صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

جنایت؛ افراط در برون‌ریزی خشم

گفت‌وگو با ناصر قاسمزاد
کد خبر: ۳۲۷۱۳۰
| |
6465 بازدید
بسیاری از متهمان به قتل وقتی تحت‌بازجویی قرار می‌گیرند، داشتن کینه نسبت به مقتول را انگیزه اصلی خود در ارتکاب جنایت عنوان می‌کنند. گاه کینه به حدی می‌رسد که قاتلان به کشتن طرف مقابل بسنده نمی‌کنند و بعد از قتل نیز با انجام اعمالی مانند آتش‌زدن یا مثله‌کردن جسد، سعی دارند خشم خود را بیشتر نشان دهند. در گفت‌وگو با ناصر قاسمزاد، روانشناس و استاد دانشگاه به بررسی اینگونه جنایت‌ها پرداخته‌ایم.

کینه چرا و چگونه در نزد افراد شکل می‌گیرد؟

در بستر سالم رشد شخصیتی، انتظار می‌رود افراد بتوانند مسایل و مشکلات خودشان را در فضای سالم و خوش‌بینانه مطرح کنند و به نتیجه‌گیری برسند. معمولا مشکلات رفتاری و اخلاقی و مشکلاتی مانند کینه از آنجایی آغاز می‌شود که فضای سالم وجود ندارد و افراد نمی‌توانند مشکلات خودشان را با طرف مقابل مطرح کنند. جایگاه افراد، زورگویی‌ها، رفتارهای بدبینانه‌اش و تحقیر و تمسخر و... همه و همه می‌تواند دلایلی باشد که فرد دچار خشم فروخورده شود و خشم فروخورده را در قالب کینه و انتقامجویی با خود یدک بکشد. در واقع کینه، نفرتی است که فرد نسبت به رفتار شخص مقابل در شرایط خاص پیدا می‌کند و چون نمی‌تواند خواسته خود را به آن فرد ابراز کند، حسی که از آن به عنوان کینه و انتقامجویی یاد می‌کنیم به عنوان نیازی واپس‌زده شده در نزد فرد ثبت می‌شود.


پس اگر بخواهیم خلاصه بگوییم، کینه انباشت خشم فروخورده شده است که به‌طور غیرطبیعی بروز پیدا می‌کند.


این تعریف درست است. هر وقت فردی فرصت پیدا کند این خشم را روی فرد دیگری به صورت حضوری یا غیرحضوری ابراز کند، می‌گوییم او کینه‌ای از آن شخص داشته که حالا خودش را تخلیه کرده است.


چه عواملی در شکل‌گرفتن کینه موثر هستند؟


در شرایطی که حق فرد ضایع شود، کینه هم شکل ‌می‌گیرد. در سطح جامعه، افرادی وجود دارند که دارای ویژگی‌ها، استعدادها و شرایطی هستند و با توجه به این ویژگی‌ها جامعه نمی‌تواند پاسخگوی آن باشد. وقتی فضای آموزشی، دانشگاهی، مطالعاتی، شغلی و... که حق همه انسان‌هاست برای برخی افراد فراهم نشد، طبیعتا خشم و نفرت نسبت به گروه خاصی که از این امکانات برخوردار هستند به وجود می‌آید. بخشی از این خشم طبیعی و نتیجه کارکرد غلط دستگاه‌های اجتماعی، آموزشی و تامینی جامعه است که امنیت‌ها و تامین‌ها را نمی‌دهند اما اگر در شرایط مساوی یکی به واسطه زیاده‌خواهی و مسایل شخصیتی خودش حقی را از دیگری ضایع کند یا باعث ‌‌شود نیاز شخص دیگری سرکوب شود، اینجا بحث کینه یا خشم بیمارگونه مطرح می‌شود زیرا یکی از طرفین دلیل ایجاد آن است. عوامل محیطی، ژنتیکی و عوامل رشدی می‌توانند دست به دست هم دهند و باعث شوند فرد دچار فراوانی یک رفتار بیمارگونه شود. در واقع هردو بستر ارث و محیط را باید در کنار هم دخیل بدانیم.

 ‌
بنابراین ممکن است فردی که قربانی کینه شده است، خودش مقصر اصلی به‌وجودآمدن آن کینه باشد.


باید شرایط را بررسی کنیم تا ببینیم چه فضایی وجود دارد. بعضی وقت‌ها ممکن است هر دو طرف تقصیر داشته باشند و گاهی ممکن است یکی از طرفین مقصر باشد. مثلا نوجوانی که نیازهای خاص آن دوره سنی‌اش که طبیعی هم بوده‌اند، همیشه توسط پدرش سرکوب می‌شده و در واقع نیازها پاسخ داده نشده است، خشم و کینه‌ای که آن نوجوان نسبت به والدینش می‌گیرد، خشم و کینه طبیعی و قابل‌پیش‌بینی‌ای است و در واقع این والدین هستند که نمی‌دانند با آن خشم چطور برخورد کنند و شرایط و بستر نامناسب را به وجود می‌آورند. این خشم به صورت درگیری با پدر، اعتیاد یا پرخاشگری خودش را نشان می‌دهد و می‌تواند باعث مختل‌شدن روند زندگی اعضای خانواده شود.


به هر حال خشم، احساسی طبیعی است و در همه افراد وجود دارد اما چطور می‌توان فهمید از حد گذشته، تبدیل به کینه شده و خطرناک است؟


خشمی را که منجر به آسیب‌زدن به خود و دیگری شود بیماری می‌نامند. فرد بزهکار در برون‌ریزی خشمش دچار افراط و تفریط می‌شود. اگر فردی که آسیب‌دیده است، واکنشی آگاهانه از خود نشان دهد که از لحاظ روحی و جسمی باعث آسیب به خود یا دیگری شود مرتکب جرم شده است و اگر این واکنش مربوط به روابط عاطفی و روانی باشد، بیماری است. ما هردو این نوع رفتارها را غلط می‌دانیم و باید بررسی و آسیب‌شناسی شود. خشم نباید آسیب‌زا باشد.


در پرونده‌های جنایی ما مواردی را داریم که مجرم پس از اینکه قربانی خود را به قتل رساند، به جسد هم صدمه می‌زند. دلیل چنین رفتاری چیست؟


این نشانه اختلالات شخصیتی شدید روانی است. فرد آنقدر دچار اضمحلال شخصیتی شده که خشم سراپای وجودش را گرفته است. این افراد، انسان‌های خطرناکی هستند که در دو گروه بزهکار یا بیمار دسته‌بندی می‌شوند. انسان سالم هرچقدر هم دچار کینه و خشم باشد، نمی‌تواند مرگ دیگری را تحمل کند، چه رسد به اینکه بعد از مرگ چنین کارهایی را انجام دهد. چنین اشخاصی از دیدگاه روانشناسی بیمار هستند.


آیا ممکن است منشأ کینه جای دیگری باشد و در جای دیگری تخلیه شود. مثلا قربانی هیچ نقشی در شکل‌گیری کینه در قاتل نداشته باشد؟


افراد ممکن است در بستر رشد و در دوران کودکی‌شان آنقدر سختی دیده باشند که این خشم‌ها را در بزرگسالی و در زندگی شغلی، روابط بین فردی، رابطه با همسر یا در محیط‌های اجتماعی بیرون بریزند. به هر حال شخصیت، رشد پیوستاری یکسانی دارد که از کودکی به نوجوانی و از نوجوانی به جوانی متصل می‌شود و همه این خشم‌ها و عقده‌هایی که در دوره‌های مختلف در روان و ذهن فرد شکل می‌گیرد اگر درمان نشود، می‌تواند بعدها خودش را به صورت انفجاری در رفتارهای پرخاشگرانه نشان دهد.

‌ به هر حال در اطراف ما افرادی وجود دارند که دچار اختلالات روانی هستند و به‌طور قطع تعدادی از آنها نیز دچار خشم‌های فروخورده و کینه هستند و ممکن است رفتارهای آسیب‌زایی از خود نشان دهند، چطور باید آنها را شناسایی کنیم و در برابر آنها چه واکنشی باید نشان داد که آسیب نبینیم؟

چنین افرادی معمولا رفتارهای مشخصی در جمع خانواده و دوستان از خودشان نشان‌ می‌دهند. آنها اشخاصی با تحریک‌پذیری و حساسیت بالا، زودرنج و پرخاشگر هستند. این علایم مشخص است و افرادی که با چنین کسانی سروکار دارند باید آنها را در اولین فرصت به مراقبت‌های بهداشت روانی ارجاع دهند. در چنین مواردی حتما باید به مشاور و روانشناس مراجعه شود و در مورد راه‌های مقابله با خشم و پرخاشگری توسط اطرافیان فرد بازبینی و آموزش‌های لازم به آنها داده شود. بعضی اوقات برای چنین اشخاصی بازسازی عمیق شخصیتی لازم است که ما اسم آن را روان‌درمانی می‌گذاریم. در این فرآیند عقده‌های روانی گذشته و حال فرد، بررسی و راه‌های سازگاری و کنارآمدن با زندگی دوباره به او آموزش داده می‌شود. بهترین توصیه این است که اگر در اطرافمان یکی از این افراد را می‌بینیم سعی کنیم او را به آرامش دعوت کنیم و وی را به سوی کمک‌گرفتن از خدمات تخصصی روانی هدایت کنیم.

منبع: شرق
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟