چرا باید از تأسیس دانشگاه توسط احمدینژاد استقبال کنیم؟
ما استاد فرصتسوزی هستیم و فرصتها را به آسانی تبدیل به تهدید میکنیم. پس از دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، میتوانستیم از توان وی برای اداره مرکز ملی گفتوگوی تمدنها استفاده کنیم، ولی با تنگنظری او را به بیرون راندیم. اکنون هم نوبت احمدینژاد است که خانهنشینش کنیم؛ اما به چه قیمتی؟

شب گذشته، محمود احمدی نژاد در برنامه زنده تلویزیونی از تأسیس دانشگاه و علاقهاش به کار در حوزه علمی و تلاش برای توسعه فناوری در کشور پس از پایان دوره ریاست جمهوریاش سخن گفت.
به گزارش «تابناک»، سخنان رئیس جمهور ایران در این باره به جای اینکه مورد استقبال رسانهها قرار گیرد، مورد انتقاد برخی از رسانهها قرار گرفت و به گونه گون به گرفتن مجوز دانشگاه توسط محمود احمدینژاد انتقاد کردند؛ انتقاداتی که به نظر نمیرسید از سر انصاف باشد!
محمود احمدینژاد به عنوان کسی که هشت سال رئیس جمهور و پیش از آن هم استاد دانشگاه علم و صنعت بوده است، طبیعتا پس از پایان دوره ریاستجمهوریاش نمیتواند از همه عرصهها کنارهگیری کند. بازگشت احمدینژاد به دانشگاه اگر هنوز به سن بازنشستگی نرسیده باشد، کمترین کاری است که او میتواند بکند، البته اگر برخی از رسانهها اجازه این کمترین کار را هم به وی بدهند!
اما مگر راهاندازی دانشگاه و یک نهاد علمی و آموزشی، با تجربیاتی که رئیس جمهوری کنونی از هشت سال کار اجرایی و سالها کار علمی در دانشگاه به دست آورده است، نکتهای منفی در دل خود دارد؟ فرض کنید یک رئیس جمهور پس از هشت سال کار اجرایی کلان، به این نتیجه رسیده باشد که یکی از حلقههای مفقوده توسعه کشور، توسعه علمی بوده باشد و تشخیص دهد با ساخت یک دانشگاه بتواند تا اندازهای این خلأ را جبران کند؛ این کار چه اشکالی دارد؟
مثلا اگر اجازه میدانند سید محمد خاتمی به صورت کارآمد پس از دوران ریاست جمهوری، مرکز گفتوگوی تمدنها را اداره میکرد و در چهارچوبهای نظام، توانایی خود در ارتباطگیری با شخصیتهای موثر بینالمللی را انجام میداد، اکنون وضعیت روابط خارجی ایران، حداقل در بین گروه زیادی از نخبگان دینی و غیر دینی دنیا این گونه نبود. تلاشهای خاتمی در آن سازمان میتوانست، اجماع منطقهای و بینالمللی به نفع ایران و ایرانیان را زیاد کرده و همراستا با دیپلماسی رسمی، نوعی دیپلماسی غیر رسمی را برای ایرانیان به ارمغان آورد. اما مگر گذاشتند که وی این مهم را به انجام برساند؟
رئیس جمهور سابق ایران گرفتار این تنگنظریها شد و از کاری که خود در عرصه جهانی آغاز کرده و مورد عنایت جامعه جهانی هم قرار گرفته بود، باز ماند. نگذاریم سرنوشت خاتمی هم برای احمدینژاد تکرار شود. اجازه ندهیم مردانی که هشت سال ایران را اداره کردند، خانهنشین و گوشهنشین شوند.
تمایل آنان برای کار در حوزههای تخصصی خودشان را پاس بداریم. نترسیم از این که ممکن است نهادهای آنان، محلی برای تشکیلاتسازی شود؛ که اگر هم شود کشور ضرری نکرده و جامعه را به سمت عقلانیت هدایت کنیم.
پس از دانشگاهی بینالمللی که برای توسعه این کشور تأسیس میشود، استقبال کنیم. از کنار تجربیات رؤسای جمهور ایران به سادگی نگذریم.
به گزارش «تابناک»، سخنان رئیس جمهور ایران در این باره به جای اینکه مورد استقبال رسانهها قرار گیرد، مورد انتقاد برخی از رسانهها قرار گرفت و به گونه گون به گرفتن مجوز دانشگاه توسط محمود احمدینژاد انتقاد کردند؛ انتقاداتی که به نظر نمیرسید از سر انصاف باشد!
محمود احمدینژاد به عنوان کسی که هشت سال رئیس جمهور و پیش از آن هم استاد دانشگاه علم و صنعت بوده است، طبیعتا پس از پایان دوره ریاستجمهوریاش نمیتواند از همه عرصهها کنارهگیری کند. بازگشت احمدینژاد به دانشگاه اگر هنوز به سن بازنشستگی نرسیده باشد، کمترین کاری است که او میتواند بکند، البته اگر برخی از رسانهها اجازه این کمترین کار را هم به وی بدهند!
اما مگر راهاندازی دانشگاه و یک نهاد علمی و آموزشی، با تجربیاتی که رئیس جمهوری کنونی از هشت سال کار اجرایی و سالها کار علمی در دانشگاه به دست آورده است، نکتهای منفی در دل خود دارد؟ فرض کنید یک رئیس جمهور پس از هشت سال کار اجرایی کلان، به این نتیجه رسیده باشد که یکی از حلقههای مفقوده توسعه کشور، توسعه علمی بوده باشد و تشخیص دهد با ساخت یک دانشگاه بتواند تا اندازهای این خلأ را جبران کند؛ این کار چه اشکالی دارد؟
مثلا اگر اجازه میدانند سید محمد خاتمی به صورت کارآمد پس از دوران ریاست جمهوری، مرکز گفتوگوی تمدنها را اداره میکرد و در چهارچوبهای نظام، توانایی خود در ارتباطگیری با شخصیتهای موثر بینالمللی را انجام میداد، اکنون وضعیت روابط خارجی ایران، حداقل در بین گروه زیادی از نخبگان دینی و غیر دینی دنیا این گونه نبود. تلاشهای خاتمی در آن سازمان میتوانست، اجماع منطقهای و بینالمللی به نفع ایران و ایرانیان را زیاد کرده و همراستا با دیپلماسی رسمی، نوعی دیپلماسی غیر رسمی را برای ایرانیان به ارمغان آورد. اما مگر گذاشتند که وی این مهم را به انجام برساند؟
رئیس جمهور سابق ایران گرفتار این تنگنظریها شد و از کاری که خود در عرصه جهانی آغاز کرده و مورد عنایت جامعه جهانی هم قرار گرفته بود، باز ماند. نگذاریم سرنوشت خاتمی هم برای احمدینژاد تکرار شود. اجازه ندهیم مردانی که هشت سال ایران را اداره کردند، خانهنشین و گوشهنشین شوند.
تمایل آنان برای کار در حوزههای تخصصی خودشان را پاس بداریم. نترسیم از این که ممکن است نهادهای آنان، محلی برای تشکیلاتسازی شود؛ که اگر هم شود کشور ضرری نکرده و جامعه را به سمت عقلانیت هدایت کنیم.
پس از دانشگاهی بینالمللی که برای توسعه این کشور تأسیس میشود، استقبال کنیم. از کنار تجربیات رؤسای جمهور ایران به سادگی نگذریم.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۳۴۷
انتشار یافته: ۱۸
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۳:۳۵ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۷
ناشناس
| ۱۴:۲۶ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۷
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



