آقايينيا:مشكلات فرهنگي بغرنجي داريم
دكتر حسين آقايينيا معتقد است:« بايد بپذيريم كه جامعه ورزشي ما از مشكلات فرهنگي بغرنجي در عذاب است و تا رفع و يا حداقل تقليل آنها، راه بجايي نخواهيم برد.»
به گزارش ايسنا، دكتر حسين آقايينيا، مديرگروه حقوق جزا و جرمشناسي دانشكده حقوق دانشگاه تهران و بازيكن سابق تيم فوتبال پاس تهران است. وي پيش از اين مشاور حقوقي كميتهي ملي المپيك بوده و پايهگذار درس حقوق ورزش در ايران بوده است.
آقايينيا در زمينهي ورزش تاليفهاي بسيار زيادي را انجام داده و پيش از اين عضو هيات رييسه فدراسيون فوتبال و عضو هيات رييسه انجمن بينالمللي حقوق ورزش بوده است. او بيش از سي سال است كه به تدريس حقوق ورزش در دانشگاهها مشغول است.
در ادامه سلسله نشستها با صاحبنظران مقوله فرهنگ و ورزش، به ديدگاههاي اين استاد دانشگاه در ارتباط با موضوع "آسيب شناسي فرهنگي، اخلاقي و تربيتي جامعه ورزش" خواهيم پرداخت.
* ناهنجاري تماشاگران
تمركز بر تماشاگران به دليل رفتارهاي ضد فرهنگي ــ بدون توجه به نقش ساير بخشهاي ورزشي و حتي جامعهي ايران ــ نگرشي خرد بوده و به طورطبيعي نتايج مطلوبي بدست نخواهد داد. چرا كه تماشاگران از متن جامعه ايران روانه ورزشگاهها ميشوند و بخشي از نهاد بسيار عظيم ورزشاند و لذا بررسي رفتارهاي آنها بدون توجه به خاستگاه آنها و تعاملشان با ساير بخشها، اتلاف وقت است.
البته اين مقدمه را نبايد مبنايي براي دفاع از پرخاشگريها، رفتارهاي توهينآميز و ساير اقدامات خشونتآميز آنها دانست. در عين حال نبايد در پذيرش اين اصل كه چنين ناهنجاريها را نميتوان با سركوبي پليسي و كميته انضباطي از ميان برد، ترديد نمود.
* ريشهها
علت بخشي از رفتارهاي نامطلوب تماشاگران مربوط به شخصيت فرهنگي خود آنهاست كه بالقوه آنها را همراهي ميكند. كما اينكه طيف ديگري از تماشاگران به دليل رشد فرهنگي از اين گروه متمايزند.
علت بخشي ديگر از رفتارهاي ناهنجار آنها را بايد در مساعد بودن فضاي ورزشگاهها براي تخليه احساسات جواني و امكان پنهان ماندن هويت آنها در جمع كثير تماشاگران دانست و اجازه به تخليه اين احساسات به صورت متعارف در فضاي محدود ورزشگاه، گاهي عين صواب و مبتني بر اصول است.
* عوامل تاثيرگذار بر ناهنجاري تماشاگران
اما، در بسياري موارد رفتارهاي ناهنجار تماشاگران خودآگاه و يا ناخودآگاه معلول كجروي و كج انديشي ساير بخشهاي ورزشي است. در ادامه به چند مورد از آنها اشاره خواهيم كرد:
ــ اشتباهات داوري اعم از سهوي يا عمدي كه در سرنوشت باشگاهها نقش مهمي ايفا ميكند و گاهي احساسات عدالتخواهانه را برميانگيزد.
ــ واكنشهاي سركوبگرانه كميتههاي انضباطي از طريق ناديده گرفتن طبيعيترين حقوق تماشاگران، بازيكنان، مربيان، سرپرستان و باشگاهها حتي از طريق آيين نامههاي مصوب.
ــ تعاملهاي نامشروع برخي از مربيان و سرپرستان با ورزشكاران در مسايل مالي.
ــ مصاحبههاي نابخردانه پارهاي از ورزشكاران، مربيان يا سرپرستان در راستاي تحقير و توهين به ديگران.
ــ خودداري باشگاهها از پرداخت حقوق بازيكنان و انجام تعهدات.
ــ سوء استفاده مديران خرد و كلان ورزشي از قوانين و مقررات.
ــ استفاده از بازيكنان صغرسني.
ــ بيتوجهي به تجهيز برخي از ورزشگاهها در حدي كه شان تماشاگران رعايت شود.
ــ رفتارهاي مستبدانه برخي مديران در تضييع حقوق ورزشكاران تحت عنوان قاطعيت و مصلحت.
ــ دوپينگ ورزشكاران.
ــ ارتباطات نامقبول برخي از اصحاب رسانههاي جمعي با ورزشكاران و مديران در زمينههاي مختلف.
موارد مطرح شده به همراه بسياري از موارد ديگر نشان ميدهد كه تاختن يكسويه به تماشاگران و متهم كردن آنها به اعمال ضد فرهنگي حتي اگر ظاهرا صحيح باشد، در واقع مهملي براي كم رنگ كردن تخلفات ساير بخشهاي ورزشي و بيتاثير قلمداد كردن آنها در بروز همه رفتارهاي ناهنجار تماشاگران است.
* دستيابي به مدال، اوج آرزوها
متاسفانه آنچه امروزه در جامعه ورزشي ما ظهور دارد، برتري دادن به مدال و صرف و اختصاص بخش عظيمي از اعتبارات و امكانات در راستاي فربه كردن ساختارهاي فني و با انگيزههاي سياسي، مالي و اجرايي است. در اين شرايط است كه غفلت از رفع نارساييهاي فرهنگي به نحو مقبول، بتدريج آثار خود را نمايان خواهد ساخت. استمرار اين سياست ــ همانند مساله ترافيك ــ ما را ناچار خواهد ساخت كه با پليسي كردن هرچه بيشتر فضاهاي ورزشي، خود را به سقوط تمام عيار فرهنگي نزديكتر كنيم. بايد هرچه زودتر اين سياست كه نتيجه قهري آن افزايش تصاعدي تماشاگران و بروز ناهنجاريهاي فرهنگي است، دست برداريم.
* راهكارها
به نظر نميرسد كه درمان مشكلات فرهنگي ورزشي را بتوان با تكيه بر تواناييهاي فني مديران ورزشي چاره جويي نمود. در اين ميان توجه به سازكارهاي ديگري ضروري است.
نكتهي نخست ــ با سركوب نميتوانيم بيفرهنگي را به فرهنگ تبديل كنيم.
نكتهي دوم ــ اكنون ما در ورزش الگوهاي فرهنگي و رفتاري حداكثري را تبليغ ميكنيم و دائم الگوهايي را ارايه ميكنيم كه اين الگوها رويايي، ايدهآليستي وغير قابل تكرار هستند و يا حداقل كساني كه بخواهند با آن الگوها خودشان را تطبيق دهند، نادر بوده و در حد صفرند. بنابراين بايد در ورزش رعايت الگوهاي فرهنگي و رفتاري حداقلي را انتظار داشته باشيم.
نكتهي سوم ــ حكومت بايد براي تغيير ناهنجاريهاي فرهنگي در ورزش به صورت ريشهاي، به صورت كلان برنامهريزي كرده و آنها را به اجرا درآورد.
نكتهي چهارم ــ اجتناب از برخوردهاي شديد و غيرمنصفانه كميتههاي انضباطي، ضرورتي اجتناب ناپزير است و اتخاذ سياستهاي معتدل و واقعبينانه بايد جايگزين شيوههاي كنوني شود.


