قاتل پدر، شکارچي زنان ميانسال شد
کد خبر: ۳۳۳۳۴۰
| | 6882 بازدید
پسر جوان که با معرفي خود به عنوان طلاساز اعتماد زنان ميانسال را جلب ميکرد، طلاهايش را به سرقت ميبرد. متهم جوان 3 روز بعد از دومين شکايتش به دام پليس افتاد.
به گزارش ابتکار، اوايل تير ماه امسال زن ميانسالي به کلانتري رفت و از سرقت طلاهايش از سوي پسر جواني خبر داد.زن ميانسال به مأموران گفت: چند روز قبل ميخواستم براي انجام کاري به ميدان شهرک غرب بروم و چون عجله داشتم سوار ماشين پژو پارسي شدم. راننده پسر جواني بود و مرا به مقصد رساند.
در ميان راه صحبت را با من باز کرد و من هم غافل از دامي که قرار است در آن بيفتم از زندگي ام و مشکلات آن گفتم. پسر جوان گفت ميتواند با گرفتن وامي مشکلم را حل کند و به همين بهانه شماره تماس مرا گرفت.زن ميانسال ادامه داد: فرداي آن روز راننده پژو پارس با من تماس گرفت و به بهانه وام با من در يک رستوران قرار گذاشت. در آنجا با وعدههايي که به من داد اطمينانم را بيشتر جلب کرد و من او را به خانه ام دعوت کردم.
پسر جوان با من وارد خانه ام شد و چون قبلا در صحبت هايم از محل اخفاي طلاهايم با او صحبت کرده بودم، به بهانه اي خودش را به محل نگهداري طلاهايم رساند و آنها را سرقت کرد. آن روز متوجه نشدم اما چند روز بعد که به سراغ طلاهايم رفتم از سرقت آنها با خبرشدم.با اعلام شکايت زن ميانسال پرونده اي در پايگاه دوم پليس آگاهي تشکيل شد و تحقيقات کارآگاهان براي شناسايي سارق طلاها آغاز شد.
در ادامه تحقيقات کارآگاهان به سراغ محلهايي رفتند که سارق جوان با مالباخته رفته بود و در يکي از اين محلها توانستند ردي از پسر جوان را به دست بياورند و سارق جوان به نام کوروش 30 ساله را دستگير کردند.
با توجه به احتمال وقوع سرقتهاي ديگر ماموران تحقيقات در اين زمينه را آغاز کرده و متوجه شدند چندي پيش زن جواني طي تماس با مرکز فوريتهاي پليسي 110 از سرقت طلاهايش خبر داده و با طرح شکايت اين زن جوان پرونده اي در اين خصوص در پايگاه چهارم پليس آگاهي پايتخت تشکيل شده بود.
اين زن که از ناحيه پا فلج بود به کارآگاهان پايگاه چهارم گفته بود: براي انجام و پيگيري کارهاي اداري ام نياز به يک موتورسوار داشتم که در اين رابطه با پسري به نام کوروش آشنا شدم. کوروش زماني که وضعيت مرا ديد گفت ميتواند کارهاي اداري و بانکي مرا انجام دهد. صحبت هايش طوري بود که من به او اعتماد کردم. کوروش خودش را طلاساز معرفي کرد و من که مقداري طلاي تعميراتي داشتم آنها را به او دادم تا باهم آنها را به يکي از طلافروشيهايي که ميگفت از دوستانش است ببريم. کوروش وارد مغازه طلافروشي شد و بعد از مدتي برگشت و گفت طلاها را نميشود اينجا تعمير کرد و بايد آنها را به بازار ببرم. با اين بهانه ساعت مچي ام را که مارک بود از من گرفت. او گوشي تلفن همراهم را نيز از من گرفت تا با آن تماس بگيرداما هرگز برنگردانند. من که فکر ميکردم کوروش آدم معقولي است طلاها را به او دادم اما ديگر خبري از او نشد. او حدود 3 ميليون طلا، گوشي تلفن همراه و ساعت مچي ام را سرقت کرده است.
کارآگاهان پايگاه چهارم پليس آگاهي به سراغ طلافروشي رفته که کوروش براي تعمير طلا به آنجا رفته بود و مشخص شد که طلافروش کوروش را نميشناخته است. از سويي تصوير پسر جوان از دوربين مداربسته طلافروشي بدست آمد.در ادامه تحقيقات کارآگان پايگاه چهارم با شناسايي مخفيگاه کوروش قصد دستگيري او را داشتند که متوجه شدند اين متهم توسط کارآگاهان پايگاه دوم پليس آگاهي پايتخت دستگير شده است.در بررسي سوابق متهم جوان مشخص شد کوروش حدود 10 سال قبل در درگيري با پدرش او را به قتل رسانده اما با رضايت خانواده و پس از تحمل حبس از زندان آزاد شده بود.
پسر جوان در بازجوييها در رابطه با انگيزه خود از سرقت هايش گفت: از نظر مالي هيچ مشکلي ندارم و نه تنها بي سواد نيستم بلکه فوق ديپلم دارم. اگر اينجا هستم به خاطر نداري و فقر و مشکلات مالي نيست. به خاطر اين است که دل مادرم را شکسته ام. او به من گفت ادامه تحصيل بده، ازدواج کن، اما من توجه نکردم و بي اعتنا به صحبت هايش به کار خودم ادامه دادم. براي همين اينجا هستم چون به مادرم توجه نکردم.او ادامه داد: نميخواستم دست به سرقت بزنم، زماني که چشمم به طلاهاي زن جوان افتاد وسوسه شدم و تصميم گرفتم تا طلاهاي او را سرقت کنم. به همين دليل به او گفتم که من در بازار آشنا دارم و او بدون هيچ هزينه اي طلاها را برايت تعمير ميکند. زن جوان که به من اعتماد کرده بود طلاهايش را به من داد. من هم طلاها را به بازار بردم تا آنها را بفروشم اما از شانس بدم چون طلاها فاکتور نداشت کسي آنها را نخريد. من هم به ناچار سوار مترو شدم تا به خانه بروم اما طلاها را از من زدند. شايد هم طلاها را گم کردم و من حاضرم آن مقداري را که دزديده ام را برگردانم.
پسر جوان ادامه داد: من قبول دارم که طلاهاي زن جوان را سرقت کرده ام اما مبلغ طلاها با ساعت مچي او حدود 7 ميليون تومان بود. اما سرقت دوم را قبول ندارم. من با شاکي دوم ارتباط برقرار کردم اما فرصت سرقت به من دست نداد.
سرهنگ کارآگاه جان پرور، رئيس پايگاه دوم پليس آگاهي تهران بزرگ، با اعلام اين خبر گفت: باتوجه به اينکه هر دو شيوه سرقت مشابه هستند، احتمال دارد که متهم پرونده سرقتهاي مشابه ديگري را مرتکب شده باشد. لذا با هماهنگيهاي انجام شده با شعبه 11 بازپرسي دادسراي ناحيه 4 تهران و با توجه به وجود پرونده مشابه در اين پايگاه، متهم پس از تکميل تحقيقات در خصوص شکايت مطرح شده در اين پايگاه دوم و جهت ادامه تحقيقات تکميلي در خصوص شناسايي جرايم ديگر در اختيار پايگاه چهارم پليس آگاهي پايتخت قرار گرفت. به همين خاطر از کساني که بدين شيوه و شگرد مورد کلاهبرداري قرار گرفته اند دعوئت ميشود تا براي شناسايي متهم و طرح شکايت خود به پايگاه چهارم پليس آگاهي واقع در سيدخندان – خيابان ابوذر غفاري مراجعه کنند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


