در سال اتحاد ملي، جامعه در اوج سوءتفاهم و بيتفاوتي است
كساني كه صاحب قدرت و رأي هستند، بايد فرصتهايي فراهم كنند كه نخبگان جامعه، شريفترين، صادقترين به ويژه كارآمدترين افراد، مقدرات كشور را به دست گيرند...«عوامزدگي و عوامفريبي» سم مهلك اراده انسان است كه گاه مجبور ميشوي تحت تأثير عوامگرايي، اراده مشفقانه را لگدمال كني.
کد خبر: ۳۲۸۶
| | 9520 بازدید

وي به خبرنگار «تابناك» درباره موضوع بيتفاوتي سياسي جامعه اظهار داشت: كساني كه صاحب قدرت و رأي هستند، بايد فرصتهايي فراهم كنند كه نخبگان جامعه، شريفترين، صادقترين، كارآمدترين، تأكيد ميكنم به ويژه كارآمدترين و صادقترين افراد، بيايند و مقدرات كشور را به دست گيرند؛ به علاوه، كساني كه به «قدرت» ميرسند و مقدرات مردم را در اختيار ميگيرند، بايد نسبت به مردم «صادق» باشند و از «علم» كمك بگيرند...
رئيس شوراي سياستگذاري نشريه شهروند امروز، اظهار داشت: در كشورهاي جهان سومي، مثل ما (ايران) كه عقبماندگي تاريخي داريم، حقوق فرد و اجتماع، كمتر تعريف شده است. «توانمندي» يا «باتفاوت بودن» در مقاطعي جهشي اتفاقاتي افتاده كه نامش را «انقلاب» ميگذاريم.
از انقلاب آغاز كرديم. اگر بخواهيم ادعا كنيم وقتي 98 درصد مردم، اعلام وفاداري به نظام ميكنند، با جريان حاكم موافقند، «نقطه درخشان» ارتباط و اعتماد است. از اينجا به بعد، بيتفاوتيها يا كمتفاوتيها دچار تنازع و فراز و فرود ميشود. به هر حال هر مقدار كه رهبران، حاكمان و مديران و كساني كه حوزهاي از قدرت را در اختيار ميگيرند و به تكاليف پا به پاي قدرت تفويضي وفادار باشند، طبعا رابطه متصل دلبستگي فرد و جامعه را حفاظت و صيانت ميكنند، اما اگر اين حقوق با تكاليفي كه با هم تلازم دارد، فاصله گرفت، امكان سوءاستفاده و در پي آن، كماعتمادي و در صورت طولاني بودن اين رفتار، بياعتمادي و بيتفاوتي پديد ميآيد...
عطريانفر گفت: اوج عدم بيتفاوتي در سه دهه تاريخ پس از انقلاب را تنها در دهه نخست انقلاب شاهديم. از سال 57 تا 68. از سال 68 به اين طرف، اين عدم «بيتفاوتي» رنگ باخته. در مقاطعي به عنوان «صداي اعتراض»، نوعي وحدت اجتماعي را نشان ميداده كه اوج اينگونه رفتار (صداي اعتراض) دوم خرداد 76 بود، اما ريشه بيماري بيتفاوتي از درون جامعه رخت برنبسته و امروزه در اوج سوءتفاهمها و بيتفاوتيها هستيم. امسال، سال اتحاد ملي است. شعار شريفي است. حتما در نگاه مقام رهبري اين بوده كه «اتحاد ملي» دچار ضعف شده كه ايشان تأكيد ميكنند به «اعتصام ملي» اصل شايستهاي است...
وي توضيح داد: ميتوانيم بگوييم كه دوران انقلاب تا پايان جنگ تحميلي، همبستگي و همگرايي بين «فرد و جامعه» وجود داشته است، اما از سال 68 نتوانستند همسويي سهگانه سياستها، سازمانها و راهبري و هدايتها را به گونهاي تنظيم كنند كه به تعلقات جامعه پاسخ دهند؛ اين گسست، فاصله بين حاكميت و مردم را بيشتر كرده است.
پس اگر «رهبران»، «سازمانها» و «سياستها» نسبت به هر يك از جمعيت هفتاد ميليوني كه هفتاد ميليون «پايه» هستند، يك هفتاد ميليونيوم فشار ميآورند، به همان مقدار هم «سرويس و خدمات» بايد برسانند...
متن كامل را در ستون گفتوگو بخوانيد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
اما در مورد اظهارات آقای عطریان فر : ظاهرا" بازی با کلمات و الفاظ مد شده شما اگر با دقت صحبتهای ایشان را بخوانید ملاحظه میکنید در جائی اوج بی تفاوتی را از57 تا 68 میدانند در صورتی که اوج مشارکت و حضور مردمی در جنگ بود و در پایان آنرا دوران همگرائی بین .. میدانند خوب یکی نیست بگه اگه مردم در آن مقطع بی تفاوت بودند چه میشد ؟ متاسفانه امروز مردم مثل گوشت قربونی زیر دست جناهها هستند.بند بند سخنان ایشان قابل تحلیل است اما نه شما چاپ میکنید و نه ...
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟




