صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

انتشار ناگفته‌هاي دانشجو؛ ١٥ سال بعد

کد خبر: ۳۳۴۵۷۲
| |
6731 بازدید
با کامران دانشجو ۵۶ ساله که این روزها خود را آماده می‌کند تا کرسی وزارت را به وزیر بعدی تحویل دهد، درطبقه ۱۶ ساختمان وزارت علوم دیدار و گفت‌وگو داشتیم؛ گفت‌وگویی که یکساعت و اندی به طول انجامید. 

دانشجو در این گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به جهش علمی کشور و ارایه آمارهای مقالات منتشر شده در پایگاه‌های ISI و اسکوپوس، گفت: زمانی که من مسئولیت وزارت علوم را برعهده گرفتم هجمه‌های زیادی بود که این فرد سیاسی است و علمی نیست. درحالیکه این آمار و ارقام، عکس این موضوع را ثابت می‌کند. ضمن آنکه در مقابل این هجمه‌ها سئوالی که من دارم این است که آیا این همه پیشرفت در فضای امنیتی امکانپذیر است؟ 

وی با اشاره به اینکه در این دوره دانشگاهیان ما آرامش روحی و روانی پیدا کردند، تاکید داشت: من نشاط سیاسی را خوب می‌دانم، اما سیاسی‌کاری را نمی‌پسندم. اصل قضیه این است زمانی که دانشگاه به حاشیه می‌پردازد و نشاط سیاسی آن تبدیل به ۱۸ تیر می‌شود و کلاس‌ها به هم می‌خورد و امتحانات عقب می‌افتد، این حاشیه‌ها ذهن دانشجویان را مشغول خود می‌کند و بنابراین جامعه دانشگاهی نمی‌تواند به ماموریت و هدف اصلی خود بپردازد. 

وزیرعلوم در این گفت‌وگو با ابراز نگرانی از اینکه فضای دانشگاه‌ها با انتصاب یک فرد تندرو می‌تواند به گذشته بازگردد و ناآرام شود، به همتای خود در دولت یازدهم هم توصیه کرد: آرامش روحی و روانی در دانشگاه‌ها تثبیت و نشاط سیاسی درست تعریف شود، چرا که اگر هرج و مرج را نشاط سیاسی می‌دانستیم، بدانیم که چیزی جز لاابالی‌گری نیست و بدانیم که به خودمان ضربه می‌زنیم. 

دانشجو همچنین از روزهای تلخ و شیرین تغییر و تحول در مدیریت دانشگاه آزاد هم سخن گفت و با بیان اینکه درباره آن روزهای انتخاب رییس دانشگاه آزاد ناگفته‌های زیادی دارم که روزی منتشرمی‌کنم، همچنین اظهار کرد: در مورد دانشگاه آزاد دغدغه دارم، نگرانی من از خود دانشگاه آزاد و آینده‌ آن است نه از این بابت که «فرهاد» آنجا باشد یا نه. 

سرانجام ماموریت وزارت علوم درباره بررسی اعتبار مدارک تحصیلی مسئولان و مدیران عالی کشور، پرسش دیگر ایسنا بود که وزیرعلوم درباره آن گفت:‌ چنین وظیفه‌ای را به صورت مستقیم برای وزارت علوم نمی‌بینم. از سوی دیگر اگر چنین وظیفه‌ای هم باشد، شدنی نیست. ما چندین هزار مسئول در کشور داریم نمی‌توانیم و ضمانت اجرایی نداریم که از همه مدارکشان را بگیریم و بررسی کنیم. 

وی دراین باره پیشنهاد کرد: افراد قبل از آنکه در جایگاهی منصوب و یا استخدام شوند، کارفرمایان و مقام بالاتر درباره اعتبار مدارک آنها ازوزارت علوم استعلام کند. همان طور که در انتخابات مجلس هم این اتفاق افتاد و سه چهار مورد پرونده داشتیم که مدارکشان جعلی و یا غیرقابل ارزشیابی بود که این موضوع را هم اعلام کردیم. 

وزیر علوم در پاسخ به اینکه به عملکرد خود در وزارت علوم چه نمره‌ای می‌دهید نیز گفت: تاکنون چندین بار این سوال را از من کرده‌اند، اما همیشه گفته‌ام که شما و دانشگاهیان باید به من نمره دهید. هیچ بقالی نمی‌گوید که ماست من ترش است. اما به نظرم با آن چیزی که مطلوب و آرمان من بوده هنوز خیلی فاصله داریم. 

******
در این نشست به جز سوال نخست که درباره توسعه علمی کشور است، اجازه دهید سوالاتی بپرسیم که کمتر درباره آن سخن گفته‌ و به آنها پرداخته‌اید، بنابراین گفت‌وگو را با این پرسش آغازمی‌کنم: ارزیابی شما از وضعیت علمی کشور چیست؟ 
گفتن برخی موارد چندبارهم اشکالی ندارد. معمولا برخی روزنامه‌ها یک چیز را بیست بار هم می‌نویسند،علی‌ رغم اینکه واقعیت ندارد، اما می‌خواهند آن را جا بیندازند در حالیکه ما بیان واقعیت‌ها را حتی اکراه داریم چند بار بگوییم. اما تکرار برخی مسائل اشکالی ندارد مخصوصا اینکه در راستای خواست مردم و اقتدار و غرورملی باشد. یک ایرانی به خود افتخار می‌کند وقتی می‌بیند در دنیا از نظر علمی جایگاه مناسبی دارد. من بارها گفته‌ام کشورها در دنیا به اندازه‌ای حرف برای گفتن دارند که از لحاظ علمی پیشرفت کرده باشند. بنابراین هر چقدر پیشرفت‌مان در علم و فناوری بیشتر باشد، جایگاه مناسب‌تری چه از بعد اقتدار و پیشرفت کشور و چه از بعد مذاکره با کشورهای دیگر داریم ضمن آنکه مردم هم در این فضا احساس نشاط و بالیدن به ایرانی و مسلمان بودن خود می‌کنند. 


عمده دلایل شتاب‌گیری موتور تولید علم کشور دردولت دهم چه بود و تصویب لایحه تغییر ساختار وزارت علوم در دولت‌ اصلاحات چقدر زمینه را در این باره فراهم کرد؟ 

یکی از دلایل اصلی پیشرفت‌های علمی کشور در سال‌های اخیر این است که صنایع و حوزه کاربرد را به داخل دانشگاه آوردیم. 
همچنین یکی دیگر از مسائلی که باعث پیشرفت علمی کشور شد، این بود که دانشگاه‌ها و دانشگاهیان ما آرامش روحی و روانی پیداکردند. در این چهار سال بعد ازفتنه ۸۸ همه به دنبال این بودند که دانشگاه‌ها به هم می‌ریزد و ناآرام می‌شود و عده‌ای نیز طمع کرده بودند. اما نقشه دشمن عملی نشد چرا که دانشگاهیان ما از نظر تعهد ، تخصص و اعتقاد کاملا هوشیار و با بصیرت بودند. نه تنها این موضوع محقق نشد، بلکه دانشگاهیان ما آرامش روحی و روانی پیدا کردند. البته در اینجا تاکید دارم، من نشاط سیاسی را خوب می‌دانم، اما سیاسی‌کاری را نمی‌پسندم. اصل قضیه این است زمانی که دانشگاه به حاشیه می‌پردازد و نشاط سیاسی آن تبدیل به ۱۸ تیر می‌شود و کلاس‌ها به هم می‌خورد و امتحانات عقب می‌افتد، این حاشیه‌ها ذهن دانشجویان را مشغول خود می‌کند و بنابراین جامعه دانشگاهی نمی‌تواند به ماموریت و هدف اصلی خود بپردازد. 

* همانطور که شما هم عنوان کردید، یکی از بحث‌هایی که در انتقاد از شما مطرح شده، موضوع امنیتی شدن فضای دانشگاه‌ها بود، نظر شما در این باره چیست وچرا؟ 
در این دو سه هفته اخیر برخی رسانه‌ها ومسئولان اسبق و معاونان قبلی خیلی مانور می‌دهند که فضای دانشگاه امنیتی است، اما سئوالی که من دارم این است که آیا این همه پیشرفت در فضای امنیتی امکان‌پذیراست؟ این دو با هم جور در نمی‌آیند. شما می‌گویید تحصیلات تکمیلی کیفیت ندارد، اما می‌بینیم که ۱۴۰ هزار مقاله چاپ می‌شود. باید از آنها پرسید مگر می‌شود در فضای امنیتی که دانشگاه‌هایش از نظر روحی و روانی آرامش ندارند، رشد علمی به این صورت انجام شود. 

آنها این موضوعات را بیان می‌کنند، چرا که نمی‌خواهند به این نقاط قوت اذعان کنند و می‌خواهند خودشان را با یک صفر مقایسه کنند، زیرا اگر به این موضوع اذعان کنند که پیشرفت علمی خوب بوده، بعدا باید خودشان را با این ملاک بسنجند. 

اما من در مقابل معتقدم که در دوره این افراد، فضای دانشگاه‌ها امنیتی بود، چرا که درگیری وجود داشت و زد وخورد می‌شد و نشست‌ها به جای منطق و علم با مشت، هیاهو و توهین همراه بود. در دوره آنها فضا امنیتی، بسته و حاشیه‌ای بود. نشاط سیاسی درست تعریف نشده بود. من نشاط سیاسی را فعالیت سیاسی همراه با آموزه‌های دینی واخلاقی می‌بینم. اما آنها نشاط سیاسی را سنگ‌اندازی و مزاحمت دانشجویان برای یکدیگر، شعاردادن در خیابان‌های دانشگاه و مزاحمت ۲۰ نفر برای ۲۰ هزار دانشجو می‌بینند. این نشاط سیاسی نیست. در حالی که درهمین سال تحصیلی ۹۲-۹۱ برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری که اوج هیجانات سیاسی است و انتخابات شورای شهر بیش از سه هزار نشست انتخاباتی در کل دانشگاه‌های کشور برگزار شد واثر گذاری بسیار خوبی هم داشت، اما گزارشی از تشنج ودر گیری نبود و این به معنای وجود نشاط سیاسی همراه با اخلاق وعقلانیت است. 

هیچ دولتی به اندازه این دولت نقد نشده و مورد نقد هم از درون دانشگاه وهم از بیرون دانشگاه قرار نگرفته است. دانشگاه مبداء تحول است مگر می‌شود دانشگاه منتقد نباشد. جنبش دانشجویی و دانشگاه‌های ما باید منتقد باشند و نباید به وضع موجود قناعت کنند. چراکه درغیر این صورت دچار سکون می‌شویم و به پویایی نمی‌رسیم و سکون نیز یعنی مرگ. 
کاری که ما انجام داده‌ایم، جلوی چشم همه مردم است. بیایید خروجی دوره ما را با دوره اصلاحات مقایسه کنید. البته من، آقای روحانی را اصلاح‌طلب نمی‌دانم. در نتیجه هیچ گوشه‌ای از صحبت‌های من به ایشان بر نمی‌گردد. من مدعیان تندروی اصلاح‌طلبی را که خودشان شاید بانیان ۱۸ تیر بوده‌اند، مورد خطاب قرارمی‌دهم. 

بیاید بررسی کنید که آموزش عالی ما یا شما خروجی‌اش چه بوده است. ما می‌گوییم تحصیلات تکمیلی رشد کرده، آنها تخریب می‌کنند که کیفیت ندارد. شماها که مدعی کیفیت بودید، ۹۰۰۰ مقاله داشتید، اما ما درهمان پایگاه ۱۹۰ هزارمقاله داریم پس تحصیلات تکمیلی ما کیفیت دارد. من این موضوع را به استناد اینکه مقالات در راستای حل مسائل و نیازهای داخلی است، بیان می‌کنم. چرا که نگاه ما به فرمایش مقام معظم رهبری بود که ۹۰ درصد تحقیقات باید در راستای حل مشکلات کشور باشد. 

از سوی دیگر گفتند که ما تنگ‌نظری کردیم و فقط افراد خاصی را جذب کردیم. این درحالیست که ما در این مدت ۱۸ هزارعضوهیات علمی را جذب کردیم، چرا که نیازبه این مساله دیدیم. درحالی که گروه‌های آموزشی بودند که در ۱۲ سال حتی یک نفر را به خود اضافه نکرده بودند و اجازه نمی‌دادند کسی وارد شود ومن این موضوع را یک معضل برای دانشگاه می‌دانم، چراکه اگرسن یک گروه آموزشی بیشتر از ۶۰ سال شد، اگرچه تجربه‌اش خوب است اما تلاشش کم می‌شود. 

ما گروه آموزشی داشتیم که دو نفر بودند و سال‌های سال اجازه نمی‌دادند کسی به آنها اضافه شود. همیشه هم بهانه‌شان این بود که این افراد علمی نیستند. آیا درعالم بشریت فقط شما دو نفرعلمی هستید؟ 

خروجی، نتیجه برنامه‌ها و سیاست‌هاست. خروجی که اصلاحات در بعد سیاسی داشت، ۱۸ تیربود. اوج نشاط سیاسی آن‌ها، ۱۸ تیر و کندن در دانشگاه تهران در ۱۶ آذر وهمچنین قراردادن جنبش دانشجویی مقابل نظام بود. آیا این درست است؟من فقط در درون دانشگاه‌ها می‌گویم، اما جاهای دیگر راهم می‌توانم بگویم. 

این که دولت در درون خودش نقش اپوزیسیون را بازی کند. ما باید بگوییم جنبش دانشجویی ۱۶ آذر چرا آغاز شد و تاریخچه‌اش چه بود. جنبش ۱۶ آذر مقابل استکبار آمریکا ایستاد. حالا شما می‌گویید که این جنبش در راستای خط طاغوت، آمریکا و ماتریالیسم باشد. افرادی که در ۱۶ آذر شهید شدند در راستای جهان‌بینی توحیدی حرکت می‌کردند. ۱۶ آذر ومسائل اینچنین یپشتوانه نظام است. اما عده‌ای زمانی آنرا نشاط سیاسی می‌دانستند که به ارکان نظام ناسزا بگوید وتزلزل ایجاد کند، ما این را قبول نداشتیم. نظام با دولت متفاوت و به مراتب فراتراز دولت است. دولت‌ها تغییرمی‌کنند و باید هم مورد نقد قرار گیرند، اما اصل نظام و آرمانهای انقلاب تغییر نمی‌کند. جنبش‌های‌ دانشجویی باید دولت را نقد کنند واین اشکالی ندارد. 

چقدر امکان نقد در دانشگاه‌ها فراهم بود؟ 
شما دراین چهار سال کم نقد دیدید؟ هیچ دولتی به اندازه این دولت نقد نشده و مورد نقد هم از درون دانشگاه وهم از بیرون دانشگاه قرار نگرفته است. دانشگاه مبداء تحول است مگر می‌شود دانشگاه منتقد نباشد. جنبش دانشجویی و دانشگاه‌های ما باید منتقد باشند و نباید به وضع موجود قناعت کنند. چراکه درغیر این صورت دچار سکون می‌شویم و به پویایی نمی‌رسیم و سکون نیز یعنی مرگ. 

توصیه شما به وزیرعلوم دولت یازدهم چیست؟ 
توصیه‌ام به وزیرعلوم دولت یازدهم این است که دانشگاه‌ها را در مسیر نظام، همراه با نظام و آرمان‌های انقلاب حرکت دهد. آرامش روحی و روانی در دانشگاه‌ها تثبیت و نشاط سیاسی درست تعریف شود، چراکه اگر هرج ومرج را نشاط سیاسی می‌دانستیم، بدانیم که چیزی جز لاابالی گری نیست و بدانیم که به خودمان ضربه می‌زنیم. 

درباره دانشگاه‌ها هم نگرانی دارید؟ 
نمی‌توانم بگویم دغدغه ونگرانی درباره دانشگاه‌ها ندارم، اگر یک فرد تندروی مدعی اصلاح‌طلبی روی کار بیاید، حتما به آن دوره باز می‌گردیم. چراکه دغدغه این افراد موضوع علم وارتباط دانشگاه و صنعت و موضوعاتی از این قبیل نیست. بلکه دغدغه آنها چیزهای دیگری است. سروش الان کجاست؟ مهاجرانی، گنجی و افشاری کجا هستند. تئوریسین‌های اصلاحات این افراد بودند که رسول خدا را کنار گذاشتند و اکنون دارند استغفرا... خدا راهم کم ‌کم کنار می‌گذارند. حالا من می‌پرسم که جنبش دانشجویی یعنی آقای افشاری وامثال آن؟ اگرجنبش دانشجویی را افشاری می‌دانیم، یعنی دشمن را جنبش دانشجویی می‌دانیم. آیا این می‌شود نشاط و آزادی سیاسی که ما فضای دانشگاه را برای سروش و مهاجرانی و امثالهم آماده کنیم که در این فضا جولان دهند. من ۲۲ سال در دانشگاه بوده‌ام و با پوست، گوشت و استخوان خود مشکلات را حس کرده‌ام. در آن سال‌ها زمانی که در حال درس دادن بودم، می‌دیدم عده‌ای درمحوطه دانشگاه شعار آنچنانی می‌دادند. هرکس فضا را اینگونه درست کند، اگرعالمانه باشد، خیانت و اگرعالمانه نباشد، غفلت کرده است. 

آن زمان ما می‌گفتیم دغدغه امثال افشاری این مسائل نیست، اما می‌گفتند تو نمی‌دانی آزادی چیست. آزادی بدون چارچوب، هرج ومرج ولاابالی ‌گری است. بنابراین آزادگی ارزش است. به ما می‌گفتند شما پیام دوم خرداد را نفهمیدید، ما گفتیم اگر پیام دوم خرداد این است که در دانشگاه هرج ومرج و حرکات کدیور، سروش و ... باشد، ما آن را قبول نداریم، بله ما سوم خردادی هستیم. هرچند که من معتقدم پیام دوم خرداداین نبوده و این می‌شود سرقت پیام دوم خرداد که یک عده تندرو آمدند وآن را مصادره کردند. 

تغییر و تحول درمدیریت دانشگاه آزاد باتمام فرازوفرودهایش در دوره وزارت شما رخداد، آیا درباره دانشگاه آزاد هم دغدغه دارید؟ 
من در مورد دانشگاه آزاد دغدغه دارم، البته درباره آنروزهای انتخاب رییس دانشگاه آزاد نوشته‌ام. ناگفته‌های زیادی از نوع برخوردها و دیگر مسائل مانده است. من همه این موضوعات را نوشته‌ام وروزی منتشر خواهم کرد. من چند برهه از زندگی خود را یادداشت‌ برداری کردم. تقویم روزمرا از ۳۸ روزمانده به انتخابات ۸۸ تا یکماه بعد ازآن نوشتم که چه کسی آمد و چه چیزی را گفت که الان نمی‌خواهم به این موضوعات بپردازم. اما ۱۵ سال دیگر اگر زنده باشم خودم و اگر نبودم، این نوشته را در اختیار خانواده‌ام قرارداده‌ام که چاپ کنند. 

دوره دیگری که آنرا نوشتم زمانی بود که آمدم تا مسئولیت وزارت علوم رابگیرم که آن فضاسازی‌های کثیف را برایم انجام دادند که باهیچ انصافی جور در نمی‌آید. من پرینت‌هایی که از دانشگاه کویین‌ مریکال جبرایم می‌آمد، نزد خود دارم که از ایران با این دانشگاه تماس گرفته‌اند که بنویسید "فلانی در اینجا نبوده و این موضوع برای ما مهم است." یکماه از این دوره را نیز یادداشت کردم. من چون از ۱۵ سالگی در سیاست بودم، ازیک یا دو ماه قبلا ازانتخابات ۸۸، احساس می‌کردم که فتنه‌ای در راه است. البته آن زمان کلمه «فتنه» رابه کار نمی‌بردم، بلکه احساس می‌کردم برنامه‌ریزی صورت گرفته و دشمن نقشه‌هایی دارد، به همین دلیل می‌نوشتم. 

در مورد دانشگاه آزاد وآن روزهای معروفش نیز نوشتم. تابحال فکر کرده‌اید که چرا درباره دانشگاه آزاد آنقدر سروصدا کردند. به هرحال قراربود یک مدیر بعد از ۳۰ سال تغییر کند، مگر چه اتفاق مهمی قرار بود که بیفتد؟ البته من برای آقای دکتر جاسبی احترام زیادی قائلم و همیشه گفتم مدیر موفقی بوده و خدماتی که او داشت و نوع مدیریتش برای شروع کار لازم بود. اما بالاخره بعد از ۳۰ سال دانشگاه نیاز به تغییر داشت. نوشتم که چرا انقدر مقاومت می‌شد. 

مقاومت جای خودش در درون جلسات چه گذشت، چه کسی چه چیزی گفت و چه تعرضاتی شد. با این وجود، من با خونسردی کارم را انجام دادم. می‌گفتم من از طرف شوای عالی انقلاب فرهنگی ماموریت دارم و باید انجام دهم. 

چه شد فرهاد دانشجو رییس دانشگاه آزاد شد؟ 
بالاخره تغییر در دانشگاه آزاد اجتناب ناپذیر بود. شورا نیز این کار را انجام داد که با اعمال تغییر، پویایی دانشگاه را بیشتر کند.اما نه من قائل به این ایده بودم که فرهاد به آنجا برود و نه خودش که البته از برخی از مسائل بهتر است که بگذریم. 

دغدغه و نگرانی شما درباره آینده دانشگاه آزاد چیست؟ 
نگرانی من از خود دانشگاه آزاد و آینده‌ آن است و نگرانی از این بابت که فرهاد آنجا باشد یا نه، ندارم. خود فرهاد هم این نگرانی را ندارد چرا که با میل خودش نرفت. خودش می‌گفت به من مسئولیتی داده شده و باری است بر روی دوش من که به جلو می‌برم. او می‌گوید که من بر مبنای تکلیف کار می‌کنم. 

وقتی این‌گونه باشد، دیگر بودن یا نبودنش چه فرقی دارد. من فکر می‌کنم که فرهاد تا الان نیز به تکلیف خود عملکرده است و به نظرم در ۱.۵ سال گذشته علی‌رغم اینکه فضاسازی علیه او زیاد بود، بسیار موفق کارکرده است. 

مثلا روزنامه‌ای نوشته بود که پنج ماه است که هیات‌امنا تشکیل نشده و فلانی دارد چراغ خاموش کار می‌کند، اما این درحالی بود که رییس دانشگاه آزاد هر دو تا سه هفته یکبار با رییس هیات امنا جلسه دارد وکارهایش را هماهنگ می‌کند. بنابراین در نهایت نظرم این است که آقای جاسبی مدیر خوبی بود و کارهای خوبی انجام داد. 

اما این تغییر باید انجام می‌شد و بازگشت به دوره گذشته، خسران است. من در مورد دانشگاه آزاد دغدغه دارم که باید مثل همه دانشگاه‌های دیگر باشد. افرادی می‌گویند وزارت علوم متمرکز است، البته من قائل به این موضوع نیستم. اما چرا همان افراد نمی‌گویند چطور در طول ۳۰ سال دانشگاه آزاد نه فقط به گفته من؛ بلکه به گفته همه، حتی در مورد بحث مهمانی و آیین‌نامه‌ها متمرکز بود و فقط باید یک نفر می‌نوشت تا این موضوع انجام شود. چگونه تمرکز در دانشگاه آزاد هیچ ایرادی نداشت وآن راتائید می‌کردند. 

زمانی که فرهاد به آنجا رفت، شخصی گفت که من پنجسال گذشته فقط هرچه گفتند، انجام دادم و شما نیز باید به ما بگویید که چه کار کنیم تا انجام دهیم. اما فرهاد به او گفت که خودت باید فکرکنی که چه کاری را انجام دهی. اما واقعیت این است که این مسولان و کارمندان اینگونه بار آمده بودند. بنابراین اگر دانشگاه آزاد بخواهد به همان سیستم تمرکز برگردد، بدانید که تالی فاسد دارد. 

به نظر شما دانشگاه آزاد باید در آینده چگونه عمل کند و چه پیشنهادی در این باره دارید؟ 
دانشجو: دانشگاه آزاد باید در استان‌ها کار خود را انجام دهد و هیات امنای استانی داشته باشد. البته در هیات امنا باید رای‌گیری شود و برمبنای رای عمل شود نه اینکه اگر رای کسی را قبول نکرد، او مدعی شود که به او توهین شده است. چرا که روحیه من این است که افراد باید استقلال رای داشته باشند. باید هیات‌های امنای استانی استقلال بیشتری پیدا کنند و وابستگی آنها نسبت به هیات امنای مرکزی کمترشود. همچنین واحدهای دانشگاه‌ از نظر مالی مستقل باشند، چون با این کار نظارت هم بر آنها آسان‌تر می‌شود درعین حال هیات امنای مرکزی باید تنها نقش سیاست‌گذار داشته باشد، نه نقش آمرانه و دخالت مستقیم. 

وزارت علوم تاکنون گزارشی درباره نتیجه بررسی اعتبار مدارک مسوولان و مدیران عالی کشور که ماموریت یافته بود، تاکنون منتشر نکرده است، آیا گزارش مذکور تهیه نشده و یا آنکه نتایج آن قابل انتشار نیست؟ 
اولا من چنین وظیفه‌ای رابه صورت مستقیم برای وزارت علوم نمی‌بینم. از سوی دیگر اگر چنین وظیفه‌ای هم باشد وبه آن محول کنیم، شدنی نیست. ما چند هزار نفر مسئول در کشور داریم. نمی‌توانیم ازهمه مدرکشان را بگیریم و بررسی کنیم. زمانی شما می‌گویید وزارت علوم به دنبال این کار برود، اما زمان دیگری نیز می‌گویید هر فردی درهر جایگاهی که قرار است قرارگیرد، مقام بالاتر و کار فرمایش درباره اعتبار و صحت مدارک دانشگاهی او از وزارت علوم استعلام کند که این استعلام به اعتقاد من خوب است. برای مثال ممکن است پرونده فردی در معاونت دانشجویی وجود نداشته باشد من ضمانت قانونی و اجرایی ندارم که به آن فرد بگویم که مدرکت را به من بده تا بررسی کنم. بنابراین فرد نباید استخدام و منصوب شود، تا زمانی که استعلام مدرک او از وزارت علوم بیاید. همانطور که در انتخابات مجلس هم این اتفاق افتاد زیرا شورای نگهبان مدارک را تایید شده می‌خواست. در آن زمان سه چهار مورد پرونده داشتیم که مدارکشان جعلی و یا غیرقابل ارزشیابی بود و ما نیز این موضوع را اعلام کردیم. البته در آن زمان خیلی هم بر ما فشار آوردند که برخی ازاین مدارک را تایید کنید، اما ما به وظیفه خود عملکردیم و زیر بار فشارها نرفیتم. 

همواره انتقادهایی به پذیرش دانشجوی پولی مطرح بوده. آیا پذیرش دانشجوی پولی دردوره دکتری و به ویژه در دانشگاه‌های بزرگ کشور را کار درستی می‌بینید؟ 
نکته اول اینکه این موضوع در مجلس و قانون برنامه پنجم توسعه مصوب شده و من نیز وظیفه دارم که قانون را اجرا کنم. چطور زمانی که دولت قانونی را اجرا نمی‌کند همه صدایشان درمی‌آید، بنابراین وقتی که قانون گفته باید دانشجوی مازاد برظرفیت بپذیرید، ما نیز باید این کار را انجام دهیم. 

مورد دوم اینکه دانشگاه‌های ما باید به سمت خودکفایی حرکت کنند که یکی از راه‌های این موضوع پذیرش دانشجو مازاد بر ظرفیت است. در حال حاضر بهترین دانشگاه‌های دنیا هم دانشجوی شهریه پردازمی‌پذیرند و آن‌ها را کنار دانشجویان عادی خود می‌نشانند. البته ملاک‌هایی را درنظر می‌گیرند و فقط به صرف داشتن پول دانشجو را ثبت‌نام نمی‌کنند. ضمن آنکه چه اشکالی دارد که دانشگاهی پردیس داشته باشد و با مدرک متفاوت با دریافت شهریه دانشجو بگیرد. 

وقتی یک فارغ‌التحصیل برای عضویت در هیات علمی وارد دانشگاهی می‌شود، درمدرک تحصیلی اوقید شده که مربوط به پردیس است، بنابراین سازمان و دانشگاه مربوطه خود تصمیم می‌گیرد که او را به عنوان هیات علمی قبول کند یا خیر. 

از سوی دیگر چطور می‌شود که اگر شخصی به صورت پولی به دانشگاه‌های خارجی برود، همه از او استقبال می‌کنند، چون اصطلاحا مرغ همسایه غاز است. این در حالیست که دانشگاه‌های خارجی حتی در مدرک خود قید نمی‌کنند که دانشجو به صورت پولی وارد شده است در حالی که ما در مدارک قید می‌کنیم که فارغ التحصیل پردیس دانشگاه است تا کارفرمایی که در انتها می‌خواهد، فارغ‌التحصیل را استخدام کند، تشخیص دهد که فرد با چه شیوه‌ای وارد شده است. همچنین پذیرش دانشجوی شهریه پرداز چیز جدیدی نیست. همه دانشگاه‌های ما پیش از این نیز از این طریق دانشجو می‌پذیرفتند به اینگونه که با صنعت قرارداد می‌بستند تعدادی دانشجو می‌گرفتند و پول آن را نیزدریافت می‌کردند. اما مجلس این موضوع را قانونی کرد و ما نیز آن را ازحالت سلیقه‌ای خارج کردیم و گفتیم که دانشگاه‌ها نمی‌توانند بدون هماهنگی با ستاد، دانشجو پذیرش کنند و باید باهمکاری سازمان سنجش اقدام به برگزاری آزمون اختصاصی برای پذیرش این دانشجویان کنند. 

ما درحال حاضر ۲۲۰ هزارمتقاضی دوره دکتری داریم. بسیارتلاش کردیم تا توانستیم درحال حاضر ۱۲ هزار نفر پذیرش داشته باشیم، بنابراین بیش از ۲۰۰ هزار نفر همچنان پشت کنکور دکتری می‌مانند وهمینطور نیز تعداد آن‌ها بیشتر می‌شود. چرا که موجی که از کارشناسی ارشد شروع شده، در حال رسیدن به دوره دکتری است. بنابراین اگر فرصت تحصیل برای آنها در داخل کشور فراهم نباشد، دانشجو به کشورهای همسایه می‌رود و پول می‌دهد درحالی که یک دهم سواد داخل کشور را نیز کسب نمی‌کند. 

از منظر فرهنگی نیز می‌توان به این مهم نگاه کرد زیرا این افراد ممکن است در خارج از نظر فرهنگی نیز دچار مشکل‌ شوند. بنابراین من به عنوان یک مسئول نظام باید واقعیت‌ها را ببینم و شرایط را فراهم کنم برای افرادی که می‌خواهند ادامه تحصیل دهند. البته با شاخص‌های خاص خود فکر می‌کنم در این امر وظیفه‌ام را به خوبی انجام داده‌ام. 

درپایان دولت دهم به عملکرد وزارت علوم وخودتان چه نمره‌ای می‌دهید؟ 

چندین باراین سوال راازمن کرده‌اند. اماهمیشه گفته‌ام که شما ودانشگاهیان باید به من نمره دهید. هیچ بقالی نمی‌گوید که ماست من ترش است. اما به نظرم با آنچیزی که مطلوب وآرمان من بوده هنوز خیلی فاصله داریم. 

برنامه‌هایی بوده که ناتمام مانده باشد؟ 
‌ همه کارهایی که شروع کردم ازجمله ایجاد آرامش روحی وروانی در دانشگاه‌ها، تعریف درست از نشاط سیاسی و پیشرفت علمی برمبنای آرامش روانی، نیاز به ادامه دارد.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟