صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
ادامه افراط وتفريط در فوتبال ايران؛

پيرواني و عنصري به‌نام زمان

کد خبر: ۳۳۴۸۴
| |
2098 بازدید

با اين كه در صلاحيت غلامحسين پيرواني براي سرمربيگري تيم ملي اميد فوتبال ايران ترديدي وجود ندارد و او در 8 سال اخير ضمن هدايت تيم مقاومت سپاسي همواره جوانان تازه و سزاواري را به فوتبال معرفي كرده و پيشينه كار مربيگري او و تربيت جوانان بيش از 20 سال را در بر مي‌گيرد به نظر مي‌رسد يك عامل مهم در انتخاب وي ، هماهنگي او با علي دايي بوده است و بهتر بگوييم فدراسيون فوتبال كسي را برگزيده كه مطمئن باشد ، يك‌تنه و بدون قبول داشتن اين و آن كار نمي‌كند و در آينده روبه‌روي تيم ملي بزرگسالان و مربي آن نخواهد ايستاد.

به نوشته جام‏ جم، اگر اين فرضيه را بپذيريم، پيرواني مردي است كه به خاطر غيرمنتظره بودن انتصابش به اين سمت قدر آن را نيك مي‌داند و بنابراين در راه حفظ آن ضوابط فدراسيون را كه اولين آن حركت زير سايه تيم ملي بزرگسالان و رعايت حال دايي است، مراعات و اجرا خواهد كرد.

حتي اگر اين مورد را فقط يك فرض ثابت نشده و يك گمان نسبي بدانيم (هرچند مهدي تاج بر اين‌كه هماهنگي يادشده از عوامل اصلي گزينش پيرواني بوده، تاكيد و به اين مساله اعتراف مي‌كند) مجبوريم چند نكته مهم را يادآور شويم؛ يكي زمان انتصاب سرمربي تيم ملي اميد است كه هرچند به خاطر زود بودن، فرصت بيشتري را در اختيار او مي‌گذارد، اما به نظر مي‌رسد كه ماجراي افراط و تفريط در فوتبال ما يك بار ديگر رعايت و اجرا شده است و اگر در گذشته از اين طرف پشت‌بام به زمين مي‌افتاديم، اين بار داريم از آن طرف به پايين پرت مي‌شويم.

تا بازي‌هاي آسيايي گوانگ‌‌جو كه تيم ملي اميد ايران بايد در آن شركت كند، 20 ماه و تا المپيك لندن كه ايران قصد رسيدن به آن را دارد، 28 ماه تا مرحله مقدماتي و 3 سال و نيم تا مرحله نهايي مانده و معلوم نيست آيا تيم اصلا اين همه مدت و تا به اين اندازه برنامه و فعاليت دارد كه مربي‌اش بايد حالا و در اين فاصله بعيد تا آن رقابت‌ها گزينش شود؟ آيا تصور نمي‌شود كه اين انتخاب بيش از حد زودهنگام مقداري قدم‌ها را كند و دل‌ها را سرد مي‌كند و چون فعاليت عاجلي در پيش نيست، مربي اميد نيز وقت قابل توجهي را به بطالت خواهد گذراند؟ اهميت و شدت اين قضيه به حدي است كه حتي خود شاغلام با حقيقت‌جويي هميشگي‌اش بعد از انتصاب فوق گفت كه هرچند به جزئيات توافق سران باشگاه مقاومت و مديران فدراسيون پايبند است، ارجح آن است كه به دليل عدم امكان تشكيل تيم اميد در حال حاضر و شدت و حدت داشتن مسابقات ليگ، فعلا هيچ دعوتي صورت نپذيرد و او هم تا پايان فصل در باشگاهش بماند.

برادر او اميرحسين پيرواني از اين هم فراتر رفت و بصراحت گفت كه از برادرش اجازه گرفته است تا پايان ليگ در سايپا بماند و فقط در آن تاريخ به تيم اميد كوچ كند.

ملاحظه حال ديگران

فلسفه وجودي هر انتصابي اين است كه يك مربي بتواند نيروهايش را فراخواند و در يك دوران خاص با آنها كار كند، اما به نظر مي‌رسد اين مشخصه و شرايط آن براي غلام پيرواني و تيم اميد بدرستي مشخص نيست.

او بايد تا پايان خرداد 88 هم ملاحظه باشگاه‌ها را بكند و هم ملاحظه تيم ملي بزرگسالان را تا طي اين مدت هم تكليف ليگ روشن شده باشد و هم فرجام تيم ملي در مقدماتي جام‌جهاني 2010 آفريقاي جنوبي.

بنابراين تاكيد بر معرفي مربي‌اي كه تا آن زمان امكان كار گسترده روي نفرات تيمش را ندارد و بايد بيشتر ناظر حوادث باشد، نامعلوم مي‌نمايد.

در خوشبينانه‌ترين حالت نيز برگزاري فقط دو سه جلسه تمرين براي اميدها تا خرداد 88 متصور خواهد بود و بنابراين مي‌شد دست نگه داشت و از تابستان يا از ابتداي پاييز سال آينده، مربيان اميد را تعيين كرد تا آنها در 6 تا 9 ماه باقيمانده تا بازي‌هاي ‌آسيايي گوانگ‌جو اقدامات خود را به شكل منسجم و نزديك‌تر به هدف صورت دهند و سپس به سوي المپيك دورخيز كنند.

در آن صورت كارها نيز با وقفه كمتري انجام مي‌شد، زيرا اينك اين بيم وجود دارد كه به دليل فاصله زياد تا گوانگ‌جو هر تعداد اردوهاي دو سه روزه و تمرينات گروهي هم گذاشته شود، اثر آن چنان ماندگار نباشد كه تا 20 ماه بعد هم فراهم‌آورنده هماهنگي در اردوي ملي باشد.

بديهي است هر قدر بين اين اردوها فاصله بيفتد، حلقه‌هاي زنجيره ارتباط بين آنها تضعيف و سست‌تر شود و پيرواني هم به اين نتيجه برسد كه كار اصلي و نهايي‌اش را در همان زماني انجام بدهد كه برشمرديم. اين چيزي حدود آبان 88 تا پايان تابستان 89 است تا به اين وسيله بازي‌هاي آسيايي 2010 را هم در بر بگيرد.

جالب‌تر اين كه مسابقات فوتبال بازي‌هاي ورزشي كشورهاي اسلامي نيز در حول و حوش همان تاريخ و قدري زودتر صورت مي‌پذيرد و اگر بنا بر شركت دادن تيم اميد در آن رقابت‌ها به جاي تيم ملي بزرگسالان باشد (كه اميدواريم چنين باشد)‌ بهترين زمان براي شروع اقدامات باز نه ابتداي زمستان 1387، بلكه اواخر بهار و اوايل تابستان 88 مي‌بود.

وارد بحث دستياران پيرواني نمي‌شويم، زيرا اولا برادر او براي اين مهم گزينه بسيار خوب و تحصيلكرده‌اي است و ثانيا تا زماني كه جمع دستياران در كنار يكديگر امتحان پس نداده باشند، هرگونه اظهارنظري در اين خصوص زود خواهد بود اما بد نيست غلام پيرواني و فدراسيون در اين خصوص كه چرا 33 سال (و بهتر بگوييم 29 سال)‌ است به المپيك‌ها راه نيافته‌ايم، تحقيق و مطالعه مفصلي كنند زيرا كمبود وقت در عين اين كه اصلي‌ترين و تاثيرگذارترين عنصر بوده اما تنها فاكتور نبوده است.

در اين ارتباط حتي حسن حبيبي، ايوانكوويچ و مايلي‌كهن نيز نتوانسته‌اند تيم اميد را راهي المپيك‌ها كنند، اما اگر فقط زمان و قلت آن شرط بود، تيم اميد نبايد در دو دوره اخير بازي‌هاي آسيايي نيز حائز رتبه‌هاي اول و سوم مي‌شد. بواقع آن رتبه‌ها به ما مي‌گويد كه ظرفيت و توان ذاتي فوتبال ما، عنصر زمان را بي‌اثر كرده و اگر درباره المپيك‌ها چنين نكرده، موضوع را بايد در نكاتي ديگر جستجو كرد.

پيرواني با الزامي دانستن همكاري تمامي نهادها براي پايان دادن به عدم صعود تيم فوتبال ايران به المپيك‌ها از 1980 به بعد (در 1980 همانند 1976 صعود كرديم اما به سبب تحريم المپيك مسكو، به ميل خود به آنجا نرفتيم)‌ از تمامي جناح‌ها و افراد طلب كمك كرده است.

اما تجربه مربيگري قبلي او در تيم ملي جوانان لابد به او مي‌گويد كه باشگاه‌ها در بسياري از اوقات سر سازگاري ندارند و حاضر نيستند به قيمت واگذاري نفرات منتخب خود به اردوي ملي به موقعيتشان در جدول ليگ لطمه وارد شود. معدودي از نفرات اميد عضو تيم ملي بزرگسالان هم هستند و چه كسي مي‌تواند در زمان ديدارهاي آن تيم، اين نفرات را از علي دايي بگيرد؟!

تعامل حقيقي

بيش از اين كه موارد فوق اسباب ياس باشد، ذكر اين نكته ضروري است كه غلام پيرواني قدم در عرصه‌اي دشوار نهاده و اين تصور كه دليل ناكامي‌هاي قبلي تيم اميد فقط شروع ديرهنگامش بوده، مي‌تواند چاه ديگري فراروي او باشد.

حال آن كه برانكو فقط با سه چهار ماه كار جسته و گريخته تيم اميد ايران را قهرمان بازي‌هاي آسيايي 2002 بوسان كرد. ريشه‌يابي مشكلات، تعامل واقعي بين باشگاه‌ها و تيم اميد، برخلاف چيزي كه اخيرا ميان باشگاه‌ها و تيم ملي بزرگسالان وجود داشته است مي‌تواند از حجم مشكلات بكاهد و ياور پيرواني باشد.

او مربي بسيار خوبي است، اما تجربه او در سطح بين‌المللي اندك است و اين نيز عاملي است كه بايد درباره آن تدابيري انديشيده شود.

بواقع فدراسيون به خيال خود چنان در شناسايي مربي جديد تيم اميد عجله داشته كه برخي شاخصه‌ها از يادش رفته و در زماني همچنان از زبان افشارزاده، دبيركل كميته ملي المپيك مي‌شنويم كه آوردن يك كمك‌مربي و تمرين‌دهنده خارجي براي تيم اميد الزامي است كه هيچ مربي برجسته‌اي حاضر نمي‌شود فقط براي ايفاي نقش‌هاي سوم و چهارم به تيم اميد ما بيايد.

بواقع اگر قرار باشد يك مربي معمولي خارجي بيايد، استفاده از مربيان داخلي چون با مسائل موجود آشناترند ، ارجح خواهد بود.

مجموعه اين تضادها اين ترس و احتمال را به وجود آورده كه 3 سال بعد در صورت ناكامي در مقدماتي المپيك لندن گفته شود كه چون بيش از حد زود شروع كرديم و بدن‌ها سرد و ذهن‌ها رها شد شكست خورديم!

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟