قتل در خانه فساد، شبهعمد شناخته شد
کد خبر: ۳۳۸۶۰۹
| | 24403 بازدید
یک مرد میانسال که به اتهام قتل در خانه فساد بازداشت شده است دیروز در دادگاه کیفری استان تهران به زندان، تبعید و پرداخت دیه محکوم شد. هیات قضایی با توجه به نظریه پزشکی قانونی، این قتل را شبهعمد تشخیص داد.
به گزارش فرهیختگان، ظهر پنجم آذر ۱۳۹۰ تلفن کلانتری ۱۰۷ فلسطین تهران به صدا درآمد و به افسر نگهبان خبر رسید مرد
۳۵ سالهای به نام «محسن-ع» در یک خانه فساد در اطراف خیابان «طالقانی» کشته شده است. همان موقع پلیس و بازپرس کشیک وقت به ساختمان مورد نظر رفتند و با دیدن پیکر خونین «محسن- ع» رسیدگی به ماجرا را در دستورکارشان قرار دادند.
صاحبخانه به نام «پیام» اظهار داشت: کراک مصرف میکنم و خانهام به پاتوق زنان و مردان معتاد تبدیل شده است. دیشب «محسن- ع» و چند معتاد دیگر در خانهام سرگرم مصرف مواد بودند که «اسماعیل- گ» ۵۲ ساله و «علی- ب» ۴۰ ساله با شمشیر به سراغمان آمدند. «علی» میگفت به رابطه پنهانی زنش «مژگان» با «محسن» پی برده است و میخواهد خونش را بریزد. سعی کردم «علی» را آرام کنم اما او با «محسن» گلاویز شد. در همان گیر و دار «اسماعیل» با چاقو به دست «محسن» زد. با وجود آنکه از دست «محسن» خون میآمد اما وضعیتش بحرانی نبود. صبح که از خواب بیدار شدم در کمال تعجب فهمیدم «محسن» مرده است.
پلیس با اطلاعاتی که از مرد کراکی گرفت به ردیابی «علی- ب» پرداخت و وی را در کوتاهترین زمان ممکن دستگیر کرد. این مرد در بازجویی مقدماتی گفت: به ظن آنکه زنم با «محسن» فرار کرده به خانه «پیام» رفتم. سپس با «محسن» درگیر شدم و دوستم «اسماعیل» با چاقو به دست او زد. چند دقیقه بعد اما وقتی متوجه شدم زنم به خانه مادرش رفته است آرام شدم و غائله تمام شد.
شش ماه از جدال خونین در خانه فساد گذشته بود که «اسماعیل- گ» بازداشت شد و گفت: دوستم «علی- ب» میگفت زنش با «محسن» رابطه دارد و با او فرار کرده است. نیمهشب چهارم آذر ۹۰ تحتتاثیر حرفهای «علی» به خانه «پیام» رفتم و وقتی دعوا، بالا گرفت با چاقویم دو ضربه به دست «محسن» زدم. همان موقع دوستان «محسن» دستش را با ملحفه بستند و سراسیمه از آن خانه بیرون رفتم. عصر روز بعد اما فهمیدم «محسن» مرده است. با شنیدن این خبر، تنم لرزید و فرار کردم.
به دنبال اعترافهای این مرد و بازسازی صحنه جرم، کیفرخواست صادر و به شعبه ۷۱ دادگاه کیفری پایتخت فرستاده شد. در نشست رسیدگی به این ماجرا که دیروز به ریاست قاضی «نورالله عزیزمحمدی» و با حضور چهار مستشار تشکیل شد ابتدا نماینده دادستان تهران، کیفرخواست را خواند. «ثقوری» اظهار داشت: با توجه به مدرکهای موجود برای
«اسماعیل- گ» اشدمجازات میخواهم. همچنین برای «علی- ب» که در دادگاه غایب است به جرم شرکت در درگیری منجر به قتل، تقاضای تعیین کیفر دارم.
نوبت دفاع به «اسماعیل- گ» که رسید منکر قتل عمدی شد: قبول دارم که با چاقو به دست «محسن» زدم اما ضربهام کشنده نبود. اگر دوستان «محسن» او را به موقع به بیمارستان مـیرسانـنـد او زنده میماند.
در پایان این نشست، هیات قضایی با اعلام تنفس وارد شور شد و با توجه به نظریه پزشکی قانونی «اسماعیل- گ» را از اتهام قتل عمدی تبرئه کرد. این مرد به خاطر قتل شبهعمد به پرداخت دیه، یک سال زندان و دو سال تبعید محکوم شد. هیات قضایی برای «علی- ب» نیز یک سال زندان و دو سال تبعید در نظر گرفت. رای تا ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی است.
پزشکی قانونی تایید کرده ضربهای که «اسماعیل- گ» به دست «محسن- ع» زده بود نوعا
کشنده نبود.
کارشناسان آسیبهای اجتماعی میگویند سوءظن افراد خانواده نسبت به یکدیگر ازجمله آفتهای ویرانگر باغ سبز زندگی است. شرط داشتن یک زندگی موفق، مصونیت در برابر گمانهای بد است. سوءظن، همچون توفان تکاندهندهای، ستونهای استوار یک زندگی را متزلزل میسازد. این صفت رذیله که نوعی بیماری روانی تلقی میشود گاه تا جایی پیش میرود که امنیت خانواده را از بین میبرد؛ به گونهای که اگر با منطق صحیح و بینش درست حل نشود افراد را تا عمق ضلالت و پستی پیش خواهد برد. دین مبین اسلام نیز گمانهای نادرست را گناه میداند.
سوءظن، محصول وسوسه فکری و مسلط شدن افکار شیطانی بر عقل انسان است. افراد ناصالح و دروغگو نیز در گستردن دامنه سوءظن بسیار موثرند. وقتی فردی در خانواده دچار سوءظن شود بیشک ایمان در قلبش زایل میشود و شک و تردید نفوذ میکند. سوءظن، برگهای دفتر زندگی را زرد و خزانزده میسازد و سایهای شوم بر کانون گرم خانوادهها میاندازد. زندگی، آشیانهای است که تنها بر شاخههای درخت عشق، صداقت و خوشبینی استوار خواهد بود. خانواده زمانی سالم
خواهد ماند که دستخوش توفان سوءظن و بدبینی نشود.
برای یافتن این که در زندگی مشترک چگونه بین زن وشوهر، بدگمانی رایج میشود و عرصه را بر آنان تنگ میسازد باید در اندک اختلافها و تضادهای سلیقهای آنان جستوجو کرد. بیشتر همسرانی که دچار بیماری روانی سوءظن میشوند خود نیز در ابتدا خواهان چنین نوع نگرش و روش و زندگی نبودهاند. اگر پای درددلهای آنان بنشینیم درمییابیم که بیشترشان در زندگی مشترک به علت نبود شناخت صحیح از یکدیگر، اسیر سوءظن شدهاند. چنانچه فرد بدبین، معتاد باشد به اصطلاح «قوز بالای قوز» خواهد بود.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


