صداوسيما، قدر 90 را بداند
يكم- آیا ميتوان برای نقد، زمان تعیین کرد؟ نقد در حوزه اندیشه همیشه وجود داشته است اما نقد به عنوان ابزار ضروری خرد، جهت معیار سنجش که کلیت حوزهها را در بر ميگيرد، آيا ميتواند متوقف شود؟
به نوشته همشهری، پاسخ به اين پرسشها زماني ضرورت پيدا ميكند كه آنچه در برنامه 90 دوشنبه شب رخ داد در واقع تهديدي براي گفتمان نقد محترمانه و شفافسازي در حوزهاي از مسائل اجتماعي بود كه به دليل ويژگيهاي فانتزي و عامهپسندش فضاي منتقدانه مناسبي دارد؛ شايد يكي از دلايل تعدد و تكثر رسانههاي ورزشي همين فضاي مناسب است كه رقابت در آن جريان دارد و شادابي را در موضوعات جريان ميدهد و اينكه همين كنشها و واكنشها سرشار از جذابيت است.
اما برنامه منتقدانه 90 خود منتقداني دارد ؛ يك گروه به دليل اينكه مورد انتقاد، طعنه و بازخواست قرار ميگيرند، خيلي دل خوشي از آن ندارند. برخي مديران ورزشي كه تحمل انتقاد را ندارند، برنامهاي را ميپسندند كه اگر تعريفي از مجموعه تحت مديريت خود در آن نميشود، حداقل كنايه نشنوند. اين همان نكتهاي بود كه برخي مديران ورزش در گفتوگو با يك برنامه ورزشي تلويزيون به آن اشاره مستقيم كردهاند. آنها با انتقاد از 90 از دو برنامه ديگر نام بردند كه مديران سازمان با آن مشكلي ندارند. حداكثريترين استراتژي اين گروه مديران همان بود كه در باره 90 اجرا كردند؛ تحريم كردن پربينندهترين برنامه تلويزيون.
در اين ميان پس از اتفاقاتي كه در چند روز اخير درباره 90 رخ داده ،گروهي ديگر قائل به شكسته شدن خط قرمزها و استفاده منفي از 90 هستند. به گمان آنها 90 رسانهاي زرد است كه ميتواند به هر شكلي به موضوعات فوتبال كشور در حالت خرد و كلان آن بپردازد. در اين خصوص آنچه جنجالسازي 90 ناميده ميشود در واقع نقد پرهياهوترين ورزش جهان است و از اين نگاه نقد آن هم پر صدا ست.
اين ديگر تقصير 90 و عادل فردوسيپور نيست،كاركرد فوتبال به همين هيجان و هياهوست؛ مگر نه اينكه بسياري از مديران خود به خاطر هياهو و پرصدايي فوتبال و شهرت به آن وارد شدهاند. در چنين فضايي اما 90 در ميانه اين دو جريان قرار گرفته است. 90 هم از نقد كردن گريزي ندارد و هم با فاصله از جرياناتي كه كاركردي جنجالي و زرد را ميطلبند، دوري ميكند.90 در حدود 10 سال فعاليتاش در مرز اين دو نگرش قرار دارد. از اينرو 90 رسانهاي محترم است كه يكي از دلايل اصلي حمايتهاي عمومي از آن همين محبوبيت اوست.
دوم- بيحالي 90 در شبي كه بسياري از هوادارانش منتظر واكنش به تحريم 90 بودند در واقع بيميلي صدا و سيما براي ورود به منازعهاي بود كه برنده آن را افكار عمومي در حمايت از 90 مشخص كرده بودند. مديران صدا و سيما بايد قدر 90 را بدانند، برنامهاي پرمخاطب و پرسود. هنوز به درستي معلوم نيست كه چرا مديران سازمان خواهان حداقليتر شدن برنامهاي بودند كه كاركردي حداكثري براي ورود به موضوعات ورزش دارد. صداوسيما بايد به دليل اينكه حمايت افكار عمومي را به دنبال خود دارد، ساز و كار درستي براي حمايت از 09 كه فضاي جديدي از فشار توسط برخي نهادهاي ورزشي را تجربه ميكند، بسنجد.
در مقابل اما حمايت و همراهي رسانههاي مكتوب و خبرگزاريها از 90 يك پيام آشكار دارد. خالي كردن پشت رسانهاي منتقد كه از ادبياتي محترمانه براي نقد استفاده ميكند، در واقع تحديد ديگر مطبوعات براي نقد است. ديدن عادل فردوسيپور بدون شور و هيجان و سكوت مصلحتآميز او براي مردم ناراحتكننده است. صدا و سيما بايد قدر عادل و 90 را بداند.


