صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

تعامل با جهان، کلید موفقیت سیاست خارجی ایران

دکتر بهزاد شاهنده
کد خبر: ۳۳۶۰۶۴
| |
21682 بازدید
تغییر و تحول در سیاست خارجی ایران نیاز به درایت در تعامل با جهان خارج دارد که کاهش تدریجی تحریمها را به دنبال داشته باشد.  البته کاهش ونه لغو آنها- زیرا که انتظار از لغو کامل در کوتاه تا میان مدت نیاز به زمان و قانع کردن تحریم کنندگان دارد و روندی است طولانی و به یک بستر سازی و اطمینان سازی طولانی نیازمند است. در اینجا باید تاکید کرد که فراهم کردن زمینه های سودمند بودن لغو تحریمها ایجاد سود برای تحریم کنندگان فعلی است که کاری است مشکل زیرا که کم نیستند کشورهائی که منفعت آنها در ادامه تحریمها و فشار مضاعف بر ایران است.  چه بسا بر طرف کردن تحریمها وبدنبال آن عادی سازی روابط، ایران را از لحاظ بین المللی به عنوان کشوری که در معادلات جهانی سهیم خواهد بودتبدیل می نماید. با قدرت -منافع و جایگاه خود را توسعه داده و روزی نه چندان دور با کشوری مانند چین امروزی هم طراز خواهد بود زیرا که قدرت بالقوه آنرا دارا است.  بومی سازی موفقیت چین که همه چیز را در تعامل با جهان و استفاده بهینه از توان موجود خود بدست آورده و حال از موضع برابر با دنیا بر خورد دارد-الگوئی است قابل تامل.

مهار ایران با وضع تحریمها و تشدید آنها در مقابل ایستادگی ما که البته با سختیها و مشقات فراوان همراه بوده کشورهای بی شماری از جمله چین را با فرصتهائی بی نظیر روبرو ساخته است. گزاف نیست که بگوئیم که تحریم ایران یک موهبت عظیم برای چین و عاملی بزرگ و تعیین کننده در متحول کردن این کشور در دستیابی به قدرت امروزی  است. در اینجا باید بر خلاف ادعاهای کاذبی که ما ایرانیها همیشه گرفتار آن بوده ایم تاکید شود که تحریمها تنها عامل رشد چین نبوده، بلکه عواملی دیگرهم دخیل بوده اند. یکی از آفات فرهنگ ما همانا محدود کردن استدلالها به آن چیزی است که می پسندیم و در جهت اثبات آن نفی بقیه عوامل و یا ناچیز شمردن آنها را مورد تاکید قرار می دهیم. چین برای رسیدن به جایگاه فعلی بسیار کوشیده و در اصل با تعامل با جهان خارج و سخت کوشی و با تکیه به عناصر ملی  خود به این تحول عظیم دست یافته است و از فرصتها چه درونی و چه بیرونی کمال بهره را گرفته است.

در خصوص ایران این فرصت با تقارن با جنگ عراق علیه کشورمان برای چین که "سیاست دربهای باز" را با نگرش جدید تحت زعامت –"دنگ شیا پینگ"- معمارچین نو- آغاز کرده بود همراه گردید. در این دگرگونی چین راه نوینی را در بازسازی کشورآغازکرد. ضمناً به دوری جستن از سیاست افراط گری دوران بیست و هفت سال حکومت – "مائو ز دونگ"- که چین را از جهان منزوی کرده بود پرداخت که طی آن بتواند امکانات بالقوه را به فعل تبدیل نماید و نیروهای قفل شده خود را بگشاید. در این راستا چین نیاز مبرم به ارز خارجی در جهت اجرای برنامه های عظیم اقتصادی خود داشت و جنگ تحمیلی بهترین فرصت برای دسترسی به آن بود.

همزمان با جنگ، تحریمها علیه ایران وضع گردید و کشورمان را در دشواری بی سابقه ای قرار داد. از یک سو تامین ادوات جنگی بود که دشمن متجاوز را که مورد پشتیبانی همه جانبه از سوی قدرتهای بزرگ بود و به ایران زمین یورش برده بود مهار کند و از سوئی دیگر کشور را از تحریمها مصون بدارد. بر هیچ کس پوشیده نیست که کار اصلی را در دفاع، فرزندان غیور ایران به نمایش گذاردند و یک وجب از خاک عزیزمان را به دشمن ندادند. معهذا ایران موردهجوم قرار گرفته بود و به تامین بودجه و ابزار نظامی نیاز داشت که راه بر آن مسدود شده بود. در این وضیت دشوار چین از آن بهره گرفت و جایگاه مناسبی را در اقتصاد ایران برای خود فراهم کرد و در این وادی سود سرشاری را عاید خود ساخت که بتواند سرمایه های لازم را در تحقق اهداف نوین اقتصادی خود جاری سازد.

در آنکه ایران از تجهیز نظامی خود از چین نیز بهره برد جای شک نیست؛ ولی نباید از نظر دور داشت که چین در توسعه منافع آنی خود کمال استفاده را از وضعیت موجود  کرد و به جهاتی می توان گفت که شرایط تحمیل شده به کشورمان چین را در تجلی اهداف خود یاری داد و به زعم برخی از چین شناسان، عامل بزرگی در تحقق تبدیل چین به قدرت امروزی بود. البته ایران را به تنهائی عامل موفقیت چین نمی توان دانست. تعامل با جهان خارج موتور حرکت این کشور بود که ایران بدان شتاب بیشتری بخشید. دراینجا باید یادآور شد که چین در ادامه بهره گیری از جنگ عراق علیه ایران به تجهیز تسلیحاتی این کشور نیز پرداخت که توأم با ورود به بازار عراق سود کلانی را عاید خود نمود. عملاً روزی نبود که همزمان با دیدار هیئتهای چینی از ایران گروهائی دیگر جهت عقد قرارداد روانه عراق نباشند. خرید انبوه نظامی و وارد شدن به پروژه های ارزان نفتی با شرایط ویژه به دلیل نبود رقبای دیگر چین را در موقعیتی قرار داد که این کشور را در مسیر نو سازی یاری رساند و راه "بیجیگ"را در پرتاب به چین امروزی هموار نماید. ادامه حضور تقریباً بی رقیب چین در بازارهای ایران و ارزان فروشی مکارانه به هجوم کالاهای بی کیفیت چینی به کشورمان انجامید و جدا از تاراج منابع مالی کشور به ورشکستگی برخی از صنایع ما از قبیل کفش گردید که یارای مقاومت در قبال ارزان فروشی چین را نداشتند.

تحمل حضور گسترده چین در ایران را برخی ها به نیاز کشورمان در زمان جنگ معطوف می دارند و عنوان می کنند که چین در قبال بهره برداری کلان اقتصادی از موقعیت موجود در ایران درمحافل بین المللی از کشورمان جانبداری می کرد و در تحریمهای علیه ایران شرکت نکرده و آنها را محکوم می کرد و با تکیه بر گذشته مشابه خود بر متجاوزین می تاخت. ناگفته نماند که چین در مواردی در سازمان ملل از ایران دفاع کرد و قطنامه های تدوین شده بر ضد کشورمان را با رأی منفی و یا ممتنع رد می کرد. این رویه در دهه هشتاد در اغلب اوقات بوسیله "بیجیگ" دنبال می شد و چین موضع ضد امپریالیستی را در پیش گرفت. فی المثل در محکوم نمودن سرنگونی هواپیمای مسافری ایران بر فراز خلیج فارس  بوسیله آمریکا. 

به مرور زمان با قدرت یابی سریع چین که با رشد دو رقمی اقتصاد آنکشور همراه بود(رشدی بی سابقه در تاریخ معاصر جهان )چین به تدریج از یک کشور در حال توسعه دوری و به یک کشور خواهان جایگاه برابر با قدرتهای بزرگ و نهایتاً برابر با ایالات متحده آمریکا مبدل گردید .چین بر اساس نظر تحلیلگران امور بین الملل در سال 2016 به ابر قدرت اول اقتصادی جهان مبدل خواهد شد و آمریکا را به مقام دومی خواهد برد. چین در سه دهه اول نوسازی خود از سال 1979 کم و بیش توصیه معمار چین نو(دنگ شیا پینگ) را سر لوحه خود قرار داده بود که گفته بود "چین در راه نو سازی خود باید نور و چراغ خود (موفقیتها) را درمقابل دشمنان در بوته ها پنهان دارد و منتظر فرا رسیدن فرصت مناسب باشد"..آن فرصت مناسب به تدریج پدیدار گردید و دیگر زمان آن رسیده بود که چین مطالبات خود به عنوان یک قدرت بزرگ و هم وزن آمریکا که به مدتی مقام تک ابرقدرت جهان را پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی  به یدک می کشید را طلب نماید و از حالت یک قدرت محتاط که صرفاً یک سیاست تاکتیکی بود برون آید.

چین که امسال(2013) نیز رشد هفت درصدی را برای خود منظور داشته (پائین ترین حد مجاز برای رشد اقتصاد چین) در صعود به قله اول جهان راهی بس کوتاه دارد؛ به طوریکه برخی از چین شناسان آنرا عملاً تحقق یافته می پندارند. چین به بانکدار جهان مبدل شده و بیش از بیست و سه برابر آمریکا ذخائر ارزی داردو در این راستا صاحب بزرگترین سهام ملی ایالات متحده آمریکا است که هر لحظه می تواند این کشور با چالشی بزرگ و یا طوفانی عظیم روبرو سازد.

رسیدن به چنین جایگاهی دشوار بوده و حال حراست از آن را می طلبد و راهی جز همراه شدن با نظام بین الملل و تعاون با قدرتهای پیشتاز را ندارد. در نتیجه چین به یک "کشورحافظ وضع موجود" مبدل شده که تغییراتی در عملکرد آن پدید آورده است.  در این راستا چین به شراکت و همکاری با نظام حاکم بر جهان روی آورده است.
 
دوره سیاست صبر و حوصله چین و گرایش تدریجی آن به سوی همراه شدن با نظام بین الملل در تاریخچه روابط با ایران کاملاً مشخص است و سیر تکاملی آن هویدا. چین که بیشترین سود را از جنگ تحمیلی عاید خود ساخته بود، در دوران بازسازی پس از جنگ نیز از موقعیت ایران کمال استفاده را نمود و به راحتی در چرخه اقتصاد کشور عمیق تر وارد گردید. بازار داخلی را مملو از کالاهای ارزان کرد و تعداد بیشتری از صنایع ما را از گردونه تولید خارج کرد. پروزه های نفت و گاز ایران در دستان خود گرفت و در برنامه های عمرانی کشور یکه تاز گردید.. چین که خود نیازمند تکنولوزی بود و توان اجرای پروژه ها را نداشت یکی پس از دیگری در عملیاتی کردن پروژه ها نا کام ماند  در اغلب اوقات آنها را نیمه کاره رها و یا در باتلاق تکمیل آنها فرو رفت و هزینه های زیادی را بر کشورمان تحمیل نمود. همراه با این خسارات، به تدریج همانطوری که در بالا اشاره گردید از موضع همیاری با نظام بین الملل با ایران برخورد کرد که رأیهای ممتنع و مثبت در قبال ایران افزایش یافت.  چین که در گذشته از حق کشورمان در قبال پرونده هسته ای دفاع می کرد به همیازی با قدرتهای بزرگ پرداخت و تأکیدنمود که با ایران به عنوان یک قدرت هسته ای مخالف است؛ کما این که تهران عنوان داشته که بدنبال دانش هسته ای در امور پزشکی و تولید برق است.   این نگرش  جدید چین از سال 2010 میلادی کاملا مشهود است

چین نمونه ضعف ما در سیاست خارجی و قرار گرفتن در موقعیتهائی بوده که بسا تحمیلی بودند. ولی نداشتن دیپلماسی خلاق، توانا، مبتکرانه و یا بهتر بگوئیم دانش تبدیل بازیها به بازیهای حاصل جمع غیر صفر در این زمینه نقش آفرین بوده است. در هر قاعده ای باید به جستجوی نکات مشترک پرداخت و با مذاکره وجوه اشتراک را دریافت  بایستی بر اشتراکات متمرکز شد و از آن طریق باب مذاکره منتهی به معادله حاصل جمع غیر صفر را جاری ساخت. برای رسیدن به چنین وضعیتی بایستی به شناخت بازیگر و یا بازیگران مقابل آگاه بود؛ ضعف و قدرت آنها را دانست  بازی را طوری به جلو برد که طرف دیگر منفعت را در همکاری دیده و به قولی منافع شخصی- ملی خود را در تعاون با شما ببیند بدون آنکه بازی را واگذار یا در مقابل شما ایستادگی کند.

مگر این نیست که دیپلماسی -مذاکره با کسانی است که با شما اختلاف دارند؟ ما با کسانی که با ما اختلاف ندارند وارد مذاکره نمی شویم. البته در هر بازی باید چیزی داشت که طرف مقابل را به تعامل با ما تشویق کند و به قولی وسوسه کند. ما باید بدین باور که ما صرفاً یک کشور غنی از لحاظ منابع هستیم پایان دهیم و خام فروشی را با تولید کالاهائی با ارزش افزوده جایگزین کنیم – فی المثل ما باید به قطب پتروشیمی جهان مبدل شویم در صنعت احداث پالایشگاه و پتروشیمی که در آن قدرت رقابتی داریم فعال شویم و نه تنها در داخل نیازمندیهای خودمان را بر طرف کنیم بلکه در خارج به  ساخت آن  بپردازیم. ما برای تأمین بودجه لازم در جهت تحقق اهداف فوق و حضور در عرصه هائی که در آنها قدرت رقابتی داریم بایستی از منابع کانی و تبدیل آنها به عنوان فرآورده بهره جسته و در اصل ارزش افزوده را از آن خود نمائیم؛ نه اینکه از چین، هندوستان و یا سنگاپور برای تأمین بنزین در داخل درخواست کنیم ضمنااهرمی در اختیار آمریکا  قرار دهیم که با فشار بر این کشورهاهر چندگاهی در عرضه بنزین بحران ایجاد نماید.

باید به خود آئیم و بدین سوال پاسخ  دهیم: چگونه است که ما در سال 1908 به عنوان اولین کشور خاورمیانه به نفت دست یافتیم و برای مدت سی و اندی سال پیش تاز و یکه تاز تولید نفت در این منطقه بودیم  در نتیجه بیشترین تجربه را کسب کردیم و اولین پالایشگاه را احداث کردیم، حال از کشور عربستان ناتوان تر در عرضه بنزین مورد نیازمان باشیم! اولویت ما در دوره جدید، خانه تکانی در صنعت نفت و گاز است. در ابتدا بایستی به اولین چالش که همانا سرمایه گذاری عظیم در میادین مشترک نفت و گاز است بپردازیم که هرگونه درنگ بیشتر ضرر و زیان غیر قابل جبران را برای ما خواهد  داشت.  نمی توان خرده گرفت که چرا قطر و عراق سه برابر ما از میادین مشترک برداشت می کنند؛ زیرا توافق کرده ایم که هر طرف آزاد است هر چقدر می تواند بر داشت کند (کشور قطر به دلیل حضور ضعیف ما  آنقدر از حوزه گازی مشترک با ایران  گاز استخراج کرده که اعلام داشته که در صدد است که یک "تعطیلی گازی" را به جریان بیاندازد!).

سوال اساسی اینست که چگونه صنعت نفت و گاز را دگرگون کنیم و از سرمایه آن در جهت نوسازی  نه تنها در آن صنعت، بلکه در تمام صنایع با هدف تکیه به ارزش افزوده به عنوان معیار اصلی بهره گیریم. بر هیچ کس پوشیده نیست که بهره برداری بهینه از استخراج، پالایش و بازرگانی نیاز به بسترسازی مناسب جهت جذب سرمایه گذاری و استفاده از نیروهای ماهر دارد. در خصوص مورد اول، باید یک  همت ملی برای مشارکت مردم برای سرمایه گذاری در آن انجام شود که با برنامه ریزی دقیق و حساب شده و علمی می توان برای تجمع این سرمایه عظیم اطمینان لازم را جذب کرد. راه اندازی پروژه های نیمه تمام و راه اندازی برنامه های جدید اولین اقدام است. این همت بزرگ نیازمند  بکار گرفتن افراد متخصص و پاداش در خور تجربه آنها است.

در اینجا باید به دانش ارجحیت داد و افراد اجرائی را در پرتو مشاوران و متخصصان به کار گرفت. مدیران اجرائی باید مشاورینی به همکاری دعوت کنند که از دانش کافی بر خوردار باشند.. اگر به مشاورانی که رهبران بزرگ را احاطه کرده اند نگاه کنید، این خصلت را به وضوح می بینید. با سر و سامان دادن به صنایع داخلی و جذب مشرکت مردم که رمز موفقیت آن در "اطمینان سازی" داخلی است، سرمایه های خارجی نیز روانه بازار خواهند شد. اگر اطمینان داخلی در سایه برنامه ریزی مدون و مورد مطالعه قرار گرفته و تداوم درآنها و... انجام گیرد، سرمایه خارجی هم که به دنبال بازار مطمئن است به جرگه اقتصادی کشور ملحق می گردد.

کلید موفقیت در اطمینان سازی، تعامل، شراکت، سرمایه گذاری متقابل در خارج از کشور وتاکید بر اشتراکات می باشد که  در دولت جدید باید با جدیت پیگیری شود و از طریق آن قدرت بالقوه این مرزو بوم تجلی پیدا کند  ما نباید به دیگران خرده بگیریم که چرا مورد سو استفاده، تحریم و... قرار گرفته ایم؛ زیرا که طبیعت هر انسان و به طبع آن هر کشوری است که منافع شخصی وملی خود را دنبال کرده و آن را توسعه بخشد و در هر موقعیتی برای تعالی آن بکوشد. ما باید دائماً در جستجوی آن باشیم چگونه با قبول این حقیقت منافع خود را با کشف اشتراکات حفظ و گسترش بخشیم و دیگر نگوئیم که چین ما را غارت کرد و یا قطر و عراق دارند حق ما را می خورند. باید در تعامل بازی برد – برد را جایگزین بازی شکست خورده صفر- صفر کنیم که راهی جز تعامل با جهان را ندارد و باید بپذیریم که تنها در مراوده با دیگران است که ما آبدیده تر و غنی تر خواهیم شد و راه چین در این راستا قابل تامل است.

در پایان باید به سه مورد دیگر توجه کنیم. اول اینکه ما باید از ظرفیتهای موجود کمال استفاده را نموده و از آنها برای پیشبرد صنعت کشورمان بهره گیریم. در جنگ تحمیلی به خوبی دریافتیم که باید برای جلوگیری از تکرارچنین وضعیتی بر خود اتکا داشته و مجهز باشیم. در این باور بود که صنعت دفاعی خود را نوسازی کرده و بومی ساختیم و آن را به مرحله ای رساندیم که در آن صنعت در دنیا پیشتاز هستیم. حال با توسعه آن و به کار گیری خلاقیتهای جدید، آن را تعالی بیشتر بخشیم و همراه با آن برای ارتقای دیگر صنایع از مهارتهای بدست آمده در صنعت دفاعی بهره گیریم و آنها را دربهره گیری از" تکنولوزیهای استفاده دو گانه"، فی المثل ماشین سازی و... به کار گیریم.

نکته دومی که باید بدان توجه داشت این است که وقتی که در بالا سخن از نداشتن زمان شد، به این موضوع اشاره نگردید که با تحول عظیمی که  اخیرا در آمریکا پدیدار شده و دولت و بخش خصوصی را به بهره برداری از سنگهای نقت افزا(نفت شیل)تشویق کرده-دگرگونی بزرگ در بازار نفت بوجود آمده است.   بتدریج اروپائیان –چین و...را تشویق کرده کهآن توجه و در برنامه های آتی خود کنجانند.  این مسئله واشنگتن را به سرمایه گذاری بی سابقه ای واداشته که می تواند تا 2017 به تولید نفت امروزی ایالات متحده آمریکا پنج میلیون بشکه اضافه نماید و این کشور را که امروزه بزرگترین وارد کننده نفت جهان است در مدت کوتاه به تولید کننده اول جهان مبدل سازد و در بازار نفت بین المللی دگرگونگی عظیمی ایجاد نماید.

سوال بزرگ اینست که در چه مدت زمانی موفقیت تکنولوژیکی آمریکا بتواند در کشورهائی نظیر بریتانیا، روسیه و به خصوص در چین کپی سازی شود-کشورهائی که با کمبود آب مورد نیاز برای بهره برداری در استخراج نفت  از سنگ نفتهاروبرو هستند. ولی مسلم است، همگی کشورهائی که "نفت شیل" دار ند به این جرگه خواهند پیوست. در صورت همگانی شدن آن منجر به کاهش بی سابقه قیمت نفت در جهان خواهد شد. ضربه بزرگی به کشورهای عضو اوپک در اجرای برنامه های اقتصادی –اجتماعی وارد خواهد شد آنها را در تأمین مایحتاج جمعیت شدیداً روبه رشد با چالشی عظیم مواجه خواهد ساخت. فی المثل برای کشور ایران قیمت صدو چهل دلار، عراق صد دلار، عربستان هشتاد دلار، امارات متحده هفتاد و پنج دلار و روسیه صد دلار، قیمتهائی هستند برای هر بشکه نفت -که هزینه ها را سرشکن می کند. مشاهده می شود که ایران در سخت ترین شرایط قرار خواهد گرفت و در صورت وارد شدن " نفت شیل" به بازارهای بین المللی و بدنبال آن کاهش شدید قیمت نفت ما را در تنگنای بزرگی قرار خواهد که تنها راه مقابله با آن روی آوردن به فراورده سازی است که باید در برنامه های دولت جدید به جدیت پی گیری گردد.

نکته سوم اینست که چگونه می توانیم از یکی دیگر از تحمیل ها که همانا فشارهای مالی است، رها شویم. این پدیده معاوضه کالا (بارتر) است که با تحریمهای بانکی بر ما تحمیل شده و این معادله برای کشور اول- کشوری که با چنین محدودیتی روبرو است -  به یک  معادله نابرابر می انجامد و حق انتخاب را از آن سلب می کند و کالاهائی را به آن تحمیل می کند که اغلب با قیمت بالا و با کیفیتی نه چندان همراه است. در ادامه مبادلات نابرابر با چین -خرید واگنهای قطار زیر زمینی در ازای پولی است که چین به ایران برای خرید نفت مقروض است. کدام طرف از این معامله سود می برند؟ بلاشک اگر ما پول را دریافت می کردیم در بازار جهانی معامله بهتری را  برای  خرید واگن مترو می توانستیم انجام  داده و حتی با جرات می توانیم بگوئیم که با خود چین نیزاز این خرید بیشتر بهره می بردیم.


دکتر بهزاد شاهنده- استاد پایه مطالعات شرق آسیا؛ دانشگاه تهران

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟