عبرتهاي تلخ و شيرين غزه
1 ـ در يك نگاه كلي، حوادث اخير غزه، سطح آگاهي جهانيان را نسبت به ظلم وستم رژيمهاي جبار و ستمگر افزايش داد آنها با ديدن صحنههاي كشتار لحظه به لحظه مردم غزه به اين باور تلخ رسيدهاند كه در جهان معاصري كه همه رژيمهاي سياسي موجود در آن ادعاي آزادي و برابري انسانها را دارند، يك رژيم جعلي تا چه اندازه میتواند وحشيانه و ددمنشانه به نسل كشي همنوعان آنها بپردازد و هيچ صدايي از مجامع بينالمللي شنيده نشود.
به گمان اين كمترين، جامعه جهاني در حادثه غزه، تكليف خود را با مجامع بينالمللي حقوق بشر و حتي رژيمهاي سياسي و به ويژه در اروپا و امريكا ـ كه بيشتر از بقيه جوامع به گزاف لاف حقوق بشر میزنند ـ به درستي دريافته است و اين نااميدي مقدمه و بستر بسيار مناسبي براي يك انقلاب جهاني به رهبري آخرين بازمانده از نسل خاتم پيامبران حضرت مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ است؛ اين كمترين شكي در مقدمه بودن حوادث غزه با فراهم شدن مقدمات ظهور آن حضرت ندارد.
2- نااميدي جوامع عرب از نحوه موضعگيري رژيمهاي خود و به ويژه رژيمهايي مانند مصر و عربستان كه نقش پدرخوانده را براي بيست و چند كشور عربي دارند، در برابر مسأله غزه از درسها و عبرتهاي حوادث تلخ غزه است.
گمان نمیكنم طنين فرياد آن زن شهيد و مجروح داده غزهاي به اين زودي در گوش جوامع عربي و علما و انديشمندان و سياسيون و روشنفكران و سردمداران كشورهاي عربي محو بشود كه با چشماني اشكبار میگفت: وينكم يا عرب؟ اي عربها كجاييد؟ و خروشي كه زن ديگري بر سر فرمانروايان عرب كشيد و گفت: واي بر عرب و مراد او از اين فرياد، سكوت خفتباري بود كه بیشتر زمامداران عرب پيشه كرده و در پنهان با رژيم قاتل اسرائيلي در ريشهكن كردن حماس ـ كه تنها نهاد محبوب مردم فلسطين است ـ ساختهاند.
و در اين باره حقيقتا بايد به جناب رئيسجمهور آقاي دكتر احمدينژاد دست مريزاد گفت كه در حركتي ابتكاري و فارغ از چهارچوبهاي متداول سياسي در نامهاي به پادشاه عربستان كه عنوان خادمی حرمين شريفين را يدك میكشد، از او خواست قفل سكوت خود را درباره جنايات اسرائيل در غزه بشكند و به انتظار جهان اسلامی كه وي پادشاه يكي از مهمترين كشورهاي آن است، در محكوميت صريح و سريع رژيم غاصب قدس پاسخ دهد و اي كاش، هرچند رابطه ما با مصر به لحاظ سياسي قطع است، رئيسجمهور محترم در نامهاي به حسني مبارك خائن و پادشاه اردن نيز چنين رويكرد افشاگرانهاي را دنبال میكرد.
هر چند اين نوع موضعگيريها بيشتر به قد و اندازه ائمه جمعه موقت و غير موقت تهران و... آمده و میآيد اما به دليل جايگاه سياسي رئيسجمهور حركت ارزشي و انقلابي بسيار بهنگامی از سوي ايران اسلامی بود.
3- در حادثه غزه به تدريج نشانههای پيوستگي صفوف متفرق مظلومان جهان كه از مقدمات فرج حضرت صاحب (عج) است، آشكار میشود.
اينكه يكي از اعضاي پارلمان كويت به جهان عرب پيشنهاد میكند مقر اتحاديه جهان عرب را به خاطر سكوتي كه در قبال حوادث غزه دارد و به كشور ونزوئلا و آمريكاي جنوبي ـ كه سفير اسرائيل را در اعتراض به جنايات صهيونيستها در غزه از كشور خود اخراج کردند ـ منتقل كنند، سخنان بسيار معناداري است.
اگر سران جامعه عرب از اندك حميت و غروري برخوردار بودند، باید پس از شنيدن چنين پيشنهادهایي از شرم دق كنند. به راستي آنها در برابر افكار عمومی جامعه خود و جوامع ديگر جهان عرب و اسلام چه پاسخی دارند؟
آنها با سكوت خود به همگان فهماندند يا مسلمان نيستند يا دستکم به نام مسلمان هستند و با اين بيتفاوتي در قبال كشتار مردم صد در صد عرب غزه حتي عرب هم نيستند. چه مسلمان بودن و عرب بودن نشانهای دارد كه حوادث غزه نشان داد در آنها اين نشانها ديده نمیشود و خدا رحمت كند آن پير دريادل جماران را كه در چند دهه پيش در پيامهاي پیاپی، جوامع عرب را از عربيت به اسلام فرا میخواند و به خيانت سران حاكم بر آنها هشدار میداد و راه آزادي و نجات قدس و آزادي سرزمينهاي اشغالي فلسطين را تنها در پرتو برداشتن سلاحهاي متكي بر ايمان میدانست، نه شعارهاي توخالي قومی و نژادي عربهايي كه در آزمون دفاع از قوم عرب و عربيت خود، نمره مردودي گرفتهاند و چه زيبا بشار اسد، رئيسجمهور سوريه در عبارتي معنادار گفت: طرح صلح عربي ديگر مرده است.
4- در ميان برخي كشورهاي عربي، قطر با ابتكاري كه در فراخواني همه كشورهاي عربي به دوحه براي بررسي راهکار مساعدت اعراب به غزه به خرج داد كه با بي مهري مصر و عربستان روبهرو شد، به رغم داشتن روابط رسمی قطر با اسرائيل و وجود سفارتخانه اين رژيم غاصب در اين كشور، اقدامی متفاوت از بقيه كشورهاي عربي نشان داد كه در جاي خود بسيار قابل تأمل است. بدون شك، يكي از عوامل مهم اين موضعگيري مثبت امير و رژيم قطر، توجه وي به افكار عمومی جامعه خود و حتي جهان عرب بوده و هست؛ چیزی كه بيشتر از كشورهايي مانند ليبي و سوريه انتظار میرفت و كمتر ديده شد يا اصلا ديده نشد.
5 ـ آغاز انقلاب چاقو (ثوره السكين) در برخي از مناطق سرزمينهاي اشغالي كه يهوديها و مسلمانها و عربها در كنار يكديگر زندگي میكنند، نقطه روشن و اميد بخش ديگري در درماندگی رژيم غاصب قدس است.
بر مبناي برخي گزارشها، رويكرد و ابتكار جديد جوانان مسلمان فلسطيني در چنين مناطقي اين است كه در آستينهاي خود چاقوهاي تيز و برندهاي را مخفي میكنند و به محض فراهم ديدن شرايط برخورد با يك يهودي چاقو را تا دسته در شكم وي فرو كرده و از محل دور میشوند. اين روش به دليل پیامدهای كم منفي آن در مقايسه با روشهاي انتحاري و انفجاري يهوديهاي ساكن اين مناطق و به ويژه سران رژيم صهيونيستي را كاملا غافلگير نموده و به استيصال كشانده است.
6 ـ نسبت بالاي شهداي زن و كودك فلسطيني در ميان بيش از يكهزار شهيد حوادث اخير غزه موج نفرت از رژيم قاتل اسرائيل ايجاد کرد و بيداري وسيعي در ميان كودكان و زنان در كشورهاي مسلمان و به ويژه غيرمسلمان را فراهم آورد.
چنين به نظر ميرسد به دليل نقش بعد عاطفي موضوع جنسيت اين مقوله بيشتر و پيشتر از موضوع نژاد و مذهب در اين حادثه كارآيي خود را نشان داده و میدهد. در بیشتر تظاهراتي كه در كشورهاي اروپايي و آمريكايي و آسيايي رخ میدهد، اين زنان هستند كه صحبت میكنند بيانيه و قطعنامه میخوانند و از زنان و كودكان مظلوم فلسطيني حمايت میكنند و بر مظلوميت آنها اشك میريزند. اينها اگر مقدمه بيداري و آگاهي و علامت ايستادگي همه جانبه در برابر ستم و مقدمهاي براي ظهور منجي عالم بشريت نيست، چيست؟
7- در اخبار آمده بود كشور مسلمان موريتاني به دو كشور ونزوئلا و بوليوي پيوست و سفير اسرائيل را از كشور خود بیرون كرد. نمیدانم چرا سران كشورهاي اسلامی و عربي در اثر ننگ اين پيشتازي كشورهاي غيرمسلمان در برخورد با اسرائيل دق نمیكنند. خوب شد از كشورهاي اسلامی اقلا موريتاني دست به اقدامی مشابه كشورهاي آمريكاي لاتين زد؟!
8ـ دلخوشي برخی به باراك حسين اوباما كه با شعار تغيير به كاخ سفيد راه يافت تا نشان دهد ماهيت اين كاخ مانند نژاد و رنگ وي تيره و سياه است، در حوادث غزه به يأس مبدل شد. در خبري میخواندم اوباما در ديدار با صهيونيستهاي حامی خود گفته هميشه و هر جا مدافع رژيم غاصب اسرائيل است و به اين سياست وي كمترين خدشهاي وارد نخواهد شد. اين كه اين كاكاسياه آمريكايي ـ آفريقايي تبار در قبال اين نسلكشي سكوت حمايتمندانهاي پيشه ساخته است، باید براي جوامع عرب و مسلمان كه به روابط خود با آمريكاي دوران اوباما خوشبين بوده و هستند، بسيار معنادار باشد.
9- مهمتر از همه نكات فلسطين و با اين معاونت چند هفتهاي به نوجواني ماند كه با پهلواني درآويخت و اگر از او صدمه ديد، اما چنان به صورت وي چنگ زد كه پهلوان با شرمساري و خفت از صحنه نبرد با وي بیرون رفت. كسي در نابرابري قدرت نظامی اسرائيل كه بدون شك يكي از مجهزترين ارتشهاي دنياست، به توان و امكانات بسيار محدود و ناچيز مردم ماهها محاصره كشيده غزه شكي ندارد.
هرچند در عمليات مرحله اول اسرائيليها كه به نام سرب گداخته ناميده شد، تصور سران اسرائيلي اين بود كه در يورش چند روزه اول كار مقاومت رزمندگان حماس تمام خواهد شد، اما اكنون اين سران اسرائيل هستند كه نوميد از به دست آوردن يك پيروزي سريع و ضربتي به دنبال راهکاري براي خروجي تقريبا آبرومندانه از نبردهاي خونين غزه هستند. چه كسي در اين نكته كه پيروز اين ميدان مردم و مبارزان غزه هستند شك و ترديدي دارد؟ همين چند روز پيش، روزنامه اسرائيلي هاآرتص در مقالهاي خطاب به سران رژيم اسرائيل چنين نوشت: ما در جهان بي آبرو شديم و در ادامه افزود، حمله به مقر سازمان ملل در بيتالمقدس آن هم در روزهایی كه دبيركل سازمان ملل در اين شهر است، جز ديوانگي محض چيز ديگري نيست.
10-دفاع همه جانبه ايران اسلامی كه كانون جهان تشيع و پرچمدار آزادگي و حريت و جوانمردي و مردانگي است از مقاومت مردم غزه كه در تمام سطوح مديريتي آن از رهبري تا مجلس و دولت و مردم شريف آن آشكار شد در كنار حمايت گسترده ديگر جوامع شيعي در پاكستان لبنان عراق و ناكارآمدي و شكست تلاشهاي دشمنان اسلام و مسلمين در ايجاد اختلاف در ميان شيعه و سني را بيش از پيش آشكار ساخته است.
11ـ آيا كسي در بغض ايجاد شده از اين حملات وحشيانه و ناجوانمردانه در مردم فلسطين و به ويژه غزه كه در نتيجه شهادت فرزندان بستگان و خويشان آنها نسبت به اين رژيم ستمكار ايجاد شده و میشود و هرگز تا نابودی كامل اين رژيم زدودني نبوده و نخواهد بود كمترين شك و ترديدي دارد؟ جهان معاصر درباره فلسطين و جهان اسلام، كي و كجا شاهد چنين اتحاد و يكپارچگي گسترده ملتهاي مسلمان و غير مسلمان با فلسطين و فلسطيني بوده و هست؟ تظاهرات ميليوني تركها در تركيه و درگيري مردم لندن با پليس سواره و پياده انگليس در اجتماع چند ده هزاري آنها در حمايت از مردم غزه را در كدام گذشته ميتوان دید؟
به گمان اين كمترين، سنت خدا چنين ايجاب میكند كه بساط رژيم ستم و ستمكاران با به ميدان آمدن مقوله مظلوميت و تنها و تنها با ريختن خون مظلومان برچيده شود، همانگونه كه در واقعه كربلا اين سنت الهي آشكار شد.
غزه و فلسطين بايد از خونهاي شهداي مظلوم خود مشعلهايي هميشه فروزان بسازند و بر بناي مقتل شهداي مظلوم خود پرچمهاي آزادگي و ايستادگي به پا كنند و تا نجات قدس از پا ننشيند. اين بغض ايجاد شده از شهادت صدها فلسطيني پير و جوان كه در ميان آنها كودكان چند ماهه فراواني ديده میشوند، قطعا زوال و نابودي اسرائيل را در پي خواهد داشت.
تاريخ دين چنين به ما میآموزد كه سنت الهي اين است كه اين خون مظلوم است كه در پایان بر ظالم پيروز میشود.
مگر يزيد چند سال پس از فاجعه كربلا توانست به حيات ننگين خود ادامه دهد؟
در بند 5، به انقلاب چاقو اشاره شده.سوال این است در مناطقی که امکان زندگی مسالمت آمیز مهیا گردیده است، آیا استفاده از این روش صحیح است؟
بسیار با حرارت نوشته اید. متشکرم
جهان در حرکت خود روزهای خوش و ناخوش داشته و خواهد داشت.
هیچ حرکت، قیام یا انقلابی به حل همه مشکلات جوامع منتهی نخواهد شد.
چون قرار است انسانها در ابتلائات امتحان شوند.
بنابراین قرار نیست با پیروزی در یک جبهه دنیا روی خوش خود را به ما نشان دهد.
مادر انقلاب و جنگ پیروز شدیم. اما ایا همه مشکلات ما حل شد؟
اگر امروز حماس در غزه پیروز شود و اسرائیل از میان برود هنوز اول ماجراست چون فردا باید با محمود عباس و احمد جبرئیل و فردا با جهاد اسلامی مبارزه کرد.
این حقیقت تاریخ است.
تضاد و تفاهم.
گرچه مبارزه مردم فلسطین تحسین برانگیز است اما نمی توان گفت پیروزی در آن پایان مشکلات است.
جهان باید بگونه ای باشد که سره از ناسره مشخص گردد و گرنه چگونه می توانیم معرفت به نفس پیدا کنیم.
تضمینی وجود ندارد که یک نفر همیشه خوب بماند و دیگری همیشه بد بلکه باید دید در برابر آزمایشات چگونه خواهیم بود. یک زمان با جنگ و روزی با پول و ثروت و مقام.
آیا هنیه در زمان صلح و با داشتن پست و مقام و ثروت همینگونه خواهد بود. انشاء ا... از آن امتحان هم سربلند بیرون بیاید.
آری، از محرم آموختیم که خون مظلوم بر شمشیر ظالم پیروز است





