انکار قتـــل بچه محل در جلسه دادگاه
متهمی که در یک نزاع دسته جمعی پسر جوانی را با میلگرد به قتل رسانده بود روز دادگاه تمامی اعترافات قبلی خود را انکار کرد.
به گزارش قانون،صبح دیروز در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران در جلسه ای به ریاست قاضی عزیزمحمدی و 4 قاضی مستشار به اتهام «رحمان» رسیدگی شد.کرمی،نماینده دادستان با قرائت کیفرخواست عنوان کرد:«در این پرونده رحمان.م متهم به مباشرت در قتل عمدی مجتبی و شرکت در نزاع دسته جمعی منجر به قتل است.با توجه به اعترافات صریح متهم،گزارش پزشکی قانونی و شواهد و دلايل موجود در پرونده با توجه به مفاد قانون مجازات اسلامی درخواست مجازات قانونی متهم را دارم.»
پس از قرائت کیفر خواست پدر مجتبی،به عنوان اولیای دم در جایگاه حاضر شد و گفت:« تا قبل از این ماجرا من رحمان را نه دیده و نه می شناختم.سال 84 پس از وقوع حادثه خود او من را در اداره آگاهی دید و گفت که پسر شما را من با چاقو زده ام.من هم به او گفتم آخر پسر من چه بدی به تو کرده بود که با او این کار را کردی؟ او هم گفت که دعوا کردیم.در دعوا هم حلوا پخش نمی کنند من یک ضربه به او زدم و پسر شما با همان یک ضربه جانش را از دست داد.مرتضی پسر دیگرم که در آن درگیری شاهد ماجرا بود گفت که به همراه مجتبی برای دیدن بچه محل های قدیمی شان به محله ای که قبلا زندگی می کردیم رفتند.در آنجا پسر من و رحمان سر یک شوخی بیجا با هم درگیر شدند.اینکه او حالا ادعای دیگری می کند را خبر ندارم . از رحمان به خاطر همان یک ضربه ای که به پسرم زده شکایت کرده و درخواست قصاص دارم.»
پس از صحبتهای اولیای دم قاضی عزیزمحمدی با تفهیم اتهام به رحمان از اوخواست در جایگاه حاضر شود و از خودش دفاع کند.متهم نیز پس از حضور در جایگاه گفت:«سال 84 من 25 ساله بودم و در یک آهنگری کار می کردم.درست به خاطر ندارم که آن زمان پس از دستگیری چه گفته ام فقط به خاطرم مانده که من در آن دعوا به هواخواهی پسر عمویم وارد شدم.حتی شک دارم ضربه ای که من به او زده ام او را کشته باشد.آن موقع من در آرایشگاه بودم و متوجه شدم که بیرون از آرایشگاه درگیری پیش آمده است.وقتی بیرون رفتم دیدم مقتول و دار و دسته اش با شیشه خرده به طرف پسرعمویم حمله کرده اند.من هم دستانم را روی سرم گرفتم و آرام به آنها نزدیک شدم.وقتی به محل درگیری رسیدم دیدم مجتبی با یک ضربه پسرعمویم را نقش زمین کرد.دست او یک چاقو بود.قبل از من یکی از دوستانم به نام مهدی به مجتبی نزدیک شد و یک ضربه به مجتبی زد و باعث شد که او ضعیف شود و بعد از آن ضربه من توانستم چاقو را از مجتبی بگیرم.من حتی بعد از دعوا فرار هم نکردم.برای درمان به همان بیمارستانی رفتم که مجتبی را برده بودند.آنجا دکتر از من پرسید که من کدام طرف دعوا بودم.وقتی که گفتم علیه مجتبی وارد دعوا شدم چون او فوت کرده بود من را به اداره آگاهی بردند و مجبورم کردند قتل را گردن بگیرم.در حالی كه قبل از ضربه من به مهدی، يكي به او ضربه وارد کرده بود.»
پس از صحبتهای متهم از مهدی خواسته شد در این زمینه شهادت دهد.او نیز درباره روز حادثه گفت:«آن روز من اصلا در صحنه درگیری نبودم.شب حادثه مادر رحمان به در خانه من آمد و من را قسم داد که بروم و به نفع او در اداره آگاهی شهادت دهم.»
قضات دادگاه پس از شنیدن اظهارات متهم و وکیل مدافع او برای صدور حکم وارد شور شدند و برای او حکم قصاص صادر کردند.


