رفتاری که با دادکان شد، نباید تکرار شود
چه تضمینی برای ۱۰ ساله آینده والیبال وجود دارد؟
شهاب الدین عزیزی
کد خبر: ۳۳۲۹۰۷
| | 15724 بازدید
بازی بسیار جالب والیبالیستهای ایرانی نه تنها حیرت تمامی کارشناسان را برانگیخت، بلکه سبب تعجب و تحسین ما ایرانیها شد و درست در همین زمان، انتقادات نسبت به هزینههایی که در عرصه فوتبال انجام میشود، شدت گرفت.
برای بررسی بیشتر این موضوع به سراغ شهاب الدین عزیزی خادم رئیس کمیته تیمهای ملی و رئیس شورای راهبردی فدراسیون و عضو هیأت رئیسه فدراسیون فوتبال رفتیم. البته با وی که گفته میشود، یکی از گزینههای وزارت ورزش در دولت یازدهم است به بررسی زمینههای توسعه ورزش قهرمانی و برقراری اعتدال بین هزینهها و افتخارآفرینیها پرداختیم که در ادامه شما را به خواندن آن فرا میخوانیم.
«تابناک»: با وجود موفقیتهای ورزش در المپیک و والیبال انتقادهایی در مورد فوتبال وجود دارد و با تمام هزینههایی که در فوتبال میشود نتایج آن گونه که باید نیست. چرا این همه انتقاد در مورد فوتبال پدید آمده و دولت آینده چه کاری میتواند انجام دهد تا هم مردم راضی باشند و هم ورزش موفق باشد؟
«عزیزی»: اول باید فوتبال را از بقیه ورزشها جدا کرد و بعد گفت که چرا پول بیشتر در این ورزش هزینه میشود. از طرفی نباید بدون ملاحظات فرهنگی، ارقام نجومی پرداخت.
یکی از کلید واژههای مهم در جامعهشناسی سیاسی، سرمایه اجتماعی است. چند اتفاق در وضعیت سرمایه اجتماعی افتاده است. آمارهای یک دهه گذشته این موضوع را نشان میدهد که سرمایه اجتماعی ما تقریبا رو به کاهش است. اما خوشبختانه در دو اتفاقی که در خرداد ماه رخ داد، امیدها برای جبران این ضایعات افزایش یافت: نخست اینکه یک حماسه سیاسی رخ داد و به هر صورت رهبری خردمندانه رهبر انقلاب به ایجاد این فضا کمک کرد و از طرف دیگر همکاری نخبگان به خلق این حماسه سیاسی کمک کرد. در کنار این اتفاق یک افتخار ورزشی را در سطح ملی شاهد بودیم، که باعث ایجاد موجی در جامعه شد و میلیونها نفر را به خیابان آورد. به چه وسیله میتوان چنین موجی ایجاد کرد؟ این نقطه عطفی بود و کمک کرد تا سرمایه اجتماعی ما افزایش یابد. نقطه امید و جرقهای از امید بود که به سرمایه اجتماعی ما افزوده شد؛ ذخیرهای که در ده سال گذشته کاهش یافته بود.
کشور ما کشوری جوان است و بطن جریانی که حماسه سیاسی را به وجود آورد نیز جوانان بودند. نقش جوانان در این میان تاریخی و تاریخ ساز بود. این را باید بدانیم که هر جایی کنار هم قرار گرفتیم و راهبرد داشتیم، موج ایجاد شده و این کمک میدهد که صداقت و همکاری متقابل و اعتماد عمومی به وجود آید. این اتفاقات به غرور ملی ما کمک میکند و ضریب امنیت ملی را بالا میبرد. این با چه مبلغی قابل مقایسه است؟
نکتهای که باید بر آن تأکید کرد، حضور مردم در این انتخابات بود. دولت جدید با شعار تدبیر و امید شکل گرفته است و باید توجهش را به این موضوع جلب کند. انتخابات ما ۷۲ درصدی بود و آقای روحانی یک سوم از این آرا را به دست آورد و ۳۰ درصد آرا خاکستری داشتیم که به هر دلیل پای صندوق نیامدند و ۳۰ درصد هم به وی رأی ندادند. با این حال همین دوسوم را پس از پیروزیهای ورزشی در کف خیابان میبینید. کارکردهای ورزش ذیل پارادایم سرمایه اجتماعی قرار میگیرد. دولت باید به این نکته توجه و برای جذب مردم از ورزش استفاده کند. ورزش توانسته است تمام مردم را همدل و یکصدا کند. هر زمان که خواستهایم مردم آمدهاند. با این حماسهها نیز این سرمایه اجتماعی افزوده شده و باید درسی باشد که با رفتارهایمان موجب نارضایتی مردم نشویم.
«تابناک»: ورزشهایی داریم که میتوانیم در جهان قهرمان شویم و افتخارات بیشتری نسبت به فوتبال داشته باشیم. چرا در فوتبال باید بیشتر هزینهها را داشته باشیم و آیا نباید تعادلی بین فوتبال و سایر ورزشها وجود داشته باشد.
«عزیزی»: قبل از هر چیز رفتن ایران به جام جهانی را به فال نیک میگیرم که محصول زحمات همه بوده است، اما من اعتقاد به این مدیریتهای اقتضایی در ورزش ندارم. با این گونه مدیریت نمیتوان افکار عمومی را اقناع کرد. ساختار و سازمانی در ورزش کشور وجود ندارد، حتی یک بانک اطلاعاتی در فوتبال کشور نداریم. ورزشی که در کشور وجود دارد همان بنگاههای دولتی و شبه دولتی هستند و مبنای عدالتی ندارند.
دولت آقای روحانی باید از این فرصت تاریخی استفاده کند و امیدوارم فضایی ایجاد شود و ورزش به سمت خصوصی سازی برود. دولت باید به این سمت برود و فضا را ایجاد کند چرا که هم نگاه تکثری در آن وجود دارد و هم نگاه عدالتی و شرعی و هم ضریب امنیت ملی را بالا میبرد. باید در ورزش یک نگاه اقتصاد محور حاکم باشد تا یک نگاه قهرمان محور و افتخار محور. وقتی صرفه اقتصادی در جایی وجود ندارد نگاه پایداری در آن وجود نخواهد داشت.
چه تضمینی وجود دارد که والیبال ما ده سال آینده همین گونه رو به پیشرفت باشد. فوتبال کشور نیاز به یک پوست اندازی و دگرگونی دارد. یک رویکرد نوین باید حاکم شود و نقش وزیر در این موضوع بسیار مهم است. مبانی توسعه در دنیا، منابع انسانی است. ما نیروهای جوان و خلاقی داریم. اینها باید در بدنه مدیریت وارد شوند. با احترام به پیشکسوتان و بزرگان و حفظ جایگاه آنان، در بدنه ورزشی کشور حتما باید یک پوست اندازی اتفاق بیافتد. فوتبال یک صنعت و تجارت است. برای کار تجاری ابتدا باید زیرساختها را درست کرد. رفتن به جام جهانی غایت کار و هدف نیست. باید بازدهی و راندمان و بهره وری را بالا برد و این کار به رشد اقتصادی کشور کمک میکند. نگاهها و مدیریتهای موقتی و شک درمانی چاره کار نیست.
امروز والیبال ما موفقتر از فوتبال است. امیدوارم والیبال در سیر تکاملی قرار بگیرد و به کار خود ادامه دهد اما دلیل اینکه والیبال روی ریل افتاده است، لیگ منظمی است که دارد. لیگ والیبال به مراتب قویتر، منظمتر و پر بارتر از لیگ فوتبال است. تنها راه خروج از بن بست، رفتن به سمت خصوصی سازی است و غیر از این، راه و چارهای نداریم. سال هاست که میگوییم فوتبال حرفهای داریم اما الزامات آن را نداریم. تیم گهر حتی یک زمین ندارد که تمرین کند! این چه لیگ حرفهای است. باید ساختارها را درست کنیم و امیدوارم دولت جدید نگاه مدرن، مترقی و آینده نگر به ورزش داشته باشد بخصوص فوتبال که طرفداران بیشتری در کشور دارد.
در شوق رفتن به جام جهانی نباید آینده را از دست داد. نهایت جام جهانی برای ما حداکثر سه یا چهار بازی است. داشتن چشم انداز و برنامه ضرورت فوتبال ماست. چشم اندازی که حداقل بالای ده سال باشد. این همان راهی است که دنیا پیش از این رفته است و این موضوع، مشارکت فراگیر تمام نخبگان و بازیگران این عرصه را میطلبد.
کسی که میخواهد در رأس فوتبال کشور قرار بگیرد باید نگاهی فرا ملی داشته باشند و حتی نگاهش به مدیریت جهانی باشد. باید افراد چند وجهی در اینجایگاه قرار بگیرند. باید فردی ورزشی و چند وجهی باشد؛ باید از اقتصاد، ورزش و سیاست سررشته داشته باشد. باید افرادی قرار بگیرند که آینده نگری و افکار جهانی داشته باشد. ورزش یک مقوله جهانی است و با محدود شدن به افکار ملی و منطقهای نمیتوان در جهان درخشید.
«تابناک»: اما فارغ از بحث فوتبال، ورزش کشور چندی وقتی است با نگاه سطحی مواجه است و از برنامه ریزیهای کم عمق و کوتاه مدت مدت رنج میبرد، آیا وقت این نرسیده است که ورزش از این روزمرگی خارج شود؟
«عزیزی»: ورزش به هویت ملی ما هم کمک میدهد. فردی که در رأس ورزش کشور قرار میگیرد باید نگاهی جامع و جهانی داشته باشد. نقش دیپلماسی ورزش، نقشی برجسته است. ماندلا میگوید: «مردمان آسیا با دیروز - با افتخارات و تمدن خود- زندگی میکنند، افریقا با امروز زندگی میکند- گرفتار فقر و گرسنگی است- و مردمان اروپا و کشورهای متمدن با آینده زندگی میکنند. ما میتوانیم با تاثیر از فرهنگ و تمدن اسلامیمان و هویت ملی و ایرانیمان با آینده زندگی کنیم.
موضوع مهم دیگر کمیته ملی المپیک است. کمیته ملی المپیک باید به عنوان نهادهای مدنی نگریسته میشوند که حلقه واسطه دولتها و ملتها است. نگاه دولت در آنجا باید حداقلی باشد ونباید حیات خلوت محافل سیاسی شود. انتخابات کمیته ملی المپیک باید بطور آزاد و بدون فشار افراد و گروههای ذی نفوذ برگزار شود.
کسی که مسئول کمیته ملی المپیک میشود باید توانایی پیشبرد راهبرد دیپلماسی ورزش و حتی فراتر از ورزش را داشته باشد. ما حتی میتوانیم بن بستهای سیاست خارجی کشور را از طریق کمیته ملی المپیک یا افرادی که در این کمیته مسئولیت دارند حل و فصل کنیم. فردی که مسئولیت این کمیته را بر عهده میگیرد، باید با فن دیپلماسی عمومی آشنایی داشته باشد تا بتواند گرهها را باز کند. لازمه این کار نیز تعامل سازنده کمیته ملی المپیک با وزارت ورزش و همچنین وزارت خارجه است.
وزیر ورزش باید با همکاری آگاهانه دستگاه وزارت خارجه را متقاعد کند که در کنار تعامل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با سایر کشورها تعامل ورزشی و وابسته ورزشی نیز داشته باشد. این وابسته ورزشی میتواند از قهرمانان و مدالآوران ورزشی کشور نیز باشند. اینجاست که دیپلماسی ورزشی به دیپلماسی عمومی کمک میکند. باید به جای اینکه خود را در حصار قرار دهیم، به دنبال تعامل باشیم. تعامل آگاهانه و سازنده است که میتواند به ما کمک کند. حتی در کنار ورزش میتوانیم فرهنگ را هم داشته باشیم.
امیدوارم که وزیر ورزش و دولت آینده در این جهت حرکت کنند، زیرا کشور ما کشوری جوان و علاقهمند به ورزش است. این کار باعث اعتماد سازی عمومی میشود و به هویت ملی ما کمک میکند و این سرمایه اجتماعی ماست. این سرمایه اجتماعی را زمانی میتوان تقویت کرد که کانالهای ارتباطی با خارج از مرزهای کشور به وجود آید. یکی از این راهها که بهتر جواب میدهد ورزش است. باید ذیل دیپلماسی ورزشی وابستگان ورزشی را تقویت کنیم. تنها نباید نیمه خالی را دید.
چقدر باید هزینه کنیم که حداقل نیمی از کشور آلمان نام ایران را بشنوند؟ ورزش این کار را به آسانی انجام میدهد، همان گونه که والیبال این کار را کرد. ما حتی نتوانستیم یک هواپیما برای اینها جور کنیم! والیبال این حق را داشت چرا که میلیونها نفر را خوشحال کرد. بضاعت و امکانات داخلی کشور به مراتب بالاتر از اینهاست. باید این امکانات را در اختیار ورزش قرار داد در حالی که تاکنون این گونه نبوده و نتوانستهایم از بضاعت و سرمایههای ورزشی کشور به نحو شایسته استفاده کنیم.
باید این فضا را ایجاد کنیم. دولتی روی کار خواهد آمد که با رویکرد چند ضلعی به ورزش کشور نگاه میکند و نگاهی مدرن و مترقی دارد و این دولت میتواند از وزیرش بخواهد که رایزن ورزشی و نگاهی دیپلماتیک به ورزش داشته باشد. این انتظار را ما از آقای روحانی داریم تا نقش دیپلماسی ورزش را پر رنگ کند. لازم نیست که این کار را در تمام کشورها انجام داد. میتوان آزمایشی این کار را در کشورهای بزرگ و سرشناس انجام داد؛ مثل چین، روسیه و حتی آمریکا. اینها هزینه چندانی ندارد و شدنی است.
دنیا نگاهی میان بخشی به ورزش دارد و عملکردها را به دقت نظارت میکند و باید استقلال فدراسیونها به عنوان نهادهای مستقل از دولت حفظ شود.
نگاه اقتصاد محور به ورزش باید به عنوان یک اصل پذیرفته و اجرا شود. اگر ورزش قرار باشد به سمت قهرمانی برود اما سود ده نباشد، همین فضایی پدید خواهد آمد که میبینیم. با رویکرد کنونی مشخص نیست که موفقیتهایی که امروز به دست آوردهایم، فردا روزی تکرار شود، چرا که ورزش کشور ساختارمند نیست. بر اساس اصل ۴۴ ورزش نیز باید خصوصی شود و اگر دولت تدبیر و امید بخواهد یک اثر مثبت از خود به جا بگذارد یکی از جاهایی که میتواند دست روی آن بگذارد خصوصی کردن ورزش است. باید به این سمت برویم و چارهای جز این کار نداریم.
«تابناک»: هر وقت بحث ورزش و خصوصی سازی میشود تنها از چند باشگاه معروف کشور نام برده میشود اما ما میخواهیم که ورزش وارد سبد خانوار شود. این در حالی است که باشگاههای لیگ برتر کشور حتی از نظر زمین بازی مشکل دارند. در کشورهای توسعه یافته باشگاههای کوچک نیز امکانات بسیاری برای فعالیت دارند. چه باید کرد که ورزش در آحاد جامعه ریشه دار شود و بتواند در کیفیت سلامت مردم تاثیرگذار باشد و از طرف دیگر زیرساختهای ورزشی در کشور به وجود آید؟
«عزیزی»: چالشهای فراوانی پیشروی وزیر ورزش قرار خواهد داشت. نخست اینکه وزارت ورزش و جوانان نوپاست. دوم آن که بودجه وزارت ورزش و جوانان ناکافی است. یک سال از تاسیس این وزارتخانه میگذرد و در این مدت سازمانها و جزایری جدا افتاده از هم در دل این وزارتخانه وجود داشته است. در این مدت بین وزارتخانه و برخی فدراسیونها همکاری لازم نبود. فدراسیون فوتبال با وزارت ورزش همکاری لازم را داشت. تقابل بین کمیته ملی المپیک و وزارت ورزش به وجود آمد. سازمان ملی جوانان نیز به عنوان معاونت در این ساختار قرار گرفت. من اعتقادی به این معاونت ندارم و باید در مورد آن بحث کرد.
مجلس جایگاهی است که میتواند کمک فراوانی به ورزش کشور کند. امیدوارم با نگاه اجماعی که دکتر روحانی دارد، تعامل بین دولت و مجلس برقرار شود. فردی که وزارت ورزش را بر عهده میگیرد باید فردی نزدیک به رئیس جمهور باشد و البته باید فردی نزدیک به مجلس باشد که این تعامل با مجلس را ایجاد کند. مجلس جدا از رأیی که به وزیر میدهد، خواهان عملکرد مناسب وزیر است. آقای روحانی به عملگرایی معروف است و این رویکرد میتواند به توسعه ورزش کمک کند اما کسی باید در جایگاه وزیر ورزش بنشیند که بتواند از این فضا بهترین بهره برداری را داشته باشد. باید همکاری و تعامل سازنده با مجلس صورت بگیرد و از توان مجلس در این زمینه استفاده شود.
در مورد سازمان ملی جوانان در کارگروهها بحثهایی وجود دارد. جوانان و سازمان ملی جوانان نقش بسیار مهمی دوشادوش سایر اقشار در پیروزی آقای روحانی داشتند. به هر حال سازمان ملی جوانان و سازمان ورزش کشور تجمیع شدهاند. سازمان ملی جوانان در سالهای گذشته اثرگذاری پررنگی نداشته است. در کشوری که جوان است سازمان ملی جوانان باید بتواند برای هسته اصلی جامعه و وارثهای واقعی کشور هارمونی ایجاد کند و آنها را حتی در بدنه مدیریتی کشور وارد کند که این آثار را نمیتوان دید و حتی در بدنه مدیریتی کشور شاهد ریزشهایی نیز بودهایم نه رویش مدیران جوان. این آفتی است که باید در مورد آن چاره اندیشی شود. نزدیک به همه نیروهای انقلابی کشور جوان بودند. مگر اینها انقلاب و جنگ تحمیلی را مدیریت نکردند؟ در کنار اعتماد به جوانان باید به آنها اعتقاد نیز داشت و متأسفانه این اتفاق نیفتاده است. آقای روحانی باید به این باور برسد.
جدا کردن سازمان ملی جوانان از وزارت ورزش این یک پروسه حقوقی زمان بر است. باید آسیبشناسی جدی در این زمینه انجام شود که ماحصل ما چه بوده است؟ سازمان ملی جوانان میتوانست تبلور اراده ملی باشد و کارهای بزرگی انجام دهد. اینجا جایی است که مجلس میتواند آن را به چالش بکشد. سازمانی ایجاد شد که نه پاسخگو بود و نه امکانات داشت و تنها یکسری کارهای نیمه تمام به جا گذاشت. تولید و ساختارسازی در این سازمان انجام نشد. اینها گرههای کار است. چرا باید جدا شود؟
سازمان ملی جوانان باید به قوت خود بماند؛ البته با برنامه و یک سازمان مستقل زیر نظر وزارت ورزش. باید از ظرفیت این سازمان استفاده شود. از فستیوالها گرفته تا جشنوارهها و حوزههای فرهنگی و ورزشی؛ سازمان ملی جوانان جایگاه اصلی این کارها است. باید از ظرفیت ورزش نیز در این سازمان استفاده کرد؛ با شفافیت و برنامه ریزی بیشتر. قریب به اتفاق ورزشکاران ما جوانان هستند. اینها لازم و ملزوم یکدیگرند. وقتی نظارت و برنامه ریزی در سازمانی وجود ندارد و پانزده سال عملکرد این سازمان همین را نشان میدهد نتیجه آن سرخوردگی و بیاعتمادی میشود. سازمان ملی جوانان میتواند با برنامه ریزی و نظارت بیشتر و البته اختصاص بودجه لازم کارکردهایی به مراتب بهتر داشته باشد.
«تابناک»: در دولت نهم و دهم جایگاهایی را که ورزش ما در کمیتهها و سازمانهای بین المللی داشت از دست دادهایم و تلاش چندانی در این زمینه صورت نگرفت و هر روز با مشکلات فراوانی مواجه شدهایم. افرادی که جایگاهی در ورزش نداشتند با ورود به حوزه ورزش به دنبال سهم خواهی و کسب کرسیهای جهانی بودند، در حالی که با این کار کرسیها و موقعیتهای کشور از دست رفت. چه باید کرد تا کرسیهای معتبر بینالمللی را برای فدراسیونها به دست آوریم و بتوانیم اعمال نفوذ کنیم.
«عزیزی»: کمیته ملی المپیک یک نهاد مستقل بین بخشی است که سه ضلع دارد؛ دولت، فدراسیونها و IOC. این کمیته نباید حیات خلوت افراد سیاسی شود. این نتایج ماحصل نگاه دولتی به ورزش است. فردی باید در رأس این کمیته قرار بگیرد که در عین داشتن دیدگاه فراملی، ارتباط قوی با این سه ضلع داشته باشد. IOC میگوید که نقش دولت باید حداقلی باشد. بسیاری از مقولات دسته جمعی و جهانی شدهاند. به عنوان مثال برای مقابله و مواجهه با بیماریها، سازمان بهداشت جهانی ورود میکند. حتی امنیت نیز مقولهای جهانی شده است. IOC به استقلال فدراسیونها به عنوان یک شاخص اصلی نگاه میکند. من به استقلال فدراسیونها اعتقاد دارم.
زمانی استقلال فدراسیونها کامل میشود که نقش دولت حداقلی باشد. زمانی که نقش دولت حداقلی باشد فن سالاری و شایسته سالاری حاکم خواهد شد. در این حوزه باید فردی فراملی ورود کند و باید فردی باشد که جوامع بینالمللی وی را بشناسند و حتی شخصیت حقیقی وی را به رسمیت بشناسند. باید تجارب کافی داشته باشد. به نوعی وزیر هم باید آن را قبول داشته باشد. نمیتوان فردی ناشناخته را گذاشت.
باید فردی باشد که کار مدیریتی در سطح کلان کرده باشد و لزوما باید شاخصهایی نزدیک به شاخصهای یک وزیر را داشته باشد تا بتواند از پتانسیل کمیته ملی المپیک در حوزه دیپلماسی و ورزش به نفع ما استفاده کند. باید مدیریت کلان، سابقه ورزشی و اجرایی بالا، مقبولیت درونی و بیرونی داشته باشد.
«تابناک»: در مورد استقلال فدراسیونها و ورزش کشور از نقش دولت گفتید. از طرفی آقای احمدینژاد و علی آبادی دوست داشتند رئیس فدراسیون فوتبال باشند. آیا اگر چنین رویکردی نبود، آقای کفاشیان رئیس میشد؟
«عزیزی»: در دوره دوم آقای کفاشیان مسئول برگزاری انتخابات محدود و محصور در فدراسیون بود. اما به هر حال در دور اول در یک روند دمکراتیک وارد فدراسیون شد هر چند ٱن انتخابات نیز رقابتی نبود. من به بسیاری از رفتارهای مدیریتی وی ایراد دارم و فدراسیون میتوانست خیلی قویتر عمل کند. لزوما فدراسیون فوتبال نباید به یک نتیجه گره بخورد. فوتبال در ذیل قویترین سرمایههای اجتماعی ماست، پس نمیتوان فوتبال را رها کرد و نگاهی برون سپارانه به آن داشت. صاحب اصلی فوتبال مردم هستند.
«تابناک»: آیا شما معتقد هستید رفتاری که با آقای دادکان شد نباید با آقای کفاشیان انجام شود؟
«عزیزی»: قرار نیست هر رفتاری واکنشی باشد. رفتاری که با دادکان شد، رفتاری غیر انسانی بود و رفتاری که با علی دایی شد رفتاری ساختار شکنانه. باید دید در این هشت سال که آقایان زمام ورزش و فوتبال کشور را در دست داشتند، چه به دست آوردیم و چه چیزهایی را از دست دادیم. باید آسیبشناسی کرد. سرمایه اجتماعی در ده سال گذشته آسیب دید. سهمی که باید سرمایه گذاری واقعی شود انجام نشده است.
برای بررسی بیشتر این موضوع به سراغ شهاب الدین عزیزی خادم رئیس کمیته تیمهای ملی و رئیس شورای راهبردی فدراسیون و عضو هیأت رئیسه فدراسیون فوتبال رفتیم. البته با وی که گفته میشود، یکی از گزینههای وزارت ورزش در دولت یازدهم است به بررسی زمینههای توسعه ورزش قهرمانی و برقراری اعتدال بین هزینهها و افتخارآفرینیها پرداختیم که در ادامه شما را به خواندن آن فرا میخوانیم.
«تابناک»: با وجود موفقیتهای ورزش در المپیک و والیبال انتقادهایی در مورد فوتبال وجود دارد و با تمام هزینههایی که در فوتبال میشود نتایج آن گونه که باید نیست. چرا این همه انتقاد در مورد فوتبال پدید آمده و دولت آینده چه کاری میتواند انجام دهد تا هم مردم راضی باشند و هم ورزش موفق باشد؟
«عزیزی»: اول باید فوتبال را از بقیه ورزشها جدا کرد و بعد گفت که چرا پول بیشتر در این ورزش هزینه میشود. از طرفی نباید بدون ملاحظات فرهنگی، ارقام نجومی پرداخت.
یکی از کلید واژههای مهم در جامعهشناسی سیاسی، سرمایه اجتماعی است. چند اتفاق در وضعیت سرمایه اجتماعی افتاده است. آمارهای یک دهه گذشته این موضوع را نشان میدهد که سرمایه اجتماعی ما تقریبا رو به کاهش است. اما خوشبختانه در دو اتفاقی که در خرداد ماه رخ داد، امیدها برای جبران این ضایعات افزایش یافت: نخست اینکه یک حماسه سیاسی رخ داد و به هر صورت رهبری خردمندانه رهبر انقلاب به ایجاد این فضا کمک کرد و از طرف دیگر همکاری نخبگان به خلق این حماسه سیاسی کمک کرد. در کنار این اتفاق یک افتخار ورزشی را در سطح ملی شاهد بودیم، که باعث ایجاد موجی در جامعه شد و میلیونها نفر را به خیابان آورد. به چه وسیله میتوان چنین موجی ایجاد کرد؟ این نقطه عطفی بود و کمک کرد تا سرمایه اجتماعی ما افزایش یابد. نقطه امید و جرقهای از امید بود که به سرمایه اجتماعی ما افزوده شد؛ ذخیرهای که در ده سال گذشته کاهش یافته بود.
کشور ما کشوری جوان است و بطن جریانی که حماسه سیاسی را به وجود آورد نیز جوانان بودند. نقش جوانان در این میان تاریخی و تاریخ ساز بود. این را باید بدانیم که هر جایی کنار هم قرار گرفتیم و راهبرد داشتیم، موج ایجاد شده و این کمک میدهد که صداقت و همکاری متقابل و اعتماد عمومی به وجود آید. این اتفاقات به غرور ملی ما کمک میکند و ضریب امنیت ملی را بالا میبرد. این با چه مبلغی قابل مقایسه است؟
نکتهای که باید بر آن تأکید کرد، حضور مردم در این انتخابات بود. دولت جدید با شعار تدبیر و امید شکل گرفته است و باید توجهش را به این موضوع جلب کند. انتخابات ما ۷۲ درصدی بود و آقای روحانی یک سوم از این آرا را به دست آورد و ۳۰ درصد آرا خاکستری داشتیم که به هر دلیل پای صندوق نیامدند و ۳۰ درصد هم به وی رأی ندادند. با این حال همین دوسوم را پس از پیروزیهای ورزشی در کف خیابان میبینید. کارکردهای ورزش ذیل پارادایم سرمایه اجتماعی قرار میگیرد. دولت باید به این نکته توجه و برای جذب مردم از ورزش استفاده کند. ورزش توانسته است تمام مردم را همدل و یکصدا کند. هر زمان که خواستهایم مردم آمدهاند. با این حماسهها نیز این سرمایه اجتماعی افزوده شده و باید درسی باشد که با رفتارهایمان موجب نارضایتی مردم نشویم.
«تابناک»: ورزشهایی داریم که میتوانیم در جهان قهرمان شویم و افتخارات بیشتری نسبت به فوتبال داشته باشیم. چرا در فوتبال باید بیشتر هزینهها را داشته باشیم و آیا نباید تعادلی بین فوتبال و سایر ورزشها وجود داشته باشد.
«عزیزی»: قبل از هر چیز رفتن ایران به جام جهانی را به فال نیک میگیرم که محصول زحمات همه بوده است، اما من اعتقاد به این مدیریتهای اقتضایی در ورزش ندارم. با این گونه مدیریت نمیتوان افکار عمومی را اقناع کرد. ساختار و سازمانی در ورزش کشور وجود ندارد، حتی یک بانک اطلاعاتی در فوتبال کشور نداریم. ورزشی که در کشور وجود دارد همان بنگاههای دولتی و شبه دولتی هستند و مبنای عدالتی ندارند.
دولت آقای روحانی باید از این فرصت تاریخی استفاده کند و امیدوارم فضایی ایجاد شود و ورزش به سمت خصوصی سازی برود. دولت باید به این سمت برود و فضا را ایجاد کند چرا که هم نگاه تکثری در آن وجود دارد و هم نگاه عدالتی و شرعی و هم ضریب امنیت ملی را بالا میبرد. باید در ورزش یک نگاه اقتصاد محور حاکم باشد تا یک نگاه قهرمان محور و افتخار محور. وقتی صرفه اقتصادی در جایی وجود ندارد نگاه پایداری در آن وجود نخواهد داشت.
چه تضمینی وجود دارد که والیبال ما ده سال آینده همین گونه رو به پیشرفت باشد. فوتبال کشور نیاز به یک پوست اندازی و دگرگونی دارد. یک رویکرد نوین باید حاکم شود و نقش وزیر در این موضوع بسیار مهم است. مبانی توسعه در دنیا، منابع انسانی است. ما نیروهای جوان و خلاقی داریم. اینها باید در بدنه مدیریت وارد شوند. با احترام به پیشکسوتان و بزرگان و حفظ جایگاه آنان، در بدنه ورزشی کشور حتما باید یک پوست اندازی اتفاق بیافتد. فوتبال یک صنعت و تجارت است. برای کار تجاری ابتدا باید زیرساختها را درست کرد. رفتن به جام جهانی غایت کار و هدف نیست. باید بازدهی و راندمان و بهره وری را بالا برد و این کار به رشد اقتصادی کشور کمک میکند. نگاهها و مدیریتهای موقتی و شک درمانی چاره کار نیست.
امروز والیبال ما موفقتر از فوتبال است. امیدوارم والیبال در سیر تکاملی قرار بگیرد و به کار خود ادامه دهد اما دلیل اینکه والیبال روی ریل افتاده است، لیگ منظمی است که دارد. لیگ والیبال به مراتب قویتر، منظمتر و پر بارتر از لیگ فوتبال است. تنها راه خروج از بن بست، رفتن به سمت خصوصی سازی است و غیر از این، راه و چارهای نداریم. سال هاست که میگوییم فوتبال حرفهای داریم اما الزامات آن را نداریم. تیم گهر حتی یک زمین ندارد که تمرین کند! این چه لیگ حرفهای است. باید ساختارها را درست کنیم و امیدوارم دولت جدید نگاه مدرن، مترقی و آینده نگر به ورزش داشته باشد بخصوص فوتبال که طرفداران بیشتری در کشور دارد.
در شوق رفتن به جام جهانی نباید آینده را از دست داد. نهایت جام جهانی برای ما حداکثر سه یا چهار بازی است. داشتن چشم انداز و برنامه ضرورت فوتبال ماست. چشم اندازی که حداقل بالای ده سال باشد. این همان راهی است که دنیا پیش از این رفته است و این موضوع، مشارکت فراگیر تمام نخبگان و بازیگران این عرصه را میطلبد.
کسی که میخواهد در رأس فوتبال کشور قرار بگیرد باید نگاهی فرا ملی داشته باشند و حتی نگاهش به مدیریت جهانی باشد. باید افراد چند وجهی در اینجایگاه قرار بگیرند. باید فردی ورزشی و چند وجهی باشد؛ باید از اقتصاد، ورزش و سیاست سررشته داشته باشد. باید افرادی قرار بگیرند که آینده نگری و افکار جهانی داشته باشد. ورزش یک مقوله جهانی است و با محدود شدن به افکار ملی و منطقهای نمیتوان در جهان درخشید.
«تابناک»: اما فارغ از بحث فوتبال، ورزش کشور چندی وقتی است با نگاه سطحی مواجه است و از برنامه ریزیهای کم عمق و کوتاه مدت مدت رنج میبرد، آیا وقت این نرسیده است که ورزش از این روزمرگی خارج شود؟
«عزیزی»: ورزش به هویت ملی ما هم کمک میدهد. فردی که در رأس ورزش کشور قرار میگیرد باید نگاهی جامع و جهانی داشته باشد. نقش دیپلماسی ورزش، نقشی برجسته است. ماندلا میگوید: «مردمان آسیا با دیروز - با افتخارات و تمدن خود- زندگی میکنند، افریقا با امروز زندگی میکند- گرفتار فقر و گرسنگی است- و مردمان اروپا و کشورهای متمدن با آینده زندگی میکنند. ما میتوانیم با تاثیر از فرهنگ و تمدن اسلامیمان و هویت ملی و ایرانیمان با آینده زندگی کنیم.
موضوع مهم دیگر کمیته ملی المپیک است. کمیته ملی المپیک باید به عنوان نهادهای مدنی نگریسته میشوند که حلقه واسطه دولتها و ملتها است. نگاه دولت در آنجا باید حداقلی باشد ونباید حیات خلوت محافل سیاسی شود. انتخابات کمیته ملی المپیک باید بطور آزاد و بدون فشار افراد و گروههای ذی نفوذ برگزار شود.
کسی که مسئول کمیته ملی المپیک میشود باید توانایی پیشبرد راهبرد دیپلماسی ورزش و حتی فراتر از ورزش را داشته باشد. ما حتی میتوانیم بن بستهای سیاست خارجی کشور را از طریق کمیته ملی المپیک یا افرادی که در این کمیته مسئولیت دارند حل و فصل کنیم. فردی که مسئولیت این کمیته را بر عهده میگیرد، باید با فن دیپلماسی عمومی آشنایی داشته باشد تا بتواند گرهها را باز کند. لازمه این کار نیز تعامل سازنده کمیته ملی المپیک با وزارت ورزش و همچنین وزارت خارجه است.
وزیر ورزش باید با همکاری آگاهانه دستگاه وزارت خارجه را متقاعد کند که در کنار تعامل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با سایر کشورها تعامل ورزشی و وابسته ورزشی نیز داشته باشد. این وابسته ورزشی میتواند از قهرمانان و مدالآوران ورزشی کشور نیز باشند. اینجاست که دیپلماسی ورزشی به دیپلماسی عمومی کمک میکند. باید به جای اینکه خود را در حصار قرار دهیم، به دنبال تعامل باشیم. تعامل آگاهانه و سازنده است که میتواند به ما کمک کند. حتی در کنار ورزش میتوانیم فرهنگ را هم داشته باشیم.
امیدوارم که وزیر ورزش و دولت آینده در این جهت حرکت کنند، زیرا کشور ما کشوری جوان و علاقهمند به ورزش است. این کار باعث اعتماد سازی عمومی میشود و به هویت ملی ما کمک میکند و این سرمایه اجتماعی ماست. این سرمایه اجتماعی را زمانی میتوان تقویت کرد که کانالهای ارتباطی با خارج از مرزهای کشور به وجود آید. یکی از این راهها که بهتر جواب میدهد ورزش است. باید ذیل دیپلماسی ورزشی وابستگان ورزشی را تقویت کنیم. تنها نباید نیمه خالی را دید.
چقدر باید هزینه کنیم که حداقل نیمی از کشور آلمان نام ایران را بشنوند؟ ورزش این کار را به آسانی انجام میدهد، همان گونه که والیبال این کار را کرد. ما حتی نتوانستیم یک هواپیما برای اینها جور کنیم! والیبال این حق را داشت چرا که میلیونها نفر را خوشحال کرد. بضاعت و امکانات داخلی کشور به مراتب بالاتر از اینهاست. باید این امکانات را در اختیار ورزش قرار داد در حالی که تاکنون این گونه نبوده و نتوانستهایم از بضاعت و سرمایههای ورزشی کشور به نحو شایسته استفاده کنیم.
باید این فضا را ایجاد کنیم. دولتی روی کار خواهد آمد که با رویکرد چند ضلعی به ورزش کشور نگاه میکند و نگاهی مدرن و مترقی دارد و این دولت میتواند از وزیرش بخواهد که رایزن ورزشی و نگاهی دیپلماتیک به ورزش داشته باشد. این انتظار را ما از آقای روحانی داریم تا نقش دیپلماسی ورزش را پر رنگ کند. لازم نیست که این کار را در تمام کشورها انجام داد. میتوان آزمایشی این کار را در کشورهای بزرگ و سرشناس انجام داد؛ مثل چین، روسیه و حتی آمریکا. اینها هزینه چندانی ندارد و شدنی است.
دنیا نگاهی میان بخشی به ورزش دارد و عملکردها را به دقت نظارت میکند و باید استقلال فدراسیونها به عنوان نهادهای مستقل از دولت حفظ شود.
نگاه اقتصاد محور به ورزش باید به عنوان یک اصل پذیرفته و اجرا شود. اگر ورزش قرار باشد به سمت قهرمانی برود اما سود ده نباشد، همین فضایی پدید خواهد آمد که میبینیم. با رویکرد کنونی مشخص نیست که موفقیتهایی که امروز به دست آوردهایم، فردا روزی تکرار شود، چرا که ورزش کشور ساختارمند نیست. بر اساس اصل ۴۴ ورزش نیز باید خصوصی شود و اگر دولت تدبیر و امید بخواهد یک اثر مثبت از خود به جا بگذارد یکی از جاهایی که میتواند دست روی آن بگذارد خصوصی کردن ورزش است. باید به این سمت برویم و چارهای جز این کار نداریم.
«تابناک»: هر وقت بحث ورزش و خصوصی سازی میشود تنها از چند باشگاه معروف کشور نام برده میشود اما ما میخواهیم که ورزش وارد سبد خانوار شود. این در حالی است که باشگاههای لیگ برتر کشور حتی از نظر زمین بازی مشکل دارند. در کشورهای توسعه یافته باشگاههای کوچک نیز امکانات بسیاری برای فعالیت دارند. چه باید کرد که ورزش در آحاد جامعه ریشه دار شود و بتواند در کیفیت سلامت مردم تاثیرگذار باشد و از طرف دیگر زیرساختهای ورزشی در کشور به وجود آید؟
«عزیزی»: چالشهای فراوانی پیشروی وزیر ورزش قرار خواهد داشت. نخست اینکه وزارت ورزش و جوانان نوپاست. دوم آن که بودجه وزارت ورزش و جوانان ناکافی است. یک سال از تاسیس این وزارتخانه میگذرد و در این مدت سازمانها و جزایری جدا افتاده از هم در دل این وزارتخانه وجود داشته است. در این مدت بین وزارتخانه و برخی فدراسیونها همکاری لازم نبود. فدراسیون فوتبال با وزارت ورزش همکاری لازم را داشت. تقابل بین کمیته ملی المپیک و وزارت ورزش به وجود آمد. سازمان ملی جوانان نیز به عنوان معاونت در این ساختار قرار گرفت. من اعتقادی به این معاونت ندارم و باید در مورد آن بحث کرد.
مجلس جایگاهی است که میتواند کمک فراوانی به ورزش کشور کند. امیدوارم با نگاه اجماعی که دکتر روحانی دارد، تعامل بین دولت و مجلس برقرار شود. فردی که وزارت ورزش را بر عهده میگیرد باید فردی نزدیک به رئیس جمهور باشد و البته باید فردی نزدیک به مجلس باشد که این تعامل با مجلس را ایجاد کند. مجلس جدا از رأیی که به وزیر میدهد، خواهان عملکرد مناسب وزیر است. آقای روحانی به عملگرایی معروف است و این رویکرد میتواند به توسعه ورزش کمک کند اما کسی باید در جایگاه وزیر ورزش بنشیند که بتواند از این فضا بهترین بهره برداری را داشته باشد. باید همکاری و تعامل سازنده با مجلس صورت بگیرد و از توان مجلس در این زمینه استفاده شود.
در مورد سازمان ملی جوانان در کارگروهها بحثهایی وجود دارد. جوانان و سازمان ملی جوانان نقش بسیار مهمی دوشادوش سایر اقشار در پیروزی آقای روحانی داشتند. به هر حال سازمان ملی جوانان و سازمان ورزش کشور تجمیع شدهاند. سازمان ملی جوانان در سالهای گذشته اثرگذاری پررنگی نداشته است. در کشوری که جوان است سازمان ملی جوانان باید بتواند برای هسته اصلی جامعه و وارثهای واقعی کشور هارمونی ایجاد کند و آنها را حتی در بدنه مدیریتی کشور وارد کند که این آثار را نمیتوان دید و حتی در بدنه مدیریتی کشور شاهد ریزشهایی نیز بودهایم نه رویش مدیران جوان. این آفتی است که باید در مورد آن چاره اندیشی شود. نزدیک به همه نیروهای انقلابی کشور جوان بودند. مگر اینها انقلاب و جنگ تحمیلی را مدیریت نکردند؟ در کنار اعتماد به جوانان باید به آنها اعتقاد نیز داشت و متأسفانه این اتفاق نیفتاده است. آقای روحانی باید به این باور برسد.
جدا کردن سازمان ملی جوانان از وزارت ورزش این یک پروسه حقوقی زمان بر است. باید آسیبشناسی جدی در این زمینه انجام شود که ماحصل ما چه بوده است؟ سازمان ملی جوانان میتوانست تبلور اراده ملی باشد و کارهای بزرگی انجام دهد. اینجا جایی است که مجلس میتواند آن را به چالش بکشد. سازمانی ایجاد شد که نه پاسخگو بود و نه امکانات داشت و تنها یکسری کارهای نیمه تمام به جا گذاشت. تولید و ساختارسازی در این سازمان انجام نشد. اینها گرههای کار است. چرا باید جدا شود؟
سازمان ملی جوانان باید به قوت خود بماند؛ البته با برنامه و یک سازمان مستقل زیر نظر وزارت ورزش. باید از ظرفیت این سازمان استفاده شود. از فستیوالها گرفته تا جشنوارهها و حوزههای فرهنگی و ورزشی؛ سازمان ملی جوانان جایگاه اصلی این کارها است. باید از ظرفیت ورزش نیز در این سازمان استفاده کرد؛ با شفافیت و برنامه ریزی بیشتر. قریب به اتفاق ورزشکاران ما جوانان هستند. اینها لازم و ملزوم یکدیگرند. وقتی نظارت و برنامه ریزی در سازمانی وجود ندارد و پانزده سال عملکرد این سازمان همین را نشان میدهد نتیجه آن سرخوردگی و بیاعتمادی میشود. سازمان ملی جوانان میتواند با برنامه ریزی و نظارت بیشتر و البته اختصاص بودجه لازم کارکردهایی به مراتب بهتر داشته باشد.
«تابناک»: در دولت نهم و دهم جایگاهایی را که ورزش ما در کمیتهها و سازمانهای بین المللی داشت از دست دادهایم و تلاش چندانی در این زمینه صورت نگرفت و هر روز با مشکلات فراوانی مواجه شدهایم. افرادی که جایگاهی در ورزش نداشتند با ورود به حوزه ورزش به دنبال سهم خواهی و کسب کرسیهای جهانی بودند، در حالی که با این کار کرسیها و موقعیتهای کشور از دست رفت. چه باید کرد تا کرسیهای معتبر بینالمللی را برای فدراسیونها به دست آوریم و بتوانیم اعمال نفوذ کنیم.
«عزیزی»: کمیته ملی المپیک یک نهاد مستقل بین بخشی است که سه ضلع دارد؛ دولت، فدراسیونها و IOC. این کمیته نباید حیات خلوت افراد سیاسی شود. این نتایج ماحصل نگاه دولتی به ورزش است. فردی باید در رأس این کمیته قرار بگیرد که در عین داشتن دیدگاه فراملی، ارتباط قوی با این سه ضلع داشته باشد. IOC میگوید که نقش دولت باید حداقلی باشد. بسیاری از مقولات دسته جمعی و جهانی شدهاند. به عنوان مثال برای مقابله و مواجهه با بیماریها، سازمان بهداشت جهانی ورود میکند. حتی امنیت نیز مقولهای جهانی شده است. IOC به استقلال فدراسیونها به عنوان یک شاخص اصلی نگاه میکند. من به استقلال فدراسیونها اعتقاد دارم.
زمانی استقلال فدراسیونها کامل میشود که نقش دولت حداقلی باشد. زمانی که نقش دولت حداقلی باشد فن سالاری و شایسته سالاری حاکم خواهد شد. در این حوزه باید فردی فراملی ورود کند و باید فردی باشد که جوامع بینالمللی وی را بشناسند و حتی شخصیت حقیقی وی را به رسمیت بشناسند. باید تجارب کافی داشته باشد. به نوعی وزیر هم باید آن را قبول داشته باشد. نمیتوان فردی ناشناخته را گذاشت.
باید فردی باشد که کار مدیریتی در سطح کلان کرده باشد و لزوما باید شاخصهایی نزدیک به شاخصهای یک وزیر را داشته باشد تا بتواند از پتانسیل کمیته ملی المپیک در حوزه دیپلماسی و ورزش به نفع ما استفاده کند. باید مدیریت کلان، سابقه ورزشی و اجرایی بالا، مقبولیت درونی و بیرونی داشته باشد.
«تابناک»: در مورد استقلال فدراسیونها و ورزش کشور از نقش دولت گفتید. از طرفی آقای احمدینژاد و علی آبادی دوست داشتند رئیس فدراسیون فوتبال باشند. آیا اگر چنین رویکردی نبود، آقای کفاشیان رئیس میشد؟
«عزیزی»: در دوره دوم آقای کفاشیان مسئول برگزاری انتخابات محدود و محصور در فدراسیون بود. اما به هر حال در دور اول در یک روند دمکراتیک وارد فدراسیون شد هر چند ٱن انتخابات نیز رقابتی نبود. من به بسیاری از رفتارهای مدیریتی وی ایراد دارم و فدراسیون میتوانست خیلی قویتر عمل کند. لزوما فدراسیون فوتبال نباید به یک نتیجه گره بخورد. فوتبال در ذیل قویترین سرمایههای اجتماعی ماست، پس نمیتوان فوتبال را رها کرد و نگاهی برون سپارانه به آن داشت. صاحب اصلی فوتبال مردم هستند.
«تابناک»: آیا شما معتقد هستید رفتاری که با آقای دادکان شد نباید با آقای کفاشیان انجام شود؟
«عزیزی»: قرار نیست هر رفتاری واکنشی باشد. رفتاری که با دادکان شد، رفتاری غیر انسانی بود و رفتاری که با علی دایی شد رفتاری ساختار شکنانه. باید دید در این هشت سال که آقایان زمام ورزش و فوتبال کشور را در دست داشتند، چه به دست آوردیم و چه چیزهایی را از دست دادیم. باید آسیبشناسی کرد. سرمایه اجتماعی در ده سال گذشته آسیب دید. سهمی که باید سرمایه گذاری واقعی شود انجام نشده است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


