ورزش، چشم انتظار وزير جديد
با شروع به كار دولت و انتخاب مسعود سلطانيفر به عنوان وزير ورزش و جوانان، كمترين انتظار عموم اهالي ورزش بازشدن فصلي تازه در اين عرصه است. ورزش ايران طي 8 سال گذشته به موفقيتهاي گاه و بيگاهي چنگ زد اما همين حالا با مشكلات ريز و درشتي دست و پنجه نرم ميكند كه كليد حل آن در دست وزير ورزش جديد خواهد بود. پيش از انتخاب سلطانيفر از سوي رئيسجمهور منتخب، انتظار ميرفت كه اين بار يك مدير صرفا ورزشي و نه يك رجل سياسي بر مسند وزارت ورزش تكيه بزند و روياهاي اهالي ورزش با انتخاب يك مدير باسابقه ورزشي محقق شود اما عدهاي بر اين باورند كه ورزش دولتي ايران كه سالهاست زير سايه سياست قرار گرفته بايد به يك مدير كارآمد سياسي – ورزشي سپرده شود تا ظرفيتها و بودجههاي دولتي بر سر سفره ورزشيها بيايد. آنگونه كه در رزومه وزير پيشنهادي ورزش آمده است وي متولد 1338 و فوق ليسانس علوم سياسي است. 12 سال استانداري در سه استان گيلان، زنجان و مركزي و هشت سال معاون سياسي در استانداريهاي فارس، همدان و هرمزگان بخشي در سوابق مديريتي مسعود سلطانيفر به چشم ميخورد. وزير پيشنهادي ورزش همچنين در سالهاي ۷۴ و ۷۵ و در زمان رياست هاشميطبا، قائممقام و معاونت اداري و مالي سازمان تربيت بدني را عهده دار بوده است.
مخالفان و موافقان آقای وزیر
پس از معرفي مسعود سلطانيفر به عنوان فرد پيشنهادي براي تصدي پست وزارت ورزش و جوانان، اهالي ورزش واكنشهاي متفاوتي را بروز دادهاند. عدهاي بر اين باورند كه بهتر بود كارگروه و مشاوران رئيسجمهور براي به اجماع رسيدن بر سر انتخاب وزير جديد ورزش تعامل بيشتري با اهالي ورزش برقرار ميكردند تا براي اولين بار در تاريخ ورزش ايران، لابيهاي سياسي نقش كمرنگي در انتخاب بالاترين مقام اجرايي دستگاه ورزش ايفا كند. نام مسعود سلطانيفر از دل كارگروهي متولد شد كه دبيري آن بر عهده خود او و رياستش بر عهده مصطفي هاشميطبا، يكي ديگر از مديران سياسي – ورزشي بود و يكي دو نماينده مجلس هم در اين حلقه حضور داشتند. در اين ميان نام بيژن ذوالفقارنسب و محمد دادکان هم براي خالي نبودن عريضه بر سر زبانها انداخته شد اما در نهايت اهالي ورزش كمترين نقشي در به اجماع رسيدن مقامات بالادستي براي رسيدن به نام سلطانيفر ايفا نكردند. سيدعبدالحميد احمدي، كارشناس ورزش و رئيس سابق انجمن ورزشينويسان با انتقاد از چنين روندي ميگويد: «معرفي مسعود سلطانيفر به عنوان وزير پيشنهادي ورزش در واقع بيان «عدم اعتماد» مديريت سياسي كشور به جمع كثير متخصصان و تحصيلكردگان تربيت بدني و علوم ورزشي است و بايد همچنان به اين واقعيت تلخ اذعان داشت كه بهرغم سرمايهگذاريهاي كلان كشور در توسعه مراكز علمي ورزش و تربيت متخصصان تربيت بدني در گرايشها و تخصصهاي مختلف ورزشي، هنوز اين اعتماد در واگذاري مسئوليت كلان ورزش به يك دانش آموخته مجرب و شناخته شده ورزشي به منصه ظهور نرسيده است.» از سوي ديگر مديران سياسي – ورزشي كه اكنون در دستگاه ورزش ايران صاحب پست و مقام هستند، از معرفي سلطانيفر به عنوان وزير پيشنهادي ورزش استقبال ميكنند و بر اين باورند كه نشستن او روي كرسي وزارت ورزش ميتواند به جنگ و دعواهاي مديريتي و حزبي مديران ارشد دستگاه ورزش خاتمه بدهد. بهرام افشارزاده، دبير كميته ملي المپيك كه طي دوران حضور محمد عباسي در وزارت ورزش، وقت قابلتوجهي را صرف چانهزني بر سر اصلاح اساسنامه فدراسيونهاي ورزشي و به تعويق افتادن انتخابات اين كميته كرد، نگاه خوشبينانهاي به معرفي سلطانيفر دارد: «به محض انتخاب وزير بايد بهدنبال برگزاري انتخابات كميته ملي المپيك باشيم. البته همهچيز بستگي به نظر وزير دارد كه با انتخاب روساي جديد در فدراسيونها چگونه برخورد كند. هر كسي كه به عنوان وزير سكان ورزش را در اختيار بگيرد بايد از وضعيت فدراسيونها به جمعبندي برسد. طبق صحبتهايي كه در آينده ميشود ميتوان طي يك ماه شرايط را براي برگزاري كميته ملي المپيك مهيا كرد. اگر با همان فدراسيونها انتخابات برگزار شود كار راحتتر خواهد بود. به نظرم وزير بايد به ورزش در سطح كلان توجه كند و اگر بخواهد به مسائل جزئي بپردازد مشكلات به وجود ميآيد، سلطانيفر توانايي لازم و كافي براي اداره وزارت ورزش را داراست و با مطالعاتي كه در اين زمينه انجام داده و اشرافي كه برحوزه ورزش و جوانان دارد و با توجه به حمايت رئيسجمهور و حمايت جامعه ورزش كشور موفق خواهد بود.» امير عابديني، مديرعامل باشگاه داماش گيلان و رئيس اسبق فدراسيون فوتبال هم معرفي مسعود سلطانيفر براي تصدي پست وزارت ورزش و جوانان را محصول همفكري رئيسجمهور با مشاوران زبده ميداند: «رئيسجمهور با معرفي سلطانيفر، كار حساب شدهاي را با مشورت مشاوران خوب خود انجام داده است. فكر ميكنم جامعه ورزش بايد نسبت به وزير جديد خوش استقبال باشد و از طرفي بد بدرقه هم نباشد. هر كسي هم كه كاري از دستش بر ميآيد بايد انجام دهد كه به دولت كمك كند، چون دولت در امر ورزش كار سنگيني بر دوش دارد.» در اين ميان قديميها و موسپيدكردههاي ورزش از اظهارنظر درباره اين انتخاب امتناع ميكنند و اين بيتفاوتي از كمتوجهي به اهالي ورزش بر سر معرفي وزير ورزش جديد نشات ميگيرد.
كارهاي روي زمين مانده
صرفنظر از ساز و كاري كه به معرفي مسعود سلطانيفر به عنوان وزير پيشنهادي ورزش منجر شد، اكنون بايد مطالبات ورزش و كارهاي بر زمين مانده در اين عرصه را به وزير جديد گوشزد كرد. با توجه به تعاملي كه بين مجلس و رئيسجمهور برقرار شده قابل پيشبيني است كه سلطانيفر در نهايت با راي اعتماد نمايندگان مجلس راهي سئول خواهد شد تا به وضعيت فعلي سروسامان بدهد. وزير جديد اما با مخروبهاي به نام ورزش ايران كه با مشكلات ريز و درشت دست و پنجه نرم ميكند مواجه خواهد شد اما اولويتبندي امور ميتواند آرام آرام فضاي فعلي را تغيير بدهد. كنار گذاشتن طرح جامع ورزش كشور در ابتداي دولت نهم، از جمله تصميمات غلط و غيركارشناسي بود كه ورزش ايران را به سمت و سوي نتيجهگرايي برد. طرحي كه سرمايهگذاري قابلتوجهي براي تدوين آن شده بود و از پشتوانه كارشناسي و تخصصي برخوردار بود مدتهاست در بايگاني دستگاه ورزش خاك ميخورد و اولويت وزير جديد بايد بازخواني طرح جامع ورزش و اجراي آن باشد. اصلاح اساسنامه فدراسيونهاي ورزشي و خارج كردن آنها از بلاتكليفي قدم بعدي است.براي برگزاري انتخابات كميته ملي المپيك، لازم است كه اساسنامه فدراسيونها از طرف مجامع جهاني تاييد شود اما مديران ورزشي دولت سابق اساسا اعتقادي به اين ماجرا نداشتند و همين موضوع حساسيت IOC روي اساسنامه فدراسيونهاي قايقراني، دوچرخهسواري، تيروكمان و شنا را برانگيخته است. وزير جديد در ابتدا بايد به عزل و نصبهاي غيرقانوني در راس فدراسيونهاي ورزشي رسيدگي كند و در قدم بعدي اختيار انتخاب روساي جديد را به مجامع فدراسيونها بدهد. دومين چالش پيش روي وزير جديد، قوي كردن ديپلماسي ورزش ايران براي بازپسگيري كرسيهاي بينالمللي از دست رفته است. در دوران دولت قبلي بسياري از پستهاي مهم و تاثيرگذار ايران در فدراسيونهاي جهاني از جمله AFC و فيفا از دست رفته و به همين دليل ورزش ايران در انزوا قرار گرفته است. مشكلات مالي و بحران بيپولي يكي ديگر از مشكلاتي است كه ورزش ايران را رنج ميدهد. همين چند روز قبل كشتيگيران ايراني به دليل عدم پرداخت هزينه هتل محل اقامت در مغولستان، شب را در خيابانهاي اولان باتور سپري كردند و قريب به اتفاق تيمهاي ورزشي براي اعزام به مسابقات بينالمللي در تنگناهاي مالي قرار دارند.
مسعود سلطانيفر امروز به عنوان اولين وزير پيشنهادي به خانه ملت ميرود و اين موضوع از توجه ويژه مجلس به ورزش حكايت دارد. وزير جديد بايد از اين ظرفيت براي عوض كردن فضاي فعلي ورزش ايران بهره ببرد. در فضاي جديد ديگر نبايد شاهد عزل و نصبهاي غيرقانوني، ستيز با مجامع جهاني ورزش و بيتوجهي به توسعه پايدار ورزش باشيم.صرفنظر از ساز و كاري كه به معرفي مسعود سلطانيفر به عنوان وزير پيشنهادي ورزش منجر شد، اكنون بايد مطالبات ورزش و كارهاي بر زمين مانده در اين عرصه را به وزير جديد گوشزد كرد. وزير جديد اما با مخروبهاي به نام ورزش ايران كه با مشكلات ريز و درشت دست و پنجه نرم ميكند مواجه خواهد شد اما اولويتبندي امور ميتواند آرام آرام فضاي فعلي را تغيير بدهد


