از ترس زورگیران چاقو برمیداشتم
کد خبر: ۳۳۰۵۳۷
| | 5619 بازدید
کامران، پسر جوانی است که به ارتکاب دو قتل در دو نزاع خیابانی جداگانه متهم شده و اکنون در بازداشت بهسر میبرد. او در جنایت اول جوانی به نام داریوش را کشت و در جنایت دوم جوان 27سالهای به نام امین را به قتل رساند. او امین را نمیشناخت و دعوای اصلی بین دوستان قاتل و مقتول و به دلیل اختلافات مالی بهوقوع پیوست و کامران با دخالت در این ماجرا دست به قتل زد.
به گزارش شرق، ماجرای دستگیری کامران دو روز قبل در صفحه حوادث منتشر شده بود. اکنون گفتوگو با این متهم را بخوانید:
چرا مرتکب قتل شدی؟
قتل اول وقتی اتفاق افتاد که پدرم تازه فوت شده بود. داریوش سر جریانی که به او ربطی نداشت به من فحش داد و در نهایت موضوع به درگیری منجر شد که من او را با چاقو زدم و بعد فهمیدم فوت شده است. داریوش در حمایت از یکی از دوستانمان به نام حسن که 40هزارتومان به من بدهکار بود وارد ماجرا شده بود. البته من قبلا اسپیکر ضبط ماشین حسن را که صدهزارتومان میارزید، گرو گرفته بودم.
داریوش را از قبل میشناختی؟
او را فقط یکی، دو بار در محل دیده بودم و اصلا شناختی از او نداشتم. او همسن و سال من نبود که بخواهم با او دوست باشم. من 24 ساله هستم و او 36 سال داشت. من آن روز اصلا قصد دعوا نداشتم.
تو با داریوش درگیر شدی و او را به قتل رساندی. چطور میگویی قصد دعوا نداشتی؟
داریوش وقتی به سمت من آمد من چاقویم را از جیبم درآوردم و قبل از اینکه از موتور پیاده شود و آن را روی جک بگذارد به سمتش حمله کردم. من نمیدانستم چاقویی که دستم است خراب است و وقتی باز میشود به سختی میتوان آن را بست. همانطور که چاقو دستم بود به سمت داریوش رفتم و چند ضربه محکم با مشت به پهلوی داریوش زدم و همچنان دور او میچرخیدم تا نتواند از موتور پیاده شود. بعد از چند دقیقه داریوش با هر دردسری که بود موتورش را روی جک گذاشت و روبهروی من ایستاد و از شدت درد پهلویش را گرفت اما من فکر کردم میخواهد چاقویش را درآورد و حمله کند به همین خاطر میخواستم با چاقو دستش را زخمی کنم اما انگار اشتباهی چاقو در پهلوی داریوش فرو رفت. من خودم متوجه نشدم چه اتفاقی افتاده است. یکی از دوستان همانموقع رسید و به من گفت چه کردهای دست و چاقویت را نگاه کن. وقتی دیدم خودم ترسیدم. همهچیز خونی بود. حمید به من گفت فرار کن. من خودم شوکه شده بودم و عذرخواهی میکنم که فرار کردم.
بعد از فرار چه کردی؟
به برادرم زنگ زدم تا به محل درگیری برود ببیند چه بلایی سر داریوش آمده است بعد هم به یکی از دوستانم به نام حسین که در زندان با او آشنا شده بودم زنگ زدم و به خانهاش رفتم.
پس سابقهدار هم هستی؟
نه سابقه ندارم. مظنون به سرقت کابل بودم که آخر سر تبرئه شدم. دوستم راننده کامیون بود و من هم با او کار میکردم. ماشینی که با آن کار میکردیم دم دکل برق که ظاهرا دزد به آن زده بود، پنچر شده بود و ما هم بیخبر از همهجا مشغول پنچرگیری بودیم که ماموران آمدند و ما را دستگیر کردند اما بعد تبرئه شدیم.
وقتی فهمیدی داریوش فوت شده است چه کردی؟
فرار کردم. هر چند روز یکبار خانه یکی از اقوام و مدتی هم در خیابان بودم.
در این مدت عذاب وجدان نداشتی؟ نمیخواستی خودت را معرفی کنی؟
چرا عذاب وجدان داشتم اما نمیدانستم چه باید بکنم. سر دوراهیگیر کرده بودم.
ماجرای قتل دوم چه بود؟
بعد از حدود یکماه فرار، حسین پیشنهاد داد به شمال بروم. روز قتل حسین داشت من را به ترمینال میبرد تا سوار اتوبوس شوم. در راه ماشین پسری به اسم مهدی را دیدیم که حسین از او پول میخواست. به همین دلیل ناگهان جلوی ماشین او پیچید و قبل از آنکه مهدی که سمت شاگرد نشسته بود پیاده شود، جلوی در رسید و با دست چند ضربه به صورت او زد. من هم پیاده شدم و دیدم امین که راننده بود به طرف صندوق ماشین رفت تا چوب بردارد و به حسین حمله کند. هرچه گشت چیزی پیدا نکرد. بعد من با او درگیر شدم. در همین هنگام حسین به طرف امین رفت و یک لگد به او زد و من هم یک ضربه چاقو زدم و فرار کردیم.
چطور باخبر شدی امین به قتل رسیده است؟
وقتی که برای قتل اول در بازداشت بودم.
بعد از قتل دوم باز هم فراری بودی؟
در آن مدت باز هم در خانه اقوام بودم و از آنها پول میگرفتم.
آیا اقوامت میدانستند قتل انجام دادهای؟
دقیقا نمیدانستند چه کار کردهام اما میدانستند جرمی انجام دادهام. آنها به پلیس خبر نمیدادند اما خیلی سرد برخورد میکردند و من هم هر بار بعد از چند روز از خانهشان میرفتم.
اعتیاد داری؟
بله. اولینبار در زمان سربازی شیشه کشیدم البته قبل از آن انواع قرصها را مصرف میکردم.
چطور شد که مصرف قرص را شروع کردی؟
اولینبار به توصیه دوستانم مصرف را شروع کردم. میگفتند با قلیان جواب میدهد و من هم امتحان کردم. خوب بود. بعد از آن مصرفم را ادامه دادم. آخرهای خدمت هم مصرف شیشه را شروع کردم و تا موقع دستگیری مصرفم را ادامه دادم.
چطور دستگیر شدی؟
چند ساعتی بود که به خانه عمهام در هشتگرد رفته و خواب بودم. پتو را روی صورتم کشیده بودم که یکدفعه ماموران را بالای سر خودم دیدم و تا به خودم آمدم دیدم توی صورتم اسپری پاشیدند.
چند خواهر و برادر داری؟
فقط یک برادر.
چقدر درس خواندهای؟
سوم دبیرستان.
شغل پدرت چه بود؟
دستفروش بود. اواخر سال 91 فوت شد.
چرا چاقو در جیبت گذاشته بودی؟
یکبار پنج نفر موتورسوار از من زورگیری کردند و هر چه داشتم دزدیدند. بعد از آن چاقو در جیبم میگذاشتم. شب قتل اول چاقو را از کشوی برادرم برداشتم. بعد از آن هم در تمام مدت چاقو داشتم چون فراری بودم و خیلی شبها بیرون میخوابیدم.
شغلت چه بود و آیا جرم دیگری هم انجام دادهای؟
بعد از ترکتحصیل هم کار میکردم. مدتی دستفروشی و مدتی هم مسافرکشی کردم. بعد هم با وانت باربری کردم تا اینکه نگهبان شب کارخانهای شدم.
چرا آنقدر شغل عوض کردی؟
مدتی با ماشین کار میکردم اما چون از ماشین خاطره بد داشتم و بهخاطر ماشین بود که بهعنوان مظنون به کابلدزدی دستگیر شدم، شغلم را تغییر دادم و مدت یکسال بود که نگهبان شب بودم.
به گزارش شرق، ماجرای دستگیری کامران دو روز قبل در صفحه حوادث منتشر شده بود. اکنون گفتوگو با این متهم را بخوانید:
چرا مرتکب قتل شدی؟
قتل اول وقتی اتفاق افتاد که پدرم تازه فوت شده بود. داریوش سر جریانی که به او ربطی نداشت به من فحش داد و در نهایت موضوع به درگیری منجر شد که من او را با چاقو زدم و بعد فهمیدم فوت شده است. داریوش در حمایت از یکی از دوستانمان به نام حسن که 40هزارتومان به من بدهکار بود وارد ماجرا شده بود. البته من قبلا اسپیکر ضبط ماشین حسن را که صدهزارتومان میارزید، گرو گرفته بودم.
داریوش را از قبل میشناختی؟
او را فقط یکی، دو بار در محل دیده بودم و اصلا شناختی از او نداشتم. او همسن و سال من نبود که بخواهم با او دوست باشم. من 24 ساله هستم و او 36 سال داشت. من آن روز اصلا قصد دعوا نداشتم.
تو با داریوش درگیر شدی و او را به قتل رساندی. چطور میگویی قصد دعوا نداشتی؟
داریوش وقتی به سمت من آمد من چاقویم را از جیبم درآوردم و قبل از اینکه از موتور پیاده شود و آن را روی جک بگذارد به سمتش حمله کردم. من نمیدانستم چاقویی که دستم است خراب است و وقتی باز میشود به سختی میتوان آن را بست. همانطور که چاقو دستم بود به سمت داریوش رفتم و چند ضربه محکم با مشت به پهلوی داریوش زدم و همچنان دور او میچرخیدم تا نتواند از موتور پیاده شود. بعد از چند دقیقه داریوش با هر دردسری که بود موتورش را روی جک گذاشت و روبهروی من ایستاد و از شدت درد پهلویش را گرفت اما من فکر کردم میخواهد چاقویش را درآورد و حمله کند به همین خاطر میخواستم با چاقو دستش را زخمی کنم اما انگار اشتباهی چاقو در پهلوی داریوش فرو رفت. من خودم متوجه نشدم چه اتفاقی افتاده است. یکی از دوستان همانموقع رسید و به من گفت چه کردهای دست و چاقویت را نگاه کن. وقتی دیدم خودم ترسیدم. همهچیز خونی بود. حمید به من گفت فرار کن. من خودم شوکه شده بودم و عذرخواهی میکنم که فرار کردم.
بعد از فرار چه کردی؟
به برادرم زنگ زدم تا به محل درگیری برود ببیند چه بلایی سر داریوش آمده است بعد هم به یکی از دوستانم به نام حسین که در زندان با او آشنا شده بودم زنگ زدم و به خانهاش رفتم.
پس سابقهدار هم هستی؟
نه سابقه ندارم. مظنون به سرقت کابل بودم که آخر سر تبرئه شدم. دوستم راننده کامیون بود و من هم با او کار میکردم. ماشینی که با آن کار میکردیم دم دکل برق که ظاهرا دزد به آن زده بود، پنچر شده بود و ما هم بیخبر از همهجا مشغول پنچرگیری بودیم که ماموران آمدند و ما را دستگیر کردند اما بعد تبرئه شدیم.
وقتی فهمیدی داریوش فوت شده است چه کردی؟
فرار کردم. هر چند روز یکبار خانه یکی از اقوام و مدتی هم در خیابان بودم.
در این مدت عذاب وجدان نداشتی؟ نمیخواستی خودت را معرفی کنی؟
چرا عذاب وجدان داشتم اما نمیدانستم چه باید بکنم. سر دوراهیگیر کرده بودم.
ماجرای قتل دوم چه بود؟
بعد از حدود یکماه فرار، حسین پیشنهاد داد به شمال بروم. روز قتل حسین داشت من را به ترمینال میبرد تا سوار اتوبوس شوم. در راه ماشین پسری به اسم مهدی را دیدیم که حسین از او پول میخواست. به همین دلیل ناگهان جلوی ماشین او پیچید و قبل از آنکه مهدی که سمت شاگرد نشسته بود پیاده شود، جلوی در رسید و با دست چند ضربه به صورت او زد. من هم پیاده شدم و دیدم امین که راننده بود به طرف صندوق ماشین رفت تا چوب بردارد و به حسین حمله کند. هرچه گشت چیزی پیدا نکرد. بعد من با او درگیر شدم. در همین هنگام حسین به طرف امین رفت و یک لگد به او زد و من هم یک ضربه چاقو زدم و فرار کردیم.
چطور باخبر شدی امین به قتل رسیده است؟
وقتی که برای قتل اول در بازداشت بودم.
بعد از قتل دوم باز هم فراری بودی؟
در آن مدت باز هم در خانه اقوام بودم و از آنها پول میگرفتم.
آیا اقوامت میدانستند قتل انجام دادهای؟
دقیقا نمیدانستند چه کار کردهام اما میدانستند جرمی انجام دادهام. آنها به پلیس خبر نمیدادند اما خیلی سرد برخورد میکردند و من هم هر بار بعد از چند روز از خانهشان میرفتم.
اعتیاد داری؟
بله. اولینبار در زمان سربازی شیشه کشیدم البته قبل از آن انواع قرصها را مصرف میکردم.
چطور شد که مصرف قرص را شروع کردی؟
اولینبار به توصیه دوستانم مصرف را شروع کردم. میگفتند با قلیان جواب میدهد و من هم امتحان کردم. خوب بود. بعد از آن مصرفم را ادامه دادم. آخرهای خدمت هم مصرف شیشه را شروع کردم و تا موقع دستگیری مصرفم را ادامه دادم.
چطور دستگیر شدی؟
چند ساعتی بود که به خانه عمهام در هشتگرد رفته و خواب بودم. پتو را روی صورتم کشیده بودم که یکدفعه ماموران را بالای سر خودم دیدم و تا به خودم آمدم دیدم توی صورتم اسپری پاشیدند.
چند خواهر و برادر داری؟
فقط یک برادر.
چقدر درس خواندهای؟
سوم دبیرستان.
شغل پدرت چه بود؟
دستفروش بود. اواخر سال 91 فوت شد.
چرا چاقو در جیبت گذاشته بودی؟
یکبار پنج نفر موتورسوار از من زورگیری کردند و هر چه داشتم دزدیدند. بعد از آن چاقو در جیبم میگذاشتم. شب قتل اول چاقو را از کشوی برادرم برداشتم. بعد از آن هم در تمام مدت چاقو داشتم چون فراری بودم و خیلی شبها بیرون میخوابیدم.
شغلت چه بود و آیا جرم دیگری هم انجام دادهای؟
بعد از ترکتحصیل هم کار میکردم. مدتی دستفروشی و مدتی هم مسافرکشی کردم. بعد هم با وانت باربری کردم تا اینکه نگهبان شب کارخانهای شدم.
چرا آنقدر شغل عوض کردی؟
مدتی با ماشین کار میکردم اما چون از ماشین خاطره بد داشتم و بهخاطر ماشین بود که بهعنوان مظنون به کابلدزدی دستگیر شدم، شغلم را تغییر دادم و مدت یکسال بود که نگهبان شب بودم.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


