استراتژی نولیبرالی در برابر واقعگرایی خشک سیاست بینالملل
خود مردم علیه تحریم دست به کار میشوند
در حالی که تلاشهای مسئولان و ارکان نظام برای گذشتن از شرایط تحریمی همچنان در جریان است، گویا حرکت مردمی برای به چالش کشیدن تحریمهای غرب نیز وارد مسیر شده است؛ جریانی که با ایده یک جنبش مدنی در پی زیر سؤال بردن تحریمهای غرب علیه کشور است؛ اما این حرکت در کجا ایستاده و از چه استراتژی برخوردار است؟
مبارزه استراتژی نولیبرالی با واقعگرایی خشک سیاست بینالملل
چند وقتی است که هم در فضای رسانهای و هم در فضای شبکههای اجتماعی سخن از جنبش ضد تحریمی که به تازگی توسط سه تن از اقتصاددانان کشور نیز مطرح شده، بالا گرفته است؛ جنبش مدنی ضد تحریم که سعید لیلاز، بهکیش و غنینژاد آن را مطرح کردهاند. این بحث به مرور در حال گسترده شدن در فضای رسانهای و افکار عمومی کشور است. اما استلزامات این جنبش چیست؟
به گزارش «تابناک»، ایده راهاندازی جنبش ضد تحریم یا جنبش مدنی نه به تحریم، بیش از همه در ارتباط با مصائب، مشکلات و عواقب خطرآفرینی است که تحریمهای یکجانبه غرب بر علیه مردم عادی در کشور در پی دارد. این ایده بیش از همه در پی آن است که با تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی در غرب پیرامون اثرات تحریم بر مردم عادی، منجر به تغییر رفتار دول غربی در برابر ایران شود.
فراهم بودن شرایط شکلگیری جنبش
موسی غنینژاد در گفتوگویی که چندی پیش با تجارت فردا داشته است، عنوان کرده که در غرب افکار عمومی میتوانند بر سیاستهای دولت تأثیر بگذارند. لذا اگر این جنبش بتواند افکار عمومی را در غرب تحت تأثیر قرار دهد، قطعا این امر بر سیاست دولتهای غربی اثرگذار خواهد بود. وی میگوید: «برای مثال یکی از عواملی که سبب شد آمریکا در جنگ ویتنام عقب نشینی کند، کمپینی بود که از دانشگاهها در آمریکا و اروپا شکل گرفت.
از سوی دیگر، مهدی بهکیش در خصوص فراهم بودن شرایط سیاسی در داخل کشور در خصوص شکلگیری جنبش ضد تحریم عنوان کرده است که: مردم ایران تا کنون در شرایطی نبودند که این حرکت را شروع کنند، ولی امروز در نتیجه انتخابات ۲۴ خرداد ماه میتوان حرکت را آغاز کرد... اکنون انتخاباتی صورت گرفته و جو بینالمللی هم به نفع ایران تغییر کرده است.
سعید لیلاز نیز یک چنین رویکردی به جنبش ضد تحریم دارد و میگوید: تا پیش از انتخابات اخیر در داخل انسجام نداشتیم و این یک واقعیت است. وقتی یک کشور در درون خود و میان دولت و ملت یا میان اجزای حکومت وحدت و هماهنگی نداشته باشد، نمیتواند حرف واحدی در برابر نظام بینالمللی بزند.
استراتژی نولیبرالی برای جنبش
اما آنچه بیش از همه در خصوص استراتژی و رویکرد این جنبش مطرح است، این که از یک دیدگاه نولیبرال و مبتنی بر اصول تجارت آزاد و تأثیر آن در به وجود آمدن صلح نشأت میگیرد.
غنینژاد از دیدگاهی نزدیک به دیدگاه نولیبرال در روابط بینالملل عنوان میکند که: هر چه تعامل اقتصادی میان ملتها بیشتر شود، روابط بینالمللی صلحآمیزتر میشود. دلیل اصلی شکلگیری بسیاری از نهادهای بینالمللی، از جمله نهادهای وابسته به سازمان ملل و اساسا خود سازمان ملل این است که روابط اقتصادی توسعه پیدا کند و این توسعه مراودات اقتصادی کشورها، موجب صلح آمیز شدن روابط میشود.
بهکیش نیز اشاره کرده است: استراتژی این جنبش نیز به گونهای تعریف شود که بر محور روابط و تجارت آزاد استوار باشد. بر اساس همین اصل، غربیها نمیتوانند برای ادعایی که در هیچ دادگاهی ثابت نشده، مانع تجاری ایجاد کنند.
جنبشی مدنی با ایده آرمانی
سابقه تحریمهای غرب به خصوص تحریمهای یک جانبهای که ایالات متحده علیه کشوری وضع میکند نشان از آن دارد که تحریم برای آمریکا مسألهای کوتاه مدت و وابسته به حس نوع دوستی یا تحت تأثیر افکار عمومی نیست. نمونه بارز آن کشوری مانند کوباست که پس از گذشت پنجاه سال همچنان تحت تحریم آمریکاست و حتی عراق که تا چندی پیش هنوز تحریمهای اساسی را شاهد بود و هنوز هم برخی تحریمها از روی این کشور برداشته نشده است؛ نمونه دیگر میانمار.
اساس راهاندازی کمپین و جنبش مدنی برای مخالفت با تحریم یک ایده ناب و قابل تمجید است. نه تنها جنبش مدنی بلکه هر گونه حرکتی در این میان شایان توجه و تقدیر و مستوجب حمایت و پشتیبانی عظیم است؛ اما در شرایط تأثیر گذاری یک چنین جنبشهایی سخن فراوان است.
نخستین نکته در این میان آن است که دیدگاه آرمانگرایانهای که در بطن جنبش نه به تحریم قرار دارد، برآمده از دیدگاه ویلسونیزم است؛ یعنی دیدگاهی که جنگ جهلانی دوم به شدت آن را به چالش کشید و مقدمات نقد اساسی واقعگرایی را بر لیبرالیسم فراهم کرد.
البته در زمان حاضر مسلما تغییر شرایط و دسترسی به رسانهها قدرت تأثیر گذاری آنها میتواند منجر به تأثیراتی در این خصوص باشد؛ اما شدت این تأثیرات و میزان اثر پذیری دولتی چون ایالات متحده با این سابقه در تحریم موضوعی نیازمند بررسی است.
از سوی دیگر مسأله بر سر خود جنبش و نحوه تعامل آن است. کارل برون از فعالین جنبش ضد تحریمی که در سالها ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ در عراق فعالیت میکرد، در مقالهای با نام «اعترافات یک فعال ضد تحریمی» به مصائب و مشکلات خود در این راه اشارات راه گشایی کرده و گفته است: از تمام جوانب تحریم من و همکارانم به علت سختگیری دولت عراق تنها مجبور به سخن گفتن از عواقب تحریم بر مردم عادی بودیم!
وی اشاره کرد: از سوی دیگر، هجمه رسانههای غربی علیه عراق چنان شدید بود که هر گونه حمایت ما از مردم عراق اغلب تعبیر به حمایت و نزدیکی به دولت عراق میشد و در نتیجه اصل جنبش به عنوان جنبشی مدنی به زیر سؤال میرفت.
وی برخورد با مصائب بسیار را علت فرارش از یوتوپیانیسم و آرمانگرایی عنوان میکند. جملات زیر به خوبی نشان میدهد که وی پس از دو سال فعالیت ضد تحریمی چه احساسی نسبت به این موضوع داشته است:
در نهایت من متوجه شدم که صدای ضد تحریم تنها جایگزینی برای رفتار افزاطی بوده است. موضوعی که مفاهیم خود را از برادران بریگان در مورد جنگ ویتنام قرض گرفته بود و با سراسیمگی آن را در مورد تحریم عراق پیاده میکرد. اما به هیچ وجه برای درک همه جانبه تحریم کافی نبود. نه برای ما و نه برای تحریم کنندگان.
این جملات به خوبی بیانگر شکست تفکری است که بنا بر یک آرمانخواهی اقدام به فعالیت کرده است؛ آرمانگرایی که در برخورد با واقعیت سخت جهان سیاست بینالملل چارهای جز عقب نشینی نمیابد.
در نتیجه جنبش ضد تحریم در ایران نیز باید شرایط مناسب برای عملکرد خود را بیابد. آن گونه که اکنون پیداست، این جنبش که هنوز در آغاز راه خود است، بیش از همه به دنبال ایجاد انسجامی فکری در مقابله با تحریم در جامعه ایرانی است؛ انسجامی که به باور علینقی مشایخی میتواند پشتیبانی برای روحانی در مذاکرات باشد.
راهاندازی جنبش ضد تحریمی و پیوستن چهرههای شاخص سیاسی و اقتصادی به آن بیگمان تأثیراتی مثبت در روند مقابله با تحریمهای غرب خواهد داشت. اما میزان تأثیرگذاری این جنبش بستگی بسیاری به برآورد شرایط و اهداف اصلی غرب از تحریم ایران دارد. شاید این پرسش بسیار راه گشا باشد که آیا تحریمهای غرب علیه ایران، بر سر انرژی هستهای است یا این که به شکلی کلیتر ایران را به عنوان یک قدرت منطقهای هدف گرفته است؟
چند وقتی است که هم در فضای رسانهای و هم در فضای شبکههای اجتماعی سخن از جنبش ضد تحریمی که به تازگی توسط سه تن از اقتصاددانان کشور نیز مطرح شده، بالا گرفته است؛ جنبش مدنی ضد تحریم که سعید لیلاز، بهکیش و غنینژاد آن را مطرح کردهاند. این بحث به مرور در حال گسترده شدن در فضای رسانهای و افکار عمومی کشور است. اما استلزامات این جنبش چیست؟
به گزارش «تابناک»، ایده راهاندازی جنبش ضد تحریم یا جنبش مدنی نه به تحریم، بیش از همه در ارتباط با مصائب، مشکلات و عواقب خطرآفرینی است که تحریمهای یکجانبه غرب بر علیه مردم عادی در کشور در پی دارد. این ایده بیش از همه در پی آن است که با تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی در غرب پیرامون اثرات تحریم بر مردم عادی، منجر به تغییر رفتار دول غربی در برابر ایران شود.
فراهم بودن شرایط شکلگیری جنبش
موسی غنینژاد در گفتوگویی که چندی پیش با تجارت فردا داشته است، عنوان کرده که در غرب افکار عمومی میتوانند بر سیاستهای دولت تأثیر بگذارند. لذا اگر این جنبش بتواند افکار عمومی را در غرب تحت تأثیر قرار دهد، قطعا این امر بر سیاست دولتهای غربی اثرگذار خواهد بود. وی میگوید: «برای مثال یکی از عواملی که سبب شد آمریکا در جنگ ویتنام عقب نشینی کند، کمپینی بود که از دانشگاهها در آمریکا و اروپا شکل گرفت.
از سوی دیگر، مهدی بهکیش در خصوص فراهم بودن شرایط سیاسی در داخل کشور در خصوص شکلگیری جنبش ضد تحریم عنوان کرده است که: مردم ایران تا کنون در شرایطی نبودند که این حرکت را شروع کنند، ولی امروز در نتیجه انتخابات ۲۴ خرداد ماه میتوان حرکت را آغاز کرد... اکنون انتخاباتی صورت گرفته و جو بینالمللی هم به نفع ایران تغییر کرده است.
سعید لیلاز نیز یک چنین رویکردی به جنبش ضد تحریم دارد و میگوید: تا پیش از انتخابات اخیر در داخل انسجام نداشتیم و این یک واقعیت است. وقتی یک کشور در درون خود و میان دولت و ملت یا میان اجزای حکومت وحدت و هماهنگی نداشته باشد، نمیتواند حرف واحدی در برابر نظام بینالمللی بزند.
استراتژی نولیبرالی برای جنبش
اما آنچه بیش از همه در خصوص استراتژی و رویکرد این جنبش مطرح است، این که از یک دیدگاه نولیبرال و مبتنی بر اصول تجارت آزاد و تأثیر آن در به وجود آمدن صلح نشأت میگیرد.
غنینژاد از دیدگاهی نزدیک به دیدگاه نولیبرال در روابط بینالملل عنوان میکند که: هر چه تعامل اقتصادی میان ملتها بیشتر شود، روابط بینالمللی صلحآمیزتر میشود. دلیل اصلی شکلگیری بسیاری از نهادهای بینالمللی، از جمله نهادهای وابسته به سازمان ملل و اساسا خود سازمان ملل این است که روابط اقتصادی توسعه پیدا کند و این توسعه مراودات اقتصادی کشورها، موجب صلح آمیز شدن روابط میشود.
بهکیش نیز اشاره کرده است: استراتژی این جنبش نیز به گونهای تعریف شود که بر محور روابط و تجارت آزاد استوار باشد. بر اساس همین اصل، غربیها نمیتوانند برای ادعایی که در هیچ دادگاهی ثابت نشده، مانع تجاری ایجاد کنند.
جنبشی مدنی با ایده آرمانی
سابقه تحریمهای غرب به خصوص تحریمهای یک جانبهای که ایالات متحده علیه کشوری وضع میکند نشان از آن دارد که تحریم برای آمریکا مسألهای کوتاه مدت و وابسته به حس نوع دوستی یا تحت تأثیر افکار عمومی نیست. نمونه بارز آن کشوری مانند کوباست که پس از گذشت پنجاه سال همچنان تحت تحریم آمریکاست و حتی عراق که تا چندی پیش هنوز تحریمهای اساسی را شاهد بود و هنوز هم برخی تحریمها از روی این کشور برداشته نشده است؛ نمونه دیگر میانمار.
اساس راهاندازی کمپین و جنبش مدنی برای مخالفت با تحریم یک ایده ناب و قابل تمجید است. نه تنها جنبش مدنی بلکه هر گونه حرکتی در این میان شایان توجه و تقدیر و مستوجب حمایت و پشتیبانی عظیم است؛ اما در شرایط تأثیر گذاری یک چنین جنبشهایی سخن فراوان است.
نخستین نکته در این میان آن است که دیدگاه آرمانگرایانهای که در بطن جنبش نه به تحریم قرار دارد، برآمده از دیدگاه ویلسونیزم است؛ یعنی دیدگاهی که جنگ جهلانی دوم به شدت آن را به چالش کشید و مقدمات نقد اساسی واقعگرایی را بر لیبرالیسم فراهم کرد.
البته در زمان حاضر مسلما تغییر شرایط و دسترسی به رسانهها قدرت تأثیر گذاری آنها میتواند منجر به تأثیراتی در این خصوص باشد؛ اما شدت این تأثیرات و میزان اثر پذیری دولتی چون ایالات متحده با این سابقه در تحریم موضوعی نیازمند بررسی است.
از سوی دیگر مسأله بر سر خود جنبش و نحوه تعامل آن است. کارل برون از فعالین جنبش ضد تحریمی که در سالها ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ در عراق فعالیت میکرد، در مقالهای با نام «اعترافات یک فعال ضد تحریمی» به مصائب و مشکلات خود در این راه اشارات راه گشایی کرده و گفته است: از تمام جوانب تحریم من و همکارانم به علت سختگیری دولت عراق تنها مجبور به سخن گفتن از عواقب تحریم بر مردم عادی بودیم!
وی اشاره کرد: از سوی دیگر، هجمه رسانههای غربی علیه عراق چنان شدید بود که هر گونه حمایت ما از مردم عراق اغلب تعبیر به حمایت و نزدیکی به دولت عراق میشد و در نتیجه اصل جنبش به عنوان جنبشی مدنی به زیر سؤال میرفت.
وی برخورد با مصائب بسیار را علت فرارش از یوتوپیانیسم و آرمانگرایی عنوان میکند. جملات زیر به خوبی نشان میدهد که وی پس از دو سال فعالیت ضد تحریمی چه احساسی نسبت به این موضوع داشته است:
در نهایت من متوجه شدم که صدای ضد تحریم تنها جایگزینی برای رفتار افزاطی بوده است. موضوعی که مفاهیم خود را از برادران بریگان در مورد جنگ ویتنام قرض گرفته بود و با سراسیمگی آن را در مورد تحریم عراق پیاده میکرد. اما به هیچ وجه برای درک همه جانبه تحریم کافی نبود. نه برای ما و نه برای تحریم کنندگان.
این جملات به خوبی بیانگر شکست تفکری است که بنا بر یک آرمانخواهی اقدام به فعالیت کرده است؛ آرمانگرایی که در برخورد با واقعیت سخت جهان سیاست بینالملل چارهای جز عقب نشینی نمیابد.
در نتیجه جنبش ضد تحریم در ایران نیز باید شرایط مناسب برای عملکرد خود را بیابد. آن گونه که اکنون پیداست، این جنبش که هنوز در آغاز راه خود است، بیش از همه به دنبال ایجاد انسجامی فکری در مقابله با تحریم در جامعه ایرانی است؛ انسجامی که به باور علینقی مشایخی میتواند پشتیبانی برای روحانی در مذاکرات باشد.
راهاندازی جنبش ضد تحریمی و پیوستن چهرههای شاخص سیاسی و اقتصادی به آن بیگمان تأثیراتی مثبت در روند مقابله با تحریمهای غرب خواهد داشت. اما میزان تأثیرگذاری این جنبش بستگی بسیاری به برآورد شرایط و اهداف اصلی غرب از تحریم ایران دارد. شاید این پرسش بسیار راه گشا باشد که آیا تحریمهای غرب علیه ایران، بر سر انرژی هستهای است یا این که به شکلی کلیتر ایران را به عنوان یک قدرت منطقهای هدف گرفته است؟
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۳۱
انتشار یافته: ۷
و به دنبال آن ایران و آمریکا هر دو سیاستهای افراطی و تفریطی خود را کنار بگذارند
ثانیا ایران با دیگر کشورهای دنیا آشتی کند!!!!!
پاسخ ها
ali
| ۱۴:۴۰ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۵
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۵:۱۱ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۵
فکر کنید به زمانی که آمریکا با تحریم آهسته و پیوسته کالاهای خویش در سراسر جهان مواجه گردد چرا که بعنوانن تحریم گر بایستی توان حرکت مغایر با حقوق بشر را بدهد
ملایمت در سیاست و گفتمان خارجی از سوی دولت مردان و استفاده از پتانسیل تمام مردم و هنرمندان و ابزار شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک و تویترو ... لازمه کار خواهد بود
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



