فراکسیون فرهنگی مجلس قرار است چه لابی سیاسی کند؟
اگر کارکرد چنین نهادی صرفاً جهتدهی به دیدگاههای نمایندگان مجلس در گرفتن رأی اعتماد یا استیضاح وزیر باشد و به سمت سهمخواهی از حوزه فرهنگ پیش برود و نام برخی اعضای هیأت رئیسهاش تنها در هیأت مدیره نهادهای دولتی فرهنگی شنیده شود، اساساً بهتر است تشکیل نشود.
فراکسیون فرهنگی مجلس در حالی امروز اعلام موجودیت کرد که همان سازوکارهای پیشین فرهنگی موجود در مجلس نیز تاکنون بازدهی مشخصی نداشته و از این حیث چنین تصور میشود که این فراکسیون نیز همچون بیشتر فراکسیونهای حاضر در مجلس، خروجی مثبتی به نفع مردم و به ویژه جامعه فرهنگ و رسانه کشور نداشته باشد.به گزارش «تابناک»، کمیسیون فرهنگی مجلس در حداقل سه دور اخیر، بازخورد جدی نداشته و اگر قرار باشد یکی از ناکارآمدترین حوزههای فرهنگی را در کشور برشمرد، بیگمان کمیسیون فرهنگی یکی از آنهاست؛ کمیسیونی که گمان میرفت با تغییر ریاستش، وضعیت بهتری بیابد، ولی با روی کار آمدن آقاتهرانی در بر همان پاشنه پیشین چرخید و کارکرد خاصی از سوی این کمیسیون ندیدیم و بازدهی قانونگذاری و نظارتی این کمیسیون در همان حد که بود، ماند.
طبیعی است وقتی کمیسیون فرهنگی ـ که حتی مصوبات هزینه زا و تعهدآور شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز در قالب لایحه باید در آن بررسی شود ـ توان قانونگذاری برای بهبود فضای اقتصادی، کاهش و یا تغییر شیوههای نظارتی بر عرصههای فرهنگی، توان نظارت بر دستگاههای فرهنگی و بررسی کیفیت هزینهکرد بودجههای کلان نهادهای فرهنگی به ویژه وزارت فرهنگ و ارشاد را ندارد، نمیتوان انتظار داشت دیگر دستگاهها به خوبی بر مدار فرهنگی حرکت کنند.
در یک مورد همه تلاش این کمیسیون برای ایجاد راهکار نظارت دائم ـ که سوای شیوههایی همچون تحقیق و تفحص است ـ بر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بینتیجه ماند و حتی طرح ادغام این نهاد با دیگر نهادهای موازی برای تشکیل وزارتخانهای در این چهارچوب نیز به هیچ نقطهای نرسید و البته شاید انتظار بالایی باشد که از یک کمیسیون چنین انتظاری داشت؛ اما میتوان دستکم انتظار داشت که این کمیسیون در موارد جزئیتر و دست پایینتر نظارت داشته باشد.
اما این کمیسیون ثابت کرد در سادهترین مباحث فرهنگی نیز توان اعمال نظر به قصد اصلاح مسیر موجود را ندارد. در ماجرای تولید فیلم پنج تا هفت میلیارد تومانی «لاله» که تحت عنوان فیلم فاخر قرار شد، فیلمی درباره زندگی دختر یک کارخانه دار که به اتومبیل سواری پرداخته و سرانجام نیز به واسطه تقلب یا تخلف در مسابقات محروم شده، ساخته شود و لابد قرار است در این فیلم به عنوان الگوی زن ایرانی معرفی شود. طبیعتاً چنین فیلمی باید با بودجه تأمینی از محل درآمدهای پدر این شخص ساخته میشد؛ اما تا پول دولت هست، چرا خرج از جیب شخصی؟
کمیسیون فرهنگی پس از اعتراضات دامنهدار رسانهها مبنی بر این که زن معرفی شده، در این فیلم واقعاً یک زن برجسته ایرانی نیست و صدها زن برجسته ایرانی در یک سده اخیر بودهاند که اگر قرار باشد درباره زن ایرانی فیلمی آن هم با چنین هزینههای کلانی ساخته شود، در اولویت هستند، ولی در نهایت از سوی برخی چهرهها اعلام شد احمدینژاد در سفر به نیویورک با کارگردان این پروژه که سوابق جالبی دارد، دیدار کرده و سرانجام دستور همکاری با وی برای ساخت را داده و در عمل پیگیری کمیسیون فرهنگی متوقف شد.
در واقع کمیسیون فرهنگی مجلس، توان توقف یک پروژه سینمایی را نیز نداشته، چه رسد به این که قانونگذاری و نظارتهای کلان و یا شرایط نه چندان مناسب فرهنگ و هنر کشور را پیگیری کند. در همین ماجرای خانه سینما، کمیسیون فرهنگی انگار وجود خارجی ندارد و هیچ واکنشی برای توقف رویکردهای وزارت فرهنگ و ارشاد وجود ندارد و سکوت عجیبی در این حوزه احساس میشود که جای بسی تأمل دارد.
حال در چنین شرایطی فراکسیون رسانه، فرهنگ و هنر با عضویت گروهی از نمایندگان مجلس اعلام موجودیت کرده و بیژن نوباوه، عضو کمیسیون فرهنگی نیز در پی افزایش اعضای این فراکسیون است. چنین کاری بیش هر برداشتی، چنین تعبیری را میتواند در پی داشته باشد که وقتی نوباوه و دوستانش نتوانستهاند در قالب کمیسیون فرهنگی به مجلس جهت دهی فرهنگی کنند، درصدد برآمدهاند تا با تشکیل فراکسیونی، لابی برای تصمیم سازی در این حوزه در صحن علنی راه اندازند و مثلا در تعیین چهرههای فرهنگی دولت به ویژه وزیر فرهنگ و ارشاد دولت آتی، بتوانند جریان ساز باشند.
این که در کنار کمیسیون تخصصی، لابی سیاسی با نام فراکسیون رسانه، فرهنگ و هنر تشکیل شود، میتواند اتفاق خوبی باشد و برخی نمایندگان را به توجه بیشتر به حوزه فرهنگ تشویق کند و اگر این لابی سیاسی اندک توجهی نیز به حوزه فرهنگ داشته باشد و جهت دهی به اکثریت مجلس در راستای بهبود وضعیت فرهنگ بدهد و رایزنیهایی با اکثریت مجلس برای اخذ یک مصوبه جهت رفع وضعیت وخیم نشرها و قیمت کاغذ یا پرداخت یارانه هدفمندسازی اهالی فرهنگ یا حمایت از صنعت سینما و به خصوص سینماداران یا حداقل یک مصوبه برای کاهش تصدیگری دولت در حوزه فرهنگ داشته باشد، باید شکلگیری این فراکسیون را مورد توجه قرار داد.
با این حال اگر کارکرد چنین نهادی صرفاً جهت دهی به دیدگاههای نمایندگان مجلس در گرفتن رأی اعتماد یا استیضاح وزیر باشد و به سمت سهمخواهی از حوزه فرهنگ پیش برود و نام برخی اعضای هیأت رئیسهاش تنها در هیأت مدیره نهادهای دولتی فرهنگی شنیده شود، اساساً بهتر است تشکیل نشود. در هر صورت امید میرود، پیگیری کنندگان تشکیل چنین فراکسیونی اعلام کنند اهدافشان (سوای شعارها) از تشکیل این فراکسیون چیست و اهالی فرهنگ باید چه انتظاری از این جریان سازی تازه داشته باشند؟
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۶
انتشار یافته: ۱
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



