پیام تهدیدآمیز از جنایت در بیابان خبر میداد
کد خبر: ۳۲۹۸۲۰
| | 7761 بازدید
دو پسر که به آدمکشی در بیابانهای «رباطکریم» متهم هستند دیروز در دادگاه کیفری استان تهران، خود را بیگناه خواندند.
به گزارش فرهیختگان، شامگاه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ پیکر کاردآجین پسر ۲۴ سالهای به نام «علی- ک» در بیابانهای «رباطکریم» تهران پیدا شد و رازگشایی معما در دستور کار افسران اداره آگاهی قرار گرفت.
پلیس در نخستین گام به بررسی پرینت مکالمههای تلفنی «علی- ک» پرداخت و به ارتباط پنهانی وی با دو زن جوان به نامهای «زهرا- الف» و «خدیجه- م » پی برد. به این ترتیب فرضیه جنایت ناموسی قوت گرفت و «زهرا- الف» دستگیر شد.
این زن ۳۱ ساله در بازجوییها گفت: از همان ابتدای زندگی مشترکم با شوهرم اختلاف داشتم. میخواستم طلاق بگیرم که با «علی- ک» آشنا شدم. همان شبی که جنازه «علی» در بیابانهای «رباطکریم» پیدا شد او به خانهام آمده بود. آخر شب برای بدرقهاش جلوی در رفته بودم که یک پژو ۲۰۶ مشکی، توجهم را جلب کرد. دو پسر در آن ماشین نشسته بودند و کشیک میدادند. به محض اینکه «علی» به سر خیابان رسید سرنشینان پژو ۲۰۶ او را تعقیب کردند.
«زهرا- الف» اضافه کرد: چندی پیش دو پسر با «علی» تماس گرفتند و تهدیدش کردند تا ارتباطش را با من قطع کند. شاید همان دو نفر «علی» را کشته باشند.
پلیس در شاخه دیگری از تحقیق میدانی به سراغ «خدیجه- م» رفت و به بازجویی از این زن ۳۷ ساله پرداخت. «خدیجه- م» گفت: برای «علی» وام ۷۰۰ هزار تومانی گرفته بودم. «علی» در پایان هر ماه به دیدنم میآمد و قسطش را به من میداد.
در حالی که پیامکهای رد و بدل شده بین «خدیجه- م» و «علی- ک» از رابطه پنهانی آنان حکایت داشت کارآگاهان به سرنخ تازهای رسیدند. برادر «خدیجه- م» به نام «قاسم» یک دستگاه پژو ۲۰۶ مشکی داشت و نوک پیکان اتهام به سوی وی چرخید.
«قاسم- م» ۲۲ ساله در بازجویی اظهار داشت: چندی پیش متوجه شدم «علی- ک» که از بستگانمان بود به زور وارد خانهمان شده و خواهرم را آزار داده است. اعصابم به شدت به هم ریخته بود که ماجرا را با پسرعمهام «محسن- م» در میان گذاشتم و با نقشهای از پیش طراحی شده «علی» را تعقیب کردیم. سپس پسر هوسران را به بیابانهای «رباطکریم» کشاندیم و با چاقو به جانش افتادیم.
به دنبال اعترافهای این پسر، همدستش هم بازداشت شد و معاونت در جنایت را گردن گرفت. در پی بازسازی صحنه جرم، کیفرخواست صادر و به شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران فرستاه شد. در نخستین نشست رسیدگی به این ماجرا که ششم اسفند ۱۳۹۰ به ریاست قاضی «نورالله عزیزمحمدی» تشکیل شد ابتدا نماینده وقت دادستان تهران، کیفرخواست را خواند. سپس شاکیان خصوصی در جایگاه ویژه ایستادند و برای عاملان جنایت تقاضای تعیین کیفر کردند.
نوبت دفاع به «قاسم- م» که رسید، گفت: من در کشتن «علی» دخالت نداشتم. تحت فشار، جنایت را گردن گرفته و سناریوی دروغین آزار خواهرم را مطرح کرده بودم.
«محسن- م» نیز جنایت در بیابانهای «رباطکریم» را انکار کرد.
در پایان آن نشست، هیات قضایی وارد شور شد و پرونده را برای بررسی دوباره پیام تهدیدآمیزی که در گوشی موبایل «علی- ک» ذخیره شده بود به دادسرا برگرداند. در تازهترین نشست رسیدگی به این ماجرا که دیروز در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری پایتخت به ریاست قاضی «نورالله عزیزمحمدی» تشکیل شد ابتدا نماینده دادستان، کیفرخواست را خواند. «ثقوری» اظهار داشت: با توجه به مدرکهای موجود برای «قاسم- م» اشد مجازات میخواهم. برای «محسن- م» هم به خاطر معاونت در جنایت تقاضای تعیین کیفر دارم.
نوبت دفاع به «قاسم- م» که رسید منکر جنایت شد: «تحت فشار روانی، کشتن علی را گردن گرفته بودم. شبی که علی به قتل رسید من و محسن، پیش دوستمان رحمان بودیم. متاسفانه رحمان در تصادف رانندگی کشته شد و تنها شاهدمان را از دست دادیم.»
«محسن- م» نیز ادعای دوستش را مطرح کرد و خود را بیگناه خواند.
سپس وکیل مدافع «قاسم» و «محسن» گفت: اطلاعات تازهای به دست آوردهام که نشان میدهد موکلانم بیگناه هستند. تقاضا دارم به استناد بند «ن» ماده ۱۸ قانون مجازات، بازجویی از «زهرا- الف» و شوهرش از سر گرفته شود.
در پایان این نشست، هیات قضایی با اعلام تنفس وارد شور شد تا رای صادر کند.
به گزارش فرهیختگان، شامگاه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ پیکر کاردآجین پسر ۲۴ سالهای به نام «علی- ک» در بیابانهای «رباطکریم» تهران پیدا شد و رازگشایی معما در دستور کار افسران اداره آگاهی قرار گرفت.
پلیس در نخستین گام به بررسی پرینت مکالمههای تلفنی «علی- ک» پرداخت و به ارتباط پنهانی وی با دو زن جوان به نامهای «زهرا- الف» و «خدیجه- م » پی برد. به این ترتیب فرضیه جنایت ناموسی قوت گرفت و «زهرا- الف» دستگیر شد.
این زن ۳۱ ساله در بازجوییها گفت: از همان ابتدای زندگی مشترکم با شوهرم اختلاف داشتم. میخواستم طلاق بگیرم که با «علی- ک» آشنا شدم. همان شبی که جنازه «علی» در بیابانهای «رباطکریم» پیدا شد او به خانهام آمده بود. آخر شب برای بدرقهاش جلوی در رفته بودم که یک پژو ۲۰۶ مشکی، توجهم را جلب کرد. دو پسر در آن ماشین نشسته بودند و کشیک میدادند. به محض اینکه «علی» به سر خیابان رسید سرنشینان پژو ۲۰۶ او را تعقیب کردند.
«زهرا- الف» اضافه کرد: چندی پیش دو پسر با «علی» تماس گرفتند و تهدیدش کردند تا ارتباطش را با من قطع کند. شاید همان دو نفر «علی» را کشته باشند.
پلیس در شاخه دیگری از تحقیق میدانی به سراغ «خدیجه- م» رفت و به بازجویی از این زن ۳۷ ساله پرداخت. «خدیجه- م» گفت: برای «علی» وام ۷۰۰ هزار تومانی گرفته بودم. «علی» در پایان هر ماه به دیدنم میآمد و قسطش را به من میداد.
در حالی که پیامکهای رد و بدل شده بین «خدیجه- م» و «علی- ک» از رابطه پنهانی آنان حکایت داشت کارآگاهان به سرنخ تازهای رسیدند. برادر «خدیجه- م» به نام «قاسم» یک دستگاه پژو ۲۰۶ مشکی داشت و نوک پیکان اتهام به سوی وی چرخید.
«قاسم- م» ۲۲ ساله در بازجویی اظهار داشت: چندی پیش متوجه شدم «علی- ک» که از بستگانمان بود به زور وارد خانهمان شده و خواهرم را آزار داده است. اعصابم به شدت به هم ریخته بود که ماجرا را با پسرعمهام «محسن- م» در میان گذاشتم و با نقشهای از پیش طراحی شده «علی» را تعقیب کردیم. سپس پسر هوسران را به بیابانهای «رباطکریم» کشاندیم و با چاقو به جانش افتادیم.
به دنبال اعترافهای این پسر، همدستش هم بازداشت شد و معاونت در جنایت را گردن گرفت. در پی بازسازی صحنه جرم، کیفرخواست صادر و به شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران فرستاه شد. در نخستین نشست رسیدگی به این ماجرا که ششم اسفند ۱۳۹۰ به ریاست قاضی «نورالله عزیزمحمدی» تشکیل شد ابتدا نماینده وقت دادستان تهران، کیفرخواست را خواند. سپس شاکیان خصوصی در جایگاه ویژه ایستادند و برای عاملان جنایت تقاضای تعیین کیفر کردند.
نوبت دفاع به «قاسم- م» که رسید، گفت: من در کشتن «علی» دخالت نداشتم. تحت فشار، جنایت را گردن گرفته و سناریوی دروغین آزار خواهرم را مطرح کرده بودم.
«محسن- م» نیز جنایت در بیابانهای «رباطکریم» را انکار کرد.
در پایان آن نشست، هیات قضایی وارد شور شد و پرونده را برای بررسی دوباره پیام تهدیدآمیزی که در گوشی موبایل «علی- ک» ذخیره شده بود به دادسرا برگرداند. در تازهترین نشست رسیدگی به این ماجرا که دیروز در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری پایتخت به ریاست قاضی «نورالله عزیزمحمدی» تشکیل شد ابتدا نماینده دادستان، کیفرخواست را خواند. «ثقوری» اظهار داشت: با توجه به مدرکهای موجود برای «قاسم- م» اشد مجازات میخواهم. برای «محسن- م» هم به خاطر معاونت در جنایت تقاضای تعیین کیفر دارم.
نوبت دفاع به «قاسم- م» که رسید منکر جنایت شد: «تحت فشار روانی، کشتن علی را گردن گرفته بودم. شبی که علی به قتل رسید من و محسن، پیش دوستمان رحمان بودیم. متاسفانه رحمان در تصادف رانندگی کشته شد و تنها شاهدمان را از دست دادیم.»
«محسن- م» نیز ادعای دوستش را مطرح کرد و خود را بیگناه خواند.
سپس وکیل مدافع «قاسم» و «محسن» گفت: اطلاعات تازهای به دست آوردهام که نشان میدهد موکلانم بیگناه هستند. تقاضا دارم به استناد بند «ن» ماده ۱۸ قانون مجازات، بازجویی از «زهرا- الف» و شوهرش از سر گرفته شود.
در پایان این نشست، هیات قضایی با اعلام تنفس وارد شور شد تا رای صادر کند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


