لبخند دوباره مرد همسرکش به زندگی
کد خبر: ۳۳۲۰۴۶
| | 4847 بازدید
مرد جنایتکار که بعد از قتل همسرش جنازه او را برای صحنه سازی آتش زده بود با رضایت اولیای دم از قصاص رهایی پیدا کرد.
به گزارش قانون، داستان این همسرکشی با خبر وقوع یک آتش سوزی در خانهای در شهریار آغاز شد. شامگاه 29 دی ماه سال 86 در یکی از محلههاي شهریار مردی سراسیمه با فریاد اعلام کرد که خانه اش آتش گرفته است.به محض حضور ماموران آتش نشانی، مرد صاحبخانه که علی نام داشت به ماموران گفت همسرش داخل خانه است.پس از آنکه آتش خاموش شد جنازه سوخته زلیخا،همسر علی پیدا شد.
علی درباره حادثه گفت:«من و همسرم شب مهمان داشتیم و چون خانه شان در کرج بود بعد از مهمانی رفتم که آنها را به خانه شان برسانم.پسرم هم همراهم بود و زنم در خانه تنها بود.بعد از آنکه مهمانها را به مقصد رساندم خواهر زنم با تلفن همراهم تماس گرفت و گفت که خانه آتش گرفته است.او فکر ميکرد که زلیخا با من است اما او با ما نیامده بود در خانه بود به خاطر همین هم جانش را از دست داد.»
کارشناسان آتش نشانی پس از بررسی محل حادثه با پیدا کردن ردی از بنزین علت وقوع حادثه را عمدی اعلام کردند.همزمان با اعلام نظر کارشناسان جنازه زلیخا برای بررسیها بیشتر به پزشکی قانونی فرستاده شد.پس از معاینه جسد گزارش پزشکی قانونی خبر از وقوع قتلی داد که قرار بود با صحنه سازی یک حادثه به نظر بیاید.بر اساس گزارش پزشکی قانونی زلیخا قبل از سوختن بر اثر وارد شدن ضربات سخت به جمجمه سر و از بین رفتن بافت مغزی جانش را از دست داده بود.
پس از اعلام نظریه پزشکی قانونی علی همسر زلیخا برای ارائه توضیحات به اداره آگاهی فراخوانده شد.علی در اظهارات خود همان گفتههاي قبلی را تکرار کرد با این فرق که این بار ادعا کرد که ممکن است مهمانهاي آن شب به خاطر دشمنی قبلی که با او و زنش داشتند قبل از بازگشت او به خانه زنش را کشته و آتش زده باشند.
علی در این باره گفت:«آن شب بعد از آنکه مهمانها را به خانه شان رساندم به همراه پسرم مسافر کشی کردم و چند مسافر سوار کردم به خاطر همین دیر به خانه رسیدم.»با انجام بررسیهاي بیشتر مشخص شد که ادعاهای علی بی پایه و اساس است و او قصد دارد با گفتن دروغ مسیر تحقیقات را منحرف کند.به خاطر همین دستور بازداشت او صادر شد.علی همچنان بر ادعاهای قبلی اش پا فشاری ميکرد تا اینکه بازجویی از پسر علی و زلیخا پرده از راز یک جنایت برداشت.
پسر علی که زمان وقوع حادثه 6 سال داشت به ماموران گفت:«آن شب بعد از رفتن مهمانها پدر و مادرم با هم دعوا کردند به خاطر همین پدرم کمربندش را باز کرد و با آن مادرم را کتک زد.مادرم زیر دست و پای پدرم فریاد ميزد و کمک ميخواست اما یکی از ضربههاي سگک کمربند به سر مادرم خورد.مادرم بعد از این ضربه دیگر ساکت شد.پدرم من را از خانه خارج و سوار ماشین کرد.بعد به خانه برگشت.بعد از گذشت چند دقیقه دوباره سوار ماشین شد و به راه افتاد.همین طور در حال رفتن بودیم که با ما تماس گرفتند و گفتند خانه آتش گرفته است.»
با توجه به گفتههاي پسر بچه 6 ساله علی متهم به کشتن همسرش و آتش زدن جنازه او به همراه خانه بود.او زمانی که با گفتههاي پسرش رو به رو شد لب به اعتراف گشود و گفت:«مهمانهاي آن شب از فامیلهایمان بودند که از آنها پول قرض کرده بودم.زنم از این موضوع خبر نداشت اما آن شب فهمید که پول قرض کرده ام به خاطر همین بعد از رفتن آنها با هم درگیر شدیم.من عصبانی شدم و او را کتک زدم که ناگهان متوجه شدم زلیخا تکان نميخورد.بعد از اینکه فهمیدم مرده است خانه را با جنازه آتش زدم تا مرگ او را حادثه جلوه دهم.»
با توجه به اعترافات علی پرونده این جنایت تشکیل و برای بررسی بیشتر به شعبه 74 دادگاه کیفری استان فرستاده شد.با توجه به رضایت اولیای دم زلیخا قرار است به این پرونده از لحاظ جنبه عموميجرم رسیدگی شود.
به گزارش قانون، داستان این همسرکشی با خبر وقوع یک آتش سوزی در خانهای در شهریار آغاز شد. شامگاه 29 دی ماه سال 86 در یکی از محلههاي شهریار مردی سراسیمه با فریاد اعلام کرد که خانه اش آتش گرفته است.به محض حضور ماموران آتش نشانی، مرد صاحبخانه که علی نام داشت به ماموران گفت همسرش داخل خانه است.پس از آنکه آتش خاموش شد جنازه سوخته زلیخا،همسر علی پیدا شد.
علی درباره حادثه گفت:«من و همسرم شب مهمان داشتیم و چون خانه شان در کرج بود بعد از مهمانی رفتم که آنها را به خانه شان برسانم.پسرم هم همراهم بود و زنم در خانه تنها بود.بعد از آنکه مهمانها را به مقصد رساندم خواهر زنم با تلفن همراهم تماس گرفت و گفت که خانه آتش گرفته است.او فکر ميکرد که زلیخا با من است اما او با ما نیامده بود در خانه بود به خاطر همین هم جانش را از دست داد.»
کارشناسان آتش نشانی پس از بررسی محل حادثه با پیدا کردن ردی از بنزین علت وقوع حادثه را عمدی اعلام کردند.همزمان با اعلام نظر کارشناسان جنازه زلیخا برای بررسیها بیشتر به پزشکی قانونی فرستاده شد.پس از معاینه جسد گزارش پزشکی قانونی خبر از وقوع قتلی داد که قرار بود با صحنه سازی یک حادثه به نظر بیاید.بر اساس گزارش پزشکی قانونی زلیخا قبل از سوختن بر اثر وارد شدن ضربات سخت به جمجمه سر و از بین رفتن بافت مغزی جانش را از دست داده بود.
پس از اعلام نظریه پزشکی قانونی علی همسر زلیخا برای ارائه توضیحات به اداره آگاهی فراخوانده شد.علی در اظهارات خود همان گفتههاي قبلی را تکرار کرد با این فرق که این بار ادعا کرد که ممکن است مهمانهاي آن شب به خاطر دشمنی قبلی که با او و زنش داشتند قبل از بازگشت او به خانه زنش را کشته و آتش زده باشند.
علی در این باره گفت:«آن شب بعد از آنکه مهمانها را به خانه شان رساندم به همراه پسرم مسافر کشی کردم و چند مسافر سوار کردم به خاطر همین دیر به خانه رسیدم.»با انجام بررسیهاي بیشتر مشخص شد که ادعاهای علی بی پایه و اساس است و او قصد دارد با گفتن دروغ مسیر تحقیقات را منحرف کند.به خاطر همین دستور بازداشت او صادر شد.علی همچنان بر ادعاهای قبلی اش پا فشاری ميکرد تا اینکه بازجویی از پسر علی و زلیخا پرده از راز یک جنایت برداشت.
پسر علی که زمان وقوع حادثه 6 سال داشت به ماموران گفت:«آن شب بعد از رفتن مهمانها پدر و مادرم با هم دعوا کردند به خاطر همین پدرم کمربندش را باز کرد و با آن مادرم را کتک زد.مادرم زیر دست و پای پدرم فریاد ميزد و کمک ميخواست اما یکی از ضربههاي سگک کمربند به سر مادرم خورد.مادرم بعد از این ضربه دیگر ساکت شد.پدرم من را از خانه خارج و سوار ماشین کرد.بعد به خانه برگشت.بعد از گذشت چند دقیقه دوباره سوار ماشین شد و به راه افتاد.همین طور در حال رفتن بودیم که با ما تماس گرفتند و گفتند خانه آتش گرفته است.»
با توجه به گفتههاي پسر بچه 6 ساله علی متهم به کشتن همسرش و آتش زدن جنازه او به همراه خانه بود.او زمانی که با گفتههاي پسرش رو به رو شد لب به اعتراف گشود و گفت:«مهمانهاي آن شب از فامیلهایمان بودند که از آنها پول قرض کرده بودم.زنم از این موضوع خبر نداشت اما آن شب فهمید که پول قرض کرده ام به خاطر همین بعد از رفتن آنها با هم درگیر شدیم.من عصبانی شدم و او را کتک زدم که ناگهان متوجه شدم زلیخا تکان نميخورد.بعد از اینکه فهمیدم مرده است خانه را با جنازه آتش زدم تا مرگ او را حادثه جلوه دهم.»
با توجه به اعترافات علی پرونده این جنایت تشکیل و برای بررسی بیشتر به شعبه 74 دادگاه کیفری استان فرستاده شد.با توجه به رضایت اولیای دم زلیخا قرار است به این پرونده از لحاظ جنبه عموميجرم رسیدگی شود.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


