مرور روزنامههای شنبه پنجم مرداد ماه
نیمه پر لیوان احمدینژاد در یک هفته مانده به پایان دولت دهم
در روز آرام روزنامهها در آغاز این هفته، شرایط تحویل دولت به رئیس جمهور جدید و آخرین تصمیمهای آن، تحلیل و بررسی تحریمهای غرب علیه ایران و تغییر کوچک داده شده در آن و خبرهایی از مراسم تحلیف رئیس جمهور جدید، مهمترین خبرهای روزنامهها هستند.
کد خبر: ۳۳۴۵۳۲
| | 10398 بازدید

در روز آرام روزنامهها در آغاز این هفته، شرایط تحویل دولت به رئیس جمهور جدید و آخرین تصمیمهای آن، تحلیل و بررسی تحریمهای غرب علیه ایران و تغییر کوچک داده شده در آن و خبرهایی از مراسم تحلیف رئیس جمهور جدید، مهمترین خبرهای روزنامهها هستند.
نیمه پر لیوان احمدینژاد در یک هفته مانده به پایان دولت دهم
روزنامه اعتماد در مطلب کوتاهی به قلم کریم ارغندهپور و با تیتر «نیمه پر لیوان!» نوشته است: آقای احمدینژاد تا چند روز دیگر کرسیاش را ـ خواه ناخواه ـ ترک میکند، در حالی که کمتر دوستی برای خود باقی گذاشته است. او با وجود همه انتقاداتی که به اندیشه و روشش وارد میکنند، به نظر من چند روش برجسته در کارنامه ریاستش هست که آنها هم باید دیده شوند: ۱ ـ احمدینژاد گاهی از حداکثر اختیاراتش استفاده کرد. وقتی قانون به مقامی اختیار میدهد امکان استفاده از حداقل تا حداکثرش را پیش بینی کرده است. ادب مقام، لزوما استفاده ناقص از آن نیست. فضای سیاست در کشور ما گاهی به گونه یی است که گویی استفاده از بخشی از قدرت، ممتنع است. استفاده حداکثری از قدرت اگر به رویه یک مقام تبدیل شود مطلوب نیست و گاهی حتی در حکم افراط است ولی اگر به خاطر فضاسازیهای تبلیغاتی، مقامی به کلی از بخشی از اختیارات قانونیاش صرف نظر کند این به نفع هیچ کس نیست. ۲ ـ احمدینژاد فرد بیتعارفی است. سیاست ورزی هم با تعارف و رودربایستی نمیشود. عمل به تعهدات و مسئولیت، اقتضایش گاهی بیتعارفی است. این سخن به کلی با ادب و احترام متفاوت است. ۳ ـ احمدینژاد سد مدیریت عالی برای زنان را شکست. این حق زنان است که بتوانند برابر با مردان به مدیریتهای عالی برسند. آشکار است که این گشایش به هیچ وجه نباید دست کم گرفته شود، با این امکان، هم گامی برای اعاده حقوق مشروع زنان برداشته شده و هم به قول آقای جلیلی ظرفیت مناسبی در بخش مدیریتی آزاد شده که باید به فال نیک گرفته شود. آشکار است که سخنان فوق به معنای نظر مثبت یا منفی درباره مصادیق متنوع ۸ سال گذشته نیست. من منتقد بسیاری از آنها بوده و هستم. سخنم تنها بیان نکاتی در کل بدون وارد شدن به مصادیق بود.مثبت، اما ناکافی
بیشتر روزنامهها به تصمیم وزارت خزانهداری آمریکا در کاهش تحریمها در حوزه دارو اشاراتی کردهاند. روزنامهها به طور کلی این کار را در کنار توقف تحریم محصولات تکنولوژیک به ایران قرار دادهاند.
رضا ملکزاده وزیر بهداشت و درمان دولت سازندگی در مطلبی با تیتر «مثبت، اما ناکافی» برای روزنامه شرق نوشته است: موضعگیری اخیر وزارت خزانهداری ایالات متحده پیرامون لزوم تسهیل صدور دارو به مقصد ایران، با وجود تحریمها و تلاش برای یافتن راهی در اینباره و حتی مذاکره با سایر شرکتهای داروسازی کشورهای اروپایی را باید در چارچوب تغییر فضای سیاسی کشور طی ماههای اخیر ارزیابی کرد.
در هفتههای گذشته، شاهد آن بودیم که نمایندگان کنگره آمریکا که معمولا مواضع منفی در قبال کشورمان داشتند، خواستار استفاده از فضای ایجادشده پس از انتخاب دکتر روحانی شدهاند و تعدادی از مقامات سیاسی و امنیتی دولتهای گذشته و حتی اندیشمندان این کشور در نامههایی به اوباما، لزوم تعامل و از دست نرفتن فرصت گفتوگو با ایران را یادآوری کردهاند. این «پالسهای مثبت»، دارای پیامهایی امیدوارکننده است به این معنا که آمریکا با نشان دادن حسننیت، کمک کند تا فضای دیپلماسی و گفتوگو، جای تهدید و تحریم را بگیرد. اما موضوع دارو را نمیتوان با این بیانیهها، تمامشده فرض کرد. پس از افزایش تحریمهای یکجانبه ایالات متحده یا قطعنامههای شورای امنیت بر ضد ایران، هیچگاه اقلام پزشکی و دارویی در فهرست ممنوعیتها نبوده است. مشکل اصلی این بوده که به دلیل تحریمهای بیسابقه در زمینه بانکی، امکان گشایش اعتبار و انتقال پول از ایران گرفته شده و این محدودیتهای مخرب، هر نوع کالای وارداتی را شامل میشود. قطعا غربیها نیز میدانستند که تحریمهای آنها، دامن بخش بهداشت و درمان ایران را میگیرد و این عمل غیرانسانی، مخالف همه کنوانسیونهای جهانی است.
اعتماد نیز در مطلبی با تیتر «بن بست منطق تحریمهای کنونی» به قلم عباس عبدی نوشته است: هر سیاستی که مبتنی بر عبور از جاده یک طرفه باشد، خطرناک و در نهایت به ضرر همگان است. این سیاستی است که هیچ امکانی را برای تعامل و بازگشت باقی نمیگذارد. نمونه روشن آن را امروز در سوریه میبینیم و روزهای پیش هم در عراق و افغانستان شاهدش بودهایم. جنگ یکی از مصادیق عبور از این جاده یک طرفه است که جز با تسلیم یک طرف متوقف نمیشود وای کاش یک طرف تسلیم و غائله تمام میشد. مشکل اصلی از آنجایی آغاز میشود که حتی تسلیم بدون قید و شرط یک طرف پایان ماجرا نیست، بلکه آغاز عبور از یک جاده یک طرفه ولی بیانتهای دیگر است. به خوبی به یاد دارم وقتی که ایالات متحده به افغانستان حمله کرد، برخی افراد خوش خیالانه گمان میکردند که در عرض چند سال افغانستان چنان آباد خواهد شد که همسایگانش بر آن غبطه خواهند خورد، گویی مسائل جامعه با جنگ یا تغییر فلان حکومت قابل حل است. تا آنجا که به یاد دارم در نقد این برداشت هم یادداشتی نوشتم، ولی کیست که نداند پس از ۱۲ سال حضور نظامی غرب در آنجا و تار و مار کردن اولیه طالبان و صدها میلیارد دلار هزینه در افغانستان، و دهها هزار کشته و معلول و... از دو طرف، اکنون چشم امید امریکا به مذاکره با طالبان است تا بلکه بتوانند این وضع ناهنجار را پیش از خروج خود از افغانستان اندکی بهبود بخشند.
این نتیجه عبور سیاست از جاده یک طرفه است. اگرچه تحریم از جنس جنگ نیست، زیرا به طور معمول جنگ برای براندازی است ولی تحریم در اساس برای تغییر رفتار است. جنگ تجاوزگرانه و غیردفاعی، عملی غیرقانونی و مستوجب پیگرد است، در حالی که در عرف جهانی تحریم چنین نیست. ولی اگر تحریم را بدون آنکه رسما بیان شود، برای براندازی اعمال کنند، در این صورت تحریم همان جنگ و پا گذاشتن در راه بیبازگشت خواهد بود و تبعات اخلاقی و سیاسی جنگ نیز بر این تحریم کنندگان بار میشود. حال پرسش این است که چگونه میتوان فهمید که تحریم یک عمل محدود سیاسی است، یا یک اقدام همه جانبه و براندازانه؟ وقتی که تحریم از حد و اندازههای معمولی عبور کرد و تمامی حیات اقتصادی جامعه یی را درنوردید، به طور روشن تبدیل به راه بیبازگشت میشود و نه تنها هیچ تغییر رفتاری را ایجاد نمیکند بلکه برعکس امکان این را دارد که به سرعت به تنش و درگیری و جنگ تبدیل شود. بنابراین هر تحریمی که در برابر واقعیات جاری انعطاف ناپذیر باشد و نتواند نسبت به پدیدههای مثبت طرف مقابل واکنش مناسب نشان دهد، مشمول تحریمهای براندازانه و گام گذاشتن در جادههای یک طرفه خواهد شد و از هر نظر محکوم است.
کشورهایی که علیه ایران تحریمهایی را وضع کردهاند، از ابتدا مدعی بودند که این تحریمها براندازانه نیست و جالبتر این که مدعی بودند تحریمهایی را وضع نمیکنند که مشکلاتش گریبان مردم را بگیرد. اکنون هر دو این ادعاها ابطال شده یا در حال ابطال شدن است.
شرایط ایجاد شده برای وضعیت دارویی کشور و بیماران نیازمند به این داروها، موضوع ناشناختهای نیست. وقتی کالاهایی مثل دارو که در همه شرایط باید خارج از شمول تحریم باشد، چنین وضعی پیدا میکند، سایر موارد که جای خود دارد. بنابراین تحریمهای موجود علیه ایران بیش از هر چیز دیگری مردم و تامین احتیاجات آنها را نشانه گرفته است. نادرست بودن ادعای دیگر نیز روشن است.
هرچند هنوز فرصت هست که این ادعا اثبات شود. دلیل نادرست بودن این ادعا نیز نحوه مواجهه غرب به ویژه دولت ایالات متحده آمریکا و کانادا با انتخابات خرداد ۹۲ است: انتخاباتی که نتایج آن با وجود برخی مشکلات معمول در ایران، مورد استقبال قاطبه نیروهای سیاسی قرار گرفت و دولت برآمده از آن به خوبی قادر است، مطالبات بخش مهم و اکثریت جامعه ایران را نمایندگی کند و فرد پیروز نیز در اظهارات خود خط مشی متعادلی را در برابر جهان خارج طرح کرد، به طوری که بر اساس قواعد شناخته شده بینالمللی، هم نگرانیهای احتمالی دیگران برطرف شود و هم اینکه منافع ملی ایران حفظ شود. اگر غربیها نسبت به مواضع اظهار شده پیشین در تهران ناراضی بودند و بر اساس آن تحریمهای خود را توجیه میکردند، اکنون بر چه اساسی میتوانند همچنان بر همان مدار گذشته حرکت کنند و قدمی مثبت در برابر ایران برندارند؟ تا وقتی که اقدامی ملموس از سوی تحریم کنندگان انجام نشود که متناسب با گام برداشته شده از سوی مردم ایران باشد، تنها این برداشت را میتوان باور کرد که هدف تحریمها چیزی جز برای اعتمادسازی و تغییر رفتار بوده ولی در پوشش تغییر رفتار بیان میشده است.
کیهان و بیمحلی انگلیسیها به لب و لوچه آویزان اصلاحطلبان
روزنامه کیهان در خبری با عنوان فوق نوشته: مقامات انگلیسی و اروپایی آب پاکی را روی دست جریان سیاسی ـ رسانهای غربزده در ایران ریختند. در حالی که روزنامههای زنجیرهای اصلاحطلب با دستمایه قراردادن اظهارات جک استراو وزیر خارجه اسبق انگلیس، چنین القا میکردند که مقامات انگلیسی مایل به حضور در مراسم تحلیف دکتر روحانی هستند، گاردین و لوموند اعلام کردند که هیچ مقام انگلیسی و اروپایی در این مراسم شرکت نخواهد کرد و تنها دیپلماتهای حاضر در سفارتخانههای اروپایی در تهران در مراسم تحلیف شرکت میکنند.
این در حالی است که روزنامه اعتماد در این باره و با تیتر «انگلیس: دعوتنامه یی نرسیده، شرکت نمیکنیم» نوشته: روزنامه گاردین گزارش داد که اتحادیه اروپا نماینده یی برای شرکت در مراسم تحلیف روحانی به ایران نمیفرستد و فقط دیپلماتهای مستقر در تهران نماینده اتحادیه اروپا در این مراسم خواهند بود.
این روزنامه انگلیسی نوشت که انگلیس نماینده یی را برای شرکت در مراسم تحلیف حسن روحانی، رییس جمهور منتخب ایران به تهران نمیفرستد. گاردین به نقل از یک سخنگوی وزارت امور خارجه انگلیس گزارش داد که موضع توافق شده اتحادیه اروپا این است که فقط دیپلماتهای مستقر در تهران از طرف این اتحادیه در مراسم تحلیف حسن روحانی شرکت کنند و بنا بر گزارش الشرقالاوسط وی افزود که به این ترتیب با توجه به اینکه انگلیس در ایران سفارت ندارد، در این مراسم شرکت نخواهد کرد. این گزارش حاکی است: ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه انگلیس هفته گذشته اظهار کرد که کشورش برای افزایش تماسها با مقامات ایران آمادگی دارد اما سخنگوی وزارت امور خارجه انگلیس گفت که عادی سازی روابط دیپلماتیک دوجانبه در نهایت به دادن اطمینان معتبر از جانب ایران درباره امنیت دیپلماتهای انگلیسی و نیز پیشرفت در مذاکرات هسته یی چند جانبه بستگی خواهد داشت. در عین حال داگلاس الکساندر، نماینده پارلمان انگلیس و وزیر امور خارجه دولت سایه گفت که نپذیرفتن دعوت برای حضور در مراسم تحلیف روحانی از سوی وزارت امور خارجه انگلیس هم «قضاوت نادرست» و هم «فرصتی از دست رفته» خواهد بود.
ابتکار هم به مرور واکنش بعضی از نمایندگان مجلس در قبال این موضوع پرداخته و نوشته: حضوراحتمالی جک استراو وزیر خارجه اسبق انگلیس در مراسم تحلیف دکتر حسن روحانی رئیس جمهور بعدی ایران، سبب شد تا برخی از نمایندگان مجلس با اشاره به وضعیت کنونی رابطه ایران و انگلیس، نسبت به حضور این چهره انگلیسی اعتراض خود را نشان دهند. اما تعبیر اعتراضی روح الله حسینیان نماینده جنجالی مجلس درباره استفاده از گوجه فرنگی برای نشان دادن اعتراض خود، سبب بروز واکنشهایی در میان سیاسیون ایران شد.
این عضو شورای مرکزی جبهه پایداری گفته بود: «حضور جک استراو در مجلس با عکسالعمل نمایندگان همراه میشود، از اینرو درصورت حضور این فرد در مراسم تحلیف من با گوجه از او پذیرایی میکنم». وی همچنین نسبت به حضور «سران فتنه» در این مراسم نیز هشدار داد که ممکن است با واکنش تند حزب الله مواجه شود. منظور وی سید محمد خاتمی رئیس جمهورسابق است که برخی از رسانهها از احتمال حضور وی در این مراسم خبرداده بودند. از سوی دیگر، اسماعیل کوثری دیگر نماینده همفکر حسینیان نیز اگرچه گفت که استفاده از گوجه را نمیپسندد، اما تاکید کرد که بدون تردید نسبت به حضور این دونفر واکنش نشان خواهد داد.
سردار کوثری که عضو کمسیون امنیت ملی است با گفتن این که «خودمان میدانیم از استراو چطور استقبال کنیم» گفت: نمیدانم چه دلیلی دارد که برخی انتظار دارند جک استراو در مجلس جمهوری اسلامی حاضر شود. انگاریادشان رفته است که انگلستان در طول تاریخ چه ستمهایی به ایران داشته است. وی افزود: بالاخره خودمان میدانیم که چه کاری کنیم و چطورازحضور احتمالی استراو استقبال کنیم. بالاخره نماینده مجلس و مردم این توانایی و اختیاررا دارند که آن طور که دلشان میخواهد عمل کنند.
اعتراض به عزل و نصبهای روزهای آخر
بهار در کنار دیگر روزنامههای اصلاحطلب در مطلبی با تیتر پیش گفته نوشته است: احمدینژاد خیلی از مسائل روزهای پیش از ورود به پاستور را فراموش کرده است. مهمتر از همه، روزهایی را که به عنوان منتخب مردم آماده میشد تا دولت را از سیدمحمد خاتمی تحویل بگیرد.
اگر روزهای انتقال دولت هشتم به نهم را فراموش نکرده بود این چنین بر عزل و نصبهای دقیقه آخر اصرار نمیورزید. او که امروز مشغول بهرهبردن از آخرین لحظات اقامت در پاستور برای امضاکردن زیر حکمهای عزل و نصب به عنوان «رییسجمهوری» است، سال ۸۴ در نامهای به سیدمحمد خاتمی، از او خواست تا دولت در دوره نقل و انتقال از کارهای خلقالساعه جلوگیری کند. احمدینژاد در آن نامه خواسته بود تا دولت سیدمحمد خاتمی در روزهای آخر، مدیر عوض نکند، عزل و نصب نکند، تصمیمات مالی سنگین نگیرد و تعهدی برای دولت بعدی درست نکند، اما از آنجایی که رییس دولت دهم آن روزها و مخصوصا آن تقاضا را از یاد برده است، چنان به عزل و نصبها در روزهای آخر دولت دهم سرعت داد که اعتراض اکبر ترکان، نماینده رییسجمهوری منتخب، برای تعامل در دوره انتقال دولت را برانگیخت. ترکان دیروز به عزل و نصبها، استخدامها و جابهجایی ساختمانها که به کرات در روزهای پس از انتخابات ریاستجمهوری یازدهم دیده میشود و بار سنگین مالی برای دولت بعدی به وجود خواهد آورد، اعتراض کرد.
او تأکید کرد، تمام تصمیماتی که از بعد معرفی حسن روحانی به عنوان منتخب یازدهم مردم تا پایان دوره انتقال چه در هیأت وزیران و چه در وزارتخانهها اتخاذشده، به دقت مورد بررسی قرار خواهد گرفته و ابعاد آن سنجیده میشود. چهبسا که بعضی از تصمیمات احمدینژاد منتفی اعلام شود. گزارشهایی که به دست احمد ترکان رسیده است نشان میدهد که دولت دهم در روزهای آخر اصرار عجیبی دارد که مدیرکل و روسای سازمانها را عزل و نصب کند. اموال وزارتخانهها را جابهجا کند و پیدرپی قراردادهایی ببندد که برای دولت آینده بار مالی خواهد داشت.
اعتماد هم مسأله ادعای دولت درباره بازپرداخت بدهیهای خود را مورد توجه قرار داده است. این روزنامه در مطلبی با تیتر «پرداخت بدهی در آخرین روزها!» به سخنان مرتضوی اشاره کرده که گفته است: «طلبهای تامین اجتماعی از دولت تسویه شد». اعتماد در این باره نوشته است: دولت دهم در آخرین روزها ادعا میکند بدهی خود به سازمان تامین اجتماعی را تمام و کمال پرداخت و به طور کامل با این سازمان تسویه حساب کرده است. معادن ۲ و ۳ سنگ آهن گل گهر سیرجان در قالب آخرین مصوبه دولت برای پرداخت دیون، در آخرین روزها به تامین اجتماعی واگذار شد. واگذاری این معادن و تسویه حساب دیرهنگام دولت با تامین اجتماعی در حالی است که طی سالهای گذشته بدهی دولت به تامین اجتماعی به بالاترین میزان خود رسید و دولت در حالی که در این مدت در اوج درآمدهای نفتی و در مقابل تامین اجتماعی به دلیل بدهی به بیمارستانها، مراکز درمانی و داروخانهها در بدترین وضعیت خود قرار داشت، اقدام به پرداخت بدهی خود نکرد. در حال حاضر نیز اگرچه دولت با واگذاری معادن سیرجان ظاهرا و روی کاغذ بدهی دولت به تامین اجتماعی آن طور که مسئولان این سازمان میگویند تسویه شده است، اما مشکلات و کم و کاستیهای این واگذاری و اینکه در شرایط فعلی این سازمان، این واگذاریها تا چه حد گره گشای مشکلات بیمه شدهها خواهد بود، برای دولت آینده باقی میماند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


