جای خالی امور پرورشی و دینی در سالهایی که گذشت
طاهره صاحب الزمانی
نظام تربیتی اسلام بر تفکر صحیح استوار است و مقصد آن است که تربیت شدگان این نظام اهل تفکر صحیح باشند و پیوسته بیندیشند؛ چنانکه آن نمونهٔ اعلایی که همه جهت گیریهای تربیتی باید به سوی او باشد این گونه عمل میکرد از امام مجتبی (ع) از هند ابن أبی هاله تمیمی آمده است: «رسول خدا همواره تفکر میکرد». بنابراین سیر تربیت باید به صورتی باشد که متربّی به تفکر صحیح راه یابد و اندیشیدن درست شاکلهٔ او شود تا زندگی حقیقی به او رخ نماید. زیرا نیروهای باطنی انسان و حیات حقیقی او با تفکر فعال میشود و با گشودن دریچه تفکر درهای حکمت و راهیابی به حقیقت بر او گشوده میشود. از این رو در اسلام تفکر، زندگی دل و حیات قلب معرفی شده است. زیرا انسانیت انسان و ادراک او از عالم و آدم و پروردگار عالمیان و اتصالی که با حق برقرار میکند به نحو تفکر اوست. با تفکر قوای درونی انسان شکوفا میشود و زمینهٔ حرکت کمالی او فراهم میشود.
امام خمینی میفرماید: «تفکر مفتاح ابواب معارف و کلید خزائن کمالات و علوم است. و مقدمهٔ لازمه حتمیهٔ سلوک انسانیت است». از نظر علامه طباطبائی: «زندگی انسان یک زندگی فکری است و جز با ادراک که فکر مینامیم قوام نمییابد و از لوازم بنای زندگی بر فکر این است که هرچه پایبند باشیم و در هر راه رفته شده و یا ابتدائی که قدم برداریم، زندگی پابرجا مربوط به فکر صحیح و قیم و مبتنی به آن است و به هر اندازه که فکر صحیح باشد و از آن بهره گرفته شود، زندگی هم قوام و استقامت خواهد داشت. تفکر تجزیه و تحلیل معلوماتی است که ذهن اندوخته است. تفکر سیر در فراوردههایی است که ابتدائاً برای ذهن پیدا شده است.
اهل منطق فکر را چنین تعریف میکنند: فکر عبارت است از اجرای عملیات عقلی در معلومات موجود برای رسیدن به مطلوب و مطلوب همان علم به مجهول غائب است. انسان هیچ وقت خالی و فارغ از تفکر نیست، و از همین روست که میگوئیم تفکر فطری انسان است و قرآن انسان را به روش فطری صحیح تفکری میخواند و سبک خود قرآن و سیرهٔ معصومین چنین است. در انسان گرایش فطری به حقیقت جوئی و کشف واقعیتها- آن سان که هستند- و درک حقایق اشیا وجود دارد. یعنی انسان میخواهد جهان را و هستی اشیا را آنچنان که هستند دریابد.
تفکر در نظام کنونی آموزش وپرورش چه جایگاهی دارد؟
ضرورت تعلیم و تربیت:
تعلیم و تربیت صحیح میتواند فرد را به اوج ارزشها برساند و یا اینکه وی را به سقوط بکشاند. تعلیم و تربیت از آغاز زندگی بشر بر فراز کره خاکی و تصرف او در طبیعت و تاثیر وی در جامعه وجود داشته است و همواره شناسایی نیازهای مادی و معنوی انسان و روش ارضای آنها از طریق تعلیم و تربیت به دست میآمده و به نسل بعد منتقل شده است، تا رفته رفته دامنهٔ این شناخت به رشد و تکنولوژی امروز رسیده است. تعلیم و تربیت (اعم از رسمی و غیر رسمی، عمدی و غیر عمدی) نه تنها میتواند در رشد اخلاقی، عقلانی، رفتاری حتی جسمانی فرد موثر باشد بلکه وسیلهای است در جهت رفع نیازهای حقیقی و مصالح اجتماعی به شمار میآید، یعنی نقش تعلیم نه تنها در عینیت بخشیدن به زندگی مادی و معنوی فرد متوقف و محدود نمیشود، بلکه تمام شئون اجتماعی او را در برمیگیرد و عامل رشد و تحول اساسی جامعه میگردد.
لذا مشخصه یک جامعهٔ سالم و رشد یافته، تنها داشتن موقعیت جغرافیایی خوب و معادن متنوع و منابع مالی نیست بلکه نظام تعلیم و تربیت زنده و مترقی است که انسانهایی آزاده و مستقل، خلاق، مبتکر و تلاشگر میسازد تا جامعه را در زمینههای علوم، صنایع، اقتصاد، سیاست و غیره از عقب ماندگی نجات دهند، زیرا همهٔ اصلاحات و فعالیتها، به وسیله اندیشه و تلاش انسان انجام میگیرد.
پس سعادت و تکامل انسان، نیازمند تلاش و توجه و حرکت است، و اگر او را رها کنند و به خود واگذارند، انحطاطش شروع میشود.
یکی از عوامل دیگری که ضرورت تعلیم و تربیت را شدت میبخشد، و از آن ویژگی تأثیر پذیری انسان و سرایت عقاید و عادات و به طور کلی فرهنگ یک جامعه به معاصران و نسلهای آینده است. براین اساس تاثیر تعلیم و تربیت، مثبت یا منفی در انسان جنبهٔ تصاعدی مییابد و علاوه بر خانواده و فامیل میتواند جامعهای را در عصری تحت تأثیر قرار دهد و در طول قرنها از نسلی به نسل دیگر منتقل شود یا تمدنی را ایجاد کند و یا از بین ببرد. در زندگی معاصر دلایل فراوانی موجب شده است که تعلیم و تربیت اهمیت بیشتری پیدا کند از جمله:
۱- دگرگونیهای علم و صنعت و گسترش و رشد تمدن و نیاز به تخصص و مهارتها و تواناییهای جدید برای داشتن روابط اجتماعی صحیح و توان رقابت و موفقیت در کار و مدیریت اجتماعی.
۲- صنعتی شدن زندگی بشر و تغییر شیوهٔ زندگی از سنتی به مدرن و لزوم یادیگری این شیوه از زندگی نحوهٔ استفاده از تولیدات جدید و نتایج حاصله از علوم تجربی.
۳- تهدید سرنوشت بشر به وسیلهٔ بحرانهای روحی، ضایعات اخلاقی تبلیغات گمراه کننده و نابسامانیهای زجر دهنده تمدن جدید انسانی و افزایش دائمی و مستمر آنها با توجه به انعکاس سریع حوادث و ارتباطات جهانی و تبدیل شدن جهان به دهکدهٔ جهانی.
۴- نارساییهای مکتبهای تربیتی موجود در حل بحرانها و نابسامانیهای اسفبار انسانها زیرا که دانشمندان و فیلسوفان تربیتی امروز با تکیه بر علم تجربی و علم مداری و اندیشههای الحادی از رهنمودهای منابع آسمانی و وحی الهی محروم شدهاند و نظام تربیتی با خلائی موهوم روبرو شده است. لذا یک مکتب تربیتی مبتنی بر علم و وحی و جامع و فراگیر برای نجات جامعه بشری ضرورت پیدا میکند.
تعلیم و تربیت در ایران باستان:
تمدن ایرانی تاریخی بسیار طولانی دارد و چنانکه از تحقیقات باستانشناسان و مورخان بر میآید قریب به پنج هزار سال پیش از میلاد اقوامی در فلات ایران زندگی میکردهاند که از تمدن و فرهنگ نسبتاً پیشرفتهای بهرهمند بودند. اقوام آریایی نیز در حدود دو هزار و پانصد سال تا یازده قرن پیش از میلاد به این سرزمین کوچ کردند و تمدنی را بنیان نهادند که به تمدن آریایی معروف است. برای پی بردن به هدفها و تشکیلات و روشهای آموزش و پرورش در ایران باستان در حقیقت باید علاوه بر عقاید دینی به وضع اجتماعی و سیاسی این دوران نیز توجه داشت به علاوه باید نهاد تربیتی را در دورههای مختلف مانند دورهٔ هخامنیشی، اشکانی و ساسانی به طور جداگانه مطالعه کرد. که پرداختن به همهٔ این جزئیات، مجال و امکان نیست لذا مختصری دربارهٔ هدفها و روشهای آموزش و پرورش بسنده میکنیم.
اگر دین ایرانیان باستان را دین زرتشت بدانیم و آئینهای دیگری را نیز که تا نفوذ اسلام در ایران به وجود آمده متاثر از دین زرتشت بشماریم، میتوانیم بگوییم درهمهٔ این دورهها نخستین آموزشگاه پس از خانواده آتشکدهها بود و پیشوایان دینی پس از پدرو مادر نخستین آموزگاران به شمار میآمدند و مهمترین برنامه نیز آموزشهای دینی بود. در دین زرتشت، پیروزی اندیشهٔ نیک، گفتار نیک و کردار نیک است که سه اصل مهم این دین به شمار میآید. به این ترتیب هدف اصلی آموزش و پرورش آماده کردن کودکان و جوانان برای اجرای اصول سه گانهٔ مذکور است. هدف دیگر آموزش و پرورش انجام وظیفه در خانه و کشور است. تربیت در ایران باستان به سه منظور بوده است:
۱- خدمت به اجتماع.
۲- خدمت به خانواده و رفع مسئولیت از پدر و مادر.
۳- بهبودی حال و برتری بر دیگران.
بنابراین میتوان گفت که هدف اساسی همان تربیت دینی و اخلاقی است که به صورت انجام دادن وظایف خانوادگی و اجتماعی و پیشرفت شخصی تحقق مییابد. سازمان آموزش و پرورش در طی چندین هزار سال به یک حال نبوده است پس نمیتوان گفت که سازمان واحدی در این دوره وجود داشته است اما خانواده و آتشکده و آموزشگاههای دربار مراکز مهم تعلیم و تربیت در این دوره به شمار میآمدهاند.
در دولتهای نهم و دهم بیشترین لطمه پرورشی به بدنه ونظام تعلیم وتربیت ایران وارد شد و فاجعه آنجا رخ مینماید که قربانیان این امر آینده سازان میهن اسلامیمان هستند!
اگر کارنامه پرورشی را با دقت نگاه کنیم، آنچه مشاهده میشود عبارتند از:
۱-مدیران ناآگاه به مسائل دینی وبدون انگیزه در ایجاد تحول پرورشی در بین دانش آموزان
۲-جای خالی نخبگان وافراد ی که دارای ایدههای برتر دینی هستند کاملا ملموس است
۳-معلمانی که دارای سمت پرورشی مشغول به کار میشوند بعضا دارای توانمندی خاص این موضوع نیستند واز رشتههایی مغایر با این امر برخوردارند!
۴-امور پرورشی فقط معطوف به مسابقات رنگارنگی است که با ارائه آمار وارقام میخواهد جایگاه ارتقایی پیدا کند!
۵-دانش آموز با دید باز به سمت دین اسلام میرود یا با تردید، به وقت نماز چه تعداد دانش آموز در نماز خانه حاضر میشود؟ و معضلات دیگری که اگر پژوهشگران دراین حوزه وارد شوند، بسیار بهتر میتوانند موارد دیگری رانیز به این موارد بیفزایند.
آیا تحول در آموزش وپرورش با تغییر چند کتاب درسی اتفاق خواهد افتاد یا با نگرش کلی در همه امور؟
باید باور کرد که عمده مشکلات فرهنگی کشور ریشه در امور پرورشی آموزش وپرورش دارد!
تلاش دشمن تأثیرگذاری بر هویت ملتها است ایجاد جهان بینی همراه با تردید نسبت به فرهنگ خودی و بیگانه نمودن آن در رفتار و افکار انسانها مطابق بر اهداف خودشان با استفاده از ابزارهای نوین. تغییر الگوهای رفتاری همراه با تهدید به شکلی غیر محسوس و نامرئی در اندیشهها و باورها در سطح همه، افراد جامعه. مقام معظم رهبری میفرمایند: «دشمن از راه اشاعه، فرهنگ غلط فساد و فحشاء سعی میکند جوانهای ما را از دست ما بگیرد کاری که از لحاظ فرهنگی دشمن میکند نه تنها یک تهاجم فرهنگی بلکه باید گفت یک «شبیخون فرهنگی» یک «غارت فرهنگی» و «یک قتل عام فرهنگی» است امروز دشمن دارد این کاررا با ما میکند.
دشمن با تمام قدرت برای جدایی نسل امروز از دین وارد صحنه شده است، دشمن با استفاده از مؤلفههای مختلف درصدد جدایی دانشآموزان از اسلام و ارزشهای دین است که به واسطه این توطئه، ایجاد تحول پرورشی در آموزش وپرورش بسیار مهم است. که امید آن داریم در دولت آینده به این مهم توجه خاصی شود.
امام خمینی میفرماید: «تفکر مفتاح ابواب معارف و کلید خزائن کمالات و علوم است. و مقدمهٔ لازمه حتمیهٔ سلوک انسانیت است». از نظر علامه طباطبائی: «زندگی انسان یک زندگی فکری است و جز با ادراک که فکر مینامیم قوام نمییابد و از لوازم بنای زندگی بر فکر این است که هرچه پایبند باشیم و در هر راه رفته شده و یا ابتدائی که قدم برداریم، زندگی پابرجا مربوط به فکر صحیح و قیم و مبتنی به آن است و به هر اندازه که فکر صحیح باشد و از آن بهره گرفته شود، زندگی هم قوام و استقامت خواهد داشت. تفکر تجزیه و تحلیل معلوماتی است که ذهن اندوخته است. تفکر سیر در فراوردههایی است که ابتدائاً برای ذهن پیدا شده است.
اهل منطق فکر را چنین تعریف میکنند: فکر عبارت است از اجرای عملیات عقلی در معلومات موجود برای رسیدن به مطلوب و مطلوب همان علم به مجهول غائب است. انسان هیچ وقت خالی و فارغ از تفکر نیست، و از همین روست که میگوئیم تفکر فطری انسان است و قرآن انسان را به روش فطری صحیح تفکری میخواند و سبک خود قرآن و سیرهٔ معصومین چنین است. در انسان گرایش فطری به حقیقت جوئی و کشف واقعیتها- آن سان که هستند- و درک حقایق اشیا وجود دارد. یعنی انسان میخواهد جهان را و هستی اشیا را آنچنان که هستند دریابد.
تفکر در نظام کنونی آموزش وپرورش چه جایگاهی دارد؟
ضرورت تعلیم و تربیت:
تعلیم و تربیت صحیح میتواند فرد را به اوج ارزشها برساند و یا اینکه وی را به سقوط بکشاند. تعلیم و تربیت از آغاز زندگی بشر بر فراز کره خاکی و تصرف او در طبیعت و تاثیر وی در جامعه وجود داشته است و همواره شناسایی نیازهای مادی و معنوی انسان و روش ارضای آنها از طریق تعلیم و تربیت به دست میآمده و به نسل بعد منتقل شده است، تا رفته رفته دامنهٔ این شناخت به رشد و تکنولوژی امروز رسیده است. تعلیم و تربیت (اعم از رسمی و غیر رسمی، عمدی و غیر عمدی) نه تنها میتواند در رشد اخلاقی، عقلانی، رفتاری حتی جسمانی فرد موثر باشد بلکه وسیلهای است در جهت رفع نیازهای حقیقی و مصالح اجتماعی به شمار میآید، یعنی نقش تعلیم نه تنها در عینیت بخشیدن به زندگی مادی و معنوی فرد متوقف و محدود نمیشود، بلکه تمام شئون اجتماعی او را در برمیگیرد و عامل رشد و تحول اساسی جامعه میگردد.
لذا مشخصه یک جامعهٔ سالم و رشد یافته، تنها داشتن موقعیت جغرافیایی خوب و معادن متنوع و منابع مالی نیست بلکه نظام تعلیم و تربیت زنده و مترقی است که انسانهایی آزاده و مستقل، خلاق، مبتکر و تلاشگر میسازد تا جامعه را در زمینههای علوم، صنایع، اقتصاد، سیاست و غیره از عقب ماندگی نجات دهند، زیرا همهٔ اصلاحات و فعالیتها، به وسیله اندیشه و تلاش انسان انجام میگیرد.
پس سعادت و تکامل انسان، نیازمند تلاش و توجه و حرکت است، و اگر او را رها کنند و به خود واگذارند، انحطاطش شروع میشود.
یکی از عوامل دیگری که ضرورت تعلیم و تربیت را شدت میبخشد، و از آن ویژگی تأثیر پذیری انسان و سرایت عقاید و عادات و به طور کلی فرهنگ یک جامعه به معاصران و نسلهای آینده است. براین اساس تاثیر تعلیم و تربیت، مثبت یا منفی در انسان جنبهٔ تصاعدی مییابد و علاوه بر خانواده و فامیل میتواند جامعهای را در عصری تحت تأثیر قرار دهد و در طول قرنها از نسلی به نسل دیگر منتقل شود یا تمدنی را ایجاد کند و یا از بین ببرد. در زندگی معاصر دلایل فراوانی موجب شده است که تعلیم و تربیت اهمیت بیشتری پیدا کند از جمله:
۱- دگرگونیهای علم و صنعت و گسترش و رشد تمدن و نیاز به تخصص و مهارتها و تواناییهای جدید برای داشتن روابط اجتماعی صحیح و توان رقابت و موفقیت در کار و مدیریت اجتماعی.
۲- صنعتی شدن زندگی بشر و تغییر شیوهٔ زندگی از سنتی به مدرن و لزوم یادیگری این شیوه از زندگی نحوهٔ استفاده از تولیدات جدید و نتایج حاصله از علوم تجربی.
۳- تهدید سرنوشت بشر به وسیلهٔ بحرانهای روحی، ضایعات اخلاقی تبلیغات گمراه کننده و نابسامانیهای زجر دهنده تمدن جدید انسانی و افزایش دائمی و مستمر آنها با توجه به انعکاس سریع حوادث و ارتباطات جهانی و تبدیل شدن جهان به دهکدهٔ جهانی.
۴- نارساییهای مکتبهای تربیتی موجود در حل بحرانها و نابسامانیهای اسفبار انسانها زیرا که دانشمندان و فیلسوفان تربیتی امروز با تکیه بر علم تجربی و علم مداری و اندیشههای الحادی از رهنمودهای منابع آسمانی و وحی الهی محروم شدهاند و نظام تربیتی با خلائی موهوم روبرو شده است. لذا یک مکتب تربیتی مبتنی بر علم و وحی و جامع و فراگیر برای نجات جامعه بشری ضرورت پیدا میکند.
تعلیم و تربیت در ایران باستان:
تمدن ایرانی تاریخی بسیار طولانی دارد و چنانکه از تحقیقات باستانشناسان و مورخان بر میآید قریب به پنج هزار سال پیش از میلاد اقوامی در فلات ایران زندگی میکردهاند که از تمدن و فرهنگ نسبتاً پیشرفتهای بهرهمند بودند. اقوام آریایی نیز در حدود دو هزار و پانصد سال تا یازده قرن پیش از میلاد به این سرزمین کوچ کردند و تمدنی را بنیان نهادند که به تمدن آریایی معروف است. برای پی بردن به هدفها و تشکیلات و روشهای آموزش و پرورش در ایران باستان در حقیقت باید علاوه بر عقاید دینی به وضع اجتماعی و سیاسی این دوران نیز توجه داشت به علاوه باید نهاد تربیتی را در دورههای مختلف مانند دورهٔ هخامنیشی، اشکانی و ساسانی به طور جداگانه مطالعه کرد. که پرداختن به همهٔ این جزئیات، مجال و امکان نیست لذا مختصری دربارهٔ هدفها و روشهای آموزش و پرورش بسنده میکنیم.
اگر دین ایرانیان باستان را دین زرتشت بدانیم و آئینهای دیگری را نیز که تا نفوذ اسلام در ایران به وجود آمده متاثر از دین زرتشت بشماریم، میتوانیم بگوییم درهمهٔ این دورهها نخستین آموزشگاه پس از خانواده آتشکدهها بود و پیشوایان دینی پس از پدرو مادر نخستین آموزگاران به شمار میآمدند و مهمترین برنامه نیز آموزشهای دینی بود. در دین زرتشت، پیروزی اندیشهٔ نیک، گفتار نیک و کردار نیک است که سه اصل مهم این دین به شمار میآید. به این ترتیب هدف اصلی آموزش و پرورش آماده کردن کودکان و جوانان برای اجرای اصول سه گانهٔ مذکور است. هدف دیگر آموزش و پرورش انجام وظیفه در خانه و کشور است. تربیت در ایران باستان به سه منظور بوده است:
۱- خدمت به اجتماع.
۲- خدمت به خانواده و رفع مسئولیت از پدر و مادر.
۳- بهبودی حال و برتری بر دیگران.
بنابراین میتوان گفت که هدف اساسی همان تربیت دینی و اخلاقی است که به صورت انجام دادن وظایف خانوادگی و اجتماعی و پیشرفت شخصی تحقق مییابد. سازمان آموزش و پرورش در طی چندین هزار سال به یک حال نبوده است پس نمیتوان گفت که سازمان واحدی در این دوره وجود داشته است اما خانواده و آتشکده و آموزشگاههای دربار مراکز مهم تعلیم و تربیت در این دوره به شمار میآمدهاند.
در دولتهای نهم و دهم بیشترین لطمه پرورشی به بدنه ونظام تعلیم وتربیت ایران وارد شد و فاجعه آنجا رخ مینماید که قربانیان این امر آینده سازان میهن اسلامیمان هستند!
اگر کارنامه پرورشی را با دقت نگاه کنیم، آنچه مشاهده میشود عبارتند از:
۱-مدیران ناآگاه به مسائل دینی وبدون انگیزه در ایجاد تحول پرورشی در بین دانش آموزان
۲-جای خالی نخبگان وافراد ی که دارای ایدههای برتر دینی هستند کاملا ملموس است
۳-معلمانی که دارای سمت پرورشی مشغول به کار میشوند بعضا دارای توانمندی خاص این موضوع نیستند واز رشتههایی مغایر با این امر برخوردارند!
۴-امور پرورشی فقط معطوف به مسابقات رنگارنگی است که با ارائه آمار وارقام میخواهد جایگاه ارتقایی پیدا کند!
۵-دانش آموز با دید باز به سمت دین اسلام میرود یا با تردید، به وقت نماز چه تعداد دانش آموز در نماز خانه حاضر میشود؟ و معضلات دیگری که اگر پژوهشگران دراین حوزه وارد شوند، بسیار بهتر میتوانند موارد دیگری رانیز به این موارد بیفزایند.
آیا تحول در آموزش وپرورش با تغییر چند کتاب درسی اتفاق خواهد افتاد یا با نگرش کلی در همه امور؟
باید باور کرد که عمده مشکلات فرهنگی کشور ریشه در امور پرورشی آموزش وپرورش دارد!
تلاش دشمن تأثیرگذاری بر هویت ملتها است ایجاد جهان بینی همراه با تردید نسبت به فرهنگ خودی و بیگانه نمودن آن در رفتار و افکار انسانها مطابق بر اهداف خودشان با استفاده از ابزارهای نوین. تغییر الگوهای رفتاری همراه با تهدید به شکلی غیر محسوس و نامرئی در اندیشهها و باورها در سطح همه، افراد جامعه. مقام معظم رهبری میفرمایند: «دشمن از راه اشاعه، فرهنگ غلط فساد و فحشاء سعی میکند جوانهای ما را از دست ما بگیرد کاری که از لحاظ فرهنگی دشمن میکند نه تنها یک تهاجم فرهنگی بلکه باید گفت یک «شبیخون فرهنگی» یک «غارت فرهنگی» و «یک قتل عام فرهنگی» است امروز دشمن دارد این کاررا با ما میکند.
دشمن با تمام قدرت برای جدایی نسل امروز از دین وارد صحنه شده است، دشمن با استفاده از مؤلفههای مختلف درصدد جدایی دانشآموزان از اسلام و ارزشهای دین است که به واسطه این توطئه، ایجاد تحول پرورشی در آموزش وپرورش بسیار مهم است. که امید آن داریم در دولت آینده به این مهم توجه خاصی شود.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۵
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



