تا باشگاه ها پا نگیرد ورزش متحول نمی شود
بازخوانی انتخابات 92 و انتخاب یازدهمین رئیس جمهور ایران اسلامی، نتیجه انباشت عملکردهای دو جناح در طول سالیان گذشته است. هر چند اینکه چرا اصولگرایان پیروز میدان یازدهم نشدند، خود جای بسی تامل و تفکر دارد، اما اینکه چگونه شد فردی همچون حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور باشد خود برای سنجش رشد سیاسی جامعه بسیار مهم است. از همین رو با دکتر مسعود سلطانی فر، نماینده دکتر روحانی در ستاد انتخابات وزارت کشور که سابقه بیش از دوازده سال استانداری، هشت سال معاونت استانداری و دو سال قائم مقامی سازمان تربیت بدنی در فاصله سالهای 74 تا 76 را عهده داشته و یکی از نزدیکان اصلاح طلب روحانی است، به گفت وگو نشسته ایم. هر چند محور گفتوگوی ما انتخابات ریاست جمهوری و بررسی آن از زوایه داخل ستاد رئیس جمهور منتخب است، اما گویا ادغام دو سازمان تربیت بدنی و سازمان ملی جوانان امروز یکی از دغدغههای تیم روحانی برای کابینه یازدهم است. در ادامه شما را به مطالعه این گفتوگو فرا میخوانیم.
تابناک: همانگونه که مستحضرید تاریخچه سیاسی دکتر روحانی نشان از عضویت ریشهدار ایشان در جامعه روحانیت مبارز یکی از باسابقه ترین تشکل های راست سنتی یا اصولگرایان فعلی دارد. به عنوان اولین سوال می خواستیم از شما بپرسیم که به نظر شما دلیل ورود نیروهای اصلاح طلب در انتخابات و حمایت موثر از حجت الاسلام حسن روحانی چه بود؟
سلطفانیفر: واقعیت این است که در عرصه سیاست در همه کشورها و ادوار آنهایی برنده و ماندگار هستند که با صبر و حوصله و خویشتن داری و اعتدال بیایند، بایستند و از هر کور سویی استفاده کنند. در شرایطی که از سال 88 بر جامعه حاکم بود، خیلی ها فکر می کردند که ما نتوانیم دوباره به عرصه قدرت و حکومت برگردیم و بسیاری از دوستان ناامید بودند. ما به دوستان می گفتیم که اگر چه تحلیل های شما را در مورد ارزیابی شرایط قبول داریم، اما این دلیل بر این نمی شود که خانه نشین شویم؛ هیچ کسی را هم که قهر کند و خانه نشین شود، برای سهم گیری دعوت نمی کنند. باید در صحنه بود بخصوص اینکه ما خود را جزئی از نظام می دانیم. ما تمام عمر و مسئولیت هایمان را در سی و چند سال گذشته در جهت تقویت و تحکیم پایه های نظام گذاشتیم و هستی و نیستی نظام با پوست و گوشت و خون ما آمیخته شده است و نمی توانیم بی تفاوت باشیم و کنار بنشینیم. حتی شرایطی که از سال 88 به وجود آمد دلیل نمی شود که ما در سال 92 به عرصه انتخابات و رقابت نیاییم، با وجودی که خیلی از دوستان ناامید بودند و می گفتند که شاید اتفاقی نیفتد. اما مجموعه تحولات دست به دست هم داد تا آقای روحانی پیروز انتخابات شود. وقتی آقای هاشمی رد صلاحیت شد در اردوگاه اصلاح طلبان تا دو سه روز کسی نمی آمد کار کند؛ نه در ستاد آقای روحانی و نه در ستاد آقای عارف و می گفتند وقتی هاشمی رد صلاحیت شود همه چیز تمام شده است و ما باخته ایم و میدان برای دیگران باز شده است. هیچ کسی فکر نمی کرد ائتلاف انجام شود و حمایت های آقایان هاشمی و خاتمی را به دنبال داشته باشد و این اتفاق بیافتد در حالی که فراتر از آن با تاکید شخص رهبری برگزار کنندگان انتخابات، آراء واقعی مردم را محترم شمردند و نتیجه 50.65 درصدی از صندوق ها بیرون آمد.
تابناک: شما نماینده آقای روحانی در ستاد انتخابات وزارت کشور بودید. در آن لحظاتی که صندوقها در حال تجیع بود، آیا فکر می کردید که انتخابات در دور اول به نفع اقای روحانی تمام شود؟
سلطفانیفر: من نماینده آقای روحانی در ستاد انتخابات کشور بودم. در روز شمارش آراء زمانیکه آرا جمع بندی می شد دلهره و اضطراب عجیبی داشتیم که نکند آرا از 50 درصد پایین تر بیاید. فکر می کردیم در مرحله دوم در اردوگاه رقیب ائتلاف صورت بگیرد و اتفاقات سال 84 تکرار شود. در سال 84 کمتر کسی فکر می کرد که احمدی نژاد با اختلاف برنده انتخابات شود. ما نگران بودیم و گمان می کردیم با وجودی که در مرحله اول رایمان 3 برابر نفر دوم است ممکن است ائتلاف اصولگرایان کار را برای ما سخت کند.
من انتخابات 24 خرداد را یک معجزه می دانم از این جهت که مردم دوباره اعتمادشان را نسبت به نظام به دست آوردند و احساس کردند محترم شمرده شده اند. اگر آقای روحانی 65 درصد رأی می آورد خیلی بحث انگیز نبود، ولی محترم شمردن آراء مردم در مرز 50 درصد بسیار ارزشمند بود از این نظر که چالشی که بعد از انتخابات سال 88 بین مردم به وجود آمده بود و ذهنیتی که برخی پیدا کرده بودند، برطرف شد. همچنین کسی به قدرت رسید که هم نماینده جبهه میانه رو است و هم نماینده جبهه اصلاحات و با حمایت اینها بالا آمد. کارنامه اصلاح طلبان و اعتدال گرایان که بیشتر در دولت آقای هاشمی تجلی پیدا کرده بود از دید مردم کارنامه قابل قبولی است و مدلی که اینها برای اداره کشور ارائه داده اند مدلی است که هم در داخل کشور مورد تایید مردم است و هم در خارج از کشور برای مردم و کشورهای دیگر قابل فهم تر است.
تابناک: گمانههایی وجود دارد که افرادی با بیش از 30 سال سابقه در کابینه حضور خواهند داشت و به نوعی کابینه بازنشستگان شکل خواهد گرفت و میانگین سنی کابینه بالا است. گفته می شود بحث کمیته تعیین کابینه بحثی انحرافی است و تصمیمات در بین بزرگان گرفته می شود و طرح اینگونه موضوعات به این دلیل است که گزینه های اصلی مورد هجمه نباشند. روش کار کمیته های تعیین کابینه چگونه است؟
سلطفانیفر: تاکید ما بر این بوده است که در کارگروه هایی که به موازات هر وزارتخانه تشکیل می شود، افراد خبره و صاحبنظر حضور داشته باشند و وضعیت فعلی پایش شود تا ببینیم چه چیزی را تحویل می گیریم. باید چالش های موجود بررسی شود و برنامه ریزی انجام شود و در نهایت نفراتی هم برای هر مسئولیت معرفی شوند. خیلی از گروه ها کار تدوین برنامه های خود را انجام داده اند و در مرحله تعیین نفرات هستند. طبیعتا حق رئیس جمهور است که کابینه را خودش تعیین کند و حضور افراد در کارگروه ها حقی را برایشان ایجاد نمی کند. اینکه نفرات از بین همین پیشنهادها بیرون می آیند یا خارج از این پیشنهادها این را نمی دانیم، ولی تعیین کابینه از اختیارات رئیس جمهور است، البته برخی ملاحظات کابینه نیز باید با رهبری هماهنگ شود و همچنین حتما باید کسانی باشند که مجلس به آنها رای اعتماد بدهد و همچنین کسانی باشند که با سیاست اعتدالی دکتر روحانی همراه باشند. قرار نیست که امروز بگوییم سیاست کلی دولت اعتدال است اما عناصر تندرو را برای کابینه معرفی کنیم؛ هر چند این افراد از نظر اجرایی شایستگی داشته باشند، اما از نظر سیاسی نتوانند با جهت گیری کلی این دولت همراهی کنند. قسمت اعظم کار گروه ها انتخاب نفر نیست بلکه بررسی وضعیت موجود و چالش ها و تدوین برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت است. وضعیت موجود و مطلوب از نتیجه کار این کار گروه ها بیرون می آید و در نهایت دستور کار وزارتخانه های اجرایی در چهار سال آینده خواهد بود. کاری که کارگروه ها انجام می دهند کاری بسیار ارزشمند است هم برای رئیس جمهور و هم برای وزرای وی.
ممکن است خیلی از گزینه ها از بین افراد پیشنهادی کارگروه ها بیرون بیاید. روالی که مطرح شده است روال خوبی است حتی نتیجه رأی گیری کارگروه ها بصورت محرمانه به اطلاع آقای روحانی می رسد و افراد کارگروه نیز از نتیجه رای گیری اطلاعی نخواهند داشت. در برخی از وزارتخانه ها نزدیک به 30 نفر پیشنهاد شده است، افرادی که شاید 20 نفر آنها در رای گیری حتی یک رای هم نیاورده اند.
تلاش شده است اعضای کارگروه ها از نیروهای دانشگاهی مرتبط با آن رشته، مدیران و وزرای سابق و اسبق، معاونان وزارتخانه ها و نمایندگان مجلس باشند. با این تقسیم کار بیش از 500 نفر کارشناس و صاحب نظر عالی رتبه را بکار گرفتیم.
تابناک: شائبهای مربوط به دوره دولت نهم وجود دارد که لیستهایی برای وزارتخانه ها تهیه شد اما تقریبا هیچ کدام از افرادی که به مجلس معرفی شدند جزو لیست ها نبودند. آیا بنایی بر رسانه ای شدن لیست های این دوره وجود دارد؟
سلطفانیفر: تاکنون بنایی بر رسانهای شدن لیستها وجود ندارد و اخباری که در رسانهها منتشر میشود تنها گمانهزنی است.
تابناک: دولت ها معمولاً از برخی وزرای دولت گذشته استفاده کرده اند. آیا وزرای دولت نهم و دهم جایگاهی در دولت آینده خواهند داشت؟
سلطفانیفر: این را باید از آقای روحانی پرسید.
تابناک: به دنبال عدم پاسخگویی دولت نهم و دهم در امر ورزش مجلس وزارت ورزش و جوانان را از ادغام سازمان تربیت بدنی و سازمان ملی جوانان به وجود آورد. از همان ابتدا سنخیت آن از بین رفت و کارایی لازم را نداشت. آیا بحثی در کارگروه ها در مورد بازگشت به شرایط گذشته وجود دارد؟
سلطفانیفر: امور جوانان در وزارتخانه ورزش و جوانان انجام نمی شود و پوشش داده نمیشود. سازمان ملی جوانان به عنوان سازمانی فرابخشی عمل می کرد، به عنوان مثال بحث اشتغال را از وزارت کار و مسائل آموزش را از وزارت علوم و بهداشت و آموزش و پروش دنبال می کرد. مشکلات جوانان ما راه انداختن مراسم و اهدای جوایز نیست. نظام موظف است به مسائل جوانان رسیدگی کند چرا که آینده سازان ما هستند. استنباط برخی دوستان این است که با تشکیل وزارت ورزش و جوانان کاری برای جوانان انجام نشده است مگر اینکه سالی یکی دوبار مراسم ازدواج جمعی برگزاری میکنیم و سکه می دهیم و یکسری هم به نخبگان علمی و ورزشی در مناسبتها هدیه می دهیم. حرف اینها درست است، اما اینکه برگردیم به شیوه سابق و دو سازمان جدا تشکیل دهیم با واکنش مجلس مواجه می شویم. مجلس به دنبال این است که مسئولان پاسخگوی مجلس باشند چرا که سازمان به طور مستقیم پاسخگو نیست و سوال از رئیس جمهور هم پروسه ای دارد که جا نیافتاده است. اینکه دوباره وزارت ورزش و جوانان تبدیل به سازمان تربیت بدنی و سازمان ملی جوانان شود، مورد استقبال و تایید مجلس نیست ولی اینکه در مورد امور جوانان فکری اساسی کنیم در دستور کار هست.
در حوزه ورزش نیز اگر بخواهیم تحولی اساسی به وجود بیاید با توجه به پتانسیبل و استعدادهایی که در کشور داریم باید کاری اساسی در ورزش آموزشگاه ها و آموزش و پرورش انجام دهیم و بعد از آن باشگاه های بخش خصوصی را گسترش دهیم.
ساختار ورزش کشورهای موفق دنیا در المپیک و مسابقات جهانی، ساختاری است که مبتنی بر توسعه ورزش در آموزش و پرورش و دانشگاه ها و مرحله بعد باشگاه ها و بخش خصوصی است نه مانند باشگاههای ما که هنوز بند به دولت و نهادهای دولتی و شبه دولتی هستند. باید شرایط جدیدی از نظر مالی و اقتصادی ایجاد کنیم که سرمایه گذاری در این بخش توجیه داشته باشد. اندک افرادی هم که در بخش خصوصی ما سرمایه گذاری کردند بلایی به سرشان آمد که عطای ورزش را به لقایش بخشیدند. تا زمانی که به باشگاه ها کمک های مختلفی نکنیم مثلا مکان و زمین به قیمت مناسب و یارانه ای و تسهیلات بانکی یارانه ای و معافیت های مالیاتی ندهیم و تا این کار برای سرمایه گذار توجیه نداشته باشد، در باشگاهداری نمی توانیم موفق باشیم. در آلمان 83 هزار باشگاه خصوصی وجود دارد که پایه و اساس ورزش این کشور را به وجود آورده اند. ما هنوز 10 باشگاه خصوصی نداریم و همه هم به بند دولت هستند. در آموزش و پرورش چرا برای فیزیک و شیمی و ریاضی زمانهای خوب و اول وقت و دبیر خوب و امکانات خوب می گذاریم، اما برای ورزشی که در تربیت، تعلیم، سلامت، رشد و توسعه کشور می تواند تاثیرگذار باشد، بدترین ساعت ها و ناچیزترین امکانات را در نظر می گیرند.
بسیاری از ورزشکاران المپیکی ما دوران قهرمانی ملی و قاره ای خود را در دوران دبیرستان و دانشگاه هستند. شناگری در المپیک 14 طلا می گیرد، دونده ای در المپیک 3 طلا می گیرد، اما تمام مدال های المپیک ما را که جمع کنیم 15 مدال نمی شود.
یک سری مدارس اخیرا کار خوبی کردهاند. می گویند شرط ثبت ناممان برای اول دبستان این است که دانش آموز شنا بلد باشد. اگر می خواهیم قهرمان شنا و دو میدانی و ژیمناستیک داشته باشیم باید از دوره ابتدایی روی بچه ها کار کنیم. 38 رشته تیراندازی مدال آور در المپیک داریم که مجموعاً می شود 114 مدال. یک مدال برنز آن را با این همه نیروی بسیج و سپاه و ارتش نمی توانیم بگیریم! ما چند میلیون بسیجی داریم؟ چرا برنامه ریزی نمی کنیم که سازمان بسیجمان 5 مدال المپیک در تیراندازی بگیرد؟ ابزار و ساز و کار آن را هم که داریم، جوانش را هم داریم. این همه رشته های مدال آور را از دست می دهیم به دلیل اینکه در آموزش و پرورش روی آن کار نمی کنیم. فردی که تا دانشگاه رسیده و کار نکرده نمی تواند قهرمان المپیک شود. بهداد سلیمی 22 ساله بود که قهرمان المپیک شد و از 14 سالگی کار کرده بود. کمتر ورزشی را داریم که سن ورزشکار بالای 30 سال باشد.
آموزش و پرورش، دانشگاه و باشگاه ها؛ ورزش همگانی یعنی همین. روزی مقام معظم رهبری یک جمله ساده گفتند. گفتند ورزش همگانی این نیست که پیرمردها و پیرزنها بروند ورزش کنند، بلکه به این معنی است که همه بتوانند ورزش کنند. ورزش صبحگاهی که اکثرا مسن ها می آیند خوب است اما نمی توانیم بگوییم چون این کار را می کنیم بگوییم ورزش همگانی داریم. ورزش همگانی یعنی اینکه بچه هایمان و خودمان نیز هر روز ورزش کنیم.
من این راهپیمایی های دو سه هزار نفره را قبول ندارم. طرف یک روز در سال می رود راهپیمایی می کند و بعد می رود خانه اش می خوابد. باید بدانیم که ورزش در سبد هزینه خانوار تاثیر مثبت می گذارد و هزینه های درمانی را پایین می آورد. هزینه های تعلیم و تربیت را پایین می آورد. عقل سالم در بدن سالم است. ورزش می تواند باعث رشد شود. اگر توانستیم این فرهنگ را به وجود آوریم می توانیم به ورزش قهرمانی امید داشته باشیم.
اگر می خواهیم همواره جزو 10 کشور اول المپیک و یکی از 3 قدرت قاره آسیا باشیم و در رشته های مختلف بتوانیم عرض اندام کنیم و به گونه ای ورزش کنیم که جامعه ای سالم داشته باشیم باید تمرکز اصلی مان را بگذاریم روی ورزش آموزشگاه ها.
تابناک: زمانی که صحبت از باشگاه می شود ذهن ها به سمت رئال مادرید، بارسلون و... باشگاه های بزرگ می رود. باشگاه های کوچک در کشور ما جایگاهی ندارد و نمی توانند عرض اندام کنند.
سلطفانیفر: زیرپله ای هایی که باشگاه بدنسازی شده اند و هزار جور فساد در آنها وجود دارد، توسعه ورزش بخش خصوصی نیست. باشگاه یعنی تشکیلاتی که سازمان داشته باشد، امکانات مناسب داشته باشد، برنامه برای رده های پایه داشته باشد تا بالا و در چند رشته فعالیت کند.
تانباک: منافع اقتصادی باشگاه از کجا باید تامین شود؟
سلطفانیفر: باید زمین های دولتی موجود را به قیمت ارزان در اختیار سرمایهگذار قرار دهیم و سیستم بانکی نیز از محل وجوه اداره شده دولت تسهیلات ارزان قیمت بدهد و از طرف دیگر معافیت مالی بدهیم. این موقع است که سرمایهگذار به جای آنکه به سمت ساختمان سازی برود، وارد عرصه ورزش می شود. بارها شعار داده ایم اما عمل نکرده ایم. اگر معافیت های مالی ندهیم سرمایه گذار نمی آید و باشگاه های بخش خصوصی پا نمی گیرد و تا باشگاه ها پا نگیرد ورزش کشور متحول نمی شود.
مازندران، همدان، خراسان، کرمانشاه و خوزستان و تهران و کرج استان های کشتی خیز ما هستند. اینها روی زمینه تاریخیای که داشته ایم کار می کنند. رضا یزدانی در المپیک تا پای فینال رفت و آسیب دید و ما الان نمی توانیم جایگزینی برای آن داشته باشیم. در سنگین وزن زمانی علیرضا سلیمانی و رضا سوخته سرایی را داشتیم و بعد خادم، جدیدی و معصومی آمدند. زمانی که معصومی دچار افت شد چندین سال دچار مشکل شدیم. ما باید مانند روسها در هر وزنی چند کشتی گیر در سطح جهانی داشته باشیم. در وزنه برداری این پشتوانه سازی انجام می شود.
برای بسیاری از جوانان ما مهم نیست که ما در عرصه تکنولوژی و نانو تکنولوزی و علم و فرستادن ماهواره به فضا چقدر موفق شده ایم و چه دستاوردهایی داشته ایم ولی برای بسیاری از جوانان ما مهم است که تیم ملی فوتبال مان به جام جهانی برود و اگر نرود احساس سرشکستگی می کنند. فکر می کنند که تحقیر شده اند. ورزش خیلی ملموس است. برای جوان ما مهم است که ورزشکاران ما در المپیک مدال بیاورند. هیچ چیزی غیر از ورزش نداریم که بتواند چنین موج نشاط عمومی را در جامعه ایجاد کند. ورزش صحنه و عرصه بسیار مهمی است و ابزار خوبی است در جهت مدیریت کردن نیروی جوان ما. با این پیروزی های متوالی که در این مدت در والیبال به دست آورده ایم گرایش بچه ها به والیبال خیلی زیاد می شود. 20 سال پیش آرزوی ما این بود که یک گیم از ژاپن و کره ببریم اما الان قهرمان بلامنازع آسیا هستیم. اگر در لیگ جهانی بازی اول به روسیه نمی خوردیم -که تیم دوم دنیاست- حتما از روسیه امتیاز می گرفتیم و احتمال داشت بالا برویم.
تابناک: یکی از مشکلاتمان به غیر از فوتبال و کشتی تماشاچی است. شاید با تداوم پیروزی های والیبال هم این وضعیت برای والیبال بهتر شود.
در مسابقات قهرمانی باشگاه های اروپا در رشته دو و میدانی کل استادیوم پر است و گرانترین بلیط هم بلیط دو و میدانی است. در رشته هایی که موفق هستیم و مدال می آوریم مردم حساس هستند. اگر کشتی مدال آور و افتخار آفرین نبود آیا تا این اندازه تماشاچی داشت؟
ما در دو و میدانی تک ستاره داریم. قبل از انقلاب تیمور غیاثی را در پرش ارتفاع داشتیم که در 1974 تهران طلا گرفت. سلمان حسام را داشتیم که مدال برنز پرتاب دیسک گرفت. اگر روند ورزش پایه مان را ادامه داده بودیم امروز به جای یک احسان حدادی که بعد از مدت ها توانست مدال المپیک در پرتاب دیسک بگیرد، ده ستاره داشتیم و تماشاگران بیش از این به دو و میدانی علاقه نشان می دادند. چرا وزنه برداری اینقدر تماشاچی و علاقه مند پیدا کرده است؟ به این دلیل که به دوران آقایی آسیا باز گشته ایم. دو و میدانی ورزش پرجاذبه ای است ولی چون موقعیت نداریم تماشاگر هم نداریم.
تابناک: یکی از معضلات ورزش بحث حضور و فعالیت بانوان است.
سلطانیفر: در ورزش آموزشگاهها به خاطر محدودیت های فرهنگی از پتانسیل بانوان غافل بوده ایم. من اعتقاد دارم اگر با همه ملاحظات فرهنگی و اعتقادی که داریم در رشته هایی که می توانیم اگر به خوبی به اینها برسیم هر دوره حداقل 3 مدال المپیک می توانیم بیاوریم. ما جفا کردیم و غافل ماندیم. همانطور که در کنکور شرایط برابر فراهم کرده ایم باید در ورزش نیز باید امکانات لازم برای فعالیت بانوان را فراهم کنیم. من استعدادهایی را می شناسم که اگر یک ذره به آنها برسیم و طرف خیالش از نظر زندگی شخصی راحت باشد به راحتی قهرمانی آسیا می شود و مدال المپیک را برای ما کسب می کند. در تیراندازی، سوارکاری، دو و میدانی و ورزشهای رزمی، تنیس، تنیس روی میز و ورزش هایی که حجاب محدودیتی چندانی ایجاد نمی کند و دنیا نیز این موضوع را پذیرفته است، دور از انتظار نیست که حتی در المپیک 2016 یکی دو نفر از بانوان بتتوانند مدال بگیرند و ما حتما با رسیدگی به ورزش بانوان و و سرمایه گذاری در آن در کوتاه مدت نتیجه خوبی خواهیم گرفت.
تابناک: جام جهانی 2014 و المپپیک 2016 را پیش رو داریم و اگر از هم اکنون نیز شروع کنیم دیر شده است. دولت بعد برای این ها برنامه ای دارد؟
سلطفانیفر: سازمانهای مربوطه و کمیته المپیک در حال انجام کار هستند. بالاخره فوتبال ما با فراز و نشیب های بسیار به جام جهانی راه یافت. تکلیف مربی تیم هم مشخص است و لیگ هم برنامه خود را دارد. دیدارهای تدارکاتی نیز برنامه ریزی شده است. دوره آماده سازی تیم ملی در کشورهای اروپایی حداکثر یک ماه است چون بازیکنان آماده هستند و مربی تنها لازم است بازیکنان را هماهنگ کند. در کشورهایی مانند ما که عقب تر هستند دوره آماده سازی دو تا سه ماه طول می کشد. برای 2014 عقب نمانده ایم و برای المپیک نیز فدراسیون ها برنامه هایشان را نوشته اند و کارهایشان را دنبال می کنند. در ورزش هایی که می خواهیم جدیداً کار کنیم و مدال بگیریم باید کار دو سه ساله انجام دهیم ولی برای کشتی و وزنه برداری و مانند آن در سال آخر اردو می گذارند.
تابناک: ماجرای آقای بنا به کجا رسید؟
سلطفانیفر: ما امیدواریم که آقای بنا با توجه به وطن دوستی و محبوبیتی که دارد برگردد و فدراسیون نیز شرایطی را به وجود آورد که کشتی فرنگی تحت نظر وی کار خود را ادامه دهد و قهرمانی خود را تکرار کند. ورزشکاران ما پتانسیل بالایی دارند و این موضوع را را بارها نشان داده اند.


