نقطهي اختلاف فدراسيون و تلويزيون مشخص نيست
مدير مسوول هفته نامهي دنياي ورزش گفت: مسوولان ورزش و صداوسيما در شرايطي با يكديگر جدل ميكنند كه هنوز نقطهي اختلاف روشن نشده است.
غلامحسين شعباني در گفتوگو با ايسنا، اظهار كرد: دوستان در سازمان تربيت بدني و فدراسيون فوتبال و همچنين در صداوسيما از دو موضع مختلف صحبت ميكنند و به همين دليل است كه راه به جايي نميبرند. سازمان تربيت بدني رسالت رسانه را درنظر نميگيرد و حرف خودش را ميزند و دوستان رسانهاي نيز از جايگاه و موضع خودشان اظهارنظر ميكنند، بدون آن كه حرف سازمان را گوش كنند. در واقع هنوز نقطهي اختلاف ميان دو طرف روشن نشده است.
وي ادامه داد: سازمان تربيت بدني معتقد است كه برنامههاي ورزشي صداوسيما بايد عميق و كاربردي باشند كه اين موضوع منطقي است و برنامههاي ورزشي صداوسيما نيز معتقدند مسوولان سازمان تربيت بدني بايد ظرفيت انتقادپذيري خود را بالاتر ببرند كه اين نيز حرف درستي است. بنابراين هر كسي از موضع خود حرف منطقي ميزند؛ اما، مهم اين است كه دو طرف با يكديگر هم انديشي كنند و محل و نزاع را مشخص كنند. طبيعي است كه طبق خواستهي صداوسيما مسوولان ورزش بايد روحيهي انتقادپذيري خود را بالا ببرند اما، در مقابل بايد مشخص شود كه در صداوسيما نيز چه تعريفي براي سطح و كيفيت برنامهها وجود دارد. در هر صورت زماني كه شرايط اينگونه پيش ميرود، طبيعي است كه برخي چالشها ميان دو طرف به وجود ميآيد.
وي افزود: بحث تحريم كردن و يا گفتوگو نكردن با برنامهاي مطرح نيست بلكه بحث بر سر اين است كه هر كس در حوزهي خود چه وظايفي را انجام ميدهد. در حال حاضر اين امكان وجود دارد كه اگر مديران دو سازمان با يكديگر هم انديشي كنند، به تفاهم دست پيدا كنند و آن وقت كساني كه در اين بين بحث تحريم يا صحبت نكردن را دنبال كردهاند، دچار مشكل ميشوند.
شعباني ادامه داد: در حال حاضر ما در مباحث نظري وارد ميشويم بدون آنكه روي مباني نظري كار كنيم. بايد اين مسايل روشن شود و ما دنبال حل مشكل باشيم.
وي دربارهي برنامهي تلويزيوني 90 نيز گفت: اينكه فدراسيون فوتبال تصميم دارد دايرهي گفتوگو با اين برنامه يا برنامههاي ديگر را محدود كند، موضوعي است كه بايد بررسي شود و مسوولان فدراسيون از خود بپرسند كه آيا با اين كار مشكل را حل ميكنند يا تنها پيام اعتراض خود را مطرح ميكنند. بيترديد بهتر است آنها راهي براي حل مشكل پيدا كنند.
وي ادامه داد: نگاه من به برنامهي 90 نه كاملا مثبت و نه كاملا منفي است. همين كه برنامهي 90 توانسته است چنين حساسيتي را ايجاد كند و با وجود برنامهها و مجريان قديميتر تا اين اندازه جاي خود را در فوتبال و در ميان مخاطبان ورزش باز كند، نشان دهندهي قدرت و توانايي اين برنامه است و بيترديد كار خوبي انجام شده است. اما، بحث اينجاست كه آيا در كنار اين رشد كمي كيفيت اين برنامه نيز بالا رفته است كه در اين بخش پاسخ منفي است و بايد مسوولان اين برنامه به دنبال عميقتر ساختن كيفيت آن باشند.
شعباني افزود: طبيعي است كه اگر تنها از روي برنامههاي رايج در كشورهاي ديگر كپي برداري كنيم، دچار مشكل ميشويم چرا كه مسايل فرهنگي در كشور ما متفاوت از كشورهاي ديگر است. شايد در برخي كشورهاي دنيا بتوان دربارهي هر شخصيتي يا هر موضوعي كاريكاتور كشيد اما، اين موضوع در كشور ما متداول نيست. بنابراين بايد ديد كه صرفا يك موضوع داغ ارزش بررسي شدن را دارد يا ممكن است در يك بحث به ظاهر جذاب وارد شويم و در نهايت هيچ نتيجهاي بدست نياوريم. به نظر من بهتر است سطح و كيفيت موضوعاتي كه به آنها پرداخته ميشود، افزايش پيدا كند و به هر قيمتي به دنبال جذاب ساختن برنامههاي تلويزيوني نباشيم.
شعباني در ادامه گفت: برنامهي 90 كه با حضور صفايي فراهاني و همچنين مسوولان سازمان تربيت بدني برگزار شد، يك برنامهي بسيار فوقالعاده بود. برنامهاي كه سه ساعت به طول انجاميد و حتي زمانش بيش از فينال جام جهاني بود اما، در طول اين زمان مخاطب را در پاي برنامه ميخكوب كردند. برنامهاي كه در آن هر دو طرف صحبتهاي خود را مطرح كردند و به جاي جنجال به دنبال حل مشكل فوتبال كشور كه در آن زمان بحث تعليق بود، بودند. در همان زمان نيز گفتم كه براي اين برنامه بايد به تلويزيون تبريك گفت.
وي افزود: البته در همان زمان نيز گفتم كه بهتر است دوستان دنبال برنده و بازنده نباشند بلكه به اصل موضوع كه همان رسيدن به سطح فكري مناسب براي انجام چنين بحثهايي است، دقت كنند و معتقدم وظيفهي رسانه اين است كه به چنين مباحثي بيشتر توجه كند.
شعباني خاطرنشان كرد: يكي ديگر از بحثهاي مهم بحث پيامكهايي است كه در اين برنامهها مطرح ميشود. شايد در بعضي موارد گزينههاي خوبي انتخاب شده است. اما، در برخي موارد نيز اين سبك كار نتايج منفياي داشته است. اينكه ما در تعارف هواداران را مالكان باشگاهها عنوان ميكنيم و بعد از طريق همين پيامكها نظر آنها را دربارهي مسايل كلان باشگاه همچون انتخاب مديرعامل جويا ميشويم، اين ذهنيت را ايجاد ميكند كه آنها واقعا قيم و مالك باشگاه هستند و اينگونه ميشود كه در تمرينات يك تيم شاهد هستيم هواداران با پاره آجر به دنبال هم ميدوند و هر كدام از مديرعامل يا مربي موردنظر خود حمايت ميكنند و خواهان بركناري يا انتخاب افراد خاصي ميشوند. طبيعي است كه اگر از ديدگاه روانشناسي به اين موضوع نگاه كنيم متوجه ميشويم كه ايجاد چنين فضايي مفيد نيست و بهتر است بيشتر بحث افزايش كيفيت برنامه را مورد توجه قرار دهيم.


