اشکهای شرور خونسرد در دلتنگی مادر
کد خبر: ۳۳۱۶۱۸
| | 5991 بازدید
«ميخواهم قاضي حكم اعدام بدهد و نزد مادرم بروم، خيلي دلتنگ مادرم هستم.»اينها ادعاهاي شروري معروف است كه خيليها از وي ميترسند و اين جوان وحشتآور اشكريزان از مرگ مادر ميگويد.
به گزارش ایران، اوايل ارديبهشت ماه بود كه پرونده زورگيري و سرقت خودرو كه در همه آنها ردپايي از يك شرور به چشم ميخورد دركلانتري 127 نارمك كليدزده شد و ماموران به تعقيب دزد همه فنحريف پرداختند.
تجسسهاي پليس ادامه داشت تا اينكه يكي از طعمههاي اين دزد حرفهاي وارد كلانتري شد و از ماجراي سرقت خودرواش خبر داد.
اين مرد كه نگران پسر 16 سالهاش بود به ماموران گفت: با پسرم سوار خودروي سمند سفيد رنگم بوديم كه جلوي مغازهاي براي خريد لوازم خودرو پياده شدم اما پسر 16 سالهام در صندلي عقب نشسته بود، هنوز چند قدمي از آن دور نشدهبودم كه پسر جواني به سرعت پشت فرمان خودرو نشست و به سرعت پا به فرار گذاشت و حالا نگران سرنوشت پسرم هستم.
با ادعاهاي اين مرد، ماموران خيلي زود و با دراختيار داشتن شماره پلاك خودرو شروع به گشتزني و اجراي طرح مهار كردند و در همين تجسسها خيلي زود ماموران در اين مرحله پسر نوجوان مالباخته را كه در كنار بزرگراه روي زمين افتاده بود پيدا كردند.وي وقتي ماموران را ديد ادعا كرد «دزد خشن با سرقت خودروي پدرم قصد اذيت مرا داشت كه با وي درگير شدم و خودم را از خودرو به بيرون پرتاب كردم.»
ماموران در گام بعدي با راهنمايي پسر جوان به سراغ آلبوم مجرمان سابقهدار رفتند و توانستند دزد جوان را كه «رضا» نام دارد رديابي كنند.
با بهدست آمدن اين سرنخ ماموران پيبردند زورگير جوان اواخر بهمنماه سال گذشته بهخاطر زورگيري به زندان رفته اما پس از گذشت دو ماه باگذاشتن وثيقه 50 ميليوني از زندان آزاد شده و دست به تبهكاري ميزند.
ماموران در تجسسهاي پليسي پي بردند «رضا» در منطقه نارمك جولان ميدهد و دست به سرقت خودرو و زورگيري ميزند.
عكس «رضا» در اختيار ماموران گشت كلانتري 127 قرار گرفت تا اينكه روز جمعه 14 تيرماه وي در خيابان آيت ديده شد.
رضا وقتي با ماموران روبهرو شد پا به فرار گذاشت اما زماني كه خود را در محاصره ماموران ديد روي سقف ال 90 سفيد رنگ رفت و با تهديد قمه و چاقو قصد داشت تا راهي براي فرار پيدا كند كه ماموران پس از شليك سه تير هوايي پاي چپ تبهكار خشن را هدف گرفته و وي را زمينگير كردند.
واكنشهاي عجيب شرور در مصاحبه
«رضا» كه 30 سال دارد با چهرهاي خسته و ناراحت ادعا ميكند كه دوست دارد قاضي برايش حكم اعدام بنويسد تا از اين وضعيت راحت شود و پيش مادرش برود.
وي وقتي ياد مادرش ميافتد گريه ميكند و ميخواهد عكسي از گريههايش گرفته نشود.
نخستين بار چند سال داشتي كه به زندان رفتي؟
15 سال داشتم كه به خاطر درگيري در ميدان هفتحوض دستگير شدم و به كانون اصلاح و تربيت رفتم و در همان جا هم با يك شرور ديگر دعوا كردم.
وثيقه براي آزادي از كجا تهيه ميكردي؟
پدرم وضعيت مالي خوبي دارد و هميشه براي آزادي من سند ميگذارد.
شيشهاي هستي؟
بله. از زماني كه از زندان بيرون آمدم دوباره شروع به كشيدن شيشه كردم.
از زندان رفتن خسته نشدي؟
خيلي از اين وضعيت خسته هستم و دوست دارم اينبار محكوم به اعدام شوم تا راحت بخوابم و پيش مادر بروم.
مادرت؟
«رضا» وقتي درباره مادرش حرف ميزد اشك روي گونههايش جاري ميشد و ميگفت دلم براي مادرم تنگ شده است و ميخواهم بميرم تا دوباره او را ببينم.
حرف آخر؟
گشنمه!
بنابراين گزاش، رضا در جريان اين مصاحبه حواس درست و حسابياي نداشت و مرتب به توهم فرو ميرفت و مدام سيگار ميخواست و آخر سر يك تكه نان به دست گرفت و در گوشهاي آرام نشست.
به گزارش ایران، اوايل ارديبهشت ماه بود كه پرونده زورگيري و سرقت خودرو كه در همه آنها ردپايي از يك شرور به چشم ميخورد دركلانتري 127 نارمك كليدزده شد و ماموران به تعقيب دزد همه فنحريف پرداختند.
تجسسهاي پليس ادامه داشت تا اينكه يكي از طعمههاي اين دزد حرفهاي وارد كلانتري شد و از ماجراي سرقت خودرواش خبر داد.
اين مرد كه نگران پسر 16 سالهاش بود به ماموران گفت: با پسرم سوار خودروي سمند سفيد رنگم بوديم كه جلوي مغازهاي براي خريد لوازم خودرو پياده شدم اما پسر 16 سالهام در صندلي عقب نشسته بود، هنوز چند قدمي از آن دور نشدهبودم كه پسر جواني به سرعت پشت فرمان خودرو نشست و به سرعت پا به فرار گذاشت و حالا نگران سرنوشت پسرم هستم.
با ادعاهاي اين مرد، ماموران خيلي زود و با دراختيار داشتن شماره پلاك خودرو شروع به گشتزني و اجراي طرح مهار كردند و در همين تجسسها خيلي زود ماموران در اين مرحله پسر نوجوان مالباخته را كه در كنار بزرگراه روي زمين افتاده بود پيدا كردند.وي وقتي ماموران را ديد ادعا كرد «دزد خشن با سرقت خودروي پدرم قصد اذيت مرا داشت كه با وي درگير شدم و خودم را از خودرو به بيرون پرتاب كردم.»
ماموران در گام بعدي با راهنمايي پسر جوان به سراغ آلبوم مجرمان سابقهدار رفتند و توانستند دزد جوان را كه «رضا» نام دارد رديابي كنند.
با بهدست آمدن اين سرنخ ماموران پيبردند زورگير جوان اواخر بهمنماه سال گذشته بهخاطر زورگيري به زندان رفته اما پس از گذشت دو ماه باگذاشتن وثيقه 50 ميليوني از زندان آزاد شده و دست به تبهكاري ميزند.
ماموران در تجسسهاي پليسي پي بردند «رضا» در منطقه نارمك جولان ميدهد و دست به سرقت خودرو و زورگيري ميزند.
عكس «رضا» در اختيار ماموران گشت كلانتري 127 قرار گرفت تا اينكه روز جمعه 14 تيرماه وي در خيابان آيت ديده شد.
رضا وقتي با ماموران روبهرو شد پا به فرار گذاشت اما زماني كه خود را در محاصره ماموران ديد روي سقف ال 90 سفيد رنگ رفت و با تهديد قمه و چاقو قصد داشت تا راهي براي فرار پيدا كند كه ماموران پس از شليك سه تير هوايي پاي چپ تبهكار خشن را هدف گرفته و وي را زمينگير كردند.
واكنشهاي عجيب شرور در مصاحبه
«رضا» كه 30 سال دارد با چهرهاي خسته و ناراحت ادعا ميكند كه دوست دارد قاضي برايش حكم اعدام بنويسد تا از اين وضعيت راحت شود و پيش مادرش برود.
وي وقتي ياد مادرش ميافتد گريه ميكند و ميخواهد عكسي از گريههايش گرفته نشود.
نخستين بار چند سال داشتي كه به زندان رفتي؟
15 سال داشتم كه به خاطر درگيري در ميدان هفتحوض دستگير شدم و به كانون اصلاح و تربيت رفتم و در همان جا هم با يك شرور ديگر دعوا كردم.
وثيقه براي آزادي از كجا تهيه ميكردي؟
پدرم وضعيت مالي خوبي دارد و هميشه براي آزادي من سند ميگذارد.
شيشهاي هستي؟
بله. از زماني كه از زندان بيرون آمدم دوباره شروع به كشيدن شيشه كردم.
از زندان رفتن خسته نشدي؟
خيلي از اين وضعيت خسته هستم و دوست دارم اينبار محكوم به اعدام شوم تا راحت بخوابم و پيش مادر بروم.
مادرت؟
«رضا» وقتي درباره مادرش حرف ميزد اشك روي گونههايش جاري ميشد و ميگفت دلم براي مادرم تنگ شده است و ميخواهم بميرم تا دوباره او را ببينم.
حرف آخر؟
گشنمه!
بنابراين گزاش، رضا در جريان اين مصاحبه حواس درست و حسابياي نداشت و مرتب به توهم فرو ميرفت و مدام سيگار ميخواست و آخر سر يك تكه نان به دست گرفت و در گوشهاي آرام نشست.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


