لبخند گرم فرانسه به بازگشت مشتزن ايراني
اگر مهيار منشيپور در ايران زندگي ميكرد، شايد مثل خيلي از ورزشكاران ايراني فراموش شده بود؛ مثل آنهايي كه حتي با داشتن مقامهايي بالاتر از منشيپور، نامي هم از آنها برده نميشود، آنهايي كه روزگاري ستارهبودند و در حد اسطوره ستايش ميشدند.
به نوشته اعتماد ملی، منشيپور هم مثل همه ورزشكاران ايراني، در روزهايي كه در اوج بود، هواداران زيادي داشت، اما روز اول ژانويه روز ديگري بود. پنج هزار فرانسوي كه براي تماشاي مبارزه او با اميليانو سالويني ايتاليايي در سالن بوكس شهر پوآتيه جمع شده بودند، تنها براي ديدن مسابقه او، به سالن نيامده بودند. آنها آمده بودند تا به او بگويند از دو سال قبل كه براي هميشه از بوكس خداحافظي كرد، هر لحظه در انتظار بازگشتش بودند.
منشيپور بوكسور ايرانيالاصل فرانسه كه شش قهرماني جهان در دسته فوق خروسوزن دارد و شايد حضور تعداد پرشمار تماشاگران طبيعي باشد. اما در فرانسهاي كه مبارزات قهرمانان المپيك بيش از سه هزار تماشاگر ندارد، استقبال از منشيپوري كه دو سال هيچ مسابقهاي نداشته بينظير بود. حتي خود فرانسويها هم از اين همه استقبال تعجب كرده بودند. روزنامه اكيپ در گزارش كاملي كه از مسابقه منشيپور داشت، بيشتر از اينكه به بازگشت او توجه كند، از هوادارانش نوشت.
مهيار منشيپور دوازده ساله بود كه از ايران رفت. قرار بود او در فرانسه پزشكي بخواند. اما با وجود مخالفتهاي پدر، بوكسور شد. او در همان شروع گفته بود كه اگر روزي شكست بخورد، براي هميشه كنار برود. او در چند سال گذشته همه مبارزاتش را برده بود و بعد از شش قهرماني جهان بايد بوكسور تايلندي را شكست ميداد تا بعد از مبارزه با بوكسور مكزيك به قهرمان قهرمانان جهان كه از بين قهرمان دو اتحاديه بينالمللي بوكس انتخاب ميشود، تبديل شود. اما او دو سال پيش، در شرايطي كه ميخواست با قهرماني جشن عيد نوروز را در بين تماشاگران فرانسوي بگيرد، شكست خورد. او همانجا از بوكس خداحافظي كرد.
با اينكه در اين مدت هوادارانش به بازگشت او مصر بودند، اما هميشه با خواسته آنها مخالفت كرده بود. چند هفته پيش بود كه بازگشت دوباره او مطرح و او به يكباره روي صحنه حاضر شد. گفته ميشود مهمترين اتفاق در بازگشت منشيپور، كنارهگيري او از افرادي بود كه به مافياي بوكس فرانسه معروف هستند. آنها در اين چند سال گذشته اجازه فعاليت آزادانه را به منشيپور نداده بودند و براي همين است كه او حالا حاضر نيست تا قبل از آغاز مبارزه نامي از حريفش ببرد.
منشيپور پنج سال پيش به ايران آمد.
بعد از زلزله بم او با دستاني پر از هدايا به بم رفت تا به مردم زادگاهش كمك كند. او با فاطمه دختري كه همه خانوادهاش را از دست داده بود، در خرابههاي بم قدم زد و به فاطمه و دوستانش قول داد مدرسهاي براي آنها ميسازد كه هيچ زلزلهاي ديوارهايش را نلرزاند. او اين كار را شروع كرد، اما در نيمههاي راه وقتي براي حضور در ايران با مشكل روبهرو شد، كار را به خود ايرانيها سپرد. او روياهاي ديگري را هم در ايران دنبال ميكرد؛ اينكه روزي در شيرودي، ورزشگاهي كه هنوز امجديه صدايش ميكنند، مسابقه بدهد و به جاي فرانسويها، تماشاگران ايراني نامش را فرياد كنند. يا اينكه كمك كند تا بوكسورهاي ايران مثل خود او جهاني شوند. او افسوس ميخورد كه هيچ يك از اين آرزوهايش عملي نشدهاند. اما امسال ميخواهد به يكي از روياهايش برسد، اينكه عيد نوروز را در ايران باشد.
با اطمينان گفته بودي كه بعد از شكست هيچ وقت حاضر نيستي برگردي. چطور شد كه يكدفعه حاضر شدي كه دوباره مسابقه بدهي؟
درست است. قبلا گفته بودم كه هر وقت ببازم، ديگر هيچ وقت روي رينگ برنميگردم. واقعا هم تصميمم همين بود. اما قراردادي كه قبلا با مدير برنامههايم داشتم و خيلي جالب نبود، ماه آوريل تمام شد. حالا من آزاد هستم و راحتتر از قبل ميتوانم كارهايم را انجام بدهم. از اين به بعد خودم مسابقاتم را برگزار ميكنم. هدفم اين است كه مدتي اين كار را انجام بدهم و بعد از چند سال اين كار شغلم شود.
از مدير برنامههايت راضي نبودي؟
نه، قرارداد خيلي بدي داشتم.
قبلا معاون ورزش شهر پوآتيه بودي، اين كار را هم كنار گذاشتي؟
معاون شهردار استان پوآتيه بودم نه شهر. فعلا براي شش ماه اين كار را كنار گذاشتهام. شايد اين مدت طولانيتر هم شود. فعلا ميخواهم فقط به بوكس فكر كنم.
به نظر ميرسد كه دوباره ميخواهي به روزهاي خوب گذشته برگردي، در شرايطي هستي كه اين اتفاق بيفتد؟
اگر فكر ميكردم كه موفق نميشوم، برنميگشتم.
در اين دو سال چه اتفاقي افتاد كه نظرت را تغيير دادي؟
دو سال گذشت و خستگيام در رفت. البته استقبال مردم هم مهم بود. در مسابقهاي كه با حريف ايتاليايي داشتم، پنج هزار نفر به سالنآمده بودند. اين براي من خيلي مهم است. به خاطر آنها هم كه شده بايد ادامه بدهم.
شرايط بدنيات هم خوب است؟
بدنم هنوز خيلي خوب نيست. بعد از خداحافظي يكسال اصلا كار نكردم. ورزش ميكردم، ميدويدم و تمرينات ديگري هم داشتم. اما بوكس نميكردم. سال قبل يك ماه قبل از عيد نوروز بود كه تازه بوكس را شروع كردم. اين مدت زيادي براي كسي كه ميخواهد قهرمان جهان شود، نيست.
در قهرماني جهان هم شركت ميكني؟
دنبال اين هستم كه سطح فنيام را بالا ببرم. در مسابقات قهرماني جهان هم شركت ميكنم. مسابقات قهرماني جهان سال 2009 ماهژوئن برگزار ميشود. اميدوارم كه بتوانم براي اين مسابقات آماده شوم اما هنوز هيچ معلوم نيست.
ميشود منتظر قهرماني هفتم شد؟
شايد دوباره بتوانم. اگر به اين فكر ميكردم كه ميخواهم شكست بخورم، هيچوقت برنميگشتم.
سنت براي حضور در مسابقات قهرماني جهان زياد نيست؟
نه سنم زياد نيست. 33 سالم است و هنوز فرصت دارم. در بوكس سن زياد مطرح نيست.
نظر مربيات هم همين است؟
مربيام، همان مربي سابق است؛ محمد بنم فرانسوي. فعلا كه ميگويد جدي كار كن و تمرينات را جديتر بگير.
شكستي كه از بوكسور تايلندي داشتي، خيلي سخت بود. تصور اين است كه برگشتي تا انتقام بگيري؟
اين اتفاق نميافتد. او يك وزن بالاتر رفته و من يك وزن پايينتر آمدهام.
نميخواهي دوباره به ايران بيايي؟
شنبه هفته آينده با بوكسوري از انگليس مسابقه دارم. درست يك هفته قبل از نوروز هم يك مسابقه ديگر دارم. به محض اينكه مسابقه تمام شود. به دبي ميروم و از آنجا به ايران ميآيم. دلم ميخواهد عيد نوروز را در ايران باشم. اما هنوز برنامهام مشخص نيست.
ساخت مدرسه بم تمام شد؟
من ديگر كاري با ساخت مدرسه بم ندارم. سازمان (وزارت) آموزش و پرورش قبول كرد كه كار ساخت را به عهده بگيرد. من به انجمن چترآبي كه در بم است پول ميدهم و آنها خودشان كارها را انجام ميدهند.
در سفري كه به ايران داري، به بم هم ميروي؟
دوست دارم كه بروم اما نميدانم كه زمان دارم يا نه. اگر بشود، حتما اين كار را انجام ميدهم.
بوكس ايران را هم دنبال ميكني؟ سه ورزشكار ايراني در بازيهاي المپيك بودند، مسابقاتشان را ديدي؟
نه، اصلا. هيچ مسابقهاي از بوكسورهاي ايران از تلويزيون فرانسه پخش نشد كه بتوانم ببينم. اگر آنها كار مهمي انجام ميدادند، نشان ميدادند اما اين اتفاق نيفتاد.
قبلا ميخواستي به بوكس ايران كمك كني، كلاس آموزشي بگذاري و... الان ارتباطي با فدراسيون ايران داري؟
نه. ارتباطي ندارم.


