دو دنياي كاملا متفاوت
گفته ميشود؛ ليگ ايتاليا به عنوان الگوي ليگ به اصطلاح حرفهاي فوتبال ايران انتخاب شده و قرار است ليگ ما از اين پس، بر پايه معيارها و شاخصههايي حركت كند كه ايتالياييها سالها پيش، براي «كالچو»ي خود مقرر داشتند و صاحب يك «سريA» كم نقص شدند.
به نوشته جامجم، امروز «اسكودتو»ي آنان صاحب شهرت جهاني است و تيمهاي معروفشان نيز نه فقط هواداراني داخلي بلكه هزاران نفر را بيرون از مرزها به خود علاقهمند ميبينند و در سلسله ارزشگذاري ليگهاي جهاني، پس از انگليس و تقريبا همپا با اسپانيا در رده دوم قرار گرفتهاند. اين كه ايران چرا ايتاليا را براي اين مهم برگزيد، نامعلوم مينمايد، اما مشخص است كه سفر چندي پيش هيات ايتاليايي با در برداشتن جوزپه سينيوري مشهور با همين هدف و در آن جهت صورت پذيرفته است و رايزنيهاي لازم در اين خصوص شده بود.
گفته ميشود؛ در جلسه اخير معاونان اتحاديه باشگاههاي فوتبال ايران كه در دفتر مركزي اين نهاد تشكيل شد، در اصل و اصول با اين كه ايتاليا مبنا و الگوي ليگ فوتبال ما باشد و بين دو سو همكاريهاي لازم صورت پذيرد، توافق حاصل شده است. هدف از اين تعامل و همكاري، رشد فوتبال حرفهاي در كشورمان و رسيدن آن به معيارهاي جهاني، ذكر شده است. ظاهرا ايتالياييها ادعا كردهاند كه ميخواهند با ارائه الگوي مناسب، مشكلات موجود در فوتبال ايران بويژه قسمتهاي اقتصادي آن را حل كنند و اين كار را نيز به صورت اصولي و اساسي انجام خواهند داد.
تغيير شكل
استفانو كاپرا، يكي از سركردههاي هيات اعزامي به تهران كه در ورزشگاه آزادي بر يكي از بازيهاي ليگ برتر ايران (پرسپوليس سايپا) نيز از نزديك نظارت كرد، در طرح پيشنهادي اين هيات به اتحاديه فوتبال، جزئيات اجراي پروژه خصوصيسازي فوتبال ايران و همينطور تغيير شكل برنامهريزي رقابتهاي اين رشته و اجراي آن با تقليد از كالچو را تدوين و تشريح كرده است.
ظاهرا طرح اوليه پيشنهادي طرف ايتاليايي تصويب و مقرر شده در نشست شوراي مركزي اتحاديه فوتبال ايران با حضور مديران باشگاهها درخصوص شكل اجراي طرح تصميمگيري مجدد شود. قرار است يك دور مذاكرات اضافي ضمن سفر متقابل هيات اتحاديه فوتبال باشگاههاي ايران به ايتاليا انجام شود. اين سفر قرار بود اواخر پاييز صورت بگيرد، اما ظاهرا تا اواسط بهمن به تعويق افتاده است.
همچنين مقرر شده كه هياتي متشكل از مديران باشگاهها و اعضاي اتحاديه فوتبال به قصد بررسي مشكلات فوتبال كشور، موضوع خصوصيسازي و درآمدزايي در فوتبال با مقامهاي عاليرتبه سياسي كشورمان نشستهايي داشته باشند و طبق قواعد و مصالح موجود قدمهاي لازم را بردارند و سلسله قواعدي را در اين خصوص در دستور كار قرار دهند كه با كليت نظام كشور همخواني داشته باشد و قواعد مربوط به خصوصيسازي و درآمدزايي هم در آن لحاظ شود.
يك نشست هم براي كميته حقوقي اتحاديه فوتبال باشگاههاي ايران پيشبيني شده كه هدف از آن بررسي مجدد قوانين فوتبال كشور به قصد شناسايي راههاي هماهنگسازي آنها با نگرشهاي جديد ازجمله قواعدي است كه از ايتالياييها الگوبرداري و وارد چرخه كار فوتبال باشگاهي در ايران ميشود.
قابل استناد
آنچه خوانديد، شرح اتفاقاتي بود كه براي همسو كردن نسبي فوتبال باشگاههاي ايران و ايتاليا صورت پذيرفته است. نميتوان و نبايد به انتخابكنندههاي «سريA» به عنوان مبناي حركت فوتبال باشگاهي ايران ايراد گرفت، زيرا از مطرحترين ليگهاي حرفهاي دنياست و هر چند به لحاظ نظم تشكيلاتي هنوز پشت سر بوندسليگا قرار دارد و به لحاظ پرهيجان بودن كاملا از انگليس عقب ميماند، اما تا زماني كه مبناي حرفهاي و پولساز بودن مدنظر باشد و ملاكهاي يك ليگ خودكفا و سازماندهي شده در دستور كار قرار داشته باشد، ميتوان به آن استناد و از آن تقليد كرد و با حذف وجوهي مثل تقلبها و تبانيهاي مالي و حرفهاي كه در دهههاي اخير بكرات در ايتاليا روي داده و رويكرد به موارد مثبت آن، ليگي بهتر از امروز داشت.
با اين حال بد نيست به دوستان حاضر در اتحاديه فوتبال باشگاههاي ايران يادآوري كرد كه وقتي ما به لحاظ تشكيلات و وسايل و امكانات، فاصله و تفاوت زيادي با ايتاليا داريم، شروع الگوبرداري سريع از آنها بسيار دشوار خواهد بود و ميتواند آثار مضري داشته باشد و بر حجم مشكلات بيفزايد. حتي بدترين استاديومهاي آنان نيز از بهترين ورزشگاههاي ما در شهرستانها برتر هستند و در حالي كه ما مدعي هستيم مساله پخش تلويزيوني مسابقات و حق پخش آن را به تازگي تعيين و اجرا كردهايم، در كالچو دهههايي طولاني است كه مساله فوق نظاممند شده و مهمتر اينكه مساله درآمد بليت فروشي در ورزشگاهها و چگونگي اختصاص يافتن آن به تيمها مشخص است و بسرعت هم انجام ميشود.
ولي در ايران هنوز ابهامها، كنديها و تاخيرهاي بسيار در اين زمينه وجود دارد و وقتي صحبت از منابع درآمدزايي ميكنيم، هر چقدر كه در ايتاليا اين منابع متعدد و با كالچو عجيناند، در ايران كمياب به نظر ميرسند. اين كه اتحاديه باشگاهها چگونه ميخواهد با الگوبرداري از «سريA» باشگاههايي خودكفا را در ايران شكل دهد و وابستگي آنها به بودجههاي دولتي و پول كارخانهها را از بين ببرد، واقعا نامعلوم و مبهم مينمايد.
قدر مسلم اين كه بين باشگاههاي ايتاليا كه از آغاز خصوصي و غير متكي به دولت بودهاند، با باشگاههاي ايران كه بدون كمكهاي دولتي، اغلب امكان ادامه حيات را نداشتهاند، تفاوتهاي زيادي وجود دارد.
فقط آينده نشان ميدهد همكاري ليگ ايران با «سريA» چه ثمراتي خواهد داشت، اما در نگاه نخست مثل همانندسازي دو دنياي كاملا متفاوت ميماند كه طبعا اميد و نويد زيادي را براي موفق شدن به دلها نميبخشد و اينكه بين فرهنگ دو كشور برخي نزديكيهاي نسبي از ديرباز وجود داشته نيز اين گمانهزني را باطل و چنين كار سختي را آسان نميكند.


