علاقهى دايى اخراج شد و پرسپوليس را ده نفره کرد اما اميد عاليشاه که اتفاقا همبازى کفشگرى در راهآهن هم بود، اين اشتباه را جبران کند و شبى فراموشنشدنى را براى خودش در اولين حضور به عنوان يار اصلى در پرسپوليس رقم زد.
عاليشاه هر چه در چنته داشت رو کرد و بازى خوبش را با يک گل مشابه گل صادقيان به مس تکميل کرد. او در نيمه دوم مهارنشدنى بود و دو بار با حرکات تحسينبرانگيزش همتيمىهايش و خودش را تا آستانه گلزنى پيش برد. بار اول که با بىدقتى صادقيان اين موقعيت هدر رفت و در بار دوم هم تير دروازه و سعيد سالارزاده به داد پاشنکو رسيدند.
اما کاشف اين بال چپ کلاسيک چه کسى بوده؟ على دوستى در تيم ملى نوجوانان. يکى از بهترين مربيان سازندهي فوتبال ايران. (در همين پرسپوليس کنونى ميلاد غريبى و پيام صادقيان و در فصول قبل هم، مهدى مهدويکيا از ديگر کشفهاى او بودند). اميد عاليشاه در سال 2008 در تيم ملى نوجوانان در پست دفاع راست حضور داشت و در نهايت با آن تيم و هدايت على دوستى به قهرمانى آسيا رسيد. همان تيمى که پيام صادقيان کاپيتانش بود و کاوه رضايى آقاى گل آن تورنمت. عاليشاه در جام جهانى هم در ترکيب به همراه ميلاد غريبى حضور داشت و تا مرحله يک چهارم نهايى مسابقات صعود کردند.
از سال 2008 به بعد زندگى فوتبالى عاليشاه شکل حرفهاىترى به خود گرفت. اين بازيکن ساروى در سال 2009 به نساجى قائمشهر پيوست و يک فصل موفق را با اين تيم داشت. 10 بازى و يک گل آن هم براى يک بازيکن 18 ساله. سپس به نفت تهران پيوست و فصلى کابوسوار را با اين تيم گذراند بدون حتى يک بازى. با اين حال درخشش در تيم ملى نوجوانان و نساجى او را به تيم ملى جوانان رساند. اما يک انتخاب درست بار ديگر عاليشاه را احيا کرد؛ يعني پيوستن به راهآهن.
در تيم لوکوموتيورانان، عاليشاه در يک خط جلوتر و در پست هافبک راست به ميدان رفت و گاهى اوقات هم در هافبک چپ، هافبک تهاجمى و حتى در خط حمله به کار گرفته مىشد. اوج کار عاليشاه در فصل دوم حضورش در راهآهن بود. جايى که او توانست به ستاره تيم دايى تبديل شود و يک مثلث آتشين را با بهادر عبدى و عليرضا عباسفرد تشکيل دهد. در نهايت اين سه بازيکن راهآهن را با هدايت على دايى به بهترين رتبه تاريخش رساندند. 39 بازى و 9 گل حاصل کار دو فصل حضور عاليشاه در راهآهن بود.
با انتصاب على دايى به عنوان سرمربى پرسپوليس، عاليشاه به همراه کفشگرى راهى اردوي سرخپوشان شدند. اما او در 3 مسابقه ابتدايى حتى نتوانست در ليست 18 نفره قرار بگيرد. تا اينکه در مقابل ملوان و در حالي که رضائى، نوروزى و غريبى روى نيمکت بودند، اين فرصت طلايى در اختيارش قرار گرفت و به بهترين شکل ممکن از آن استفاده کرد.
اميد عاليشاه که با پيراهن شماره 2 مهدى مهدويکيا به ميدان مىرود، با توجه به توانايىاش در سمت راست مىتواند به مهدويکياى ديگري در پرسپوليس تبديل شود. اين نکته را نه با ذوقزدگي از نمايش امشب او، که با توجه به نمايشهاي مشابهش در سالهاي اخير و بهخصوص در ترکيب راهآهن ميتوان عنوان کرد. در واقع جامعه فوتبال مدتها منتظر اوجگيري اين جوان بااستعداد بود. يک «تيکآف» باشکوه که شايد آن مصدوميت سنگين در سال آخر حضور در راهآهن (و بعد از حضور در برنامه نود!) اين اتفاق را مدتي به تاخير انداخت.
او مسير درستى را در پيش گرفته و بايد اين راه را تا پايان برود. آينده درخشانى در انتظار اوست. آيندهاى که اميدواريم خرابش نکند.


