سوءمصرف مواد،عامل ریسک در خودکشی
کد خبر: ۳۳۱۰۵۳
| | 2149 بازدید
خودکشی عمل یا رفتاری آگاهانه (عامدانه) است که انسان برای مردن انجام میدهد. اغلب خودکشیها در اثر ناامیدی یا قرارگیری در شرایط اختلال ذهنی مانند افسردگی، اختلال دوقطبی، اسیکزوفرنی، اعتیاد به الکل یا مواد مخدر روی میدهند. مشکلهای مالی، اشکالها در روابط اجتماعی و دیگر شرایط نامطلوب نقش مهمی در این باره دارند.
به گزارش ایسنا، هر ساله بیش از یک میلیون انسان در جهان خودکشی میکنند. خودکشی یکی از علتهای مهم مرگ در نوجوانان و جوانان زیر 35 سال است. میزان خودکشی در مردان بیش از زنان است. بر اساس یک تخمین جهانی هر ساله حدود 10 تا 20 میلیون خودکشی ناموفق وجود دارد.
خودکشی دهمین عامل مرگ در جهان
بر اساس اطلاعات سال 2007 میلادی، خودکشی در سال 2007 با افزونی یافتن بر تعداد قتل تقریبا نزدیک به دو به یک و به عنوان یازدهمین عامل مرگ جلوتر از بیماریهای کبدی و پارکینسون قرار گرفت.
افزایش 60 درصدی نرخ خودکشی در کشورهای در حال توسعه در 50 سال اخیر
نرخ خودکشی در سراسر جهان، عمدتا در کشورهای در حال توسعه، در 50 سال اخیر 60 درصد افزایش داشته است. مقدار نامتناسبی از خودکشی در جهان در قاره آسیا اتفاق میافتد، به طوری که در حدود 60 درصد کل خودکشیها را دربر میگیرد.
بر اساس گزارش WHO، چین، هند و ژاپن در حدود 40 درصد کل خودکشیهای جهان را شامل میشوند. در آمریکا، نرخ خودکشی برای اولین بار در یک دهه رو به افزایش است. افزایش کلی میزان خودکشی در بین سالهای 1999 تا 2005 به طور عمده مرتبط به افزایش خودکشی در بین سفیدپوستان 40 تا 64 ساله است.
بیماریهای ذهنی، اعتیاد و عوامل اجتماعی و اقتصادی، برخی از عوامل مرتبط با ریسک خودکشی هستند. با وجود عوامل بیرونی مانند حوادث ناگوار که خود محرک خودکشیاند، نمیتوان یک عامل را به طور مستقل برای ریسک خودکشی در نظر گرفت. موضوع خودکشی و اقدام به خودکشی در سالهای اخیر توجه زیادی را به خود معطوف کرده است و یکی از علل عمده آن افزایش قابل توجه خودکشی در میان جوانان، به خصوص مردان بوده است که در بسیاری از کشورها گزارش شده است.
اقدام موفق به خودکشی در میان مردان 2-3 برابر زنان است، در حالی که اکثریت اقدامکنندگان به خودکشیهای ناتمام را زنان تشکیل میدهند. مرد بودن ریسک فاکتور اقدام به خودکشی موفق و زن بودن ریسک فاکتور اقدام به خودکشی محسوب میشود. تقریبا در تمام کشورهای اروپایی اغلب کسانی که برای خودکشی تلاش کردهاند، جوانان سن 15 تا 24 سال بودهاند. با این حال، افزایش علاقه به رفتارهای خودکشی در میان گروه افراد مسن نیز دیده میشود.
توجه به این گروه سنی که در اکثر کشورها همچنان بالاترین درصد خودکشی را به خود اختصاص میدهند، توجه درمانگران به سمت اهمیت افسردگی و نقش قابل درمان آن در اقدام به خودکشی را میطلبد.
به گزارش ایسنا و به نقل از ایران پاک، مطالعات فراوانی با رویکردهای روانشناسی، روانپزشکی، علوم اجتماعی، بیولوژی و ژنتیک در زمینه خودکشی انجام شده است. بیشترین توجه محققان به بررسی ریسک فاکتورهای خودکشی در گروههای دموگرافیک و بیماران خاص اختصاص یافته است.
سوء مصرف مواد پس از اختلالهای روانی، دومین عامل ریسک در خودکشی است
سوء مصرف مواد پس از اختلالهای روانی، دومین عامل ریسک در خودکشی است و در هر دو صورت دائمی و حاد با خودکشی مرتبط است. این مربوط به اثرات تخدیری و بیقیدی بسیاری از مواد روانگردان است که وقتی با اندوه شخصی مانند عزا و سوگ همراه میشود، ریسک خودکشی را بسیار افزایش میدهد.
ارتباط بیش از 50 درصد خودکشیها با مصرف الکل و مواد مخدر
بیش از 50 درصد خودکشیها با مصرف الکل و مواد مرتبط است. 25 درصد معتادان و الکلیها خودکشی میکنند. در 70 درصد خودکشیهای نوجوانان، سوء مصرف مواد و الکل نقش دارد. بهتر است همه معتادان به مواد مخدر و الکلیها در مورد انگیزههای خودکشی به دلیل ریسک بالای خودکشیشان، مورد بررسی قرار گیرند. یک بررسی در موسسه پریسون نیویورک نشان میدهد که 90 درصد بیماران روانی که خودکشی کردهاند، سوء مصرف مواد داشتهاند.
سوء مصرف موادی مانند کوکائین، همبستگی بالایی با خودکشی دارد. خودکشی در معتادان دائمی به کوکائین بیشتر در حالت «کاهش مصرف» یا «ترک» روی میدهد. در جوانان، سوء مصرف چند ماده مخدر به طور همزمان، بیشتر منجر به خودکشی میشود، در حالی که در مسنترها اعتیاد به الکل این نقش را دارد. در سندیهگو آمریکا، 30 درصد افراد خودکشی کرده زیر 30 سال، کوکائین مصرف کرده بودند. در شهر نیویورک در یک دوره همهگیری مصرف مواد، از هر پنج نفر خودکشی کرده، یک نفر به تازگی کوکائین مصرف کرده بود.
کاهش یا ترک کوکائین سبب بروز علائم افسردگی شدید میشود که همراه با دیگر اثرات مخرب روانی، ریسک خودکشی را افزایش میدهد. متآمفتامین (شیشه) با افسردگی و خودکشی ارتباط زیادی دارد و به همان اندازه بر سلامتی روحی و جسمی اثر مخرب دارد.
سوء مصرف الکل با برخی اختلالهای ذهنی مرتبط است و میزان خودکشی در الکلیها بسیار بالاست. افسردگی در الکلیها و کسانی که سوء مصرف الکل دارند، بسیار زیاد است. قبلا بحث بر سر این بود که آیا کسانی که سوء مصرف الکل دارند، کسانی هستند که دچار اختلال افسردگی ماژور هستند و با این کار خود درمانی میکنند (در بعضی موارد درست است).
اما بررسیهای اخیر نشان میدهد که مصرف بیش از اندازه و دائمی الکل، خود سبب پیشرفت اختلال افسردگی در بسیاری از افرادی است که سوءمصرف الکل دارند. مصرف طولانی مدت بنزودیازپین تجویزی یا سوء مصرف دائمی آن به همان اندازه که با افسردگی مرتبط است، با خودکشی ارتباط دارد. هنگام تجویز این ماده به خصوص برای بیمارانی که ریسک خودکشی دارند، باید دقت کرد. در یک بررسی، هر چند اندازه نمونه کوچک بود، ریسک خودکشی یا آسیب رساندن به خود، در نوجوانانی که بنزودیازپین مصرف کردند، افزایش یافت.
اثرات بنزودیازپین به طور خاص در گروه سنی زیر 18 سال نیاز به بررسی بیشتری دارد. در استفاده از بنزودیازپین در نوجوانان افسرده باید احتیاط کرد. خودکشی یک نتیجه عمومی وابستگی دائمی به بنزودیازپین است. سوء مصرف بنزودیازپین یا دیگر مواد CNS آرامبخش ریسک خودکشی را در افرادی که سوء مصرف مواد دارند، افزایش میدهد. بر اساس یک تحقیق، 11 درصد مردان و 23 درصد زنانی که عادت سوء مصرف یک ماده آرامبخش خوابآور را دارند خودکشی میکنند.
مطالعات گوناگونی انجام شده تا نشان دهند که بین مصرف سیگار، انگیزه خودکشی و اقدام به خودکشی ارتباط مستقیم وجود دارد یا نه؟ در بررسی که روی پرستاران انجام شد، ریسک خودکشی در افراد، با مصرف یک تا 24 نخ سیگار در روز، دو برابر و با مصرف 25 نخ یا بیشتر، چهار برابر افرادی بود که هرگز سیگار مصرف نکرده بودند.
در یک بررسی که روی 300هزار سرباز مرد آمریکایی صورت گرفت، ارتباط قطعی بین خودکشی و سیگار کشیدن مشاهده شد، به طوری که میزان خودکشی آنهایی که بیشتر از یک بسته سیگار در روز مصرف میکردند، دو برابر کسانی بود که هرگز سیگار مصرف نکرده بودند.
در ایالات متحده 16.5 درصد خودکشیها مرتبط با الکل است. الکلیها پنج تا بیست برابر بیشتر تمایل به خودکشی دارند. در حالی که سوء مصرف سایر داروها ریسک را 10 تا 20 بار افزایش میدهند. در حدود 15 درصد الکلیها خودکشی میکنند و 33 درصد خودکشیهایی که در سن زیر 35 سال اتفاق میافتد، مرتبط با سوء مصرف الکل یا سایر داروهاست. بالاتر از 50 درصد خودکشیها مرتبط با الکل و داروهاست، در جوانی سوء مصرف الکل و داروها تا حد 70 درصد در خودکشیها نقش دارد.
نرخ ملی خودکشی به طور مشخصی بین کشورها و در بین نژادها و قومها در یک کشور متفاوت است. برای مثال در ایالات متحده در نژاد سفید غیرلاتین، نزدیک به 2.5 برابر تمایل به خودکشی نسبت به نژاد آفریقایی آمریکایی یا اسپانیایی دارند. در بریتانیا میزان خودکشی در دو قسمت مختلف کشور بسیار متفاوت است. برای مثال در اسکاتلند میزان خودکشی دو برابر انگلستان است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


