غيبتهایی برای جنايت!
به گزارش ایران، چندي پيش شوهر يك استاد دانشگاه يكي از دانشجويان همسرش را به قتل رساند و روانه زندان شد.
باور ميكنيد كه غيبت و بدگويي ميتواند قتل، خونريزي و انتقامجويي را به همراه داشته باشد؟
وي هنگام بازجويي انگيزه قتل را بدگويي و تهمتزدن نسبت به همسرش از سوي اين دانشجو دانست. وي كه همچنان عصبي و نگران بود با چهرهاي برافروخته گفت: همسرم استاد دانشگاه است چندي پيش وقتي به دنبال همسرم رفتم متوجه شدم عدهاي نسبت به وي بدگويي ميكنند. وقتي حرفهايي را كه هيچ واقعيتي نداشت از آنها شنيدم خونم به جوش آمد تحمل اينكه نسبت به ناموسم بدگويي كنند را نداشتم خصوصاً اينكه همسرم در آنجا نبود تا از خودش دفاع كند. به همين دليل اختيارم را از دست دادم و او را كشتم.
صاحبنظران معتقدند غيبت يك ناهنجاري اجتماعي است كه كسي درباره ديگري سخني نادرست و ناشايست بگويد. هر كسي با تلاش و فعاليتهاي گوناگون ميكوشد تا شخصيت خود را در جامعه حفظ كند. تعرض به شخصيت وي از راه غيبت باعث ميشود شخصيت وي خدشهدار شود و جايگاه خود را از دست دهد و از آنجايي كه فرد در زمان بدگويي امكان دفاع از خود را ندارد در يك فرايند بيآنكه خود آگاه باشد از چشم مردم ميافتد چرا كه آگاه نيست ديگران درباره وي چگونه قضاوت ميكنند.
در قرآن نيز آمده است غيبت و بدگويي باعث گسستگي اجتماعي و درگيري ميان گروهي ميشود چرا كه هنگامي كه افراد جامعه نسبت به ديگري سخنان نادرست و ناخوشايند در پيش بگيرند علاقه و محبت از بين ميرود و در نتيجه همدلي، همكاري و همراهي كمرنگ و احساس تنفر از يكديگر پررنگتر ميشود.
دكتر جعفر باي، محقق و كارشناس آسيبهاي اجتماعي در اين خصوص ميگويد: ريشه بسياري از اقدامات مجرمانه را ميتوان در شنيدههاي منفي كه از ديگران به صورت غيبت مطرح ميشود، جستوجو كرد. بدگويي و غيبت كه عموماً بيان سخني منفي است و از زشتيها و پليديهاي افراد سخن ميگويند باعث ميشود كه قبح اين اعمال زشت در جمع شكسته شود و تكرار غيبت زمينه عاديسازي وقوع جرم را پديد ميآورد و منجر به پذيرش اجتماعي براي آنجام آن ميشود. همچنين وقتي انجام كار بد از سوي ديگران بيان شود ميل به انجام و كسب تجربه را شيطان در وجود انسان پديد ميآورد و فرد را به سوي ارتكاب آن جرم تحريك ميكند تا با انجام آن مزه ارتكاب را دريافت كند.
وي در ادامه ميگويد: يكي از رذايل اخلاقي كه در اسلام به شدت مذمت شده و درجه تنفر از آن را به خوردن گوشت مردار تشبيه كردند غيبت كردن است. اينكه فرد به خود اجازه دهد پشت سر ديگران هر سخني را بگويد و هر حرفي را بزند. طبيعتاً اين اقدام نشان دادن تصوير زشتيهاي اعمال و رفتار كسي است كه هيچگونه رضايتي از بيان كاستيهاي خويش به ديگران ندارد و دوست ندارد كه ديگران در نقاط ضعف وي آشنايي داشته باشند. گاهي اين سخنان زمينههاي تحريك بروز جرم و جنايت را در شنوندگان غيبت فراهم ميكند.
به همين دليل اگر در جمع كسي شروع به بدگويي كرد بهتر است افراد مانع گفتار وي شوند يا اينكه مجلس را ترك كنند در چنين صورتي آنان نيز در تبعات آن سهيم هستند. تأكيد دين مبين اسلام در كنترل و ترك اين رفتار زشت است و علت آن نيز بازتابها و آثار و عوارضي است كه اين رفتار زشت به دنبال خودش در جامعه پديد ميآورد و باعث افزايش جرم و جنايت در سطح شهر ميشود.
غيبت آسيب فردي و اجتماعي است كه گريبان بسياري از افراد را گرفته است. گاهي غيبت و بدگويي افراد از يكديگر، بغض و كينه را در دل آنان ميكارد و حوادث تلخ و ناگواري را رقم ميزند.
جواد جاويدنيا، قاضي دادگستري مشهد ميگويد: درگيريهاي فردي و گروهي، نزاع دستهجمعي، قتل و... از عوامل و آسيبهاي بدگويي است چرا كه وقتي فرد يا گروهي در خانه، خيابان، محل كار و... پشت سر ديگري حرف ميزنند، معايبش را بيان ميكنند يا ادايش را درميآورند و صدايش را تقليد ميكنند و... هنگامي كه به گوش آن شخص ميرسد يك شوك به وي وارد ميشود و به دليل عدم كنترل رفتاري و رواني از شدت عصبانيت، گاهي دست به جرايمي ميزند كه ميتواند حوادث ناگواري را در پي داشته باشد.
كينهجويي و انتقام يكي از راههاي بروز پرخاشگري است كه ميتواند عليه جسم فرد يا عليه اموال وي باشد.
در يكي از پروندهها، مجرم هنگام دستگيري انگيزهاش براي به آتش كشيدن اموال و خانه دوستش را بدگويي از خواهرش عنوان كرد و گفت: وقتي يكي از دوستانم به من خبر داد كه شب گذشته در جمعي دوستانم پشت سر خواهرم صحبت كردند و جريان ازدواج قبلي وي را فاش كردند خيلي ناراحت شدم چرا كه با حرفهايشان شخصيت خواهرم را زير سوال برده بودند و از وي بدگويي كرده بودند من نيز كنترلم را از دست دادم، كينه به دلم نشست. حس كينه و انتقام در وجودم ريشه دواند و در يك نقشه طراحي شده خانه دوستم را به آتش كشيدم تا برايش درس عبرتي شود كه ديگر درباره خواهرم بدگويي نكند.
جواد جاويدنيا ميگويد: آثار غيبت و بدگويي به شخص بيشتر وارد ميشود و حس انتقامجويي در لطمات روحي را بيشتر مشاهده ميكنيم. به عنوان نمونه وقتي افرادي با يكديگر درگير ميشوند و دعواي فيزيكي ميان آنها بهوجود ميآيد فرد آسيب كمتري نسبت به از پشت خنجر زده شدن ميبيند چرا كه وقتي در جمع حضور نداشته باشد تا از خودش دفاع كند و آبرو، حيثيت و معايبش را از دست رفته ببيند عكسالعمل شديدي از خود نشان ميدهد.
اين قاضي دادسرا درباره راههاي پيشگيري از بدگويي و كاهش جرم و جنايت ميگويد: خود شنونده با توانايي و هوشش ميتواند از افزايش و بروز جرم و جنايات جلوگيري كند به اينگونه كه هنگامي كه در محيط بدگويي و غيبت قرار گرفت، حتي اگر نتوانست همان لحظه جلسه را ترك كند يا به صرافت غيبتكننده را از كارش بازدارد ميتواند با زيركي، مدار سخن را تغيير دهد و محور بحث را به سمت ديگري سوق دهد تا فضا از آن حالت خارج شود.


