گفتوگو با 2 زورگیر حرفهای
میخواستیم بهتر زندگی کنیم
کارآگاهان پلیس آگاهی تهران چندی قبل اعضای باندی را دستگیر کردند که به ارتکاب چندین فقره زورگیری متهم هستند. این سارقان طعمههای خود را در خیابانهای خلوت گیر میانداختند و با ارعاب پول نقد آنها را میگرفتند.
به گزارش شرق، دو نفر از این متهمان به نامهای شهاب و حسن تاکنون به 30 فقره سرقت اعتراف کردهاند و پلیس احتمال میدهد آنها جرایم دیگری نیز مرتکب شده باشند. گفتوگو با این متهمان را بخوانید:
گفتوگو با شهاب
شهاب – یکی از زورگیران جوان 24سالهای است که با قرار وثیقه صادره از سوی شعبه ششم دادسرای ناحیه 27 تهران در بازداشت بهسر میبرد.
چند خواهر و برادر داری؟
فقط یک برادر کوچکتر که در لالهزار کار میکند.
چقدر درس خواندهای؟
دیپلمردی هستم.
در دوران مدرسه هم اهل دعوا و شرارت بودی؟
به خدا اصلا دعوا نمیکردم.
شغلی غیر از زورگیری هم داشتی؟
مکانیک نیسانپاترول بودم.
پس چرا زورگیری میکردی؟
نادانی کردم. اولینبار یکی از رفقایم گفت برویم سرقت و یکی، دو بار رفتم و بعد خوشم آمد و ادامه دادم.
پس از آنکه ترکتحصیل کردی، چهکار کردی؟
سه ماه در تراشکاری کار کردم. بعد رفتم ترمینال آنجا باربری میکردم. آخرسر هم رفتم در مکانیکی کار کردم. سه سال آنجا بودم.
چرا آنقدر شغل عوض کردی؟
دنبال وضع بهتر بودم.
قبل از این سرقتها هم سابقه داشتی؟
نه، حتی تا کلانتری محل هم نرفته بودم.
درآمد مکانیکی چقدر کمتر از پولی بود که از زورگیری بهدست میآوردی؟
در مکانیکی روزی 10 تا 30هزارتومان درآمد داشتم در سرقت روزی صدهزارتومان.
چقدر پسانداز کردهای؟
هیچی.
پولهایی را که از سرقت درآوردی چه کردی؟
خرج قلیان و خرید لباس و تیشرت.
با چاقو زورگیری میکردید؟
نه. با دست خالی. چاقو خطرناک است. چون وقتی میرفتیم دزدی اگر فردی که میخواستیم مالش را ببریم، مقاومت میکرد ممکن بود جوزده شویم و ناخواسته او را با چاقو بزنیم. ما فقط میخواستیم پول دربیاوریم نمیخواستیم کسی را مجروح کنیم.
بعد از آزادی چه میکنی؟
الان سرم به سنگ خورده است. ادامه تحصیل میدهم. میتوانم بیایم خبرنگار شوم؟
چطور؟
من زورگیر نبودم و غیر از این سابقهای ندارم. میخواهم درس بخوانم و همکار شما شوم. دوماه قبل از آخرین سرقت که باعث دستگیریمان شد، توبه کرده بودم اما دوباره شروع کردم اما اینبار دیگر واقعا سرم به سنگ خورده است.
گفتوگو با حسن
حسن – متهم 23ساله عضو دیگر باند زورگیری است که او هم با قرار وثیقه سنگین در بازداشت بهسر میبرد.
چرا سرقت میکردی؟
چون شغل و درآمدی نداشتم. خانواده درستحسابی نداشتم. مادر و پدرم با هم نمیساختند. پدرم، مادرم را از خانه بیرون انداخته بود. مادرم شبها خانه خواهرانم میماند و من هرشب پیش یکی از دوستانم بودم و گاهی هم در پارک میخوابیدم.
چرا مادر و پدرت با هم نمیساختند؟
بالاخره از هم طلاق گرفتند. برادرم موادفروش بود و ما میگفتیم این کار را نکن دردسر درست میکنی اما چون به پدرم پول میداد، پدرم طرف او را میگرفت و ما را هم سر همین از خانه بیرون کرد.
چند خواهر و برادر هستید؟
پنج بچه هستیم. سه خواهر دارم که هرسه ازدواج کردهاند و یک برادر که در خانهمان بالای انباری میخوابد.
چقدر درس خواندهای؟
پنجم ابتدایی. دیگر مغزم نمیکشید برای همین دنبال کار رفتم.
چه کارهایی انجام دادهای؟
کفاشی کار کردهام مدتی هم در بازار پلاستیکفروشها بودم. زمان دستگیری هم در نمایشگاه ماشین دوستم کار میکردم.
پس چرا سراغ خلاف رفتی؟
چون پول میخواستم.
مگر در نمایشگاه دوستت کار نمیکردی؟
او فقط به من ناهار میداد و گاهی هم که میخواستم بیرون بروم شش، هفتهزارتومان کف دستم میگذاشت.
چرا در کفاشی و پلاستیکفروشی نماندی؟
کفاشی برای داداشم بود. یکسال که برایش کار کردم پولم را نداد. بعد رفتم پیش دامادمان در پلاستیکفروشی و تا دوماه قبل از عید امسال پیشش کار کردم اما بعد از عید گفت دیگر کار نیست و من را جواب کرد. من قبلا همه کارهایش را راه انداخته بودم.
آیا سابقه داری؟
دو سابقه مشروبفروشی و یکبار 10 روز و یکبار هم 24 روز حبس کشیدم.
در محل و دوران مدرسه هم اهل شرارت بودی؟
من دعوایی نبودم و برای خودم دشمنتراشی نمیکردم.
ولی روی سرت جای زخم است؟
با قمه زدهام.
چه شد که خلاف را شروع کردی؟
اولینبار یکی از بچهمحلهایمان پیشنهاد داد او الان دستگیر شده است. بعد از آن دزدی مزه کرد و ادامه دادم.
شغل پدرت چیست؟
در پارکها عکاس دورهگرد است.
آیا در کودکی هم دزدی میکردی، مثلا از بقالی محل یا از جیب پدرت؟
از بقالی نه اما چند باری جیب پدرم را زدم.
از زورگیریها چقدر درآوردی؟
از هر سرقت حدود 300هزارتومان البته گاهی هم به 800هزارتومان میرسید. در مجموع هشتمیلیونتومان شد اما الان هیچ پولی ندارم. همهاش خرج لباس و رفقایم شد.
تو که هیچی پول نداری پول مالباختهها را از کجا میخواهی بدهی؟
مالخر را معرفی کردهام.
بعد از اینکه این ماجرا تمام شد و آزاد شدی چه میخواهی بکنی؟
اول میروم سربازیام را تمام میکنم. من سرباز فراری هستم. بعد میروم آلمان. داییام آنجا زندگی میکند.
آیا خودت هم تا حالا مورد سرقت قرار گرفتهای؟
یکبار در خیابان میرفتم که دو موتورسوار سراغم آمدند. یکی از آنها از پشت به من پسگردنی زد. آنها گردنبندم را قاپیدند و رفتند.
به گزارش شرق، دو نفر از این متهمان به نامهای شهاب و حسن تاکنون به 30 فقره سرقت اعتراف کردهاند و پلیس احتمال میدهد آنها جرایم دیگری نیز مرتکب شده باشند. گفتوگو با این متهمان را بخوانید:
گفتوگو با شهاب
شهاب – یکی از زورگیران جوان 24سالهای است که با قرار وثیقه صادره از سوی شعبه ششم دادسرای ناحیه 27 تهران در بازداشت بهسر میبرد.
چند خواهر و برادر داری؟
فقط یک برادر کوچکتر که در لالهزار کار میکند.
چقدر درس خواندهای؟
دیپلمردی هستم.
در دوران مدرسه هم اهل دعوا و شرارت بودی؟
به خدا اصلا دعوا نمیکردم.
شغلی غیر از زورگیری هم داشتی؟
مکانیک نیسانپاترول بودم.
پس چرا زورگیری میکردی؟
نادانی کردم. اولینبار یکی از رفقایم گفت برویم سرقت و یکی، دو بار رفتم و بعد خوشم آمد و ادامه دادم.
پس از آنکه ترکتحصیل کردی، چهکار کردی؟
سه ماه در تراشکاری کار کردم. بعد رفتم ترمینال آنجا باربری میکردم. آخرسر هم رفتم در مکانیکی کار کردم. سه سال آنجا بودم.
چرا آنقدر شغل عوض کردی؟
دنبال وضع بهتر بودم.
قبل از این سرقتها هم سابقه داشتی؟
نه، حتی تا کلانتری محل هم نرفته بودم.
درآمد مکانیکی چقدر کمتر از پولی بود که از زورگیری بهدست میآوردی؟
در مکانیکی روزی 10 تا 30هزارتومان درآمد داشتم در سرقت روزی صدهزارتومان.
چقدر پسانداز کردهای؟
هیچی.
پولهایی را که از سرقت درآوردی چه کردی؟
خرج قلیان و خرید لباس و تیشرت.
با چاقو زورگیری میکردید؟
نه. با دست خالی. چاقو خطرناک است. چون وقتی میرفتیم دزدی اگر فردی که میخواستیم مالش را ببریم، مقاومت میکرد ممکن بود جوزده شویم و ناخواسته او را با چاقو بزنیم. ما فقط میخواستیم پول دربیاوریم نمیخواستیم کسی را مجروح کنیم.
بعد از آزادی چه میکنی؟
الان سرم به سنگ خورده است. ادامه تحصیل میدهم. میتوانم بیایم خبرنگار شوم؟
چطور؟
من زورگیر نبودم و غیر از این سابقهای ندارم. میخواهم درس بخوانم و همکار شما شوم. دوماه قبل از آخرین سرقت که باعث دستگیریمان شد، توبه کرده بودم اما دوباره شروع کردم اما اینبار دیگر واقعا سرم به سنگ خورده است.
گفتوگو با حسن
حسن – متهم 23ساله عضو دیگر باند زورگیری است که او هم با قرار وثیقه سنگین در بازداشت بهسر میبرد.
چرا سرقت میکردی؟
چون شغل و درآمدی نداشتم. خانواده درستحسابی نداشتم. مادر و پدرم با هم نمیساختند. پدرم، مادرم را از خانه بیرون انداخته بود. مادرم شبها خانه خواهرانم میماند و من هرشب پیش یکی از دوستانم بودم و گاهی هم در پارک میخوابیدم.
چرا مادر و پدرت با هم نمیساختند؟
بالاخره از هم طلاق گرفتند. برادرم موادفروش بود و ما میگفتیم این کار را نکن دردسر درست میکنی اما چون به پدرم پول میداد، پدرم طرف او را میگرفت و ما را هم سر همین از خانه بیرون کرد.
چند خواهر و برادر هستید؟
پنج بچه هستیم. سه خواهر دارم که هرسه ازدواج کردهاند و یک برادر که در خانهمان بالای انباری میخوابد.
چقدر درس خواندهای؟
پنجم ابتدایی. دیگر مغزم نمیکشید برای همین دنبال کار رفتم.
چه کارهایی انجام دادهای؟
کفاشی کار کردهام مدتی هم در بازار پلاستیکفروشها بودم. زمان دستگیری هم در نمایشگاه ماشین دوستم کار میکردم.
پس چرا سراغ خلاف رفتی؟
چون پول میخواستم.
مگر در نمایشگاه دوستت کار نمیکردی؟
او فقط به من ناهار میداد و گاهی هم که میخواستم بیرون بروم شش، هفتهزارتومان کف دستم میگذاشت.
چرا در کفاشی و پلاستیکفروشی نماندی؟
کفاشی برای داداشم بود. یکسال که برایش کار کردم پولم را نداد. بعد رفتم پیش دامادمان در پلاستیکفروشی و تا دوماه قبل از عید امسال پیشش کار کردم اما بعد از عید گفت دیگر کار نیست و من را جواب کرد. من قبلا همه کارهایش را راه انداخته بودم.
آیا سابقه داری؟
دو سابقه مشروبفروشی و یکبار 10 روز و یکبار هم 24 روز حبس کشیدم.
در محل و دوران مدرسه هم اهل شرارت بودی؟
من دعوایی نبودم و برای خودم دشمنتراشی نمیکردم.
ولی روی سرت جای زخم است؟
با قمه زدهام.
چه شد که خلاف را شروع کردی؟
اولینبار یکی از بچهمحلهایمان پیشنهاد داد او الان دستگیر شده است. بعد از آن دزدی مزه کرد و ادامه دادم.
شغل پدرت چیست؟
در پارکها عکاس دورهگرد است.
آیا در کودکی هم دزدی میکردی، مثلا از بقالی محل یا از جیب پدرت؟
از بقالی نه اما چند باری جیب پدرم را زدم.
از زورگیریها چقدر درآوردی؟
از هر سرقت حدود 300هزارتومان البته گاهی هم به 800هزارتومان میرسید. در مجموع هشتمیلیونتومان شد اما الان هیچ پولی ندارم. همهاش خرج لباس و رفقایم شد.
تو که هیچی پول نداری پول مالباختهها را از کجا میخواهی بدهی؟
مالخر را معرفی کردهام.
بعد از اینکه این ماجرا تمام شد و آزاد شدی چه میخواهی بکنی؟
اول میروم سربازیام را تمام میکنم. من سرباز فراری هستم. بعد میروم آلمان. داییام آنجا زندگی میکند.
آیا خودت هم تا حالا مورد سرقت قرار گرفتهای؟
یکبار در خیابان میرفتم که دو موتورسوار سراغم آمدند. یکی از آنها از پشت به من پسگردنی زد. آنها گردنبندم را قاپیدند و رفتند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۵
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



